نگاهي به رمان «نقاب شيشه‌اي»


رمان «نقاب شيشه‌اي» نوشته محمدعلي آقا ميرزايي به ماجراي كودتاي پايگاه شهيد نوژه همدان مي‌پردازد كه در آن، ابعاد مختلف اين رويداد بزرگ در تاريخ معاصر كشورمان براي مخاطب روايت مي‌شود.
نوشتن داستان بر اساس وقايع تاريخي يكي از شكل‌هاي معمول داستان‌نويسي از گذشته‌هاي دور تا حالا بوده و هست. در اين شكل از داستان‌نويسي، نويسنده بر اساس رويدادهاي يك واقعه تاريخي يا زندگي يك يا چند شخصيت تاريخي داستاني مي‌نويسد كه محورهاي اصلي داستان را‌‌ همان واقعه يا شخصيت تاريخي تشكيل مي‌دهند و در كنار آن، صحنه‌پردازي، توصيف و خرده روايت‌هاي‌گاه خيالي نويسنده به كليت داستان شكل تازه‌اي مي‌بخشد . در نتيجه روايت تازه‌اي از آن واقعه يا شخصيت تاريخي بيان مي‌شود. يكي از تازه‌ترين آثار در اين زمينه، داستان «نقاب شيشه‌اي» نوشته محمدعلي آقا ميرزايي است كه رويدادهاي آن بر اساس ماجراي كودتاي پايگاه شهيد نوژه همدان شكل گرفته است. نحوه روايت داستان به گونه‌اي است كه در ابتدا زندگي يك روزنامه‌نگار (آقاي محمودي) روايت مي‌شود كه در سرويس پايداري يكي از روزنامه‌هاي كشور مشغول كار است. او در لا به لاي كارهاي معمول و روزمره خود، براي انتشار يك ويژه‌نامه درباره ماجراي كودتاي پايگاه شهيد نوژه همدان عازم اين شهر مي‌شود تا اطلاعات لازم درباره اين ماجرا را جمع‌آوري كند. در غياب او، برخي از همكارانش در روزنامه عليه او جوسازي مي‌كنند و سفر او به شهر همدان را در راستاي كارهاي شخصي وي قلمداد مي‌كنند. زمان حال روايت در داستان به همين موضوع مي‌پردازد، اما وقايع اصلي رمان كه مربوط به ماجراي كودتاي پايگاه شهيد نوژه است و در گذشته اتفاق افتاده در قالب روايت‌هاي كوتاه و ‌گاه طولاني از زبان افراد مختلف بيان مي‌شود. كليت كار بر اساس روايت‌هاي پراكنده شكل گرفته كه در واقع، مانند تكه‌هاي يك پازل شكل نهايي اثر را تشكيل مي‌دهند. مراجعه به خاطرات مسئولان وقت كشوري در زمان وقوع حادثه و بهره‌گيري از مقالات، تحليل‌ها و گزارش‌ها و مصاحبه‌هاي روزنامه‌هاي آن زمان از بخش‌هاي اصلي داستان است. نحوه استفاده از مطالب آرشيوي مرتبط با موضوع داستان هم به اين شكل است كه راوي در جريان تهيه مطالب ويژه نامه به همكاران خود سفارش تهيه مطلب داده و هنگامي كه همكارانش مطالب را به دست او مي‌رسانند، ابتدا شرح مختصري در توصيف زمان حال بيان مي‌شود و بعد از آن، كل مقاله يا گزارش در ادامه داستان گنجانده مي‌شود. «خانم مرادي (يكي از خبرنگاران) اصرار مي‌كند تا مطلب او را بخوانم و نظر بدهم. مي‌گويد كه مدت‌ها تحقيق كرده تا آن را نوشته است... براي انتخاب تيتر بايد مطلب را كاملاً بخوانم و در عين حال ويرايش كنم. مرادي تحقيق خود را چنين آغاز كرده است: «يكي از رويدادهاي مهم تاريخ انقلاب اسلامي، كودتاي معروف نوژه بود. اين كودتا به دليل آنكه قرار بود از پايگاه هوايي شهيد نوژه همدان آغاز شود به كودتاي نوژه معروف گرديد. آژانس جاسوسي امريكا (سيا) به كودتاي نوژه اميد زيادي بسته بود و آن را ضربه نهايي و قطعي بر پيكر نظام نوپاي جمهوري اسلامي مي‌پنداشت و اهميت آن را بيش تجاوز نظامي صدام ارزيابي مي‌كرد...» به اين شكل، در مقاله‌ها و گزارش‌هاي بعدي هم از زواياي مختلف به ابعاد گوناگون ماجراي كودتاي پايگاه شهيد نوژه همدان پرداخته مي‌شود و در ‌‌نهايت مخاطب كتاب در عين خواندن يك داستان امروزي درباره كار عده‌اي از روزنامه‌نگاران در يكي از روزنامه‌هاي كشور، با يكي از وقايع مهم تاريخ معاصر كشورمان هم آشنا مي‌شود. رمان نقاب شيشه‌اي به قلم محمدعلي آقاميرزايي، محصولي از ستاد كنگره شهداي استان همدان است كه مديريت اجراي آن را علي رستمي انجام داده و با طراحي و صفحه آرايي مجيد اكبرزاده در 180 صفحه و با شمارگان 3000 نسخه توسط نشر فاتحان در تهران به چاپ رسيده است.

خبرگزاري فارس

Design: Tohid Niknami www.niknami.ir