اصلاحات ارضي در ايران

آئیز عزمی


مطالب موجود در مورد اصلاحات ارضي را مي توان به دو دسته وسيع تقسيم كرد . دسته اول شامل مطالعات كلي است كه درباره اصلاحات ارضي انجام شده و از آن به دليل شكستن مناسبات ارباب رعيتي دفاع شده است .نظير لمپتون و واريرز . برخي ديگر از محققان ، اصلاحات ارضي را يك رفرم بورژوازي قلمداد كرده اند مثل كدي ، كاتوزيان ، ريچاردز و خسروي . دسته دوم كه جهت درك چگونگي انتقال جامعه روستايي سنتي ايران به يك جامعه مدرن از نظريه نوسازي كمك گرفته اند .
اصلاحات ارضي
توزيع مجدد منابع كشاورزي يك كشور را مي گويند . از نظر سنتي اصلاحات زراعي يا ارضي به توزيع مجدد زمين محدود شده كه در خود گستره وسيعي شامل تغييرات در نهاده ها ، اعتبارات ، ماليات بندي و تعاوني ها دارد . اصلاحات زراعي مي تواند منجر به بهره وري پايين خصوصاٌ در شكل هاي جمعي شود . اما اگر اين اصلاحات در جهت انتقال منابع به كشاورز باشد مي تواند سبب افزايش بهره وري شود . اصلاحات ارضي از نظر تاريخي نوعي برگشت به حساب مي آيد . تاريخ يونان و روم پر از كشمكش هايي است كه بين مالكين و روستاييان بي زمين صورت گرفته است . در قرون وسطي تقاضا براي اصلاحات ارضي ، دهقانان را به سمت شورش هدايت مي كرد . نظير انقلابهاي دهقانان در انگليس كه بوسيله جان بال و وات تايلر در 1381 صورت گرفت و همين طور جنگ دهقانان در آلمان در تاريخ 1526-1524.
وضعيت روستاهاي ايران قبل از اصلاحات ارضي
واحد كشاورزي در ايران ده است كه زمين هاي آيش و زير كشت در اطراف آن پراكنده است . خانه هاي زارعين و اماكن عمومي مثل مسجد ، حمام و راهها و ... در داخل ده قرار دارند . از قديم دهات به 6 قسمت تقسيم مي شده كه هر يك را دانگ مي گفتند . اين دانگها لزوماٌ با هم برابر نبودند . واحد اراضي در اغلب دهات جفت است . اين جفت مقدار ارضي است كه توسط يك جفت گاو شخم زده مي شود . البته اين ميزان هم در جاهاي مختلف متفاوت است .
حق استفاده از زمين زراعي در ده را نسق مي گفتند بدون اين كه حق مالكيت اين اراضي را داشته باشند . يكي از سنت هاي خوب در اغلب دهات تغيير محل زراعت در سال هاي مختلف بوده است تا زمين هاي با كيفيت متفاوت در دست مردم بچرخد . در بعضي مواقع عده اي از زارعان گروههايي را به نام بنه تشكيل مي دادند . هر بنه توسط سر بنه اداره مي شد كه مسئول دادن سهم هر مالك به زارع بود . گفته مي شود كه بنه ها به جهت مشكلات كمبود آب تشكيل شده است . در واقع زارعان به جاي تقسيم آب بين خود ، زمين هاي خود را يكي يكي آبياري مي كنند . مثلاٌ اگر زارعان مجبور باشند زمين خود را 15 روز يكبار آبياري كنند 15 بنه تشكيل مي شود .
هر روستا داراي يك كدخدا بوده است . كدخدا توسط مالك تعيين مي شد . گاو بند هم كسي بود كه صاحب زمين نبود ولي داراي سرمايه نقدي و بذر و خيش و ... بود . در بين روستاييان افرادي زندگي مي كردند كه بدانها خوش نشين مي گفتند . اين افراد كار كشاورزي نمي كردند ولي ممكن بود داراي مغازه باشند ، در معادن كار كنند . آخرين گروه پيله وران بودند كه بار خود را پشت موتو سيكلت مي كردند به روستا مي آوردند و در بين مردم به فروش مي رساندند . البته لزوماص ساكن روستا نبودند .
نظام هاي بهره برداري روستايي قبل از اصلاحات ارضي
شامل موارد متعدد و بيشماري بودند كه در اينجا به چند مورد اشاره مي شود .
خرده مالكي : محدود به زارعاني با مالكيت كمتر از يك دانگ زمين مي شد .عمدتاٌ كار خود با كمك اعضاي خانواده خود انجام مي دادند .
