گذرستان :: عمليات پنهان

  عمليات پنهان

 

از آغاز تأسيس دولت صهيونيستى در سرزمين فلسطين، سياست برقرارى ارتباط با اقليت‏هاى قومى و نژادى و نفوذ در درون آنها، بخشى از برنامه سران و رهبران اسرائيل را در خاورميانه عربى تا شمال آفريقا تشكيل مى‏داد.
تحريك اقوام و طوايف گوناگون جزئى از توطئه نزاع قومى در جهان اسلام بود كه در چارچوب استراتژى پيرامونى  اسرائيل قرار داشت.
در كتاب ارتباط خطرناك، در ارزيابى اهداف اسرائيل از نفوذ در ميان اقوام و گروه‏هاى مختلف و دامن زدن به اختلافات و درگيرى‏هاى قومى در كشورهاى اسلامى آمده است:
بخش عمده افراد قبيله ايدى امين [ديكتاتور اسبق اوگاندا] موسوم به كاكوا در كنار مرزهاى جنوبى سودان سكنا داشتند. از اواخر دهه 1960 يك جنبش جدايى‏طلب به نام «آنيانيا» در اين منطقه به تحريك اسرائيلى‏ها با دولت عرب و مسلمان مستقر در خارطوم مى‏جنگيد. به گفته منابع اسرائيلى، اين جريان با هماهنگى سازمان سيا انجام مى‏شد. همانند مورد كُردهاى عراق، اين نيز يك كاربرد تاكتيكى از استراتژى پيرامونى [اسرائيل] بود كه بر اساس آن كشورهاى عرب تضعيف مى‏شدند و ثبات خود را از دست مى‏دادند.
به نوشته نشريه عربى زبان الشروق؛ در پژوهش‏هاى انجام شده از سوى اسرائيلى‏ها آمده است كه پس از تأسيس دولت يهود در فلسطين، تماس‏هاى اسرائيل براى حمايت از اقليت‏هاى قومى متوقف نشد، چرا كه ديويد بن‏گوريون تمايل شديد به حفظ و توسعه اين روابط داشت و معتقد بود، كمك به اين اقليت‏ها براى آزاد شدن از سلطه عرب‏ها [مسلمانان] به منافع امنيتى و استراتژيك اسرائيل خدمت مى‏كند. جنبش‏هاى صهيونيستى و سرويس‏هاى وابسته به آن همواره چنين سياستى را در پيش داشته‏اند. آژانس يهود تماس‏هاى خود را در اين ارتباط از دهه 1930 و 1940 در جهان اسلام آغاز كرد. تل‏آويو علت اتخاذ چنين موضعى را اين‏گونه توجيه مى‏كند كه اقليت‏ها در جهان اسلام و عرب با اسرائيل سرنوشت مشتركى دارند و چاره‏اى ندارند كه براى مقابله با فشار اسلام و عرب‏ها در كنار دولت يهود قرار گيرند.
بر اساس منابع اسرائيلى، بن‏گوريون نخست‏وزير و وزير جنگ وقت اسرائيل در سال 1954-1995 با كمك موشه‏دايان رئيس ستاد كل ارتش، طرحى را براى انجام يك كودتا توسط مارونى‏هاى طرفدار اسرائيل در لبنان و حمايت از اين طايفه در هر جنگى عليه مسلمانان تهيه كرد.  همين موضع را اسرائيلى‏ها در قبال كُردهاى عراق و بربرها در مغرب عربى و در قبال جنوب سودان در پيش گرفتند. در طرح اسرائيلى‏ها حتى قبطى‏هاى مصر هم گنجانده شده‏اند؛ در حالى كه اسرائيل، به دشوارى اجراى چنين طرحى، به دليل همبستگى جامعه مصر، معترف است. 

سرّى‏ترين مسأله خاورميانه

اسرائيلى‏ها اجراى سناريوى صهيونيستى نفوذ در مناطق كُردنشين عراق و ايجاد ارتباط با سران، رهبران و اشخاص ذى‏نفوذ كُرد، در قالب «استراتژى پيرامونى» را از همان آغاز به عنوان يك عمليات سرّى و پنهانى به سرويس جاسوسى و اطلاعاتى خود واگذار كردند. آن‏گونه كه از منابع غربى و اسرائيلى برداشت و استنباط مى‏شود، ارتباط اسرائيل با شمارى از رهبران كُردهاى عراق و ميزان نفوذ و حضور جاسوسان و مأموران اطلاعاتى اسرائيل در مناطق كُردنشين عراق، به تدريج چنان شدت، افزايش و عمق پيدا كرد كه به سرعت به صورت يكى از سرّى‏ترين امور در خاورميانه درآمد. ملامصطفى بارزانى، رهبر حزب دمكرات كردستان (عراق) در ماه سپتامبر 1967 از اسرائيل ديدار كرد و يك خنجر انحنادار كُردى به [موشه]دايان هديه كرد. بسيارى بر اين باورند كه حمله كاملاً برنامه‏ريزى شده خمپاره‏اى به پالايشگاه نفت در كركوك در ماه مارس [1967] كار اسرائيلى‏ها بوده است. در سال 1971 به محمدحسنين هيكل، روزنامه‏نگار مصرى گفته شد كه افسران اسرائيلى در كردستان پيوسته در تماس راديويى با اسرائيل بوده و درگير در عمليات جاسوسى در عراق هستند. مطبوعات عراق به‏طور مرتب از حضور اسرائيلى‏ها سخن به ميان مى‏آوردند.
بخش عمده روابط اسرائيل با كُردها همواره در هاله‏اى از اسرار نگهدارى شده است:
جزئيات عملياتى آنچه در كردستان صورت گرفته هنوز هم در اسرائيل پنهان مى‏شود. تحت سانسور قرار مى‏گيرد و احتمالاً براى اين كار دليل خوبى وجود دارد. شاه مسلما هيچ علاقه‏اى به اينكه كُردها واقعا پيروز شوند نداشت و به نظر غيرمحتمل مى‏رسد همدردى اسرائيلى‏ها هم از روى خيرخواهى باشد.
ارتشبد سابق حسين فردوست، در خاطرات خود درباره مسأله كُردها و كردستان مى‏نويسد:
يكى از مهمترين مسائلى كه به تناوب از حدود سال 1340 تا سال 1353 مستقيما به امنيت داخلى كشور ارتباط داشت و در نتيجه ساواك درگير آن بود، مسئله شورش و جنگ‏هاى اكراد عراق با دولت بغداد بود. علت ارتباط اين مسئله با مسائل داخلى ايران روشن است.
كُردها قومى آريايى هستند كه جمعيت آنها بين 8 تا 10 ميليون نفر تخمين زده مى‏شود و در كشورهاى تركيه، ايران، عراق، سوريه و جمهورى‏هاى ارمنستان و آذربايجان شوروى پراكنده هستند. [...] در زمان جنگ جهانى اول اكراد خواستار تشكيل يك كشور مستقل كردستان بودند، ولى سياست انگليس در منطقه ايجاد اين كشور را صلاح ندانست و بعدها نيز غرب تمايلى به اين خواست نشان نداد.
[...] طولانى‏ترين شورش اكراد عليه دولت مركزى در عراق بود كه تا سال 1975 ارتش اين كشور را درگير خود نمود و تنها با معاهده الجزاير پايان يافت.
در همان زمان حكومت خودمختار قاضى‏محمد در مهاباد، گفته مى‏شد كه اكراد بارزانى عراق به رهبرى ملامصطفى در جنگ با دولت نورى‏سعيد، كه از حمايت انگلستان برخوردار بود، شكست خورده و به مهاباد آمده‏اند. با سقوط حكومت قاضى‏محمد، ملامصطفى با حدود 500 سوار از طريق راه‏هاى كوهستانى به سمت قفقاز رفت. [...] ملامصطفى و همراهانش تا زمان دولت عبدالكريم‏قاسم در شوروى بودند [...]. قاسم فرمان عفو عمومى بارزانى‏ها را صادر كرد و ملامصطفى و همراهانش به عراق بازگشتند و تا مدتى با دولت بغداد روابط حسنه داشتند. ولى به تدريج اين روابط تيره شد و مجددا جنگ اكراد عراق با دولت بغداد آغاز گرديد.

پيشمرگه‏ها و ملامصطفى بارزانى

درباره پيدايش و شروع تحركات در ميان كُردهاى عراق در دهه پنجاه ميلادى، مأمور اطلاعاتى سيا چنين نوشته است:
ظهور ناسيوناليسم كُرد در ايران، در عراق نيز بدون بازتاب نماند. در سال 1943 ملامصطفى با عده‏اى از هوادارانش از محل اقامت اجبارى خود در سليمانيه فرار كردند و به موطن خود بارزان رفتند. كوتاه زمان پس از رسيدن او، درگيرى‏هايش با مقامات محلى آغاز شد. در ماه اكتبر قواى ملامصطفىـ كه آن زمان از دويست تن تجاوز نمى‏كردـ در نبرد با نيروهاى پليس محلى پيروز شد. يك ماه بعد، هنگامى كه بر شمار هوادارانش افزوده شده بود، ملامصطفى يك بريگاد ارتش را شكست داد.  ملامصطفى حكومت مستقل خودش را در قلمرو ايلش علم كرده بود و عراقى‏ها در اوايل اوت 1945 قصد كردند به استحكامات او حمله كنند. رئيس هيأت نظامى بريتانيا، ژنرال رنتون معتقد بود كه ارتش عراق هنوز آمادگى همچو حمله‏اى را ندارد. و وقتى به هشدارهاى او مبنى بر اينكه ارتش به همان سرنوشتى دچار مى‏شود كه در سال 1943 به سرش آمده است وقعى گذاشته نشد، او مركز فرماندهى خودش را در خط مقدم در «اربيل» ترك كرد و مشاورانش را نيز از ارتش آماده نبرد شده عراق خارج نمود.
اين موضوع از سوى ديگر نشان مى‏دهد كه انگليسى‏ها نيز در واقع به مصلحت نمى‏ديدند كه اين گروه نسبتا تازه‏پا به دست قواى ارتش دولت عراق به كلى قلع و قمع شوند.
ملامصطفى در همان دوران براى تحكيم موقعيت خود، در صدد ازدواج با دختر رئيس ايل رقيب يعنى زبار برآمد، رهبران اين ايل با بارزانى‏ها سر ناسازگارى داشتند. اما او سرانجام به اين هدف نايل آمد.  اما اين وصلت براى هميشه نتوانست از موقعيت بارزانى‏ها دفاع و حمايت كند. زيرا در اين مقطع عراقى‏ها موفق شدند با ترغيب و تهديد و رشوه، مهمترين رهبران كُرد و از آن جمله پدرزن جديد ملامصطفى و رهبر قبيله زبارـ را از صف متحدان ملا جدا كنند[.] در طول دو هفته پايانى ماه سپتامبر رهبران ايلات ديگر نيز به ايل زبار پيوستند و به عنوان نيروهاى تهاجمى ارتش عراق، ملامصطفى و حاميانش را از استحكامات كوهستانى‏شان بيرون راندند.
اگرچه پيش از جمهورى خودمختار قاضى‏محمد در مهاباد، تحركات قومى و ناسيوناليستى كُردى در مناطق كردنشين عراق، تركيه و... آشكار و مسبوق به سابق بود و حتى مجامع صهيونيستى و قدرت‏هاى غربى در تحريك آن نقش قابل توجه داشتند، ليكن بعضى منابع؛ جمهورى مهاباد را الهامبخش جنبش‏هاى ناسيوناليستى كُردى در منطقه قلمداد كرده‏اند.
به هر روى ملامصطفى را بنيانگذار حزب دمكرات كردستان عراق دانسته‏اند؛ كسى كه نام او با چندين دهه تاريخ و درگيرى‏هاى منطقه كردستان عراق عجين است. به دليل اين ويژگى، شايد چندان بى‏مناسبت نباشد تا به اطلاعات كاملترى از دوران حيات و مبارزات ايشان در اين نوشتار اشاره شود:
ملامصطفى بارزانى پايه‏گذار حزب دموكرات كردستان عراق و كسى كه بيش از چهل سال براى خودمختارى آن خطه مبارزه كرد، در 1902 ميلادى [1281 ]متولد شد. او دوران كودكى و جوانى خود را در دهكده بارزان در مجاورت مرز ايران و تركيه در داخل عراق سپرى كرد. در جوانى به رمه‏دارى مشغول بود. ملامصطفى سواد و اطلاعات مذهبى خود را در مكتب‏خانه‏هاى دهكده خويش به دست آورد. 29 ساله بود كه نخستين طغيان خود را عليه حكومت بغداد آغاز كرد، ولى دستگير شد و از بارزان و استان سليمانيه در شمال شرقى به بغداد تبعيد شد. اين قيام در 1931 [1310] و به هنگامى رخ داد كه انگليسى‏ها و ايتاليايى‏ها تصميم گرفتند ارامنه و آسورى‏هاى اخراجى از تركيه را در منطقه بارزان اسكان دهند. در آن زمان رهبرى اين مبارزه بر عهده محمود بارزانى پدر ملامصطفى بود. ملامصطفى در 1994 [1323] از نورى‏سعيد نخست‏وزير حكومت سلطنتى عراق خواستار خودمختارى كردستان عراق شد. اين خواسته از سوى دولت عراق رد شد و اين آغاز يك نبرد سخت و پرتلفات ميان قواى ملامصطفى با دولت عراق شد. در اين نبرد قسمت اعظم نيروهاى ملامصطفى تار و مار شد و وى همراه با 2000 تن از ياران باقى مانده‏اش با تحمل مشقات فراوان به سوى مرزهاى ايران گريخت. ملامصطفى پس از فرار از عراق، در ايران بيكار ننشست و به يارى تشكيلات سياسى شورشيان كُرد در استان كردستان ايران پرداخت.
ملامصطفى توسط قاضى‏سعيدمحمد رهبر شورشيان كردستان ايران مدال شجاعت دريافت كرد و حتى مدتى نيز به فرماندهى قواى وى در ايران منصوب شد. اعزام ارتش حكومت مركزى ايران در 1947 [1326 ]به كردستان و سپس آذربايجان كه وضع مشابهى با كردستان داشت، پايان رؤياهاى  ارزانى در ايران بود. پس از اين حمله، ملامصطفى و افرادش گام به گام و شهر به شهر از برابر قواى دولتى ايران عقب نشستند. اما چون وى مورد تعقيب دولت عراق بود، چاره‏اى جز فرار به شوروى سابق از طريق راه‏هاى كور و صعب‏العبور مرزى نديد. ملامصطفى به خاطر حمايتش از جمهورى مهاباد مورد استقبال روس‏ها قرار گرفت و موفق به دريافت پناهندگى شد. او 11 سال يعنى تا زمان كودتاى عبدالكريم قاسم در شوروى سابق و پايتخت‏هاى اروپاى شرقى بود. با وقوع كودتاى 1958 [1337 ]عراق و بازگشت آرامش به اين كشور وى به دعوت عبدالكريم قاسم از پراگ عازم عراق شد. او 80 روز پس از وقوع كودتا وارد بغداد شد و كاخ نورى‏سعيد از سوى عبدالكريم قاسم در اختيار وى قرار گرفت. بارزانى با وجود استقبالى كه از سوى قاسم شد به سرعت عازم كردستان شد و احزاب متفرق كُرد را مجددا تشكل داد و سازماندهى كرد. سپس در سال 1961 [1340 ]از قاسم خواستار خودمختارى كُردها شد. اين خواسته قاسم را به خشم آورد و به 12 سال آرامش در شمال عراق پايان داد. مجددا آتش جنگ با به حركت درآمدن تانكها و هواپيماهاى عبدالكريم‏قاسم به سوى نواحى كردنشين شعله‏ور گرديد. ملامصطفى در دوران حكومت عبدالسلام عارف، عبدالرحمن عارف و حسن‏البكر نيز با تكرار برخوردهاى مشابهى كم و بيش مشغول نبرد با دولتهاى عراق بود. در اين جنگها سپاه ملامصطفى تجزيه شد. با اين حال در دوران حكومت حسن‏البكر وى توانست با برخوردارى از حمايت مالى و نظامى شاه مخلوع ايران تجديد قوا كند و حملات عليه عراق را شدت بخشد. پيمان 1975 [1354 ]الجزيره نقطه پايان جنگهاى طولانى ملامصطفى بارزانى عليه عراق بود. از آن تاريخ ملامصطفى تا 1979 [1358 ]در ايران تحت نظر زندگى كرد.  سپس در اين سال به دليل ابتلا به مرض سرطان عازم آمريكا شد و در آنجا در اول مارس 1979 [1358 ]درگذشت و جسدش پس از انتقال به ايران در اشنويه كردستان  دفن شد.
فردوست درباره نيروها و واحدهاى تحت فرماندهى ملامصطفى نوشته است:
نيروهاى ملا از واحدهاى پيشمرگه تشكيل مى‏شد و هر واحد تقريبا معادل يك تيپ بود. تعداد پيشمرگه‏ها حدود 30 هزار نفر بود كه هر تيپ پيشمرگه بين 3 تا 5 هزار نفر نيرو داشت و بنابراين حدود 8 الى 10 واحد پيشمرگه را دربر مى‏گرفت.
به گفته فردوست، با سلب حمايت محمدرضا از اكراد، ملامصطفى راهى جز پناهنده شدن  به ايران نداشت، زيرا اگر مقاومت مى‏كرد از سوى محمدرضا با برخوردهاى تند مواجهمى‏شد. اين حادثه مسلما بزرگترين ضربه را بر ملا وارد ساخت و نشان داد كه طى اين سال‏ها آمريكايى‏ها به سود خود با او بازى كرده‏اند. به ملا و سران كُرد در عظيميه كرج جا داده شد.

ايران حلقه ارتباط
آنچه با تاريخ روابط اسرائيل و كُردهاى عراق پيوند ناگسستنى دارد، نقش ايران شاهنشاهى است. اين نقش از جنبه‏ها و زاويه‏هاى مختلف اساسى و حائز اهميت بود:
كُردها در سال 1961 قيام مسلحانه‏اى را عليه حاكميت عراق آغاز كردند. آنان نسبت به ساير جنبش‏هاى آزاديبخش ملى دنيا موانع بزرگترى در راه خود داشتند، زيرا نه تنها سرزمين آنها توسط كوهستان احاطه شده بود، بلكه در همسايگى كشورهايى بسر مى‏بردند كه خودشان داراى اقليت كُرد بودند. بنابراين هر گونه موفقيتى براى كُردهاى عراق، بلافاصله سبب بروز مسائل ناراحت كننده‏اى براى دولت‏هاى ايران، تركيه و اتحاد شوروى مى‏شد.
با تمام اينها شاه ايران [محمدرضا پهلوى] آنچنان از تهديد وجود يك عراق مسلح در پشت مرزهاى خود هراسناك بود كه با اسرائيلى‏ها موافقت داشت، برپا كردن ناآرامى بين كُردهاى عراق براى رژيم اين كشور چنان مشكلاتى ايجاد خواهد كرد كه احتمالاً به نفع ايران و اسرائيل خواهد بود.
اما اسرارى را كه حسين فردوست درباره نقش ايران برملا مى‏كند، بسيار مهم و خواندنى است:
[پس] از اين مرحله [صدور فرمان عفو عمومى بارزانى‏ها از سوى عبدالكريم‏قاسم، بازگشت ملامصطفى و همراهانش به عراق و برقرارى روابط حسنه بين كُردهاى عراق و دولت مركزى بغداد ]آمريكا نيز وارد صحنه شد و تلاش كرد با كمك محمدرضا از شورش اكراد عراق به نفع سياست منطقه‏اى خود [و بلكه اسرائيل] و ايجاد تحولات مناسب در بغداد استفاده كند. در نتيجه محمدرضا به حمايت از ملامصطفى پرداخت و تا مدت‏ها جبهه بارزانى‏ها را عليه دولت مركزى عراق تقويت نمود.
زمانى كه قائم‏مقام ساواك شدم روزى فردى به نام سرتيپ منصورپور نزد من آمد و گفت كه از طرف ساواك مأموريت تماس با ملامصطفى را دارد. [...] او ستاد كوچكى را در منطقه تحت تصرف بارزانى‏ها اداره مى‏كرد و بهترين روابط را با ملامصطفى داشت و در واقع رابط محمدرضا با او به شمار مى‏رفت [...]. در طول دورانى كه جنگ ملامصطفى با دولت بغداد ادامه داشت، منصورپور به كردستان عراق مى‏رفت و در ستاد فرماندهى ملامصطفى با او و ساير سران كُرد ملاقات مى‏كرد و پيغام‏ها و خواسته‏هاى بارزانى‏ها را به تهران منتقل مى‏نمود. [...] منصورپور هر گونه سازوبرگ و تجهيزات مورد لزوم كُردها را از طريق ارتش تأمين مى‏كرد و به آنها مى‏رساند. توسط ساواك يك فرستنده قوى نيز از خارج خريدارى شده و در منطقه بارزانى‏ها نصب شده بود كه از آن براى تبليغات ملا استفاده مى‏شد.
اشاره ژنرال زامير (ضمير) رئيس موساد به ملامصطفى بارزانى رهبر حزب دمكرات كردستان عراق درباره نقش و جايگاه ايران در روابط آنها با اسرائيل خواندنى است:
من بارها توضيح دادم كه شما فقط يك پل داريد و آن ايران است. اگر ايران نباشد براى شما اسرائيل هم وجود نخواهد داشت.
ساواك نه فقط حلقه وصل مأموران موساد با بعضى گروه‏ها و احزاب كُرد عراق بود، بلكه از طريق استخدام جاسوس از ميان كُردهاى عراقى، اخبار و اطلاعات ذيقيمتى از منطقه جمع‏آورى و آنها را در اختيار سرويس اطلاعاتى اسرائيل قرار مى‏داد. اين گونه اقدامات ساواك در چارچوب طرح كريستال،  پيمان اطلاعات مشترك سرويس اطلاعاتى ايران و اسرائيل بود كه نمونه‏اى از گزارش ساواك در اين باره چنين است:
گزارش
به عرض مى‏رساند:
با توجه به اوامر تيمسار رياست ساواك مبنى بر: بهره‏اى كه از اين طرح در مدت اين يك سال برده شده چيست؟ و در آينده چه اميد و پيشرفتى وجود دارد؟ مراتب زير را به استحضار مى‏رساند:
1) در شهريور ماه سال جارى دوستان بلوط مأمورى را معرفى نمودند كه مترجم خاص و منحصر به فرد وزير دفاع و رئيس ستاد ارتش عراق است و اسناد و مدارك و قراردادهاى نظامى براى ترجمه به عربى و انگليسى در اختيار وى گذارده مى‏شود و مأمور رونوشتى از آن را در اختيار مى‏گذارد، به علاوه اين مأمور با بسيارى از امراء و افسران شاغل و بازنشسته عراق روابط دوستانه دارد و از اين نظر نيز منشاء اثر است، تاكنون 33 گزارش از منبع مذكور واصل گرديده است (برخى از اين گزارشات مفصل و در چندين صفحه است) كه قسمتى از آنها در زمينه اوضاع سياسى عمومى عراق و قسمت بيشتر درباره اوضاع نظامى و ميزان ورود اسلحه به عراق و قراردادهاى نظامى است.
دو گزارش اين مأمور براى سرويس «س» فرستاده شده كه آنها را درجه يك‏ـ موثق عالى و دقيق ارزيابى كرده‏اند و متن اين ارزيابى و ترجمه آن به پيوست تقديم گرديده است. پيوست(1)
2) در مهر ماه سال جارى منبعى نيز از طرف ساواك به دوستان بلوط معرفى شد تا پس از آنكه آماده همكارى شد در چارچوب طرح «كريستال» از وى بهره‏بردارى شود.
اين منبع در استخبارات بغداد مسئول امور مربوط به اكراد است و وسيله يكى از عوامل نمايندگى بصره معرفى شده است و به اطلاعات و اسناد مربوطه دسترسى دارد و تا روز معرفى به دوستان مذكور هر چند كه در كويت با او ملاقات به عمل آمده و قرار همكارى گذارده شده بود ولى آمادگى كامل نشان نمى‏داد، تا امروز نيز با آنكه اطلاعاتى در اختيار گذارده است ولى هنوز موانعى براى بهره‏بردارى كامل از او موجود است، و با آنكه دوربين در اختيار او گذارده شده تاكنون عكسى از اسنادى كه در اختيار دارد نفرستاده و قرار است كه در آتيه نزديك به مركز بيايد و اشكالات موجود در راه بهره‏بردارى كامل از او برطرف گردد.
در هر صورت تاكنون از منبع مذكور كه وسيله ساواك معرفى شده 96 گزارش خبرى واصل شده كه قسمتى از آنها درباره اكراد و ارتباط بين آنها و ايران بوده و قسمتهاى ديگر در زمينه اطلاعات مختلفى درباره عراق بوده است. و آن قسمت از اين گزارشات كه ارتباطى با كشور شاهنشاهى داشته به دوستان بلوط داده نشده و قسمتهايى كه داده شده مفيد و خوب تشخيص داده‏اند.
3) اميد به پيشرفت اين طرح در سال آينده نيز موجود است زيرا از هم اكنون تحقيقات و اقدامات لازم درباره استفاده از افراد زير ادامه دارد:
1ـ فؤاديانى كه دوستان و امكاناتى در لبنان و كويت دارد.
2ـ عبدالقادر عبدالواحد در عراق
3ـ امين زكى‏على خالوق عراقى و دوستان او
اداره كل دوم


آمريكا آتش‏افروز اصلى

اگر چه نقش ايران در ايجاد، گسترش و تداوم ارتباط اسرائيل با كُردهاى عراق اساسى و كليدى بود، اما اين ايالات متحده آمريكا بود كه با چراغ سبز و دخالت مستقيم خود، اين آتش را شعله‏ور و حتى تحت نظر داشت. ايالات متحده به منظور متزلزل كردن حكومت مركزى عراق همواره از اين عمليات حمايت مى‏كرد. در اوايل دهه 1970 به نظر مى‏رسيد كه كُردها با توجه به موفقيت‏هاى قابل توجهى كه به دست آورده‏اند، احتمالاً در آستانه رسيدن به نوعى توافق با عراق هستند. نيكسون و هنرى كسينجر [يهودى] طى سفرى در سال 1972 به تهران، با شاه ايران به اين توافق دست يافتند كه كُردها را در حال نبرد نگه دارند. به سيا دستور داده شده مستقيما در جريان دخالت كند. طى سه سال بعد از آن، سيا 16 ميليون دلار در كردستان خرج كرد (البته شاه هزينه‏هاى بسيار بيشترى را مى‏پذيرفت) و هدف آن بود كه شورشيان را
متقاعد سازد، ايالات متحده به شاه اجازه نخواهد داد آنان را تنها بگذارد و رهايشان كند. آمريكايى‏ها اين عمليات را مخفى‏ترين شكل ممكن نگه مى‏داشتند.
آمريكا، اسرائيل و ايران شاهنشاهى هيچ‏كدام انگيزه و تمايل براى اعطاى خودمختارى به كُردها از سوى عراق نداشتند. از سوى ديگر با سازش ميان كُردها و دولت عراق نيز به شدت مخالف بودند. زيرا وجود اين معضل و بن‏بست، بهترين گزينه موجود براى اسرائيل در مسير تعقيب استراتژى پيرامونى آن رژيم در منطقه بود:
يكى از يادداشت‏هاى سيا به تاريخ ماه مارس 1974 خاطرنشان مى‏كند: ما [مقامات سازمان سيا ] فكر مى‏كنيم كه شاه نسبت به تأسيس يك دولت خودمختار كُرد هر چند به صورت ظاهرى هم باشد، نظر خوشى ندارد. شاه نيز مانند ما نفع خود را در پديد آمدن يك موقعيت بن‏بست مى‏داند... كه در آن عراق از طريق امتناع كُردها از پذيرش حق خودمختارى اعطايى‏اش ضعيف مى‏شود. نه شاه و نه خود ما علاقه‏اى به حل شدن اين مسأله نداريم [... ]سازمان اطلاعاتى ما حتى نسبت به معيارهاى عمليات پنهانى نيز روشى شريرانه دارد.
نمونه روش و اقدام شريرانه و توطئه‏آميز آمريكا و اسرائيل در اين زمينه به دوران سقوط رژيم سلطنتى عراق برمى‏گردد. يعنى زمان رياست جمهورى عبدالكريم‏قاسم؛ هنگامى كه وى به صراحت اعلام كرد، امتيازهايى به كُردها واگذار مى‏كند و آنها را به رسميت مى‏شناسد.
14 ژوئيه 1958، در ساعت 2 شب، بخشى از نيروهاى نظامى ارتش وارد بغداد شدند و ظرف چند ساعت رژيم سياه [حكومت سلطنتى ]سقوط كرد. آنگاه اولين دولت جمهورى تشكيل شد كه در تركيب آن دو تن از كُردها نيز شركت داشتند. محمود صالح‏محمودـ وزير بهدارى و مصطفى‏علىـ وزير دادگسترى [... ]يكى از سه عضو متشكل در شوراى عالى دولت به نام خالد  نقش‏بندى نيز كُرد بود. با شركت نقش‏بندى در شوراى عالى، دولت عراق آمادگى خود را براى  شناسايى حقوق ملى كُردها در جمهورى عراق اعلام داشت. بر اساس فراخوان حزب دمكرات كردستان جنوبى و نيز نيروهاى دمكرات كُرد، فعاليت و تلاش افراد دستگاه ادارى محلى و برخى از افسران در مبارزه عليه رژيم جديد خنثى شد. در شهر سليمانيه، كُردها عناصر مخالف را از حكومت خلع و خود كنترل اوضاع شهر را به دست گرفتند [...].
طى فرمانى از سوى دولت قاسم، كليه فعالين سياسى كه در رژيم سابق تحت تعقيب بودند و همچنين شركت كنندگان در جنبش رهايى‏بخش سال‏هاى 1942 تا 1945 به رهبرى مصطفى بارزانى عفو شدند. اين فرمان اعتماد و اطمينان مردم كُرد را نسبت به قابليت و ظرفيت رژيم جديد در حل مسايل ملى مردم كُرد بيشتر كرد. در همين حال، يكى از روزنامه‏هاى بغداد به نام «ال‏جمهورى» متعلق به محافل رسمى دولت جديد نوشت: مردم كُرد به موازات ديگر اهالى كشور در مبارزه به خاطر آزادى و استقلال عراق شركت جسته‏اند و مى‏توانند اطمينان داشته باشند كه وضعيت آنها همواره در انطباق با وضعيت ديگر اهالى كشور مورد نظر قرار خواهد گرفت. عبدالكريم‏قاسم در هفتم اكتبر 1958 با مصطفى بارزانى و ديگر همراهان وى ملاقات كرد.
روند صلح‏آميز مزبور براى سازمان‏هاى اطلاعاتى موساد و سيا چندان خوشايند نبود، بلكه كاملاً مغاير برنامه‏هاى و انتظارات آنها ارزيابى مى‏شد. بنابراين به‏طور سريع دست به اقدام زدند:
اقداماتى براى سازماندهى عمليات ضدكُردى و ضددولتى در كردستان جنوبى صورت گرفت. نيروهاى راستگرا سعى مى‏كردند بين دولت قاسم و مصطفى بارزانى جوّ عدم اطمينان ايجاد كنند. جاسوسان تركيه و ايران نيز به نوبه خود به فعاليت‏هاى خرابكارانه روى آوردند [...].
يازدهم فوريه 1959 عبدالكريم قاسم و مصطفى بارزانى و احمد بارزانى با هم ملاقات كردند. طى مذاكرات، نمايندگان كُرد از سوى حزب دمكرات كردستان و تمام نيروهاى ميهن‏دوست كُرد اعلام داشتند كه در صورت ادامه روند سياسى درست از جانب دولت جمهورى كه منافع ملى كُرد را بازتاب مى‏نمايد، آنها قاطعانه به حمايت از آن خواهند پرداخت.
در اين ميان سرويس‏هاى اطلاعاتى آمريكا و اسرائيل و جاسوسان كهنه‏كار آنها دست به فعاليت‏هاى پراكنده‏اى زدند:
توطئه‏گران جنايت هولناكى را مرتكب شدند. آنها دست به قلع و قمع بسيارى از دمكرات‏هاى كُرد زدند و با اشاعه اطلاعات و خبرهاى جعلى حول جدايى‏طلبى با تمام نيرو به برانگيختن احساسات ناسيوناليستى راستگرايانه عربى پرداختند. همچنين توطئه‏گران قاسم را منقسم كننده عراق خواندند و اعلام داشتند كه گويا دولت قاسم مى‏خواهد عراق را به دو بخش كُردى و عربى تقسيم كند.
اين نقشه توطئه‏گران نظر مساعد محافل و دولت‏هاى غربى را به خود جلب كرد. شورش در زمانى رخ داد كه محافل زمامدار آمريكا و ايران فعاليت‏هايى را در زمينه اتحاد كردستان جنوبى و شرقى حول تخت سلطنت محمدرضا شاه تدارك مى‏ديدند.
لذا به دنبال قيام مسلحانه كُردها در سال 1961، در ژوئن 1963 درگيرى نظامى بين دولت  مركزى بغداد و كُردها تشديد شد. در نوامبر 1963 عبدالسلام عارف با همكارى برادرش عبدالرحمن عارف و شمارى ديگر از افسران عراقى عبدالكريم قاسم را سرنگون كردند و قدرت را به دست گرفتند.

 پيشينه نفوذ و حضور اسرائيلى‏ها

درباره پيشينه و سابقه ارتباط صهيونيست‏ها با كُردهاى عراق در منابع غربى اخبار و اطلاعات قابل توجه و بلكه شگفت‏انگيزى به چشم مى‏خورد.
فعالان سرويس‏هاى اطلاعاتى اسرائيل از دورانى كه ريوون شيلوا در سال‏هاى دهه 1930 اقامتگاه دور افتاده و كوهستانى كُردهاى عراق را درنورديد تا درباره آن اطلاعات به دست آورد، به مسأله كُردها علاقمند شده بودند.  مع‏الوصف بعضى اشخاص و محافل صهيونيست، يعقوب نيمرودى را عامل اصلى برقرارى ارتباط بين كُردهاى عراق و محافل صهيونيست دانسته‏اند كه سرانجام به شورش كُردها منجر شده است:
[آريل] شارون يكبار در توصيف [يعقوب] نيمرودى از وى به عنوان معمار اصلى روابطى كه اثرات اقتصادى و سياسى وسيعى داشته و از جمله به برپايى شورش كُردهاى عراق منجر شده است ياد كرد.
برخى محافل نقش كُردهاى يهودى منطقه را در ايجاد و تقويت ارتباط بين دولت صهيونيستى با احزاب و گروه‏هاى كُرد، اساسى و مهم ارزيابى كرده‏اند.
بعضى اسناد تعداد كُردهاى يهودى در فلسطين را تا قبل از پيدايش اسرائيل حدود بيست‏هزار نفر برآورد كرده‏اند كه طى سال‏هاى اوليه اعلام موجوديت دولت صهيونيستى، حدود چهل‏هزار نفر نيز به آنها اضافه شده است:
تعداد كُردهاى يهودى قبل از پيدايش دولت اسرائيل در سال 1948، بيست‏هزار نفر بود؛ در طى سال‏هاى 1950 و 1951 حدود چهل‏هزار يهودى كُرد از مناطق كردستان عراق و ايران به آن سامان مهاجرت كردند. تعداد كُردهاى يهودى كه اكثر آنها از كردستان عراق به اسرائيل مهاجرت كرده‏اند در حال حاضر حدود يكصدهزار نفر تخمين زده مى‏شود كه سى و پنج هزار نفر در بيت‏المقدس، پنج‏هزار نفر در طبريه، هفت‏هزار نفر در حيفا و بيست‏هزار نفر در شهرك‏هاى يهودى‏نشين [در كرانه غربى رود اردن و نوار غزه] و بقيه در مناطق مختلف زندگى مى‏كنند.
كُردهاى اسرائيلى مصرند به اينكه انگيزه مهاجرتشان صرفا به دليل پيروى از انديشه‏هاى صهيونيسم و نه به سبب فرار از ستم‏هاى ملى يا مذهبى بوده است؛ زيرا آنان هيچ‏گاه با تبعيض مذهبى و نژادى در كردستان مواجه نبودند و به همين علت هنوز هم خود را كُرد مى‏دانند و عادت و سنت‏هاى محيط كُردى خود را حفظ كرده‏اند [...] يهوديان كردستان فعالانه در زندگى سياسى و اجتماعى [جامعه اسرائيلى ]شركت دارند و چندين نماينده مجلس و اعضاى برجسته احزاب سياسى و شهردارى‏هاى اسرائيل، كُرد هستند. حبيب شيمونى رئيس كنونى انجمن ملى يهوديان كردستان است كه در شهر عقره كردستان متولد شده و به عنوان نماينده پارلمان اسرائيل از حزب كار فعاليت مى‏كند. با اين حال ژنرال اسحاق مردخاى از فرماندهان ارتش اسرائيل يكى از بارزترين شخصيت‏هاى كُرد يهودى به شمار مى‏رود. وى نيز متولد شهر عقره است و از سياستمداران كُرد اسرائيلى محسوب مى‏شود.
در آغاز قرن بيستم، تعدادى از يهوديان كردستان به فلسطين مهاجرت كردند، ولى اكثريت آنان در فاصله بين دهه 1940 و اوايل دهه 1950 و نيز بين سال‏هاى 1970 و 1973 مهاجرت كردند. كُردها به سه‏هزار يهودى عراق كه همچنان در بغداد زندگى مى‏كردند كمك كرده، آنها را از طريق كردستان به ايران فرارى دادند كه از آنجا به اسرائيل رفتند.
اسرائيل طى سال‏هاى 1963 تا 1974 كمك مادى و نظامى از طريق ايران در اختيار شورشيان كُرد عراق قرار مى‏داد.
طبق مدارك موجود، طى دهه شصت ميلادى، حضور و فعاليت جاسوسان اسرائيلى در مناطق كردنشين عراق چشمگير و قابل توجه بود: ديويد كيمچى (كيمخى) [از مأموران كهنه‏كار موساد] مسافرتى را به ياد دارد كه در سال 1965 به  عنوان نخستين مأمور رابط اسرائيلى انجام داده و براى ديدار كُردها در موطنشان به كردستانرفته است. سال بعد [1966 ]يكى از وزيران كابينه اسرائيل سوار بر قاطر كوهستان‏هاى كردستان را در مدتى طولانى پيمود. اين فرستاده كه اريح الياف  نام داشت [... ]علاوه بر بازديد اين مقامات عالى‏رتبه، يعقوب نيمرودى در هماهنگى با همتايان خود در ساواك و نيروهاى نظامى ايران، مسائل كردستان را تحت نظر داشت. بخش اعظم كمك اسرائيل به اين نبرد چريكى به صورت ارائه رهنمودهاى نظامى و آموزش نفرات بود.
حضور و نفوذ مأموران و مستشاران صهيونيست در ميان كُردهاى عراق به گونه‏اى بود كه آنها با لباس مبدل كُردى در مقام عامل و تصميم‏گير از ناحيه رهبران احزاب كُرد اقدام و عمل مى‏كردند:
در ماه ژوئن سال 1967، درست پيش از آغاز جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل، يك هيأت نظامى عراقى، با هدف روبرو ساختن دشمن صهيونيستى با يك جبهه واحد، از كُردها تقاضاى آتش‏بس نمود. يك چريك كُرد در طرف مقابل اين تقاضا را به شدت رد كرد. اما اين شخص در واقع يكى از مستشاران اسرائيلى بود.
اسرائيلى‏ها همواره تلاش كرده‏اند تا حضور و نفوذ خود در ميان احزاب سياسى كردستان عراق را در نهايت پنهانكارى و در هاله‏اى از اسرار نگه دارند.
جزئيات عملياتى آنچه در كردستان صورت گرفته هنوز هم در اسرائيل به شدت پنهان مى‏شود، تحت سانسور قرار مى‏گيرد و احتمالاً براى اين كار دلايل خوبى وجود دارد.
يادآورى اين نكته ضرورى است كه سرويس اطلاعاتى اسرائيل و مأموران و جاسوسان موساد در كنار فعاليت‏هاى جاسوسى، اطلاعاتى و نظامى در مناطق كردنشين عراق، در غارت آثار گرانبهاى تاريخى آن سامان نيز نقش فراوان داشته‏اند.
موزه اسرائيل در بيت‏المقدس نمونه‏هاى زيادى از آثار تاريخى كردستان را تحت عنوان آثار تاريخى كُردها در معرض نمايش قرار داده است تا از آثار تاريخى ايرانى‏ها، عراقى‏ها و ترك‏ها متمايز باشد.
در يكى از اسناد به جا مانده از دوران پهلوى به برگزارى نمايشگاه آثار تاريخى و هنرى مربوط به كُردهاى يهودى چنين اشاره شده است:
وزارت امور خارجه‏ـ اداره روابط فرهنگى و علمى و فنى
رئيس اداره خاورميانه وزارت خارجه اينجا در ملاقات روز سى و يكم فروردين ماه جارى گفت هر دو سه سال يك بار موزه ملى اسرائيل واقع در بيت‏المقدس نمايشگاهى از آثار هنرى و فولكلوريك و لباسهاى محلى اقليت‏هاى يهود و يكى از كشورهاى جهان را برگزار مى‏كند و منظور از برگزارى اين نمايشگاه آنست كه ارتباط فرهنگى و قومى آن عده از يهوديانى كه به تدريج از آن كشورها به اسرائيل مهاجرت كرده‏اند با موطن اصلى آنها محفوظ نگه داشته شود و به عنوان نمونه مثال آورد كه در خلال هفت هشت سال گذشته دو بار چنين نمايشگاهى از آثار يهوديان مراكش و الجزيره‏اى [الجزايرى]الاصل در آن موزه تشكيل شد و مورد استقبال و توجه عمومى قرار گرفت.
نامبرده پس از اين مقدمه اظهار داشت كه چون عده‏اى يهودى كُردنژاد كمتر از ايران و بيشتر از,عراق و تركيه و سوريه به اين كشور مهاجرت كرده‏اند اولياى آن موزه در نظر دارد در طى سال جارى اين نمايشگاه را به معرض آثار هنرى‏ـ موسيقى‏ـ لباسهاى محلى و فولكلر و نوع زندگى يهوديان كُردنژاد اختصاص دهند و از اين رو در نظر دارند خانم  Orah Shwartzكارشناس  امور فولكلوريك در آن موزه را در معيت يك عكاس براى چند هفته به ايران اعزام دارند تا باراهنمايى سازمانها و مقامات مربوطه دولت شاهنشاهى نمونه‏هايى از لباسها و آثار هنرى كُردهاى يهودى ايرانى تهيه و از خانه و محيط زيست آنان عكسهايى بردارند و با آثارى از اين قبيل كه از يهوديان كُردنژاد تركيه و سوريه و عراق تدارك شده و يا در دست تهيه است ترتيب برگزارى نمايشگاه مورد نظر را بدهند.
خواهشمند است دستور فرمايند در صورتى كه حصول مقصود موزه مذكور به صدور پروانه تحقيق نيازمند مى‏باشد مراتب را تلگرافى اعلام دارند تا نسبت به تكميل و ارسال فرمهاى مربوطه اقدام شود و در صورتى كه نيازى به صدور پروانه تحقيق نيست در باب انجام ساير تشريفات و تحصيل موافقت سازمانهاى مربوطه اقدام مقتضى معمول و نتيجه را اعلام دارند.
مرتضى مرتضايى
نامه ساواك درباره تقاضاى موزه ملى اسرائيل مبنى بر همكارى با عكاس اسرائيلى اعزامى به ايران نشان از فعاليت گسترده و جدى اسرائيلى‏ها در جمع‏آورى هر گونه آثار تاريخى، هنرى و فرهنگى مربوط به كُردهاى يهودى در ايران، عراق، تركيه و سوريه دارد:
درباره تشكيل نمايشگاه در اسرائيل
بدينوسيله فتوكپى نامه شماره 1094/4-41/17 مورخه 17/2/36 وزارت امور خارجه به انضمام دو برگ ضمائم آن درباره تقاضاى موزه ملى اسرائيل مبنى بر برگزارى نمايشگاهى از آثار هنرى و فولكلوريك و لباسهاى محلى يهوديان كُردنژاد ايران‏ـ عراق‏ـ تركيه و سوريه و اعزام خانم  Orah-Shwartzو يك عكاس به ايران به پيوست ايفاد مى‏گردد. خواهشمند است دستور فرماييد هرگونه نظرى در مورد تشكيل نمايشگاه مزبور و مسافرت خانم ياد شده به ايران دارند مراتب را مستقيما به وزارت امور خارجه اعلام دارند.
گيرنده: مديريت اداره كل هشتم جهت اطلاع و هر گونه اقدام مقتضى.
مدير كل