اجاره داري :در مناطق معتدل وجود داشت ، خصوصاٌ در شمال كشور . البته معمولاٌ قرارداد بين مالك و كشاورز توافقي بود و حالت رسمي در ايران وجود نداشت .
مزارعه:عقدي كه به موجب آن احد طرفين زميني را به مدت معين به طرف ديگري مي دهد كه آن را زراعت كند و محصول را تقسيم كند . بر اساس پنج عامل كار ، بذر ، آب ، زمين و وسيله شخم بوده است .
غارس و مالكي:عمدتاٌ در مناطق خرما خيز بوده است . مالك زمين ، آب و نهال را در اختيار زارع گذارده ، زارع از محصول نگهداري كرده تا به بار بنشيند . دو سوم نخلستان به مالك و يك سوم آن را زارع بر مي دارد به علاوه يك دهم محصول تحت نام حق باغباني به زارع داده مي شود . شخص ديگري به نام خراس نيز در اين بين وجود داشته كه وظيفه ارزياب را انجام مي داده است . وي مقدار محصول موجود در باغ را خراس يا برآورد مي كند و سپس متعهد است كه سهم تعيين شده براي ملك را در موقع برداشت محصول به مالك بدهد.غارس در اين جا فوق باغبان بوده است و وظايف باغباني نيز در آن مستتر است .
مراحل اصلاحات ارضي در ايران
مرحله اول1343-1341:شامل تقسيم اراضي بزرگ مالكان غايب از ده بود . تحت اين قانون ، مالكيت زمين به طور دسته جمعي به زارعان به نسبت ميزان نسق آن ها واگذار گرديد . زارع حقي نسبت به زمين نداشت . زارعان مجبور بودند جهت اداره زمين هاي ده خود در تعاوني هاي روستايي عضو شوند . حداكثر حق مالكيت كه يك مالك مي توانست داشته باشند يك ده شش دانگ بود .
مرحله دوم1344-1347:هدف حذف نظام سهم بري بدون تغيير نظام بهره برداري بود . دهاتي كه در مرحله اول مستثني شده بودند بايد يكي از راههاي زير را انتخاب مي كردند .
-  اجاره به رعايا 30ساله كه در هر 5 سال قابل تمديد بود .
-  فروش اراضي خود به رعايا
-  تقسيم به نسبت بهره مالكانه
-  تشكيل واحد زراعي مشترك
-  خريد حق ريشه زارعان
مرحله سوم اصلاحات ارضي1347-1349
تلاش در جهت حذف نظام ارباب رعيتي صورت گرفت . اين مرحله جهت تثبيت نظام اصلاحات ارضي صورت گرفت . در اين مرحله مالكان دو راه داشتند :
فروش زمين به كشاورز
تقسيم زمين بين مالك و زارع بر اساس حق مالكيت
نظام هاي بهره برداري تشكيل شده در دوران اصلاحات ارضي
در دوران اصلاحات ارضي نظام هاي بهره برداري مختلفي همزمان با وقوع تغييرات ناشي از اصلاحات به وجود امد كه شامل موارد زير است .
تعاوني هاي توليد روستايي:
در سال 1349 جهت مقابله با مسايل ناشي از اصلاحات ارضي و با هدف اعمال مديريتي واحد و تخصصي در جهت حداكثر بهره برداري از منابع آب و خاك ، انجام كارهاي زيربنايي ، استفاده صحيح از نهاده ها و وسايل و ماشين آلات كشاورزي و افزايش توليد و درآمد سرانه كشاورزان روستايي و بهبود زندگي آنان ...قانون تعاوني نمودن توليد و يكپارچگي اراضي با حفظ مالكيت فردي زارع در حوزه عمل شركت هاي تعاوني توليد روستايي تصويب شد . اين تعاوني ها علي رغم موفقيت در عرصه توليد در زمينه خريد محصول و عرضه به موقع خدمات مورد نياز روستاييان ، هنوز نتوانسته اند جايگزين پيله وران گردند .
سهامي زراعي
قانون و اساسنامه شركت هاي سهامي زراعي در سال 1346 تصويب شد و پي از آن تا سال 1357 حدود 93 شركت در 851 روستا با بيش از 30000 عضو سهامدار با هدف افزايش درامد سرانه كشاورزان و بهبود شرايط زندگي آنان از طريق ايجاد امكانات لازم براي بكارگيري ماشين آلات كشاورزي ، استفاده از روش ها و فنون نوين كشاورزي ، افزايش سطح زير كشت ،توسعه فعاليت هاي غير كشاورزي ، استفاده از نيروي انساني نوين كشاورزي ، افزايش سطح زير كشت ، توسعه فعاليت هاي غير كشاورزي ، حداكثر استفاده از نيروي انساني فعال موجود در روستاهاي كشور و جلوگيري از خردشدن و تقسيم اراضي مزروعي تشكيل گرديد . احساس و انگيزه مالكيت يكي از عوامل موثر بر توليد است و چون افراد با عضويت در شركت و واگذاري حق استفاده مطلق و دايم از اراضي خود به هيات مديره اين احساس و انگيزه را از دست مي دهند ، اين امر بر تقليل ميزان كارايي شركت موثر واقع مي شود .