به كام اسرائيل

درگير كردن كشورهاى منطقه با يكديگر، به‏خصوص ايجاد و تشديد تنش بين ايران و عراق از يك سو و نيز ايجاد جنگ و ستيز بين كُردهاى عراقى با دولت آن كشور، بخشى از توطئه اسرائيل با هدف مشغول كردن دولت‏هاى منطقه و گسترش و تعميق اغتشاشات محلى و منطقه‏اى بود كه در نهايت به سود دولت صهيونيستى تمام مى‏شد. به بيان ديگر، صهيونيست‏ها با تضعيف قواى داخلى كشورهاى مسلمان و انحراف افكار عمومى منطقه، به اشكال مختلف در صفوف مسلمانان اخلال مى‏كردند تا مانع اتحاد ضدصهيونيستى آنان شوند.
عزرا دانين از مأموران كهنه‏كار يهودى سرويس اطلاعاتى اسرائيل در خصوص شگردهاى شيطانى اسرائيلى‏ها چنين اعتراف مى‏كند:
براى من روشن بود كمك‏هايى را كه ما به رزمندگان كُرد در عراق مى‏داديم، تفسيرى جز اين نمى‏توانست داشته باشد كه ما از تراژدى كُردها در راه آرمان‏هاى خود بهره‏كشى مى‏كرديم. ولى به  هر حال حقيقت آن بود كه ما از اين راه با مشغول كردن بخش درخور توجهى از ارتش عراق دررويارويى با مسأله كُردها، مزيت‏هاى نظامى به دست مى‏آوريم.
اين عمليات بخشى از سناريوى بزرگتر صهيونيستى، يعنى قسمتى از استراتژى پيرامونى اسرائيل بود. ساموئل كاتز از افسران سابق واحد اطلاعاتى نظامى اسرائيل درباره استراتژى پيرامونى اسرائيل در منطقه كردستان عراق نوشته است:سال‏ها بود اسرائيل براى رويارويى با يك جنگ تمام‏عيار با همه ملت‏هاى عرب‏ـ از مراكش در غرب تا عربستان سعودى و عراق در شرق‏ـ آماده مى‏شد. براى كسب  توانايى جهت ايستادگى در اين جنگ، اسرائيل استراتژى خاصى پديد آورده بود كه مى‏شد آنرا «دفاع از پيرامون» ناميد. بر اساس اين استراتژى، اسرائيل با دولت‏ها و ملت‏هاى غيرعرب و غيرمسلمان در خاورميانه اتحادهايى پديد مى‏آورد. به خاطر ترس از يكى شدن نيروى اردن و عراق، تلاش‏هايى براى فعال كردن كُردها از جنبه نظامى صورت مى‏گرفت [...].
اسرائيل فهميده بود كه حمايت از كُردها فرصت عالى براى تضعيف عراق و ماشين قدرتمند نظامى آن است، از كُردها به‏طور علنى حمايت مى‏كرد. هم موساد و هم واحد اطلاعاتى نظامى از مبارزه نظامى آنها پشتيبانى مى‏كردند. ارتباط با كُردها اطلاعات ذيقيمت و دست اولى را در مورد ارتش عراق در اختيار اسرائيل قرار مى‏داد. ملاقات‏هايى پنهانى بين كُردها و افسران ارتش اسرائيل صورت مى‏گرفت. از جمله افسرانى كه به ملاقات كُردها رفتند، سروان آريك رجب  از افسران واحد نخبه تجسس و سرتيپ رحيم (رفاويم) «قندى» ذهبى  (زيوى) معاون فرمانده شاخه عملياتى را مى‏توان نام برد. واحد اطلاعات نظامى قادر بود از طريق شبكه موساد در كردستان تصويرى به هنگام از ارتش عراق به دست آورد. اين اطلاعات شامل آرايش جنگى عراق و نمودار سازمانى آن تا حد دسته، تعداد هواپيماهاى جنگى قابل پرواز، و حتى نام اكثر خلبانان نظامى آن مى‏شد.
در جنگ چهارم اعراب و اسرائيل معروف به جنگ رمضان در سال 1973م/ 1352ش، وقتى جاسوسان اسرائيلى حضور و ورود ارتش عراق براى مساعدت به نيروهاى سورى و مصر عليه اسرائيل را جدى ارزيابى كردند، فورا دست به كار شدند، جبهه جديدى را در منطقه كردستان عليه دولت عراق به‏وجود آورند تا عراقى‏ها قادر به حضور در چند جبهه به‏طور همزمان، به‏خصوص جبهه ضد صهيونيستى نباشند.
ژنرال ضمير رئيس موساد در اين خصوص چنين مى‏گويد:
25 مهر ماه/ 52 [1973]
تيمسار نصيرى عزيز مايلم بدين وسيله جنابعالى را در جريان وقايع جنگ بگذارم. در جبهه  شمالى ارتش سوريه مشغول تجديد سازمان خود به خاطر دفاع از دمشق مى‏باشد. سوريه مسئوليت منطقه جنگى را به عهده نيروهاى عراقى گذارده كه قبلاً با نيروهاى ما برخورد پيدا كرده و به نحو شديدى شكست خورده‏اند و به دلايل حيثيتى عراقيها هنوز مشغول اعزام نيروهاى بيشتر به سوريه بوده و اين نيروها را در جبهه سوريه به جنگ واداشته‏اند.
همانطور كه اطلاع داريد ملك‏حسين در مقابل فشارهاى وارده مقاومت نكرده و يك تيپ زرهى به سوريه اعزام نموده كه اكنون در قسمت مقابل جناح جنوبى ارتفاعات جولان مستقر شده است.
اين تيپ تحت فرماندهى لشگر عراقى در منطقه مى‏باشد. نيروهاى ما مشغول تقويت خود در خاك سوريه بوده و به طرف شمال و شرق پيشرفت مى‏كنند.
جنگ اصلى در جبهه سينا هنوز شروع نشده است و ما درباره آن خوش‏بين هستيم. مصريها تلفات و خسارات زيادى متحمل شده‏اند. شورويها كماكان به تلاشهاى عظيم خود در جهت تأمين مجدد سلاحهاى مختلف به مصر و سوريه از طريق هوا و دريا ادامه مى‏دهند. شورويها اينطور استنباط مى‏كنند كه هر گونه موفقيت اعراب در اين جنگ به عنوان موفقيت شوروى منظور خواهد شد و از اينرو شديدا تلاش مى‏كنند تا از اين جنگ به منظور توسعه منافع خود در سراسر منطقه بهره‏بردارى نمايند.
ايالات متحده آمريكا از مقاصد شوروى آگاه است و ما در مقابل فعاليتهاى آمريكا براى جلوگيرى از تحقق نيات شوروى و همچنين حمايت بيدريغى كه آمريكا از ما به عمل مى‏آورد  بى‏اندازه سپاسگزاريم.
گذشته از تأمين ساز و برگ نظامى به منظور احياء كارآيى رزمى ارتشهاى مصر و سوريه  شورويها همچنين به كشورهاى عربى فشار مى‏آورند تا بيش از پيش خود را در جنگ كنونى درگير نمايند. در اين زمينه مايلم توجه جنابعالى را به اطلاعاتى كه در مورد عربستان سعودى دريافت كرده‏ايم جلب نمايم. سعوديها كه قبلاً به سوريه نيرو فرستاده بودند در نظر دارند نيروهاى بيشترى شامل موشكهاى ضدهوايى از نوع «هاك» به سوريه بفرستند. سعوديها ممكن است از ايران درخواست كنند كه در مورد حمل و نقل هوايى اين موشكها به سوريه به آنها كمك نمايد. احتمال دارد عربستان سعودى اين نكته را درك نكند كه درگيرى آنها به‏طور غيرمستقيم به منافع شوروى كمك مى‏كند.
اميدوارم در صورتى كه عربستان سعودى از شما درخواست كمك كند جنابعالى اهميت استراتژيكى و واقعى اين درخواست را استنباط بفرماييد.
در مورد اوضاع كردستان من عقيده خود را به ملامصطفى اطلاع دادم و توجه او را به اين نكته جلب كردم كه بخش بزرگى از ارتش عراق به سوريه فرستاده شده و اين موضوع فرصت خوبى را به دست كُردها مى‏دهد.
روز گذشته ما اطلاعاتى دريافت كرديم مبنى بر اينكه واحدهاى نظامى عراق مستقر در مناطق كردنشين تضعيف گرديده و قسمتى از اين واحدها به سوريه اعزام گرديده است. ترديد نيست كه اين تحول فرصتى عالى در اختيار كُردها به منظور شروع عمليات شديد مى‏گذارد.
خواهشمند است تشكرات قلبى مرا به خاطر كوششهايى كه در راه تأمين اطلاعات بسيار مهم پيرامون وقايع جارى مبذول داشته‏ايد بپذيريد.
دوستدارـ ژنرال ضمير
دكتر افرايم سنيه  ژنرال كهنه‏كار صهيونيست در كتاب اسرائيل پس از 2000، درباره منفعت اسرائيل از كمك‏رسانى به كُردهاى عراق و تحريك و تجهيز آنها عليه حكومت آن كشور و حتى نقش افسران نظامى و اطلاعاتى اسرائيلى در مناطق جنگى مزبور مى‏نويسد:
در دهه‏هاى 1960 و 1970 افسران ارتش اسرائيل به رزمندگان ملامصطفى بارزانى در جنگ با ارتش عراق كمك مى‏كردند. همچنين راهنمايى‏هاى اسرائيل به كُردها در ميادين جنگ در شمال عراق مثمرثمر بوده و خود اكراد به اين امر اذعان دارند. در آن دوران اسرائيلى‏ها به خوبى دريافتند كه از طريق كمك به اكراد عراق، اسرائيل در سال‏هاى آتى از يك دوست و همپيمان خوب برخوردار خواهد شد.
اشاره به اين نكته خالى از فايده نيست كه در آن دوران استراتژى رژيم صهيونيستى، نه تلاش براى استقرار حكومت خودمختار براى مناطق كردنشين عراق، بلكه توطئه‏اى در  جهت ايجاد و گسترش تشنج و اغتشاش در منطقه، چون آتش زير خاكستر بود. اما آنچه امروز اسرائيلى‏ها خود را حامى و پشتيبان آن قلمداد مى‏كنند، لزوم ايجاد كشور مستقل كُرد در جهت استراتژى منطقه‏اى اسرائيل است. افرايم سنيه صهيونيست در اين خصوص چنين مى‏نويسد:
در زمان نگارش اين كتاب [اسرائيل پس از 2000] تلاش‏هاى جدى [از سوى محافل اسرائيلى]  به منظور رفع كدورت بين بارزانى و طالبانى در جريان بود، چه اكراد تنها با اتحاد مى‏توانند [...] اهداف خود را پيش ببرند. شكى ندارم كه خاورميانه پس از سال 2000 شاهد به‏وجود آمدن كشور مستقل يا حكومت خودمختار كُرد خواهد بود. چنانچه روابط پيشين يهوديان كردستان با همسايگانشان و نيز پشتيبانى گذشته‏ى اسرائيل از كُردهاى عراق را مد نظر قرار دهيم، مى‏توان چنين فرض كرد كه كشور مستقل (يا خودمختار) كُرد، دوست اسرائيل خواهد بود و بر ما لازم است در صورت درخواست كُردها، آنان را جهت تسريع در ايجاد كشور مستقل خود كمك كنيم.
آنچه امروز، يعنى پس از سقوط صدام و حزب بعث عراق، در مناطق كردنشين آن كشور بسيار مشكوك و سؤال‏برانگيز است، تلاش پنهان و آشكار همه‏جانبه صهيونيست‏ها در راستاى استراتژى پيرامونى صهيونيسم در آن سامان است.

عمليات مشترك

در راستاى سياست مشتركى كه آمريكا و اسرائيل در منطقه پيش گرفته بودند، ساواك و موساد نيز اقدامات و عمليات مشترك خود را در ميان كُردهاى عراق و عليه حكومت مركزى بغداد، برنامه‏ريزى و به معرض اجرا گذاشتند.
توافق‏هاى به عمل آمده ميان كُردها و حكومت عبدالكريم قاسم و به خصوص بازگشت ملامصطفى به عراق به هيچ وجه سازگار با سياست شاه و اسرائيل نبود. تيمور بختيار رئيس ساواك طى مذاكراتى با ايسرهارل رئيس وقت موساد، با يادآورى اهداف و منافع مشترك ايران و اسرائيل، نگرانى خود را از شرايط به‏وجود آمده جديد به صراحت اعلام مى‏كرد:
ما صرفنظر از اطلاعات مكتسبه با چشم خود از اسكله‏هاى آبادان و خرمشهر شاهد عبور كشتيهاى روسى كه اسلحه و افراد مسلح به عراق وارد مى‏كنند هستيم. بارزانيها وقتى از راه ايران به شوروى رفتند در حدود 250 تا 270 نفر بودند ولى كُردهايى كه با كشتى روسى به  عراق بازگشتند در حدود 850 نفر بودند صرفنظر از اين نكات كه دال بر توسعه نفوذ كمونيسم در عراق است بايد توجه داشت كه ممكن است در آينده قاسم به عنوان حفظ صلح درخواست ورود ارتش شوروى را به عراق بكند و اين زمزمه‏ايست كه از هم اكنون به گوش مى‏رسد و چنين استدلال مى‏شود همانطور كه دولت لبنان از آمريكا تقاضاى ورود سربازان آن كشور را نمود قاسم نيز حق دارد از شوروى چنين درخواستى را بكند.
اگر چه امروز هنوز قاسم و كمونيستها كاملاً در عراق مسلط نيستند و شايد ما و دول غربى امكاناتى در آن كشور داشته باشيم ولى در آينده نزديكى ديگر چنين امكاناتى براى ما وجود نخواهد داشت. اگر تصور شود كه امكان دارد با گذشت زمان قاسم را به سوى خود جلب كنيم خيال خامى در سر پروريده‏ايم و در حقيقت به منافع ملتهاى خود خيانت كرده‏ايم. اين طرز فكر براى كسى كه خانه‏اش دور از كانون آتش است امكان دارد ولى براى ما به هيچ وجه بخشودنى نيست. 
بعضى منابع غربى درباره اين همكارى مشترك چنين نوشته‏اند:
سازمان‏هاى نهانى ايران و اسرائيل به همكارى نزديك با هم پرداختند. بنابه گفته گزارشى از سى.آى.اى كه در سال 1976 نوشته شده [...]: موساد براى سال‏ها دست اندركار عمليات مشترك با ساواك شد. موساد به فعاليت‏هاى ساواك كمك كرده و از كُردهاى عراق پشتيبانى كرد.
بختيار رئيس وقت ساواك دستيابى كُردها به قدرت و پايگاه در منطقه را در شرايط جديد اتحاد اكراد با دولت عراق، تهديد و خطر براى ايران ارزيابى مى‏كرد. او براى مقابله با وضعيت و روند جديد، مشى بهره‏گيرى و تحريك طوايف و اقوام مختلف را در دستور پيشنهادهاى خود قرار داد:
ما به عراق نزديك هستيم و اطلاعات ما درباره آن كشور تقريبا دقيق است. در چند روز اخير  مزمه تشكيل جمهوريهاى فدرال عرب و كُرد در عراق به گوش مى‏رسد كه در آن ملامصطفى رهبر جمهورى كُرد و عبدالكريم قاسم رهبر جمهورى عرب خواهد بود. اين امر كاملاً موافق با  آرزوى شوروى است كه مايل است عراق را به جمهوريهاى كوچك تقسيم كند تا بعدا اتحاد جماهير شوروى بزرگترى بوجود آورد. در اين صورت بايد به مخاطراتى كه نصيب ايران و تركيه مى‏شود توجه كرد. اگر كُردها پايگاهى در خاورميانه پيدا كنند مسئله دشوارى را بوجود مى‏آورند و  ما مطمئن نيستيم كه دول بزرگ غربى از چنين دولتى پشتيبانى نخواهند كرد. اگر چنين فرضى بوقوع پيوندد صرفنظر از مخاطراتى كه نصيب ايران و تركيه مى‏شود بايد از خود سئوال كرد روش  شوروى نسبت به مصر و بالعكس چه خواهد بود.
[...] عواملى هستند كه قادر به دخالت در داخل عراق مى‏باشند. اين عوامل عبارتند از: كُردهاـ طايفه شمارـ قبايل جنوبى عراق‏ـ نفوذ ايران در ميان شيعيان عراق، نفوذ تركها در ميان اقليت ترك كركوك و موصل و همچنين نفوذ و پرستيژ ملك‏حسين در عراق.  در يكى از اسناد ساواك، يادداشتى درباره محور مباحث قابل طرح در ملاقات بين رؤساى سرويس اطلاعاتى ايران و اسرائيل به چشم مى‏خورد. در اين يادداشت كه ظاهرا از سوى مقامات ساواك و حول محور مطالبات و تقاضاهاى اكراد عراقى تهيه و تدوين شده، به مواردى از كمك‏هاى اسرائيل به كُردهاى عراق از كانال ايران، اشاره شده است. از سوى ديگر اين سند به خوبى روشن مى‏سازد كه اسرائيلى‏ها صرف نظر از ارسال تجهيزات نظامى براى كُردهاى عراق، با وساطت ساواك، شمارى از آنها را براى آموزش نظامى به مراكز آموزش نظامى اسرائيل اعزام مى‏كردند.
در يادداشت مورد نظر، با عنوان مواردى كه قرار است با ژنرال زامير (ضمير) مذاكره شود چنين مى‏خوانيم:
مواردى كه قرار است با ژنرال زمير مذاكره شود
1ـ اكراد درخواست كمك مالى بيشترى از اسرائيل دارند. اظهار مى‏دارند در گذشته كه درگير جنگ بوديم بيشتر از سايرين به ما كمك مى‏كردند. اكنون احتياج بيشترى داريم تا بتوانيم تشكيلات خود را توسعه داده خود را در مقابل دولت عراق قوى سازيم.
2ـ از لحاظ كمك اسلحه تهاجمى ترتيبى داده شود كه از هم اكنون پيش‏بينى لازم بشود، 22 نفر  كه در اسرائيل تعليمات زرهى ديده‏اند اكنون بدون تمرين مانده‏اند پيشنهاد مى‏نمايند تانكهاىمورد نظر از اسرائيل به ايران حمل گردد تا افراد ما به تمرينات خود در ايران ادامه دهند ضمنا انتقال تانكها به ايران اين حسن را دارد كه در مواقع ضرورى با سرعت در دسترس خواهد بود.
3ـ درباره فروش توتون وعده شده بود از طرف اسرائيل اقداماتى بشود. مثل اينكه تاكنون به نتيجه نرسيده است.
اسرائيلى‏ها ضمن اينكه سعى مى‏كردند حضور و نفوذ خود در ميان كُردهاى عراق را در  هاله‏اى از اسرار و پنهان‏كارى نگه دارند، در رسانه‏هاى صهيونيستى، ايران را تنها كشورى معرفى مى‏كردند كه در امور كُردها دخالت مى‏كند. اين قبيل تبليغات، همزمان اهداف چندى را نشان مى‏گرفت. رسانه‏هاى اسرائيلى با افشاى اسرار اطلاعاتى همكارى ايران و كُردها، شكاف و اختلاف بين دولت مركزى بغداد و بلكه بعضى ديگر از دولت‏هاى كشورهاى اسلامى و عربى را با ايران تشديد مى‏كردند. از جنبه سياسى و روانى ايران در مقابل عمل  انجام شده قرار مى‏دادند و از آن به عنوان پاشنه آشيل، در موارد مقتضى مورد بهره‏بردارى قرار مى‏دادند. به علاوه افشاى اين قبيل اطلاعات، پوششى براى تبرئه رژيم صهيونيستى و دخالت همه‏جانبه آن در امور عراق و كُردهاى منطقه بود. نمونه تبليغات رسانه‏هاى صهيونيستى در بخشى از مقاله نشريه اسرائيلى «اورشليم‏پست» خواندنى است:
كُردها و حزب دموكرات آنها متهم به تبانى با ايران دشمن ديرينه عراق شده‏اند. گفته مى‏شود كه كُردها از نيروهاى ايران و سرويسهاى اطلاعات تعليمات و نيز اسلحه دريافت داشته‏اند البته  كُردها اين اتهام را رد مى‏كنند اما مسلم است كه از خارج به آنها كمك مى‏شود و مشكل مى‏توان باور كرد كه غير از ايران كشور ديگرى در اين كار دخالت داشته باشد.
رسانه‏هاى صهيونيستى در حالى به چنين تبليغاتى مشغول بودند كه سيل مهمات نظامى   از سوى سرويس اطلاعاتى اسرائيل از كانال ارتباطى ساواك، در اختيار احزاب كُرد عراقى قرار مى‏گرفت. در اين باره مذاكرات ژنرال زامير رئيس موساد با نصيرى رئيس ساواك در آذر ماه 1352 خواندنى است:
تيمسار رياست ساواك: مى‏خواهم در مورد كردستان صحبت كنيم.
با توجه به اينكه اخيرا دارند در مرز كردستان عناصر ارتشى را تقويت مى‏كنند و فاصله كوتاهى به تمام شدن مدت قرارداد قبلى نمانده و اخطارى كه روسها به اكراد داده‏اند ما بايد او را از لحاظ مالى و نظامى بيشتر از گذشته تقويت نماييم. چيزهايى كه در درجه اول به آن احتياج است دفاع هوايى و زمينى است. مسعود و محمود ليستى از احتياجات خود را در اختيار ما گذارده‏اند كه ما آن ليست را به شما مى‏دهيم آنچه را كه شما مى‏توانيد تأمين كنيد كمكى است كه چيزهاى ديگر را ما تهيه نماييم. اگر از موشكهايى كه به وسيله دو نفر حمل مى‏شود به دست آورده باشيد براى آنها مفيد خواهد بود.
ژنرال ضمير: آنچه كه مسلم است كُردها نمى‏توانند ما را مأيوس كنند چون توقعى از آنها نداريم. بخصوص كه از فرصتهاى خوبى چشم‏پوشى كرده‏اند. مثل زمان جنگ كه عراق وارد جنگ با ما شد.
تيمسار رياست ساواك: ما نبايد از يك مرد كوه‏نشين توقع غيرعادى داشته باشيم. بخصوص در آن موقعيت كه تمام اعراب را با خود دشمن مى‏ساخت.
ژنرال ضمير: ما در اختيار شما هستيم. مشكل ما مشكل حمل و نقل است در ضمن وزن بعضى از اين تجهيزات زياد است. شما مى‏توانيد ترتيب حمل را بدهيد. در ضمن اجازه بدهيد من بروم برآورد كنم. يا ما تجهيزات مورد لزوم را جدا كنيم يا شما افرادى را بفرستيد تا ترتيب اين كار را بدهند. ضدزره و ضدهوايى دوشكا خيلى داريم. توپهاى ضدهوايى 5/14 با مهمات در هر صورت من اين كار را براى شما مى‏كنم. اگر موافقت بفرماييد دو نفر بالاى تپه را بخواهيم و يك نفر در سفارت بگذاريم كه مرتبا برود و تماس بگيرد.
تيمسار رياست ساواك: راجع به حمل و يا كار براى جدا كردن تجهيزات به شما اطلاع خواهم داد راجع به گماشتن يكى از آن دو نفر در سفارت حرفى نيست اين چيزى بود كه خود شما مى‏خواستيد.
ژنرال ضمير: چقدر خوشحال خواهيم شد اگر تيمسار تشريف بياورند تا شخصا از قسمتهاى افريقايى كه در اختيار ماست ديدن نمايند.
اسرائيلى‏ها با ارسال انواع سلاح‏هاى جنگى، از موشك‏هاى ضدتانك و ضدهوايى گرفته تا تجهيزات گوناگون ويژه مناطق كوهستانى براى كُردهاى عراق و بهره‏گيرى از همه امكانات و توانايى ساواك، به شدت سعى در تداوم و تشديد درگيرى‏هاى نظامى بين اكراد از يك سو و دولت عراق از سوى ديگر داشتند.
مذاكرات معاون سرويس اسرائيل با رئيس ساواك در اين خصوص قابل تأمل است:
ملاقات با آقاى ادمونى (معاون سرويس اسرائيل)
آقاى ادمونى: افسرى كه به منطقه اعزام داشتيم نسبت به روحيه اكراد اعلام خطر نموده است. مطمئنا تيمسار از وضع نظامى منطقه اطلاع كامل دارند. عراقيها سيصد تانك در ناحيه رواندوز متمركز كرده‏اند. و وضع اكراد به اين ترتيب بحرانى به نظر مى‏رسد. پريروز ژنرال ضمير در مورد درخواست تيمسار نصيرى با وزير دفاع و رئيس ارتش و نخست‏وزير ملاقات و گفتگو كردند و به اين نتيجه رسيدند كه نمى‏توان از تجهيزات امريكايى در منطقه استفاده نمود.
ما تعداد زيادى موشكهاى ضدتانك و ضدهوايى روسى در اختيار داريم كه ارتش به دليل خطر جبهه سوريه آنها را در اختيار ما قرار نمى‏دهد كه براى اكراد بفرستيم. با اصرار زياد ژنرال ضمير توانسته است تعداد 30 موشك ضدتانك و 15 موشك ضدهوايى براى اكراد از ارتش بگيرد.
البته ما با امريكائيها تماس گرفته‏ايم كه اگر آنها به جاى موشكهاى روسى موشكهاى آمريكايى ضدتانك TOW و موشكهاى ضدزره RED EYE در اختيار ما بگذارند تا ما بتوانيم سلاحهاى  روسى مذكور را در اختيار اكراد قرار دهيم. در ضمن امريكاييها امكان دارد به كُندى اين كار را انجام دهند اگر شما خود بتوانيد اين تعويض را انجام دهيد ما به فوريت آماده مى‏باشيم. در ضمن بايد متذكر شوم كه ژنرال ضمير براى گرفتن تعداد ياد شده بالا (موشكهاى روسى) بسيار زحمت كشيده‏اند.
تيمسار رياست ساواك: اول بايد از ژنرال ضمير در مورد همكارى ايشان تشكر نمايم ولى ارتش شما نبايد فراموش كند كه اگر كار اكراد تمام شود ديگر براى عراق بهانه‏اى وجود نخواهد داشت كه از فرستادن ارتش خود به جبهه سوريه خوددارى نمايد بخصوص با تجهيزات جديدى كه عراق در حال حاضر دارد. من تصور مى‏كنم با اين تعداد موشك آنها بتوانند در وهله اول روحيه خدمه تانكهاى عراقى را كه فعلاً به دليل نبودن مانع جسور مى‏باشند ضعيف نمايد و اگر بتوانيم جنگ را تا شروع باران در منطقه ادامه دهيم خواهيم توانست اكرادرا براى جنگ در سال آينده آماده نماييم. در مورد تعويض موشك بايد از حضور مبارك اعليحضرت همايون شاهنشاه آريامهر كسب تكليف نمايم و بعد از تماس با افراد ارتش به شما جواب خواهم داد.
آقاى ادمونى: آيا به نظر تيمسار عراقيها تصميم دارند در عرض اين دو ماه كار را يكسره نمايند؟
تيمسار رياست ساواك: صدام تا اول سپتامبر را قول داده است. اما من از اكراد خواسته‏ام كه با جنگهاى گريلايى به پشت جبهه عراقيها خسارات ممكنه وارد نمايند و تانكهاى آنها را از نزديك مورد حمله قرار دهند و يا حداقل از رسيدن مواد سوختى به تانكها جلوگيرى كنند.
البته نظر به اينكه آموزش موشكهاى ضدتانك در محل امكان‏پذير نمى‏باشد پيشنهاد مى‏كنم كارآموزان به اسرائيل اعزام گردند.
همكارى ساواك با دستگاه اطلاعاتى اسرائيل به گونه‏اى هماهنگ و همسو بود كه عملاً نشان مى‏دهد دو رژيم، پهلوى و اسرائيل برخوردار از علايق، ايده‏ها، طرح‏ها و منافع مشترك سياسى، اقتصادى و اطلاعاتى بودند و به علاوه استراتژى واحدى را در منطقه تعقيب مى‏كردند.
همكارى، هماهنگى و ارتباط دو سرويس با خانواده بارزانى‏ها در منطقه كردستان عراق، تأمين برخى نيازمندى‏هاى نظامى كُردهاى عراق از سوى آمريكا با هماهنگى ساواك و سرويس اسرائيل، اجراى طرح حفاظت و حراست از امنيت خانواده بارزانى، تقويت تسليحاتى كُردها به خصوص در بخش دفاع ضدهوايى از سوى رژيم صهيونيستى و آموزش كُردها در اسرائيل در زمينه صنايع تانك و حضور مستمر نماينده اطلاعاتى اسرائيل در ميان كُردهاى عراقى، تنها بخشى از واقعيت‏هاست كه تماما با هماهنگى ساواك اجرا و عملى مى‏شد. تشويق و تحريك كُردها براى به آتش كشيدن مناطق نفتى كركوك آن هم با موافقت ساواك و حتى اجراى طرح تهاجم به تأسيسات نفتى كركوك از طريق يك مأمور و جاسوس اسرائيلى به نام سامى با آگاهى قبلى ساواك، نشانگر سرسپردگى كامل اين سازمان در قبال سرويس جاسوسى و اطلاعاتى اسرائيل و همسويى و همراهى ايران شاهنشاهى با رژيم صهيونيستى در تعقيب استراتژى پيرامونى صهيونيسم در منطقه است.
ساواك نه تنها اخبار جابجايى نظامى و لجستيكى ارتش عراق را به اسرائيلى‏ها تقديم مى‏كرد، بلكه از همه طرح‏هاى اسرائيل در زمينه مقابله با گروه‏هاى مبارز فلسطين در كشورهاى اسلامى، به ويژه در لبنان حمايت به عمل مى‏آورد و از اقدامات اسرائيل به‏طور جدى پشتيبانى اطلاعاتى مى‏كرد. به علاوه ساواك از ايده اسرائيلى‏ها براى استقرار يك پايگاه اطلاعاتى در لبنان به منظور سركوب و انهدام گروه‏هاى مبارز فلسطينى جانبدارى سياسى و اطلاعاتى مى‏كرد، و حتى به‏طور مرموزانه سعى مى‏نمود تا از طريق اعمال نفوذ در مقامات لبنانى آنها را به سركوب فلسطينى‏ها تشويق و وادار كند. ساواك در حالى به نيابت از اسرائيل دست به چنين اقداماتى مى‏زد كه دستاوردهاى اين قبيل عمليات جز منافع رژيم صهيونيستى را تأمين نمى‏كرد.
متن مذاكرات رئيس سرويس اطلاعاتى اسرائيل با نصيرى رئيس ساواك داراى نكات بسيار مهم و قابل توجه است:
متن مذاكرات تيمسار رياست ساواك با ژنرال ضمير رئيس سرويس اسرائيل (دوشنبه 18/4/52)
حاضران در جلسه:
1ـ تيمسار رياست ساواك
2ـ رئيس سرويس اسرائيل
3ـ تيمسار قائم‏مقام رياست ساواك
 4ـ مدير كل اداره دوم
5ـ آقاى على محيط
6ـ خانم پريچهره عبادى‏فرشچى
ژنرال ضمير: نخست‏وزير اسرائيل بهترين سلامهاى خود را از طريق اينجانب براى تيمسار فرستاده‏اند. در جريان ملاقاتى كه اخيرا نماينده ما آقاى كارون با ملامصطفى بارزانى داشت رهبر كُردها از اينجانب دعوت كرد تا با وى ملاقات كنم. البته او هميشه از همه چيز گله دارد و ناراضى است به‏خصوص اخيرا از آمريكاييها گله مى‏كند. البته من شخصا پيرامون روابط كُردها با آمريكاييها اطلاعات زيادى ندارم البته مى‏دانم كه آمريكاييها به كُردها جواب داده‏اند اما نمى‏دانم كه اين جواب و كمك احتمالى آنها در چه زمينه‏اى و به چه اندازه‏اى است. ملامصطفى تقاضاى مقاديرى اسلحه و مهمات كرده كه فهرست آن را بعدا در اختيار جنابعالى خواهم گذاشت. موضوع ديگر مربوط به سيستم دفاعى ملا مى‏باشد، چون تنها خطرى كه ملا را تهديد مى‏كند حمله ناگهانى ارتش عراق از راه هوا مى‏باشد. به علاوه اخيرا ارتش عراق تعدادى هليكوپتر الووت از فرانسه خريدارى كرده كه مجهز به موشك مى‏باشد. همانطور كه قبلاً موافقت فرموديد ما قدرت دفاع ضدهوايى كُردها را از طريق تحويل توپهاى 30 ميليمترى تقويت كرديم اما با وجود اين كُردها خود را مصون نمى‏دانند.
موضوع ديگرى كه ملا مى‏خواهد راجع به آن با من مذاكره كند مربوط به اقدامات دولت عراق مبنى بر كوچ دادن كُردها از منطقه كركوك و اسكان اعراب به جاى آنها مى‏باشد. ضمنا مايلم به اطلاع برسانم كه آقاى هلمز  از طريق رئيس نمايندگى سياسى ما در تهران از مسافرت من به ايران مطلع شده و درخواست كرده كه طى اين مسافرت با ايشان ملاقات كنم. با توجه به اينكه آمريكاييها از كُردها خواسته‏اند كه موضوع مناسبات فيمابين را به هيچ كس اطلاع ندهند بنابراين فكر مى‏كنم كه حقايق مربوط به اين كار را فقط از دهان آقاى هلمز خواهيم شنيد. آنچه كه كُردها اخيرا درخواست كرده‏اند عبارتست از: 100 قبضه مسلسل سبك برن ساخت انگلستان‏ـ 50 قبضه مسلسل ضدهوايى از نوع دوشكاـ نيم ميليون مهمات 303ـ يك ربع ميليون مهمات لازم براى سلاحهاى دوشكاـ 250 خمپاره‏اندازـ مهمات بازوكاـ پنج دستگاه موتور براى توپهاى 30 ميليمترى.
به نظر ما تا پايان تابستان جارى خطرى كُردها را تهديد نخواهد كرد، تنها خطر موجود مربوط به احتمال يك حمله ناگهانى به مقر ملامصطفى بارزانى مى‏باشد.