كشت و صنعت ها
واحد هاي كشت و صنعت در سال 1347 با اهداف فني (اجراي سياست هاي يكپارچگي اراضي و كشت ، انجام عمليات زير بنايي ، استفاده صحيح از ماشين آلات و ابزار و ادوات كشاورزي ، كاربرد روش هاي علمي و فنون نوين و پيشرفته كشاورزي)،اقتصادي(رشد توليدات متنوع زراعي و دامي و فراورده هاي آن ها ، افزايش بازدهي عوامل توليد ، استفاده از اعتبارات و پيوند كشاورزي با صنعت در جهت توسعه صنايع تبديلي و تكميلي وابسته به كشاورزي)اجتماعي(مديريت و سازماندهي علمي و تخصصي و ...)فرهنگي(ارتقا سطح دانش علمي و فني)و اكولوژيك(حفظ منابع خاك ،آب،مراتع و جنگل ها...)تاسيس و به سرعت رو به گسترش نهاد.
اصلاحات ارضي بعد از انقلاب اسلامي
بعد از اقلاب با توجه به فرار زمين داران بزرگ و همچنين مساله زمين هاي دولتي و خاندان پهلوي اقداماتي به شرح زير صورت گرفت .
تشكيل شوراي اسلامي:در دهم شهريور 1361 تصويب شد . در اين قانون كدخداها ، خانه انصاف و نظاير آن كه قبل از انقلاب بوجود آمده بودند حذف شد .
طرح خانه هميار روستا:توسط شورا معرفي مي شد و جهاد سازندگي حكم مربوطه را صادر مي كرد . عمدتاٌ وظيفه اجرايي داشت و به علت عدم موفقيت شوراها و نبود كدخداها ايجاد شدند .
شوراي عمران و طرح تشكيل دفتر عمران روستا:هيات 5 نفره اي جهت همكاري مردم با بنياد مسكن جهت اجراي طرح هاي هادي بوجود آمد . وظايف آن تا حدودي شبيه به هميار روستا است .
دهدار و دهداريها :در سال 1361 قانون مربوطه تصويب شد . طبق اين قانون دهدار نماينده دولت در دهستان است كه جهت تامين امنيت و اجراي سياست عمومي است .
هيات هفت نفره:در سال 1359 به منظور بهره برداري از ارضي مصادره شده ، موات و باير پديد آمد كه شامل زمين هاي موات ، مصادره اي و اراضي زمين داران بزرگ اعم از داير و باير است . اعضاي آن شامل دو نفر نماينده وزارت كشاورزي ، يك نفر نماينده وزارت كشور ، يك نفر نماينده جهادكشاورزي ، يك نفر نماينده حاكم شرع و دو نفر نماينده مردم به تاييد حاكم شرع مي باشد .
واحد توليدي مشاع:در سال 1359 شكل گرفت . شامل گروه هايي 5 تا 15 نفره كه روي يك زمين كار مي كردند . اين زمين توسط دولت واگذار شده و كارهاي عمومي نظير شخم ، كاشت و نظاير آن به صورت مشترك انجام مي شود . هر مشاع داراي سرمشاع يا سرپرست بوده كه وظيفه ارتباط با هيات هاي 7 نفره را بر عهده دارد .
مراجع به كار رفته:
1. ازكيا،مصطفي- جامعه شناسي توسعه و توسعه نيافتگي -انتشارات اطلاعات
2. وثوقي،منصور-جامعه شناسي روستايي-انتشارات كيهان
3. عبداللهي ،محمد-وضعيت نظام هاي بهره برداري در ايران-انتشارات وزارت كشاورزي،معاونت امور نظام بهره برداري
4. عزمي، آئيژ- روند اصلاحات ارضي در چند كشور سوسياليستي- مجله پارس بيولوژي شماره 12و13
5. شعبانعلي ،فمي،حسين - جزوه درسي نظام هاي بهره برداري- دانشگاه تهران

مجله اینترنتی فصل نو

Design: Tohid Niknami www.niknami.ir