در مورد كوچ دادن اكراد از منطقه كركوك نظرات كُردها را خواهم خواست اگر شما توافق بفرماييد و كُردها خودشان بخواهند ما كمك خواهيم كرد كه آنها به تأسيسات نفتى كركوك آتش بگشايند و براى اين منظور ما مى‏توانيم 80 تا 120 راكت كه شبيه راكتهاى كاتيوشا مى‏باشند آماده نماييم. بُرد اين راكتها ده كيلومتر مى‏باشد. به نظر من تنها راه متقاعد كردن دولت عراق مبنى بر انصراف از كوچ دادن كُردها حمله به تأسيسات نفتى كركوك به وسيله كُردها مى‏باشد. البته به عمل آوردن چنين پيشنهادى به كُردها منوط به موافقت قبلى جنابعالى است. طبيعى است كه تحويل اين راكتها به كُردها منوط به اين مى‏شود كه ما قبلاً مطمئن شويم كه كُردها حمله مورد نظر را انجام خواهند داد چون ما نمى‏خواهيم كه كُردها فقط اين راكتها را در كوهستان انبار نمايند. در ملاقات آقاى كارون با كُردها به وى گفته بودند كه عراقيها از طريق فشار نظامى سكنه كردنشين را به طرف كوهها مى‏رانند و از اينرو كُردها اظهار عقيده كرده بودند كه شروع جنگ احترازناپذير است.
تيمسار رياست ساواك: قبلاً از من در مورد مقاله روزنامه واشنگتن‏پست سئوال كرديد. من در اين مورد با دكتر محمود و مسعود صحبت كرده‏ام آنها اظهار داشته‏اند كه واشنگتن‏پست مطالبى را كه آنان با خبرنگار مربوطه اظهار كرده بودند چاپ نكرده و از خود مطالبى را به چاپ رسانده است به علاوه آنها هرگز در مصاحبه خود اسمى از اسرائيل نبرده‏اند چون اگر چنين كارى را انجام مى‏دادند كليه كشورهاى عربى عليه آنها اعتراض مى‏كردند و در مورد آمريكا گفته بودند كه اگر دولت آمريكا به آنها كمك كند كمك مذكور را خواهند پذيرفت. من از كُردها سوال كردم كه چرا مطالب اين مقاله را تكذيب نمى‏كنيد اظهار داشتند كه آمريكاييها ادامه اين بحث را مصلحت نمى‏دانند و به علاوه عين اين مطالب را من از دهان آقاى كالاهان نماينده سرويس آمريكا در ايران شنيدم در مورد مهمات كه صحبت كرديد ما تصميم داريم مقدارى فشنگ كاليشنكف [كلاشينكف] براى كُردها خريدارى كنيم كه اگر شما موجود داشته باشيد البته از شما خواهيم خريد.
ژنرال ضمير: در مورد اين فشنگ‏ها تحقيقات لازم را انجام داده و نتيجه را به اطلاعتان خواهم رسانيد.
تيمسار رياست ساواك: هنگامى كه براى خريد اين فشنگ‏ها با ارتشبد طوفانيان  صحبت كردم ايشان اظهار داشت كه اين فشنگ‏ها را از اسرائيل هم مى‏توان تهيه كرد. البته ما اين مهمات را در ايران ذخيره مى‏كنيم و هر موقع كه جنگ شروع شد آنها را به اكراد تحويل مى‏دهيم. ضمنا ملامصطفى بارزانى استدعا كرده كه قبل از تشريف‏فرمايى ذات اقدس ملوكانه به آمريكا به حضور معظم‏له شرفياب شود تا تقاضاى كمكهاى لازم را شخصا به شرفعرض برساند تا از طريق معظم‏له به آمريكاييها توصيه گردد. ما اطلاعاتى بدست آورده‏ايم كه به موجب آن دولت عراق تعداد تقريبى 1000 قاطر براى جنگهاى كوهستانى عليه كُردها از هندوستان خريدارى كرده است طبيعى است كه اين قاطرها فقط به منظور جنگ كُردها خريدارى شده چون براى جنوب عراق فقط احتياج به شتر است نه قاطر. ضمنا اطلاع پيدا كرديم كه ارتش عراق در شمال آن كشور چند مانور انجام داده و طى آن مناطق بخصوصى را بمباران كرده و تعدادى چترباز نيز پياده كرده است نتيجه اين بمباران هوايى از نقطه نظر مانور نظامى خوب بوده است. اينها نشانه‏هايى است مبنى بر اينكه دولت عراق خيال دارد دست به يك حمله غافلگير كننده بزند. ضمنا ما هم از موضوع خريد هليكوپترهاى الووت كه قادر به حمل تعداد زيادى از نفرات مى‏باشد مطلع هستيم. اطلاع پيدا كرده‏ايم كه شوروى پيرامون استفاده از گازهاى سمى به افراد ارتش عراق تعليم مى‏دهد و به همين دليل كُردها از ما تقاضاى ماسكهاى ضدگاز كرده‏اند. در ملاقات دبير اول و دبير دوم سفارت شوروى در عراق با كُردها مسعود به آنها گفته كه شما مشغول تعليم عراقيها در زمينه استفاده از گازهاى سمى هستيد دبير اول سفارت شوروى موضوع را تكذيب كرده اما مسعود نام استادان و محل آموزش را در اختيار دبير اول سفارت شوروى مى‏گذارد كه شديدا موجب تعجب ديپلمات روسى مى‏شود. به علاوه عراقيها در منطقه كركوك به غير از اعراب افراد آسورى و ارمنى را نيز جانشين اكراد مى‏كنند در مورد حمله به تأسيسات نفتى كركوك بايد بگويم كه تاكنون اين عمل سابقه نداشته حتى دو كشورى كه در حال جنگ بوده‏اند به دليل استفاده بعدى خود از منابع نفتى دست به چنين كارى نزدند البته ملا[،] حاشيه مناطق نفتى را بمباران كرده است. بمباران مناطق نفتى كركوك بايد مورد بررسى بيشترى قرار گيرد در ضمن چون كركوك تنها جائيست كه نفت آن در عراق ملى اعلام شده بنابراين ممكن است اين كار اثرات سياسى بدى دربر داشته باشد شايد بهتر باشد كه ساير مناطق نفتى عراق مورد حمله قرار گيرد اين مطلب را بررسى مى‏كنيم و بعدا با شما صحبت خواهيم كرد. اكراد از ما تقاضاى تانك كرده‏اند و بخصوص اشاره به قول شما نمودند و در اين مورد بايد از شما سئوال كنم كه آيا موضوع قول دادن شما صحيح است؟
ژنرال ضمير: ما در بين خودمان توافق كرديم كه آنها چند تانك از عراقيها بگيرند زيرا در غير اين صورت ايران در مظان اتهام قرار مى‏گيرد.
تيمسار رياست ساواك: من هم به آنها گفتم كه چهار تانك از ارتش عراق به زور بگيرند ما هم چهار تانك ديگر به آنها مى‏دهيم كه جلب توجه نكند ادريس گفت ما عواملى را آماده كرده‏ايم كه تانك بياورند ولى اگر حالا اين كار انجام شود تمام افراد كُرد را از ارتش بيرون مى‏كنند و ما در مضيقه عجيبى قرار خواهيم گرفت.
چندى قبل هم يك خلبان عراقى با يك هواپيماى باجر قصد پناهنده شدن به ايران را داشت كه به وسيله شكاريهاى عراقى مجبور به مراجعت شد و بلافاصله اعدام گرديد.
ژنرال ضمير: در مورد استفاده گازهاى سمى ما از يك هيئت علمى خواستيم كه اين مطلب را بررسى كنند گزارشى كه از اين بررسى به ما داده شد نشان مى‏داد كه استفاده از گازهاى سمى بسيار امكان ضعيفى داشته و البته ممكن است ما اشتباه كرده باشيم. آموزش نظامى روسها هميشه استاندارد است و در مورد گاز آموزش ضدگاز داده مى‏شود نه آموزش استعمال گاز و وقتى در كشورهاى همجوار ما مثل مصر و سوريه آموزش مى‏دادند ما هم نگران شديم ولى اينطور نبود.
فكر مى‏كنم در سال 69 يا 70 [1970-1349] موافقت فرموديد كه كُردها تأسيسات نفتى كركوك را بمباران كنند فرمانده اين عمليات شخصى به نام سامى بود كه بعد هم به لندن رفت و تمام مطالب را بدون بردن اسم ما در روزنامه ديلى‏تايمز به چاپ رسانيد. در اثر آتش كُردها قسمتى از تأسيسات نفتى نيز آتش گرفت.
تيمسار رياست ساواك: اين واقعه در زمان جنگ بين كُردها و عراقى‏ها اتفاق افتاد و البته اگر جنگ شروع شود شايد ايجاب كند كه نظير آن تكرار شود.
ژنرال ضمير: البته من در اين مورد اصرار نخواهم كرد و فقط اگر خودشان هم مايل باشند موضوع را پيشنهاد خواهيم كرد و در مراجعت نتيجه را به اطلاعتان خواهم رسانيد. تيمى كه آنها براى آموزش تانك به اسرائيل فرستاده بودند بسيار تيم خوبى بود و فكر مى‏كنم فرستادن تانك براى آنها اشتباه بزرگى است و بايد در زمان جنگ و غيرمترقبه اين تانكها را به آنها داد كه بتوانند وضع جنگ را عوض كنند در ضمن اكراد از لحاظ نگهدارى و تعمير اين تانكها ضعيف هستند [...].
تيمسار رياست ساواك: نظر شما راجع به وقايع اخير عراق چيست؟
ژنرال ضمير: قصابى. اطلاعات شما در اين زمينه مسلما از ما بيشتر است.
تيمسار رياست ساواك: صدام را كه رهبر كودتا بوده هنوز بر سر كار مى‏بينم.
ژنرال ضمير: ولى مسئله‏اى كه تعجب ما را برانگيخت قربانى شدن كزاز است.
تيمسار رياست ساواك: صدام براى رفع اتهام او را از بين برده است.
ژنرال ضمير: پسران ملا گفتند كه دوباره به جان ملا سوءقصد شده است و من گفتم ما به يك [به يك] نوع مبارزه معتقديم كه به كسى كه مى‏خواهد پدر شما كشته شود حمله كنيد اين شخص كيست؟ گفتند صدام من اضافه نمودم براى كشتن صدام به يك سلاح مخصوص احتياج داريم و هيچ چيز در دنيا غيرممكن نيست و ما اين سلاح را به شما خواهيم داد اما آنها هنوز جوابى نداده‏اند.
تيمسار رياست ساواك: در بحثى با محمود و مسعود به اين نتيجه رسيديم كه نامه تسليتى بارزانى براى البكر بفرستد و شخصى كه اين نامه را به البكر مى‏دهد شفاهى به البكر بگويد كه اكراد براى نجات او از دسيسه‏هاى صدام آماده هر نوع كمك مى‏باشند.
[...]
تيمسار رياست ساواك: كُردها از ما خواسته‏اند كه در مورد وعده خريد توتون كه به آنها داده بوديد با شما تماس بگيريم.
 ژنرال ضمير: ما با چه وضعى مى‏توانيم اين نوع توتون را كه با انواع ترك و اسرائيل و ايران مغايرت دارد در بازار عرضه كنيم دو كارمند متخصص كشاورزى به منطقه اكراد اعزام نموديم و گزارشى هم داده‏اند كه هنوز من آن را مطالعه نكرده‏ام.
تيمسار رياست ساواك: مى‏خواستم سئوالى در مورد مطلب چاپ شده در اورشليم‏پست كه حاوى مناسبات ايران و كُردها بوده است سئوال كنم.
ژنرال ضمير: يكى از جنبه‏هاى ضعف اسرائيل همين مسئله است البته من اين خبر را بررسى خواهم كرد.
[... ]
پس از جلسه مورخ 18 تير 1352، رئيس سرويس اطلاعاتى اسرائيل دو بار با ملامصطفى بارزانى ملاقات كرد. ژنرال ضمير در روز 22/4/52، طى نشستى با همتاى ايرانى خود، دستاوردهاى اين ديدارها را مورد بحث و مذاكره قرار داد:
ملاقات تيمسار رياست ساواك با ژنرال ضمير رئيس سرويس اسرائيل (جمعه 22/4/52)
حاضران در جلسه:
1ـ تيمسار ارتشبد نصيرى
2ـ ژنرال ضمير
3ـ آقاى على محيط
ژنرال ضمير: من دو بار ملامصطفى را ملاقات كردم ابتدا در شب اول و بعد در شب دوم از چند منطقه كردنشين و همچنين دره رواندوز ديدن كردم. در دهات بين راه همه جا نوسازى  مى‏كردند و وضع زندگى عادى بود و كسى از جنگ صحبت نمى‏كرد. البته پيشمرگ‏ها همه جاهستند. از تاريخ سوءقصد به ملا همه جا كنترل حفاظتى زياد شده است. مهمانان تابستانى در منطقه زياد بودند. يك هتل كوچك نزديك حاجى‏عمران براى مهمانان ساخته‏اند ملامصطفى مثل گذشته از مشكلات اقتصادى زياد صحبت نمى‏كرد. در بازديد از رواندوز ادريس هم با من بود و او نقشه اشغال اين منطقه را به من گفت. مشكل اصلى آنها دفاع ضدهوايى است در كنار تمام  چادرها توپهاى ضدهوايى به چشم مى‏خورد. آنها به تعداد بيشترى از توپهاى 30 ميليمترىاحتياج دارند. احتمالاً بين 6 تا 10 توپ ديگر از اين نوع به آنها تحويل خواهيم داد.
 بزرگترين نگرانى ملا اين است كه كردستان هدف شوروى شده است. اصرار روسها براى اينكه ملا از شوروى بازديد كند از طرف وى به عنوان يك تهديد تلقى شده است و مى‏گويد با اين ترتيب ما به حمايت خارجى احتياج داريم من براى او مشروحا درباره همه چيز صحبت كردم و او در خاتمه گفت اگر شما در ارزيابى‏هاى خود اشتباه كرده باشيد چه خواهد شد. ظاهرا آمريكايى‏ها آنها را تهديد كرده‏اند كه اگر پيرامون كمك آمريكا و ميزان آن حرفى بزنند اين  كمك متوقف خواهد شد. البته ما (سرويس اسرائيل) در جريان كمكهاى آمريكا نيستيم و فقط كلياتى از آن را مى‏دانيم من به ملا گفتم كه ايران براى آمريكا از نظر استراتژيكى اهميت فوق‏العاده دارد و منطقه شما هم از نظر استراتژيكى براى ايران مهم است پس اگر ايران از آمريكا بخواهد كه از شما حمايت كند آمريكا حتما اين كار را خواهد كرد. من مطمئنم كه ملامصطفى در جريان شرفيابى خود به حضور شاهنشاه آريامهر اين مطالب را عنوان خواهد كرد. ملا مى‏خواهد كه شاهنشاه ايران به عنوان قيم و صاحب اختيار كُردها در آمريكا صحبت بفرمايند. البته من بوى [به وى ]توضيح دادم كه با وضعيت فعلى[،] آمريكا خود را متعهد نخواهد كرد و او هم نبايد توقعى داشته باشد. او گفت كه ما نمى‏خواهيم آمريكا بطور آشكار  تعهدى در مورد ما بكند فقط در حضور شاهنشاه ايران[، ]آمريكا به ما قول بدهد كه اگر شوروى به كردستان حمله كرد آمريكا از ما دفاع خواهد كرد.
روز اول بعد از شام ملا شخصا اظهار تمايل كرد كه از اسرائيل ديدن نمايد البته موضوع بيمارى او در كار نيست بلكه او خيال مى‏كند كه من نماينده واقعى كشورم نيستم و او مى‏خواهد با مقامات بالاتر اسرائيل صحبت كند و خيال مى‏كند كه اسرائيل موضوع ارتباط كُردها و آمريكا را به نحوى كه كُردها مى‏خواهند حل و فصل خواهد كرد. البته او بر اين عقيده است كه فقط شاهنشاه ايران مى‏تواند حمايت آمريكا از كُردها را جلب بفرمايد ولى بر اين عقيده است كه حمايت اسرائيل نيز مؤثر خواهد بود.
در حال حاضر ملا ارتباط خود را به كلى با بعث قطع كرده است و مى‏گويد در آينده نيز با بعث ارتباط نخواهد داشت. دليل صحت ادعاى ملا در اين مورد تصميم وى مبنى به بازديد از اسرائيل است چون همانطور كه مى‏دانيد رفتن ملا به اسرائيل با توجه به روابط وى با عراق كار خطرناكى است. البته موضوع بازديد وى از اسرائيل منحصرا نظر شخصى خودش است و ما از او دعوت نكرده بوديم. من به او گفتم در مورد روابط كُردها با آمريكا من با نخست‏وزير اسرائيل صحبت خواهم كرد و وقتى كه به اسرائيل آمديد نخست‏وزير به شما توضيحات لازم را خواهد داد.
حال ملا خوب بود. ادريسـ مسعود و دكتر محمود را ديدم همه راضى بودند و نسبت به ايران و اسرائيل ابراز حق‏شناسى مى‏كردند.
ملا به عربها اعتقاد ندارد او از من سئوال كرد در صورت اعلام استقلال كردستان نظر شما يعنى نظر ايران‏ـ اسرائيل و آمريكا چه خواهد بود؟ گفتم من فقط مى‏توانم نظر اسرائيل را بگويم و در اين صورت ما با شما روابط نزديكى خواهيم داشت ولى البته شرط اصلى نظر ايران است. تصور مى‏كنم نقشه‏اى در فكرش بود كه نمى‏خواست بطور آشكار توضيح دهد. حتى ادريس و مسعود هم از موضوع بى‏اطلاع بودند و اظهار تعجب مى‏كردند.
تيمسار ارتشبد نصيرى: من مى‏دانم فكر او چه بوده و اين موضوع ارتباط به اوامر شاهنشاه آريامهر دارد كه چندين سال من در اجراى آن كوشش كرده‏ام و امروز شما بطور مبهم متوجه آن شديد. تصميم ما اين بود كه بين ملا و ساير كشورهاى عربى روابط برقرار كنيم اما اعراب در اين مورد دلسردى نشان دادند چون اصولاً اعراب نمى‏خواهند با مردم غيرعرب تماس بگيرند. سعودى‏ها حاضر به اين كار نبودند حتى پاكستان كه يك كشور غيرعرب است گفت با انجام اين كار ما دوستان عرب خود را از دست خواهيم داد. در جريان بحران اخير روابط كويت و عراق ما به كويت گفتيم كه بهترين موقعيت براى تماس با كُردها همين وقت است ما به كويتى‏ها گفتيم كه وجود كُردها مثل خارى در چشم دولت عراق است و بايد شما اين خار را بزرگتر كنيد. ولى با تمام اين حرفها جواب دولت كويت نامساعد بود. بعد با لبنانيها تماس گرفتيم. همانطور كه
گفتم عربها از تماس با مردم غيرعرب اكراه دارند. با تمام حمايتى كه ما از كويت در جريان بحران اخير كرديم دولت كويت به حرف ما گوش نداد. عربستان سعودى البته دوست ماست. اما وقتى مى‏گوييم بياييد در خليج فارس همكارى كنيد اقدامى نمى‏كنند و اين مايه تأسف است. اما ما مأيوس نيستيم و باز هم كوشش خواهيم كرد چون بالاخره دسته‏بندى و نفاق بين عربها قطعى است و برخى از آنها به ما نزديك خواهند شد. فكر كردم لبنان با بقيه كشورهاى عربى تفاوت دارد و از اين رو سعى كرديم بين آن كشور و كُردها تماس برقرار كنيم و براى اين كار كاميل شمعون را انتخاب كرديم چون كاميل شمعون عرب نيست و با رئيس جمهور كنونى لبنان دوست است قرار است بعد از عزيمت شاهنشاه آريامهر به آمريكا موضوع ارتباط كاميل شمعون با كُردها را عملى كنيم. لبنان از عراق ناراحت است و دولت لبنان مى‏داند كه عراق پولهايى در لبنان خرج كرده است از اين رو فكر مى‏كنم كه لبنانيها حاضر به همكارى در اين مورد باشند.
وقتى دبير اول و دبير دوم سفارت شوروى در بغداد با ملا ملاقات كردند از او دعوت كردند و حتى اصرار كردند كه از شوروى ديدن نمايد ملا در جواب گفت من پير شده‏ام شما به درد ما نمى‏خوريد من هم به درد شما نمى‏خورم. روسها گفتند پس اجازه بده پسرانت از شوروى ديدن كنند ملا گفت من فقط دو پسر دارم يكى از آنها را مى‏خواستيد از بين ببريد و از احوالات او خبرى ندارم بنابراين فقط يك پسر ديگر برايم مى‏ماند. موضوع سازش آمريكا و شوروى را خود شورويها به ملا گفته‏اند و اضافه كرده‏اند كه شوروى و آمريكا درباره تمام مشكلات دنيا با يكديگر سازش كرده‏اند ملا جواب مى‏دهد پس چطور آنها در مورد كُردها تصميم نگرفته‏اند؟
در مورد كمك، ما به آنها كمك مى‏دهيم و از هر جا كه بتوانيم ساز و برگ نظامى ساخت شوروى پيدا كنيم مى‏خريم و به آنها مى‏دهيم مقدارى اسلحه روسى از اردن براى آنها خريدارى كرديم. به آمريكاييها فشار آورده‏ايم تا كمك كنند البته اگر جنگ شروع شود به آنها همه چيز خواهيم داد. كُردها از ما سپاسگزارى كردند آنها مى‏گويند در گذشته براى جلب حمايت كشورهاى خارجى ما مستقيما نماينده مى‏فرستاديم ولى حتى دربان سفارتخانه‏هاى خارجى نمايندگان ما را نمى‏پذيرفتند ما به آمريكا رفتيم با انگليس تماس گرفتيم اما كمكى نكردند ولى از زمانى كه شما به نمايندگى از طرف ما اقدام كرده‏ايد صاحب همه چيز شده‏ايم. ما به آنها توضيح داده‏ايم كه كشورهاى دنيا محظوراتى دارند ولى ما تمام راهها را براى شما باز خواهيم كرد. آنها مى‏خواستند كه تظلمات دولت عراق را به گوش مردم دنيا از طريق سازمان ملل متحد برسانند ما آنها را راهنمايى كرديم كه بهتر است از طريق كشورهاى اسكانديناوى اقدام كنند.
چندى قبل ملامصطفى از من خواست كه به شرفعرض ذات اقدس ملوكانه برسانم كه اجازه فرمايند كردستان عراق ضميمه ايران شود. شاهنشاه مقرر فرمودند به او جواب بدهيد كه دنياى ما دنياى توسعه‏طلبى نيست شما كوشش كنيد حقوق ملى خود را بگيريد ما هم در اين راه از شما حمايت خواهيم كرد. در مورد احتمال حمله شوروى ملامصطفى به ما هم چيزهايى گفته ما به او گفتيم كه شوروى به شما حمله نخواهد كرد البته اگر جنگ شروع شود ممكن است شوروى از عراق حمايت كند كه البته اين هم مشكوك به نظر مى‏رسد چون شوروى به عراق اعتماد ندارد.
 ژنرال ضمير: كُردها از آمريكا چه توقعاتى دارند؟
تيمسار ارتشبد نصيرى: پول، اسلحه و مهمات به اضافه حمايت سياسى آمريكا همانطور كه شوروى از عراق حمايت مى‏كند. ما هم به آنها گفته‏ايم كه آمريكاييها محظوراتى داخلى و خارجى دارند اما ما از شما حمايت خواهيم كرد.
ژنرال ضمير: من بارها توضيح داده‏ام كه شما فقط يك پل داريد و آن ايران است اگر ايران نباشد براى شما اسرائيل هم وجود نخواهد داشت.
تيمسار ارتشبد نصيرى: ما به ملامصطفى گفتيم كه آمريكا نمى‏تواند او را بطور سياسى و رسمى بپذيرد و توضيح داديم كه بايد بداند در گذشته چه بوده و الان چه هست.
ژنرال ضمير: من به او گفتم بايد در مورد مسائل صبور باشد.
تيمسار ارتشبد نصيرى: ما اقدام به اخذ كمك جهت كُردها كرديم و تصميم داريم سلاحها و مهمات دريافتى را در ايران انبار كنيم و در صورت بروز جنگ بتدريج به كُردها تحويل دهيم ما هم به احتياج مالى ملا اعتقاد داريم چون عراق پولى به او نمى‏دهد سرباز كُرد فقط 5 دينار حقوق مى‏گيرد و اين خيلى كم است انشاءاله با مسافرت شاهنشاه آريامهر به آمريكا كمك مالى بيشترى در اختيار او خواهيم گذاشت.
ژنرال ضمير: در مورد پيشنهاد مربوط به گشودن آتش عليه تأسيسات نفت كركوك ملا گفت اين كار فعلاً مصلحت نيست. او درباره كوچ دادن كُردها و جايگزين كردن عربها به جاى آنها صحبت كرد من گفتم براى جلوگيرى از اين كار بايد تأسيسات نفتى كركوك را آتش بزنيد. ملا جواب دادكه براى اين كار آماده خواهيم شد اما در حال حاضر آن را عملى نخواهيم كرد. من هم به او گفتم كه ما در اسرائيل جنبه‏هاى عملى كار را بررسى خواهيم كرد و به شما اطلاع خواهيم داد. شما در مورد كشورهاى اسكانديناوى مطالبى فرموديد. ملا گفت چرا به دنيا نمى‏گوييد كه عراق با ما چه كرده است. جواب دادم چرا خودتان نمى‏گوييد شما با آلمان و كشورهاى اسكانديناوى رابطه داريد. البته موضوع اين است كه تنها كسى كه مى‏تواند اين كار را براى آنها انجام دهد دكتر محمود است و او هم خيلى گرفتاريهاى ديگر دارد. مثلاً اگر بلافاصله بعد از كودتاى عراق يك نفر در تلويزيونهاى آمريكا يا انگليس راجع به اوضاع عراق صحبت مى‏كرد خيلى مؤثر بود ولى كُردها اين كار را نكردند.
تيمسار ارتشبد نصيرى: اكنون شخصيت و پرستيژ ملا در داخل عراق خيلى با گذشته فرق كرده و بالاتر رفته است شايد موفقيت ما در مورد كُردها يكى از دلايلش اين باشد كه من افتخار داشتم مدتى نسبتا طولانى مجرى اوامر شاهنشاه در مورد كُردها و كمك به آنها باشم. در مورد كودتاى عراق ملا چه عقيده‏اى داشت؟
ژنرال ضمير: ملا مى‏گفت كه همه كارها زير سر صدام‏حسين است كه با البكر مخالفت مى‏كند او ضمنا اضافه كرد متهمانى كه دو روز قبل رسما خبر اعدام آنها از طريق دولت عراق منتشر شد يك هفته قبل اعدام شده بودند. در حال حاضر حفاظت از ملا خيلى بهتر شده.
تيمسار ارتشبد نصيرى: ما كوشش كرده‏ايم كه اعراب را به حقانيت كُردها متوجه سازيم دنيا بايد بفهمد كه عراقيها در مورد كُردها اشتباه كرده‏اند حتى ما به ملا گفتيم كه او نماينده‏اى نزد قذافى بفرستد. جواب داد كه قذافى آدم سرسختى است اما ما گفتيم كه اگر او سرسخت است پول هم دارد.
ژنرال ضمير: ملامصطفى براى انجام كارهايش فقط از وجود ده نفر استفاده مى‏كند من به او گفتم كه بايد كارهايش را تقسيم كند و به آنهايى كه اعتماد دارد استقلال عمل بدهد وسائل را با مشورت قبلى و بطور مشترك اداره نمايد. ما اين موضوع را تعقيب خواهيم كرد تا بعد از ملا يك كميته كارش را انجام دهد.
تيمسار ارتشبد نصيرى: اين از فرمايشات شاهنشاه آريامهر است كه اكنون به نتيجه هم رسيده است كميته مورد نظر اكنون تشكيل شده و مشغول كار است و طبق اطلاع 80 درصد كارهاى آن را ملا تأييد مى‏كند.
گزارش ديگر ساواك در خصوص ملاقات و مذاكرات ژنرال خفى (هوفى) رئيس وقت موساد با رئيس ساواك خواندنى و قابل توجه است.
در اين نشست طرفين درباره همكارى ايران و اسرائيل در كردستان عراق به بحث و تبادل نظر پرداختند؛ از جمله مباحث مطروحه در اين مذاكرات عبارت بود از: نقش انگلستان و شوروى در پيدايش جنبش استقلال‏طلبانه كُرد؛ ميزان تلاش دولت شاهنشاهى ايران در ايجاد اختلاف بين كُردها و دولت عراق و نيز اقدام در جهت ايجاد و تشديد تفرقه و درگيرى بين آنها؛ جانبدارى تاكتيكى ايران شاهنشاهى از كُردهاى عراق؛ كمك‏هاى تسليحاتى اسرائيل به كُردهاى عراق؛ و نيز همكارى‏ها و فعاليت مشترك حكومت پهلوى و اسرائيل در  ارسال تجهيزات نظامى براى كُردها و نيز آموزش اكراد از سوى آنها:
ملاقات ژنرال خفى با تيمسار رياست ساواك
شركت‏كنندگان: تيمسار قائم‏مقام ساواك‏ـ مديريت كل اداره دوم‏ـ مديريت كل اداره هفتم آقاى محيطـ خانم عبادى
تيمسار رياست ساواك: ديدار از منطقه چطور بود؟ متأسفيم كه مقدارى را با لندرور رفته‏ايد.
ژنرال خفى: براى من بازديد جالبى بود. بايد در اين مورد از شما تشكر كنم. همانطور كه مى‏دانيد من تا چندى قبل در ارتش بودم و هميشه با اين نوع وسائل مسافرت مى‏كرده‏ايم.
تيمسار رياست ساواك: مى‏خواستم اول از روحيه بارزانى سئوال كنم.
ژنرال خفى: من اگر چه قبلاً با مسئله اكراد آشنايى داشته‏ام ولى تاكنون شخصا با اكراد ملاقات نكرده بودم. بنابراين با توجه به اين كه شما در مورد اكراد از من بيشتر مى‏دانيد ممكن است  نتيجه‏گيرى من زياد صحيح نباشد. من تصور مى‏كنم كه رهبرى جوان كُرد مثل دكتر محمود واقعادليل و برهانى براى ادامه جنگ پيدا نمى‏كند. ملا احساس مى‏كند كه ملت خود را گمراه كرده است زيرا ملتش شديدا در رنج هستند. اولين مسئله مشكل پناهندگان است و نيز كمبود مواد غذايى در شمال بارزان. ملا تصور مى‏كند راه‏حل تشكيل يك دولت تبعيدى است كه قبلاً راجع به آن با شما صحبت كرده و مى‏خواهد كه اين دولت از حمايت ايران و امريكا برخوردار باشد. ملا گفت مى‏تواند نظر بعضى از اعراب را در سهيم شدن اين دولت جلب كند. اين دولت در حقيقت جانشينى براى دولت بغداد خواهد شد. من نمى‏دانم حقيقتا اين رؤيا به حقيقت مبدل خواهد شد يا نه. تا آنجا كه موضوع مربوط به ما است هر چه كه اكراد تصميم بگيرند و از حمايت شما برخوردار باشد ما نيز حمايت خواهيم كرد. به نظر من ملا از نظر جسمانى و روحى در وضع خوبى قرار دارد. دكتر محمود فكر مى‏كند ملا از نظر جسمى وضع خوبى دارد ولى نه از نظر فكر و روحى. رهبرى جوان اكراد كمى دستپاچه است و نمى‏داند چه راهى را در پيش بگيرد. فكر مى‏كنم توانايى تغيير اوضاع نظامى را نداشته باشند و تقاضاى حمايت بيشتر دارند. به علت حمايت ايران[،] كُردها موفق شده‏اند جلوى عراقيها را بگيرند. كُردها از اين وحشت دارند كه جنگ در زمستان هم ادامه پيدا كند و تنها مسئله‏اى كه آنها را ناراحت مى‏كند حملات هوايى است. ما نزديكيهاى صبح به كلاله رفتيم. ديديم مردم به هوا نگاه مى‏كنند و دنبال هواپيما مى‏گردند و به علت زمستان مردم در دهات متمركز خواهند شد و بدين وسيله هدفهاى آسيب‏پذيرى براى بمباران هواپيماها خواهند بود. آنها مطمئن نيستند بتوانند مناطق از دست رفته را بدست بياورند. اين اثرات اين بازديد بر روى من است.
تيمسار رياست ساواك: وضعيت اكراد را بايد از سالها قبل و پيدايش اين جنبش بررسى كنيم يعنى از زمان پادشاهى فيصل. جنبش استقلال كُرد در اكراد بوسيله انگليسيها بوجود آمد و اين سياست قديمى انگلستان بود كه يك دولت مستقل كُرد بوجود بياورد كه در نتيجه همكارى ايران‏ـ تركيه و عراق موجب شد كه حتى بارزانى و همكارانش از داخل خاك ايران به شوروى فرار كنند و همچنين انگليسيها اين تحريكات را در كردستان ايران انجام دادند و با سركوبى دولت مواجه شدند و قاضى محمد رهبر آنها اعدام شد.
كُردهايى كه به شوروى رفته بودند بعد از تغيير سيستم در زمان عبدالكريم قاسم به عراق مراجعت كردند و در آن زمان موافقتى بين اكراد و دولت وقت بوجود نيامد. بارزانى و دوستانش از بغداد به شمال عراق رفتند مدتى كه اين اكراد در شوروى زندگى مى‏كردند شوروى به جاى انگليس دنباله‏رو استقلال اكراد شد. حتى پولى را كه در اختيار ملا در شوروى گذارده بودند تا سالهاى قبل به او پرداخت مى‏كردند. در تغيير رژيم بعثى عراق دولت شوروى سعى كرد اكراد را به اين رژيم نزديك كند و حتى سفير قبلى شوروى مى‏گفت كه چرا ما به اكراد كم كمك مى‏كنيم. در ابتداى كار البكر، يك موافقتنامه بين بارزانى و آنها امضاء شد. اين در اثر فشار شوروى بر هر دو طرف بود. البته فكر مى‏كردند بعد از چند سال بارزانى مى‏ميرد و يا ترور مى‏شود. چند مرتبه هم اين كار را انجام دادند يك بار او و پسرش با شانس زيادى نجات يافتند. دولت شوروى وقتى به اندازه كافى در بعث نفوذ كرد خواست اينها را به هم نزديك كند.
دولت ايران مواظب اين اوضاع بود و با نزديكى اكراد به رژيم بغداد تمام كشور عراق يك كشور كمونيستى مى‏شد. ما سعى كرديم او را دور كنيم. دولت عراق هم در اين مدت خودش را از نظر سلاح آماده كرد و بالاخره توانستيم از نزديكى اكراد به دولت عراق جلوگيرى كنيم و در نتيجه دولت شوروى ناراحت شد و كمك مالى خود را به اكراد قطع كرد. مستشاران زيادى
براى آموزش جنگهاى گريلائى و جنگهاى كوهستانى به عراق فرستاد. سلاحهاى سبك براى حمل در كوهستان به آنها داد. وقتى دولت شوروى از سازش اكراد با دولت عراق نااميد شد آنها را تهديد كرد و علنا اظهار كرد كه اگر جنگ شروع شود از بغداد حمايت خواهد كرد.
ما از ملا خواستيم كه عراقيها در مقابل درخواستهاى متعددشان براى نزديكى، اجرا نكردن مواد موافقتنامه قبلى را متذكر شود. بار ديگر مواردى نوشته شد و براى ملا فرستاده بودند كه دو ماده آن مخالف خودمختارى قبلى بود كه واحدهاى مرزبانى در اختيار ملا بود و مبالغى هم به او پرداخت مى‏شد كه اين بار با اين موارد از بين مى‏رفت و جنگ شروع شد.
در خودمختارى قبل موصل هم جزو منطقه اكراد بود و بايد دولت بابت نفت پولى هم به اكراد مى‏داد و دولت عراق هم چاه را بست كه منفعتى نداشته باشد كه پولى بپردازد و بعد شروع به تخليه مناطق كردنشين از اكراد و جانشين كردن آنها با اعراب نمود و يك علت ديگر براى شروع جنگ بوجود آمد. هشت ماه است كه جنگ شروع شده و استنباط مى‏شود كه اين جنگ كاملاً با جنگ قبلى فرق دارد. وجود مستشاران شوروى كاملاً به چشم مى‏خورد تكنيك را عوض كرده‏اند و قدرت نظامى آن صد برابر شده ولى نفرات همانها هستند. تنها نقطه ضعف عراق در مورد نفرات است.
ژنرال خفى: من طى جنگ گذشته در جبهه سوريه با عراقيها جنگ كرده‏ام.
تيمسار رياست ساواك: به تلفات و ضايعات اهميت داده نمى‏شود. خط اول جبهه حق عقب‏نشينى ندارد. وقتى يك نقطه سوق‏الجيشى را بدست بياورند بلافاصله شبانه مناطق استحفاظى محكمى درست مى‏كنند كه اكراد با آنها بارها مصادف شده‏اند و نتوانسته‏اند كارى انجام دهند. هواپيماها در مسافات بالا بمبهاى تأخيرى چند ساعتى مى‏ريزند و مى‏روند با تمام
اين موارد بايد قبول كنيم كه خوب مقاومت كرده‏اند. از هر جهت كمك به اينها را ما جايز مى‏دانيم زيرا اولاً از نژاد آريايى هستند دوم اينكه دولت بعث عراق براى خاورميانه خطرناك است. شما خودتان يك مقام عاليرتبه ارتشى هستيد و مى‏دانيد كمك به اكراد در اين وضعيت يك ريسك است زيرا مقررات بين‏المللى را در مورد سلاح مى‏دانيد. برنامه‏هاى ديگرى هم
داريم. هدف ما فلج كردن ارتش بعث عراق است. نه تنها براى ما بلكه اين دولت براى خاورميانه خطرناك است. هر چند دولتهاى دوست عربى قول داده‏اند كه اينها به مرور از شوروى دور خواهند شد ولى ما هنوز عملاً علامتى نديده‏ايم. دولت عراق به دول عرب مى‏گويد از مستشاران شوروى در زمينه‏هاى كشاورزى و غير [غيره] استفاده مى‏كنيم. ولى آنهاحتى آموزش بمبهاى گازى به افراد عراقى مى‏دهند. اكراد به اين ترتيب احتياج به كمك دارند.
سلاحهايى دارند كه مهماتش در دنياى غرب مشكل پيدا مى‏شود مثل گلوله توپ 25 تنى.
ژنرال خفى: متشكرم كه مرا در مورد اوضاع توجيه فرموديد. براى من بسيار مفيد بود. مى‏خواهم در چند مورد اظهار نظر كنم. به ياد مياآورم [مى‏آورم] در سال 48 كه عراقيها هم در جنگ بااسرائيل درگير بودند سربازان را براى نگهداشتن در جبهه با زنجير مى‏بستند. اكراد عقيده دارند اينها اجساد سربازانشان را با هليكوپتر به درياچه مى‏ريزند. قبل از اينكه كشورم را ترك كنم اطلاعاتى در مورد كنفرانس رباط بدست آوردم. مسئله اصلى موضوع فلسطين بود. وزير خارجه عراق همكارانش را در مورد مرز ايران توجيه كرده و اظهار نموده نه تنها فلسطين مرز اعراب و اسرائيل است بلكه مرز ايران هم‏مرز ديگرى است و از كشورهاى عرب خواست در مورد جنگ مرزى با ايران از عراق حمايت سياسى كنند.
تيمسار رياست ساواك: تا آنجا كه من خبر دارم وزير خارجه فوت شده و در صورتجلسه هم نامى از ايران برده نشده است.
ژنرال خفى: البته عوض كردن سلاح روسى كه به اكراد داده‏ايم مشكل است.
تيمسار رياست ساواك: بايد در زمستان انجام بدهيم و هر چه در قدرت داريم انجام دهيم.
ژنرال خفى: مهمات روسى و گلوله‏هاى 25 تنى ما تمام شده است بنابراين بايد با سلاحهاى غرب عوض بشوند.
تيمسار رياست ساواك: حداقل يك توپخانه شامل 6 توپ است ولى شما دو توپ براى آنها فرستاده‏ايد.
ژنرال خفى: ما اين سلاحها را از واحدهاى ذخيره در ارتش مى‏گيريم و مى‏فرستيم. اميدوارم در مراجعت بتوانم چهار توپ ديگر براى منطقه بگيريم.
البته با جانشينى سلاح امريكايى با سلاحهاى فرانسوى كه ما داريم و آنها را به اكراد خواهيم داد اميدواريم به زودى گلوله‏اى 25 پوندى گرفته براى اكراد بفرستيم.
تيمسار رياست ساواك: من شاهد مبارزه كمك به اكراد بين ارتش و دستگاه امنيتى شما بوده‏ام. شما فكر جنگ آينده خود بوده‏ايد كه در نتيجه مى‏خواستيد از سلاحهاى ذخيره‏اى كم نشود. حالا شما پشت ميز امنيتى هستيد و مى‏بينيد كه اين نه تنها ذخيره شما را كم نمى‏كند بلكه يك جبهه عرب را از شما كم مى‏كند.
درست است كه نفر شما با نفر عراق قابل مقايسه نيست ولى اگر عراق آزاد باشد تعداد نفرات آن توليد اشكال خواهد كرد. در اول صحبتهاى خود گفتم منظور خرد كردن ارتش عراق است زيرا با پيروزى بر اكراد به سوريه مسلط خواهد شد و آن وقت خطر بيشترى براى خاورميانه وجود دارد.
ژنرال خفى: من فكر نمى‏كنم عراقيها در آينده لشگر زرهى خود را به جنگ به اسرائيل بفرستند. ولى در هر حال ما با دشمن مشترك مى‏جنگيم. حداكثر سعى من براى تعويض سلاح آنها انجام خواهد شد و ما از آمريكائيها تقاضاى كمك مالى و سلاحهاى جانشين كرده‏ايم.
تيمسار رياست ساواك: شما فرموديد كه از سلاحهاى ذخيره‏تان استفاده مى‏كرديد ولى ما از وسائل مورد استفاده روز نه وسائل رزرو استفاده كرديم.
ژنرال خفى: كمك شما هم سخاوتمندانه بوده و هم شجاعانه، من موضوع اكراد را كه نخست‏وزير هم خيلى به آن علاقمند است قبل از آمدن، با او درميان گذاشتم. تصور مى‏كنم وزير دفاع هم از حقايق موضوع مطلع است اگر چه جنگ در زمستان هم ادامه پيدا خواهد كرد ولى براى آموزش اكراد بايد از زمستان استفاده كنيم.
نمى‏دانم مى‏شود منطقه‏اى را نزديك مرز براى كمپ آموزشى در نظر بگيريم؟
تيمسار رياست ساواك:  اكيپ‏هاى 100 نفرى مى‏آيند و در كمپ آموزشى كه ما در اردوگاه پسوه داريم و ارتش آن را بوجود آورده آموزش مى‏بينند.
ژنرال خفى: آيا لزومى دارد كه ما برنامه آموزشى بگذاريم و استادانى هم بفرستيم.
تيمسار رياست ساواك: البته اشكالى ندارد.
ژنرال خفى: به علت بُعد مسافت و جلوگيرى تركيه از عبور فضايى ما پيشنهاد مى‏كنيم در نزديكى مرز مناطقى جهت ارسال كمكهاى تجهيزاتى بوجود بياوريم چون مسير پرواز بسيار طولانى است.
تيمسار رياست ساواك: اين پيشنهاد من بوده و كاملاً با شما موافقم. ما انبار كوچكى در مراغه داشته‏ايم ولى اين بار مقدار زيادى سلاح بايد برايشان جمع‏آورى نماييم.
ژنرال خفى: در زمينه ضدتانك در موقعيت خوبى هستند.
سام 7 يك موشك بُرد كوتاه است و نبايد در بُرد بيشتر از آن استفاده كرد.
تا رسيدن سلاحهاى در راه استدعا مى‏كنيم شما مقدارى گلوله‏هاى خمپاره 120 به آنها بدهيد.
ژنرال خفى: منظور من از گلوله 120 ميليمترى خمپاره‏هايى است كه ما و شما به آنها داده‏ايم. اين يك كمك قاطع و فورى است و از نقطه نظر روحى هم مؤثر است.
همانطور كه عرض كردم در آينده نزديك تعويض سلاحها صورت خواهد گرفت.
بايد به عرض برسانم گلوله 25 پوندى براى توپ را بايد از ارتش افريقاى جنوبى كه آن را توليد مى‏كند تهيه كنيم. به ما قول داده‏اند كه بدهند.
تيمسار رياست ساواك: از گلوله‏هاى خمپاره‏اى 120 ميليمترى 500 تا فرستاده‏ايم. 500 تاى ديگر هم تقاضا كرده‏ايم كه بفرستيم.
ژنرال خفى: برنامه آموزشى را ما تهيه مى‏كنيم و براى شما مى‏فرستيم. بعد از تصويب جنابعالى معلمين را براى آموزش مى‏فرستيم.


تسليح و تعليم كُردها

بخش عمده همكارى و فعاليت مشترك موساد و ساواك در ميان كُردهاى عراق، موضوع كمك‏هاى سرشار تسليحاتى و نيز آموزش نظامى كُردهاست.
اسرائيلى‏ها اگر چه بخش عمده كمك‏هاى نظامى را از طريق ايران براى كُردها ارسال مى‏كردند، اما اين بدان معنى نبود كه تمامى اين فعاليت‏ها را با كسب مجوز از ساواك و با واسطه آنها انجام مى‏دادند. آن گونه كه از اسناد ساواك معلوم مى‏شود، اسرائيلى‏ها در پاره‏اى مواقع بدون اطلاع و هماهنگى با ساواك خود مستقيما اقدام به اين كار مى‏كردند. در بخش آموزش نيروهاى كُرد عراقى نيز در بسيارى موارد، مأموران اطلاعاتى موساد بدون اطلاع ساواك كُردها را تحت آموزش نظامى و اطلاعاتى قرار مى‏دادند. البته اسرائيلى‏ها در اين زمينه به دو شكل اقدام مى‏كردند. اسرائيلى‏ها با گزينش بعضى از كادرها و نيروهاى كُرد، آنها را به فلسطين اعزام مى‏كردند و در مراكز اطلاعاتى و نظامى اسرائيلى تحت تعليمات نظامى و اطلاعاتى قرار مى‏دادند. به علاوه مأموران اطلاعاتى موساد خود نيز با حضور در مناطق كردنشين، به آموزش نظامى و اطلاعاتى كادرهاى كُرد اقدام و مبادرت مى‏كردند.
براى نمونه، رئيس موساد در مذاكرات مورخ 18 تير ماه 1352 با رئيس ساواك، درباره آموزش گروه‏هاى كُرد در فلسطين اشغالى، مى‏افزايد:
تيمى كه آنها [كُردها] براى آموزش تانك به اسرائيل فرستاده بودند، تيم بسيار خوبى بود.
نامبرده در نشست اطلاعاتى ديگر با رئيس ساواك از او مى‏خواهد كه منطقه‏اى نزديك مرز ايران و عراق به عنوان كمپ آموزشى در اختيار آنها قرار گيرد:
ژنرال خفى: من موضوع اكراد را كه نخست‏وزير هم خيلى به آن علاقمند است، قبل از آمدن با او درميان گذاشتم. تصور مى‏كنم وزير دفاع هم از حقايق موضوع مطلع است. اگر چه جنگ [بين كُردها و دولت عراق] در زمستان هم ادامه پيدا خواهد كرد ولى براى آموزش كُردها بايد از زمستان شروع كنيم. نمى‏دانم مى‏شود منطقه‏اى را نزديك مرز براى كمپ آموزشى در نظر بگيريم؟
تيمسار رياست ساواك: اكيپ‏هاى 100 نفرى مى‏آيند و در كمپ آموزشى كه ما در اردوگاه پسوه داريم و ارتش آن را بوجود آورده آموزش مى‏بينند.
ژنرال خفى: آيا لزومى دارد كه ما برنامه آموزشى بگذاريم و استادانى هم بفرستيم؟
تيمسار رياست ساواك: البته اشكالى ندارد.
اگر چه طبق پاره‏اى اسناد، سابقه حضور و ورود مأموران اسرائيلى در ميان كُردهاى عراقى به دهه 1930 برمى‏گردد، اما برخى منابع غربى درباره آغاز آموزش نظامى و اطلاعاتى كُردهاى عراقى از سوى مأموران صهيونيست نوشته‏اند:
شيمون‏پرز كه در مقام معاونت وزارت دفاع باقى مانده بود، به‏طور نهانى با كومران على بديرخان، رهبر پير كُرد كه از دهه‏هاى 1940 و 1950 براى اسرائيلى‏ها جاسوسى مى‏كرد، ديدار به عمل آورد. نخستين دوره آموزشى افسران پيشمرگ كُردـ با نام رمز «مرواد» (قالى) در اوت 1965 [1344 ]آغاز و به مدت سه ماه ادامه يافت. در تابستان بعد، لوى اشكول و اميت از اريه «ليووا» ئلياف، معاون پرتلاش وزارت امور صنايع و توسعه، از حزب كار خواستند كه به منطقه كردستان رفته و با ملامصطفى بارزانى ديدار كند. در آغاز كار حيم لواكف، عرب‏شناس كهنه‏كار پالماه [گروه تروريستى پالماخ]، مسئول كمك اسرائيل به اين برنامه بود، و يكى از نخستين كمك‏هاى غيرنظامى، ايجاد يك بيمارستان صحرايى بود. خود اشكول در ژوئن 1966 [1345 ]و نيز آبااِبان وزير خارجه، در پايان همان سال از تهران ديدار كردند. گزارش شد زمانى كه بارزانى حمله بزرگ عراقى‏ها را در ژوئن 1966 درهم شكست از كمك اسرائيل برخوردار بود.
در يكى از اسناد ساواك، متن نامه رئيس نمايندگى اسرائيل در خصوص عزيمت يكى از مستشاران اسرائيلى به تهران به چشم مى‏خورد. در اين نامه ضمن معرفى مستشار اسرائيلى به ساواك، تصريح و تأكيد گرديده كه فرد ياد شده بنا به درخواست رئيس ساواك و در ارتباط با موضوع كُردها به ايران اعزام شده است:
سازمان اطلاعات و امنيت اسرائيل جهت آقاى ژوزف لوينتس دارنده گذرنامه عادى اسرائيلى 559462 درخواست صدور رواديد كرده است. طبق اظهار سازمان اطلاعات و امنيت اسرائيل قرار است آقاى ژوزف جهت انجام اوامر تيمسار رياست ساواك مربوط به اكراد در 10/2/53 به تهران عزيمت نمايد. خواهشمند است دستور فرماييد سريعا نظر مركز را ابلاغ فرمايند تا طبق آن عمل گردد.
رئيس نمايندگى اسرائيل
اما درباره كمك‏هاى تسليحاتى براى كُردهاى عراقى، نمونه گزارش ساواك در خصوص مهمات مورد نياز درخواستى از سوى كُردها چنين است:
اظهارات آقاى بهار در مورد مهمات درخواستى دوستان شمال
موشكهاى فرانسوى 10كك‏ـ 11كك ضد تانك
12 عدد توپ ضدهوايى 30 ميليمترى
4000 مهمات دارد
50 دوشكا و مهماتش
3000 مهمات براى خمپاره‏انداز 120
1000 مين ضدتانك
1000 گلوله براى بازوكاى مدل 5/3
مهمات انگليسى براى 303 تفنگهاى برنگ‏گان و تفنگهاى معمولى مهمات 62/7
توپهايى كه مثل هوتزر عمل مى‏كند 122 ميليمترى با مهمات
يك تن وسائل طبى و بهداشتى (كه ممكن است از سفارشات قبل از جنگ خودمان باشد) و وسائل براندازى و مخرب
جمعا 3000 تن مى‏شوند كه 250 تن آن آماده براى حمل مى‏باشد.
راجع به تاريخ احتمالى كنفرانس تيمسار فرمودند اواسط فروردين 53.
موضوع ارسال تجهيزات موشكى از سوى اسرائيل براى كُردهاى عراق از فرازهاى برجسته همكارى موساد و ساواك در تسليح اكراد و پشتيبانى همه‏جانبه نظامى از آنها براى جنگ عليه دولت و حاكميت عراق است. نامه ناهوم ادمونى معاون وقت موساد به رئيس ساواك كه از سوى نمايندگى آن سرويس، مستقر در تهران، با نام رمز بهار به ساواك ارايه شده، حاوى اطلاعات صريح و روشنى در اين باره است:
موضوع موشك براى امام
1ـ بنا به تقاضاى شما من پيغام شفاهى را كه روز يكشنبه 26 اوت وسيله آقاى ادمونى به اطلاع آن عاليجناب رسيد خلاصه كرده‏ام.
الف‏ـ وضعيت نظامى امام ما را به اين نتيجه رساند كه تجهيز كردن امام به صلاحهاى [سلاح‏هاى ]مدرن ضدتانك و ضدهوايى حائز اهميت مى‏باشد.
ب‏ـ موشكهاى ضدتانك «ساگر» و موشكهاى ضدهوايى «استرلا» كه ساخت شوروى هستند در واحدهاى ارتش اسرائيل مورد استفاده قرار مى‏گيرند (اين موشكها در خلال جنگ به غنيمت گرفته شده‏اند).
ما فكر مى‏كنيم كه تدارك موشكهاى (ساگر و استرلا) ممكن است افراد امام را قادر سازند كه تعدادى از تانكها و هواپيماهايى را كه در ارتفاع كم پرواز مى‏كنند منهدم سازند و بدين وسيله حمله عراقيها را حداقل تا پايان فصل زمستان متوقف نمايند.
ت‏ـ ما فكر كرديم كه ايران به علت محدوديتهاى سياسى نمى‏تواند موشكهاى ساخت امريكا در اختيار امام بگذارد.
ث‏ـ با وجودى كه موشكهاى استرلا و ساگر در ارتش اسرائيل در واحدهاى رزمى كه به حالت آماده بسر مى‏برند مورد استفاده مى‏باشد، ما از ارتش اسرائيل 15 موشك استرلا و سى موشك ساگر دريافت نموديم كه مستقيما از واحدهاى ما اخذ و به امام تحويل خواهد شد. ما آماده‏ايم كه افراد امام را براى به كار بردن اين موشكها آموزش دهيم.
ج‏ـ بديهى است كه براى گرفتن نتيجه در ايجاد وقفه در حمله عراقيها اين موضوع حائز كمال اهميت است كه امام با تعداد خيلى بيشترى از 15 موشك استرلا و سى موشك ساگر تجهيز شود. متأسفانه به علت شرايط موجود در منطقه ما قادر نيستيم كه موشكهاى بيشترى را از بين واحدهاى خود بدون دريافت موشكهاى ساخت امريكا براى جايگزين كردن آنان خارج نماييم.
چ‏ـ جايگزين موشك ساگر موشك «تو» و جايگزين موشك استرلا موشك «چشم قرمز» مى‏باشد.
SAGER STRELLA TOW THE EYE
ح‏ـ ما با آمريكايى‏ها تماس گرفته و آنها را در جريان كامل وضعيت گذارده‏ايم. اگر امريكاييها موافقت نمايند كه جايگزين موشكهاى مذكور را در اختيار ما بگذارند ما قادر خواهيم بود كه امام را با تعداد زيادى موشكهاى روسى (استرلا و ساگر) كه از واحدهاى خود خواهيم گرفت تجهيز نماييم.
خ‏ـ پيشنهاداتى كه وسيله آقاى ادمونى ارائه شده به شرح زير است.
كه آن عاليجناب امكان اينكه موشكهاى «تو» و «چشم قرمز» را به عنوان جايگزين موشكهاى روسى كه به وسيله ما در اختيار امام گذارده خواهد شد. (بيشتر و بالاتر از 15 استرلا و 30 ساگر) بررسى نمايند.
اگر شما آماده باشيد كه موشكهاى جايگزين را در اختيار ما بگذاريد ما قادر خواهيم شد كه امام را با صدها موشك ساخت شوروى تجهيز نماييم. همچنين خاطرنشان شد كه اگر ما تعداد كافى موشك از آمريكاييان دريافت نماييم ديگر احتياجى به موشكهاى ايران نخواهد بود.
2ـ از جوابى كه از گرين دريافت داشته‏ايم (وسيله بهار) چنين درك كرديم كه شما آماده‏ايد به عنوان جايگزين موشكهايى كه ما براى امام ارسال خواهيم نمود موشك «تو» در اختيار ما بگذاريد و همچنين متوجه شديم كه داراى موشكهاى «چشم قرمز» نمى‏باشيد.
3ـ همزمان با اين موضوع ما جواب آمريكا را دريافت كرده‏ايم مبنى بر اينكه ايالات متحده آمريكا بطور كلى حاضر است جايگزين موشكها را در اختيار ما بگذارد ولى فعلاً به تعداد محدود.
4ـ ما آماده‏ايم كه امام را با هر اسلحه‏اى كه جايگزين آن را دريافت نماييم تجهيز كنيم.
5ـ ما هم اكنون مشغول آماده كردن تعدادى موشك استرلا و يك مربى هستيم كه آنان را در اسرع وقت به منطقه خواهيم فرستاد.
6ـ آموزش موشك ساگر بايد در اسرائيل صورت گيرد و ما ترتيباتى داده‏ايم كه اين دوره در ظرف چند روز شروع شود.
7ـ از آنجايى كه ما مجبوريم تمام عمليات تدارك و آموزش را طرحريزى نماييم بسيار ممنون خواهيم شد اگر آن عاليجناب بر اساس اين نامه بتوانند به ما پاسخ بدهند كه آيا از طريق ايران نيز موشكهايى به عنوان جايگزين ساگر در اختيار گذارده خواهد شد. يعنى اگر شما آماده باشيد كه براى موشكهاى اضافى «ساگر» كه بلافاصله وسيله ما براى امام ارسال خواهد شد موشكهاى «تو» به عنوان جايگزين در اختيار ما بگذاريد. البته اين تعداد بيشتر و بالاتر از تعداد موشكهايى است كه وسيله آمريكاييها در اختيار ما گذارده خواهد شد.
گزارشى را كه سرويس اطلاعاتى اسرائيل از طريق رابط خود با ساواك، براى ارتشبد نصيرى (رئيس ساواك) ارسال كرده، عمدتا درباره چگونگى تجهيز كُردهاى عراقى به سلاح‏هاى جنگى و پشتيبانى و تقويت نظامى آنها در مقابل حكومت عراق از سوى اسرائيل است.
نكته قابل توجه كه در اين گزارش به صراحت به آن اشاره شده، هماهنگى اسرائيل با ايالات متحده آمريكا در اين باره است. در ادامه گزارش مزبور، ليست انواع سلاح‏هاى جنگى مورد نياز براى كُردهاى عراقى ضميمه شده است. اين ليست از سوى سرويس اطلاعاتى اسرائيل و با همكارى ساواك تهيه و به وزير امور خارجه آمريكا تسليم شده است:
تيمسار ارتشبد نصيرى
درباره: اسلحه براى امام
عاليجناب
1ـ گزارش مربوط به تماس ما با وزير امور خارجه ايالات متحده آمريكا به پيوست تقديم مى‏گردد.
2ـ به نظر ما وزير امور خارجه امريكا ضمن بازديد خود از ايران موضوع را با اعليحضرت شاهنشاه آريامهر مورد بحث قرار خواهند داد.
3ـ خوشحال خواهم شد كه هر گونه اطلاعات تكميلى در اين مورد را شفاها به عرض برسانم.
با تقديم احترام‏ـ بهار
تاريخ: 7 آبان ماه 53
در يادداشت دستنويس حاشيه سند چنين آمده است:
اين گزارش را رابط اسرائيل در غياب تيمسار رياست ساواك و قبل از سفر وزير خارجه آمريكا  به ايران بنا به تصويب قبلى تيمسار رياست ساواك از طريق ساواك به شرف عرض پيشگاه مبارك ملوكانه رساند. تيمسار رياست ساواك بعدا در تاريخ 18/1/54 ضمن اينكه گزارش مربوطه رابه اينجانب دادند امر به ترجمه آن فرمودند كه ترجمه به عرض رسيد و اوامرى فرمودند.
24/1/54
انتظار مى‏رود با آغاز زمستان از شدت جنگ در كردستان كاسته شود. از اين موقعيت براى تقويت نيروهاى كُرد مى‏توان استفاده نمود بطورى كه آنها در صورت بروز جنگهاى گسترده‏اى كه قرار است در اوايل بهار 1354 آغاز گردد آماده باشند.
سفارش مى‏كنم جزئيات مربوط به طرح تجهيزات‏ـ ملزومات و آموزش و غيره هر چه زودتر بين ما مورد بحث واقع شود.
نكته مهمى را كه بايد در نظر داشت اينست كه چند نوع از سلاحهاى مشخص ساخت روسيه را كه ما آماده مى‏كرديم رو به اتمام است. ذخائر ساير سلاحهايى كه در حال حاضر در دست كُردها است به سرعت در حال تمام شدن است. بايد منابعى براى جبران سلاحهاى اساسى پيدا نمود. همچنين سلاحهايى را كه نمى‏توان مهمات براى آنها پيدا كرد بايد با سلاحهايى عوض نمود كه بتوان براى آنها بر اساس روش جارى ملزومات مهمات تهيه نمود.
يك منبع احتمالى براى تهيه سلاحهاى يدكى، نيروهاى دفاعى اسرائيل مى‏باشد كه حاضر خواهد بود از ذخاير خود سلاحهاى لازم را تحويل دهد به شرط آنكه ايالات متحده آمريكا قبول نمايد آنها را جبران نمايد. انواع مشخصى از سلاحها را نيز مى‏توان توسط واسطه‏هاى اسلحه از بازارهاى جهانى تهيه كرد.
ما از وزير امور خارجه امريكا تقاضا نموده‏ايم كه موضوع تعويض سلاحهاى امريكائى را با آن قسمت از سلاحها و مهماتى كه ساخت امريكا نيست و نيروى دفاعى اسرائيل حاضر است از محل انبارهاى خود به كُردها تحويل دهد مورد مطالعه قرار دهد. علاوه بر اين ما از وزير امور خارجه امريكا تقاضا نموده‏ايم كه موضوع كمك پولى به خريد سلاحهايى را كه مى‏توان از
بازار خريدارى نمود مورد بررسى قرار دهد.
فهرست تجهيزاتى كه به نظر ما بايد در طول مدت زمستان در دسترس كُردها گذاشت به وزير امور خارجه امريكا تسليم شده است.
به نظر ما وزير امور خارجه ايالات متحده در ديدار آينده خود از ايران موضوع را با اعليحضرت شاهنشاه آريامهر در ميان خواهد گذاشت.
رونوشت فهرستى كه به وزير امور خارجه ايالات متحده تسليم شده به پيوست تقديم مى‏گردد.
اسلحه براى كردستان
1ـ فهرست سلاحها، مهمات و تجهيزات جايگزين سلاحهاى شوروى در كردستان به قرار زير است.
2ـ اينگونه سلاحها بايد در اروپا يا در اسرائيل و در صورت امكان از مازاد و قسمتى بطور مستقيم از كارخانجات توليد كننده خريدارى شود. قيمتها بر همين اساس محاسبه شده‏اند.
3ـ از آنجا كه هنوز به درستى معلوم نيست كليه اين اقلام در دسترس باشد اين فهرست بر اساس شرايط موجود در بازار تغييرپذير است.
4ـ چند قلم از اين سلاحها را كه خريدارى آنها در بازار مشكل است مى‏توان از نيروى دفاعى اسرائيل خواست كه در مقابل سلاحهاى مشابه ساخت آمريكا معاوضه نمايد.

5ـ توپخانه

نوع    سلاح تعداد  قيمت ‏هرواحد به دلار  جمع
 الف  توپ 155 ميليمترى كششى1815000270000
ب  مهمات 155 ميليمترى200002304600000
پ  توپ 105 ميليمترى كششى1210000120000
ت م همات 105 ميليمترى1200050600000
ث خمپارانداز 160 ميليمترى625000150000
ج  مهمات 160 ميليمترى60002001200000
چ  خمپاره‏انداز 120 ميليمترى247000168000
ح  مهمات 120 ميليمترى 240008090280001920000
خ  لوازم يدكى106200رلوازم نگهدارى35400
6ـ سلاحهاى ضدتانك
نوع  سلاح  تعداد قيمت هرواحدبه دلار جمع
الف  توپ بدون عقب‏نشينى 106 ميليمترى 50900045000
ب  مهمات 1 06 ميليمترى2500 150375000
پ بازوكا50060030000
ت مهمات بازوكا25000 د701750000
ث  راكت ضدتانك اس‏اس‏ـ 11500350046250001750000
ج  لوازم يدكى112500
چ  لوازم نگهدارى37500150000

7ـ سلاحهاى ضدهوايى

نوع سلاح   تعداد    قيمت‏هرواحد به دلار   جمع
الف مهمات توپهاى ضدهوايى 30 ميليمترى250000205000000
ب توپهاى 20 ميليمترى ضدهوايى50400020000
پ مهمات توپهاى 20 ميليمترى500000892000004000000
ت  لوازم يدكى30000ثوسائل نگهدارى40000100008

ـ  تجهيزات راديويى

نوع سلاح  تعداد  قيمت هر واحدبه دلار  جمع
الف  سيستم PRC-7750120060000
ب  لوازم يدكى و باطرى12000پوسائل780006000

9ـ وسائل نقليه

نوع سلاح   تعداد   قيمت هر واحد به دلار   جمع
الف  كاميون سبك براى مهمات حمل1212000144000
ب جيپ براى توپهاى بدون عقب‏نشينى12600021600072000
 پ32400
10ـ مين و نارنجك
نوع سلاح   تعداد   قيمت هر واحد  به دلار   جمع
الف مين ضدتانك1000030300000
ب  مين ضدنفر10000550000
پ نارنجك دفاعى500007350000
ت نارنحك تهاجمى500005250000
جمع كل 24461000 دلار
ژنرال (زامير) ضمير رئيس موساد، در سال 1353، طى نامه‏اى به نصيرى رئيس ساواك، ضمن اشاره به درگيرى قريب‏الوقوع بين كُردها و دولت عراق، به‏طور تلويحى از موقعيت ملامصطفى بارزانى اظهار نگرانى كرد. نامبرده با يادآورى كمك‏هاى نظامى ارسالى اسرائيل  براى كُردها به منظور تقويت و پشتيبانى از آنان در جنگ با دولت عراق، درخواست كرد كهايران عهده‏دار كمك‏هاى اقتصادى ويژه به بارزانى شود:
جناب تيمسار نصيرى16 مارس 1974
من از تصميم يك‏جانبه دولت عراق كه ناقض موافقت‏نامه مارس 1970 [1349 ]است اطلاع پيدا كردم. از گزارشهايى كه به وسيله نمايندگان خود دريافت كرده‏ام چنين به نظر مى‏رسد كه ملامصطفى بارزانى تصميم گرفته به مبارزه خود در راه حقوق ملت كُرد و به منظور مخالفت با سياستهاى دولت عراق ادامه دهد. اين تحول بحران بين كُردها و دولت عراق را تشديد نموده و برخوردهايى بين آنها بوقوع پيوسته است. بايد تيره‏تر شدن اوضاع را كه منجر به تجديد جنگ گردد به عنوان يك احتمال در نظر داشت. به نظر ما ملامصطفى بارزانى احتياج فورى به كمكهاى اقتصادى و نظامى دارد. ما تلاش ويژه‏اى را در اين زمينه شروع كرده و هر چه زودتر يك يا دو هواپيما حامل مهمات و يا تجهيزات ضرورى‏تر با توجه به نيازمنديهاى فورى اعزام خواهيم داشت. من مى‏دانم كه نگرانى اصلى ژنرال بارزانى ناشى از فشار سنگين اقتصادى مى‏گردد كه به دليل زياد شدن هجوم پناهندگان به اراضى تحت كنترل وى هر لحظه بيش از گذشته مى‏شود اين موضوع مى‏تواند به عنوان عامل  مهمى در توانايى بارزانى و پيروانش براى ادامه مبارزه محسوب شود. با توجه به موقعيت ما درزمان حاضر مشكل است كمك اقتصادى مهمى به بارزانى به عمل بياوريم و من راهى ندارم جز  اينكه از جنابعالى خواهش كنم كه اين كار را خود به عهده بگيريد البته اطمينان دارم كه جنابعالى به خوبى از موقعيت ما در زمان حاضر آگاه هستيد. اميدوارم هنگامى كه اواخر اين ماه با هم ملاقات
مى‏كنيم بتوانيم بطور مشروح پيرامون مسئله كُرد و نيازمنديهاى آنها براى آينده نزديك مذاكره نماييم.اجازه بدهيد خدمت جنابعالى و سركار خانم نصيرى گرمترين تبريكات نوروزى خود و همسرم را تقديم نمايم.دوستدارـ ژنرال ضمير
بر اساس يادداشت دستنويس حاشيه اين سند، پاسخ رئيس ساواك كه به صورت تلگرام در تاريخ 25/12/1353 براى رئيس سرويس اسرائيل ارسال شده، به شرح ذيل است:
مشكلات اقتصادى و مالى براى بارزانى بيش از آن حديست كه اشاره فرموده‏ايد. ما آنچه از دستمان برمى‏آيد كوتاهى نخواهيم كرد، ولى جوابگوى احتياجات آنها نيست. تصور مى‏كنم با تهيه و تمركزى كه ارتش عراق در شمال مى‏دهد در خاتمه پانزده روز مهلت دولت عراق درگيرى سخت شروع شود و بايد كمك‏هاى نظامى قبل از آن روز به منطقه برسد. لذا خواهشمند است مقدار كمكى كه باقيمانده زودتر ارسال داريد موجب امتنان و تشكر است. با عرض تشكر از تبريكات نوروزى آن تيمسار و بانو سپاس خود و خانم را متقابلاً معروض مى‏دارم.[محل امضاى رئيس ساواك ]


پس از قرارداد 1975 الجزاير

امضاى پيمان موسوم به «قرارداد الجزاير» بين دو دولت ايران و عراق در سال 1975، شرايط و وضعيت جديدى را در تعامل ايران و اسرائيل با كُردهاى عراق به وجود آورد. وضعيت جديد، اگر چه محدوديت‏هايى را براى فعاليت اسرائيلى‏ها در منطقه به دنبال داشت، اما در مجموع مغاير با آنچه كه در استراتژى پيرامونى اسرائيل تعقيب مى‏شد، نبود.
به نوشته بعضى منابع غربى در اوايل سال 1975 عراقى‏ها پيشنهاد ايران را براى توقف پشتيبانى از كُردها در قبال سازشى در شط‏العرب [اروندرود ]پذيرفتند. شورش كُردها با فروپاشى روبه‏رو شد و درخواست اضطرارى بارزانى از كسينجر [وزير امور خارجه وقت  آمريكا] ناديده انگاشته شد. ويليام كلبى رئيس [سازمان جاسوسى ]سى.آى.اى در اين باره وزير خارجه را مورد پرسش قرار داد و رك و راست به وى گفته شد كه عمليات سازمان نهانىكار تبليغى نيست. راز پشتيبانى اسرائيل از كُردها، به هر اندازه كه آشكار شده بود همچنان مسأله‏اى بسيار حساس قلمداد مى‏شد.
در شرايط و موقعيت جديد، اسرائيلى‏ها به شدت در تلاش بودند تا براى مقامات ايرانى اهميت و ضرورت تداوم همكارى با اسرائيل را در حمايت و پشتيبانى از كُردهاى عراق بيش از پيش توجيه كنند. نامه ژنرال هوفى رئيس وقت موساد به نصيرى رئيس ساواك در اين باره خواندنى و قابل توجه است. او در اين نامه با بزرگنمايى خطر شوروى در منطقه، ضرورت  حمايت از كُردها را يادآورى مى‏كند و در پايان به‏طور تلويحى هشدار مى‏دهد كه چنانچه در اين باره مطابق خواست و تمايل اسرائيل عمل نشود، ممكن است رسانه‏هاى اسرائيلى درباره همكارى دولت ايران با احزاب كُرد عراقى در سال‏هاى پيش از اين، افشاگرى كنند:
استحضار تيمسار رياست معظم ساواك
ترجمه و عين نامه واصله از رئيس سرويس اسرائيل (جمعا در 4 برگ) به عنوان تيمسار رياست معظم ساواك كه در تاريخ 29/12/53 از رابط سرويس مذكور در مركز دريافت گرديده به پيوست تقديم مى‏گردد.
حوزه تيمسار رياست ساواك
تيمسار نصيرى عزيز
از شنيدن خبر بيمارى شما متأسف گرديدم و اميدوارم زمانى كه اين نامه به شما مى‏رسد سلامتى خود را بدست آورده و فعاليت خود را مجددا شروع نموده باشيد. ما از نزديك آثار توافق ايران و عراق را در كادر جهانى بطور كلى و در محدوده خاورميانه بطور دقيق دنبال مى‏نماييم. احتياجى به ذكر اين مسئله نيست كه به نظر ما اين قرارداد مانند كليه قراردادهاى صلح كه به مخاصمات بين كشورها به وسيله مذاكرات مستقيم خاتمه مى‏دهد اقدام مثبتى محسوب مى‏گردد و ما اميدواريم كشورهاى عربى كه با ما مرز مشترك دارند از اين مورد سرمشق گيرند و با انجام مذاكرات مستقيم با ما موافقت نمايند. در حال حاضر بايد مراقبت بسيار دقيقترى در مورد ميزان وفادارى عملى عراق نسبت به تعهداتش و دست كشيدن از دشمنى و پيروى از خطوط همكارى و صلح صورت گيرد.
در موافقتنامه‏اى كه تنظيم گرديده قسمتى مربوط به اكراد مى‏شود كه ما سالها در مورد آنان با يكديگر همكارى مى‏كرديم. ما عقيده داريم كه به دنبال قطع كمك به جنبش مقاومت ملابارزانى و همچنين عدم امكان رسانيدن مواد و ملزومات آنان به علت بسته شدن مرز ايران توانايى جنگى اكراد به سرعت خاتمه خواهد يافت و طولى نخواهد كشيد كه مقامات عراقى خواهند توانست پيروزى خود را اعلام نمايند.
بدون احتساب مفهوم پيروزى رژيم عراق (حتى اگر فقط يك پيروزى نسبى باشد) ما از آن مى‏ترسيم كه اتحاد شوروى كه در حال تحكيم موضع‏گيرى خود در منطقه مى‏باشد و از هيچ كوششى در راه تقويت قواى نظامى عراق مضايقه نمى‏نمايد، قادر گردد از پيروزى عراق بر اكراد براى پيشبرد مقاصدش در منطقه بهره‏بردارى نمايد.
ما اخيرا شاهد مقاصد شوروى در اين جهت بوده‏ايم. آنها كوشش مى‏كنند سوريه را وادار كنند كه موانعى بر سر راه كوششهايى كه وزير امور خارجه امريكا دكتر كيسينجر براى پيشرفت صلح بين اسرائيل و مصر مى‏نمايد ايجاد كنند.
بازديد اخير هيئت پارلمانى شوروى از اردن و مسافرتهاى «وينوگرادوف» به اردن و ساير كشورهاى عرب شاهدى بر مقاصد شوروى مى‏باشد.
اگر موفقيت عراق به شورويها نسبت داده شود، اين عامل مشوق همكارى عراق و شوروى در زمينه سياسى و نفوذ شوروى در خليج فارس به شمار مى‏رود.
فكر مى‏كنم كه اين موضوع احتياج به كوششهاى جمع‏آورى بيشترى درباره اهداف شوروى و عراق و همچنين فعاليتهاى براندازى آنان دارد. چون در نتيجه بسته شدن مرز ايران و عراق چند شبكه مهم جمع‏آورى از بين رفته است، من پيشنهاد مى‏كنم كه لزوم طراحى كوششهاى جمع‏آورى را به زودى و تحت شرايط جديد مورد مذاكره قرار دهيم. از آنجايى كه مأمورين ما كردستان را ترك كرده‏اند ما اطلاعات قابل قبول و جديدى از اوضاع منطقه در دست نداريم. ما گزارشات ناقصى از جنگ و موقعيت، اهداف و طرحهاى رهبران اكراد دريافت كرده‏ايم. ما عقيده داريم كه آتش‏بس دقيقا رعايت نمى‏شود و در بعضى از نقاط عراقيها دست به حملاتى زده‏اند. بنابر اطلاعاتى كه ما در اختيار داريم اكراد در مقابل حملات عراقيها پايدارى مى‏كنند و لطمات سنگينى به آنها مى‏زنند با وجود اين، عليرغم پيروزيهاى منطقه‏اى كُردها و با آگاهى از سطح موجودى مهمات آنان، مايلم اعتقاد راسخ خود را به اينكه شما از اقدامات عراق براى قتل زنان و كودكان و قتل‏عام ملت كُرد جلوگيرى خواهيد كرد ابراز دارم.
در خاتمه مايلم به اين نكته اشاره نمايم كه من از حساسيت شديد مردم اسرائيل نسبت به وضع جامعه كُرد كه حتى در مطبوعات داخلى ما منعكس گرديده است آگاه مى‏باشم. نشريات مذكور در غالب موارد از مطبوعات خارجى نقل قول مى‏نمايند و به كلماتى كه در مقاله ذكر مى‏گردد توجه نمى‏نمايند، حتى اگر از مساعدت دولت ايران نسبت به جامعه كُرد در سالهاى پريشانى آن ملت نيز آگاه باشند.
آرزو مى‏كنم و اميدوارم كه شما، تيمسار نصيرى، اين حساسيت را با تفاهم نسبت به توضيحاتى كه بيان نمودم قبول فرماييد.
دوستدار هميشگى شما
ژنرال خوفى       
آيا قرارداد الجزاير رويكرد جديدى بر خلاف استراتژى مشترك پيشين آمريكا و صهيونيسم در منطقه بود؟ ارتشبد سابق حسين فردوست در اين خصوص نوشته است:
به هر حال، سال‏ها اين نبرد اكراد بارزانى ادامه داشت و دولت عراق هيچ اميدى به پيروزى نداشت [...] منصورپور معتقد بود [...] دولت بغداد بالاخره مجبور به پذيرش خواست و حقوق اكراد است. در چنين شرايطى ناگهان آمريكا وارد عمل شد و به محمدرضا دستور انعقاد قرارداد 1975 با عراق داده شد. قرارداد فوق با وساطت بومدين در الجزاير ميان محمدرضا و صدام به امضاء رسيد و محمدرضا پذيرفت كه در مقابل تعدادى ارتفاعات در باختران و قطعى شدن مرز آبى اروندرود حمايت خود را از بارزانى‏ها سلب كند. به اعتقاد من اين قرارداد فقط به سود عراق بود و مانند اين بود كه محمدرضا 1000 دلار بدهد و 5 دلار بگيرد. چرا آمريكا تا سال 1975 محمدرضا را به حمايت از اكراد تشويق كرد و دولت مركزى بغداد را تضعيف نمود و در اين سال خواستار پايان شورش بارزانى‏ها و تثبيت دولت بغداد شد؟! توضيح خواهم داد كه اين مسئله فقط به خاطر صدام بود و اكنون كه مهره مورد نظر آمريكا، يعنى صدام در جاى مناسب قرار داشت، لازم بود كه وى به عنوان ناجى ارتش عراق از جنگ فرسايشى با اكراد وارد ميدان شود.
چرا آمريكا در سال 1975 خواهان پايان شورش كُردهاى عراق شد و محمدرضا را براى انعقاد قرارداد 1975 تشويق كرد؟ چرا انعقاد اين قرارداد مصادف با زمانى بود كه صدام در نقش نفر اول و قدرت فائقه عراق ظاهر مى‏شد؟ چرا و به توصيه كه محمدرضا پذيرفت كه به جاى البكر، رئيس جمهور، با صدام قرارداد مهم فوق را امضاء كند؟ پاسخ به همه اين پرسش‏ها روشن است: تا زمانى كه هنوز صدام ـ مهره مورد نظر آمريكاـ قدرت كافى نداشت، محمدرضا عمليات اكراد عراقى را عليه دولت بغداد تقويت مى‏كرد. فعاليت اكراد بارزانى يك خطر جدى بالفعل براى دولت مركزى عراق به شمار مى‏رفت و بيش از 10 سال حداقل 31 ارتش عراق را به خود جلب نمود. در اين ميان ارتش عراق تلفات انسانى و تسليحاتى زياد دارد.
ويليام شوكراس درباره نقش فريبكارانه، تاكتيكى و خيانتبار آمريكا، اسرائيل و حكومت پهلوى در خصوص مسأله كُردهاى عراق در زمان قبل و بعد از قرارداد 1975 ايران و عراق  تصريح كرده است كه شاه از سازمان سيا تقاضاى كمك نمود تا بتواند كُردهاى عراقى را درقيام ديرينه‏شان عليه عراق مساعدت و پشتيبانى كند.  شوكراس در اين باره مى‏افزايد:
به سازمان سيا دستور داده شد كُردها را مسلح كند. نماينده سيا در ايران اعتراض كرد و پيش‏بينى فاجعه‏اى را نمود. در واقع سياست جديد براى كُردها فاجعه‏آميز بود. زيرا پس از آنكه شاه از آنان براى نيل به مقاصدش بهره‏بردارى نمود، آنان را به حال خودش رها كرد.
اين منبع با استناد به مدارك ديگر در اين باره اضافه مى‏كند:
تصميم نيكسون و كسينجر داير بر اينكه سازمان سيا مقادير زيادى اسلحه به كُردها برساند مورد مخالفت سفير آمريكا و نماينده مقيم سيا در تهران قرار گرفت. در واشنگتن كميته 40 نفره گروه  ناظر بر عمليات پنهان هيچ فرصتى نيافت كه درباره اين سياست بحث و آن را تأكيد كند. فقطپس از آنكه جان كانالى به ايران اعزام شد تا شاه را از اينكه طرح در دست اقدام است مطمئن سازد، يك صفحه پلى‏كپى شده شامل خلاصه طرح براى امضا به اعضاى كميته داده شد.
كاخ سفيد و شاه مايل نبودند كُردها به خودمختارى كه براى آن مى‏جنگيدند دست يابند. هر دو مى‏خواستند مادام كه شاه براى منافع ايران [و در واقع اسرائيل ]لازم مى‏دانست، از كُردها به  عنوان وسيله فشار و درگير شدن سربازان عراقى استفاده كنند. كُردها اين موضوع را نفهميدند.رهبرشان مصطفى بارزانى اغلب به مأموران سيا مى‏گفت كه به شاه اعتماد ندارد ولى كاملاً به  ايالات متحده معتقد است. اگر به هدفش نايل مى‏شد حاضر بود پنجاه و يكمين ايالت آمريكابشود.
در مارس 1975 شاه به توافقى با عراقى‏ها نايل شد. كمك به كُردها را قطع كرد و در حالى كه  عراق دست به حمله گسترده‏اى به كُردها زده بود مرزهايش را بست. بارزانى تلگرام‏هاى نوميدانه‏اى براى نمايندگى سيا در تهران فرستاد و تقاضاى كمك كرد. نمايندگى سيا اين تلگرام‏ها را به واشنگتن فرستاد و نگرانى خودش را درباره اوضاع منطقه متذكر گرديد. نيز بارزانى به كسينجر نوشت: نهضت و ملت ما در برابر سكوت همگان به طرز باور نكردنى در شرف نابودى است. عاليجناب، ما احساس مى‏كنيم كه ايالات متحده مسئوليت اخلاقى و  سياسى در قبال ملت ما دارد كه خودش را به سياست كشور شما متعهد ساخته است. از سوى نمايندگى سيا در تهران تقاضاى ديگرى ارسال شد ولى هيچ پاسخى از واشنگتن نرسيد. حمله عراقى‏ها نهضت بارزانى را خرد و نابود ساخت. دويست‏هزار پناهنده كُرد به ايران گريختند. ايران به زور چهل‏هزار كُرد را به عراق برگرداند. از قول كسينجر مى‏گفتند: عمليات پنهانى را نبايد با كار مبلغين مذهبى اشتباه كرد.
به نوشته كاكبورن درباره قرارداد ايران و عراق و موقعيت جديد منطقه كردستان عراق:
شاه ايران در ماه مارس 1975 با صدام‏حسين معامله‏اى كرد و مرزهاى ايران را فورا به روى كُردها بست. با وجود خاطرات رومانتيكى كه [ديويد ]كيمچى، الياف و نيمرودى درباره كُردها نوشته‏اند، اين قوم خيلى سريع دوستان اسرائيلى خود را از دست داد (ظاهرا هديه عروسى رهبر كُردها به نانسى كسينجر كه يك گردنبند ساخته شده از طلا و مرواريد بود، هنرى را به وجد نياورد...)
على‏رغم بعضى پنهان‏كارى‏ها از سوى محافل سياسى و اطلاعاتى اسرائيل، اسناد و مدارك و شواهد موجود حكايت از آن دارند كه موساد پس از قرارداد سال 1975 نيز به شكل مرموزانه و اسرارآميزى همچنان برنامه‏هاى خود را چون گذشته در مناطق كردنشين عراق دنبال مى‏كرد. در عين حال، اسرائيلى‏ها به شدت سعى و تلاش داشتند تا در اين مسير از سوى ايران نيز مانع و مشكلى وجود نداشته باشد و ساواك همچون گذشته با آنها همراه و همكار باشد. گزارش طبقه‏بندى ساواك در اين خصوص چنين مى‏گويد:
منظور: استحضار تيمسار رياست ساواك و صدور اوامر.
پيشينه: برابر اظهار نظر نماينده سرويس زيتون در مذاكرات دوجانبه آتى كه قرار است در تهران تشكيل گردد سرويس زيتون در نظر دارد سه مورد مشروحه زير را مطرح نمايد.
1ـ استفاده مجدد از شبكه اطلاعاتى شمال.
2ـ همكارى در زمينه نفوذ در اعراب از طريق اروپا.
3ـ استقرار مجدد نماينده دوستان زيتون در جنوب.
بررسى، نظريه و پيشنهاد:
شبكه اطلاعاتى شمال
از سال 1346 شبكه‏هايى در شمال عراق جهت كسب اخبار داخلى عراق توسط عناصر بارزانى در سازمانهاى لشگرى و كشورى عراق تشكيل و زير نظر يكى از فرزندان بارزانى (مسعود)  شروع به بهره‏بردارى نموده بود كه ضمن تماس نمايندگان مركز و دوستان زيتون قرار شد باتأمين قسمتى از هزينه‏هاى اين شبكه و تكميل آن اطلاعات مكتسبه از شبكه تكثير و در اختيار مركز دوستان زيتون گذارده شود (كه از سال گذشته يك نسخه در اختيار سرويس الف گذارده مى‏شد).
ضمن اينكه اخيرا به علت توافق ايران و عراق فعاليت اين شبكه‏ها نيز متوقف گرديده است. تجديد و برقرارى ارتباط با مأموران مستلزم يك سلسله فعاليت‏هايى در داخل و خارج عراق و همچنين برآوردن توقعات بيش از حد اكراد خواهد بود زيرا فعلاً كليه سوابق منهدم و فعاليتهاى كلى متوقف مى‏باشد و معلوم نيست به وسعت گذشته بتوان شبكه ايجاد نمود كه مانند گذشته قابل بهره‏بردارى باشد. ضمنا ناديده نبايد گرفت كه علاقمندى دوستان زيتون به تجديد فعاليت اين شبكه اصولاً ناشى از عدم رضايت آنان از سازش ايران و عراق مى‏باشد و احياى اين شبكه چه از طريق كشورهاى اروپايى و همجوار عراق و چه از طريق ايران وسيله دوستان زيتون بالاخره به حساب ايران گذارده مى‏شود و اثرات سويى در روابط بين ايران و عراق خواهد داشت لذا در شرايط كنونى بهتر است در اين زمينه اقدام نشود.
آن گونه كه اسناد گواهى مى‏دهند، ساواك على‏رغم قرارداد سال 1975، به خواست موساد مبنى بر تداوم همكارى پنهان و اطلاعاتى در مناطق كردستان عراق پاسخ مثبت داد و به مثابه آلت دست اسرائيل در اين حوزه عمل كرد. بخشى از مذاكرات ژنرال هوفى رئيس موساد با رئيس ساواك مبنى بر ضرورت تداوم همكارى اطلاعاتى چنين است:
ژنرال خوفى: [...] در مورد كسب اطلاعات از آن كشور [عراق] تا قبل از خاتمه جنگ اكراد با ارتش عراق به راحتى مى‏توانستيم عمل كنيم؛ ولى پس از پايان جنگ استفاده از پوشش اكراد براى ما كمتر شده [... ]پس از پايان جنگ اكراد بطور مستقيم به ما گفته شد استخدام و يا هرگونه تماس با اكراد از نظر شاهنشاه و دولت ايران به مصلحت نيست بدين جهت ما قطع رابطه با مأمورين خود نموديم. در اروپا فعاليت ما محدود است خيلى به سختى مى‏توان با آنها تماس گرفت، در حال حاضر خيلى مشكل است كه با اكراد تماس حاصل كرده و آنها را خريدارى نمود زيرا يك نفر افسر مراقب آنها است. در گذشته پناهندگان اكراد گروه گروه به سفارتخانه‏ها مى‏رفتند، بعد اطلاع حاصل شد بعضى از آنها به سفارت عراق بعضى هم به سفارت اسرائيل مى‏رفتند و بدين جهت ضمن تماس با سفارت عراق اطلاعاتى در اختيار مى‏گذاشتند. و در اروپا هم همينطور عمل مى‏كردند. آيا تيمسار مصلحت مى‏دانند كه اين چنين امكاناتى در اينجا بوجود آوريم و آيا مشكلاتى پيش مى‏آيد. نظر تيمسار در مورد تماس با اكراد اروپا چيست؟
تيمسار رياست: دوستان ما مى‏خواهند مى‏توانند نيازمنديهايشان را بدهند، ما بر عليه عراق محدوديت نظامى داريم اين آن را نمى‏رساند كه محدوديت اطلاعاتى داشته باشيم شما  مى‏توانيد با اكراد اروپا تماس حاصل كرده اقدامات مؤثر و لازم را انجام دهيد، ما از هر گونهكمكى كه باشد استقبال خواهيم كرد.
اسناد به جا مانده از ساواك حكايت از آن دارند كه سياست ساواك و حتى نظر رئيس وقت  آن پس از قرارداد سال 1975 ايران و عراق، مبنى بر عدم موافقت در راه‏اندازى مجدد شبكه اطلاعاتى شمال، مطابق آنچه اسرائيلى‏ها مى‏خواستند، بود. اما همان دست‏هاى مرموزى كه ساواك و موساد را به هم پيوند مى‏زد، وضعيت را به گونه‏اى تغيير داد تا مطالبات اسرائيلى‏ها
تأمين شود. بر اين اساس رؤساى ساواك فورا ناگزير به تغيير موضع شدند و موافقت خود را با فعاليت مجدد شبكه اطلاعاتى شمال، مطابق خواست موساد، اعلام كردند. سند اداره كل دوم ساواك در اين باره بسيار مهم و حائز اهميت است:
جهت استحضار تيمسار رياست معظم ساواك و صدور اوامر عالى.
پيشينه: قبلاً سرويس زيتون پيشنهاد كرده بود كه از شبكه‏هاى اطلاعاتى شمال مجددا بطور مشترك استفاده گردد كه مراتب طى گزارشى به عرض تيمسار رياست معظم ساواك رسيد پى‏نوشت فرمودند شبكه اطلاعاتى شمال ديگر معنايى ندارد (پيوست الف).
متعاقبا تيمسار ارتشبد رياست معظم ساواك در تاريخ 34/7/54 مقرر فرمودند كه در مورد ستفاده از عوامل شبكه‏هاى اطلاعاتى شمال با دوستان زيتون همكارى شود.

بررسى و نظريه:
همانطورى كه استحضار دارند عوامل شبكه‏هاى اطلاعاتى شمال راسا از طريق مسعود بارزانى استخدام و همكارى آنان جلب و فقط از اسناد و اخبار واصله فتوكپى يا رونوشت در اختيار ساواك وسيله سرويس زيتون قرار مى‏دادند و چندين مرتبه از مسعود بارزانى خواسته شد كه بيوگرافى اين مأمورين را در اختيار بگذارد ولى نامبرده به دلائل حفاظتى هيچ گونه اطلاعى از مشخصات اين منابع در اختيار نگذاشت و هزينه اداره اين منابع نيز از طريق دوستان زيتون در شمال تأمين مى‏گرديد و چه بسا دوستان زيتون از مشخصات اين منابع اطلاع داشتند و شكيب عقراوى نيز در جريان همكارى اين منابع بوده است با عطف توجه به مراتب فوق چنانچه مقرر است مجددا از اين شبكه‏ها بطور مشترك استفاده گردد لازمست كه از طريق مسعود و شكيب عقراوى اقدام گردد و بالطبع مصطفى بارزانى نيز به نحوى در جريان قرار گيرد و چه بسا كه عراقى‏ها هم از جريان امر مطلع شده و مسائل ديگرى بوجود آيد معهذا به هر نحو كه مقرر است اوامر عالى را ابلاغ تا اقدام گردد. ضمنا دوستان زيتون در نظر دارند كه موضوع استفاده  مجدد از عوامل شبكه‏هاى اطلاعاتى شمال و نحوه ارتباط با آنان را در مذاكرات سه‏جانبه در اسرائيل مطرح نمايند.
اداره كل دوم
يادآورى اين مهم بى‏فايده نيست كه على‏رغم تلاش اسرائيل در جهت كسب رضايت و موافقت ساواك مبنى بر حضور مأموران و جاسوسان موساد در مناطق كُردنشين عراق و نيز مساعدت و همكارى ساواك در اين زمينه، واقعيت اين است كه سرويس اطلاعاتى و جاسوسى رژيم صهيونيستى، همواره بدون اطلاع مقامات اين سازمان، با جذب و استخدام جاسوس از ميان يهوديان محلى ايرانى به عمليات جاسوسى در راستاى برنامه‏ها و اهداف خود مبادرت مى‏كرد. بازداشت و افشاى فعاليت‏هاى جاسوسى دو نفر يهودى ايرانى براى موساد، تنها يك نمونه آشكار در سابقه تاريخى فعاليت موساد در اين باره است:
رياست اداره دوم
درباره: دو نفر كليمى به نام‏هاى سيروس فرزند براخاص شهرت اميدى و رحمت‏اله فرزند مهدى شهرت ذبيحى
با ايفاد عين نامه شماره 686/ح -2/3/37 ساواك كردستان و عين نامه شماره 7840/178/1ص 37-12/3/37 ستاد بزرگ ارتشتاران و دو برگ نامه آقاى مراد اريه  نماينده مجلس[،] نظر به اينكه اتهام دو نفر نامبرده بالا جاسوس مى‏باشد عليهذا خواهشمند است دستور فرمايند با توجه به پى‏نوشت تيمسار معاونت دوم سازمان كه در ذيل نامه ستاد بزرگ ارتشتاران مرقوم فرموده‏اند، فورى اقدامات مقتضى معمول و نتيجه را نيز به اين اداره اعلام فرمايند.
[امضا] رئيس اداره‏ـ صمديانپور
لازم به يادآورى است، موساد، بدون هماهنگى ساواك، يهوديان مهاجر عراقى مقيم تهران را جذب و به استخدام درمى‏آورد و پس از آنها در جهت اهداف اطلاعاتى خود، به‏ويژه كشورهاى عربى، از جمله عراق بهره‏بردارى مى‏كرد. نامه اداره كل هشتم ساواك به رئيس آن تشكيلات در اين باره اطلاعات قابل توجهى دارد:
به: تيمسار ارتشبد رياست ساواك
از: اداره كل هشتم موضوع: فعاليت‏هاى اطلاعاتى سرويس زيتون در ايران
محترما به استحضار مى‏رساند:
نمايندگى اسرائيل در ايران داراى 25 ديپلمات و 20 نفر كارمند محلى كه تماما كليمى و اقوامشان در اسرائيل مى‏باشند و يا خود مدتى در اسرائيل بوده مى‏باشد كه از اين تعداد 11 نفر افسر اطلاعاتى هستند كه سه نفر از آنان در وابستگى نظامى مى‏باشند. بقيه اعضا و نمايندگى اسرائيل از آموزشهاى لازم برخوردار بوده و در مسير اهداف سرويس فعاليت‏هايى دارند كه قرائنى موجود است ليكن دلايل مستحكمى وجود ندارد. سرويس اطلاعاتى اسرائيل با توجه به تسهيلات موجود علاوه براينكه در طرح كريستال و منطقه شورش فعاليت‏هاى وسيعى دارد،  بدون اطلاع ساواك مبادرت به اقدامات يك‏جانبه‏اى مى‏نمايند كه ذيلاً نمونه‏هايى از اينفعاليت‏ها به استحضار مى‏رسد:
1ـ سرويس زيتون از بين كليميان عراقى كه به مرور به ايران مهاجرت و به تابعيت دولت  شاهنشاهى درآمده و داراى مشاغلى در بازار از قبيل صرافى و تبديل ارز و شركتهاى صادراتی و وارداتى مى‏باشند مبادرت به استخدام منابعى نموده كه اين افراد با توجه به حرفه و شغل مناسب و پوششى كه دارند ضمن كسب اطلاعاتى پيرامون مسائل سياسى روز وظايفى از قبيل نشان كردن افراد واجد شرايط و آماده نمودن آنها جهت همكارى با سرويس اطلاعاتى اسرائيل را به عهده دارند و بعضا از وجود عده‏اى ديگر نيز با توجه به حرفه بازرگانى به عنوان آدرس واسطه براى تماس با مأمورين خود در كشورهاى عربى استفاده مى‏نمايند.
عده‏اى از اين كليميان كه به كار صرافى اشتغال دارند سرويس زيتون را از نظر مالى پشتيبانى نموده و همه ماهه مقدار زيادى دينار عراقى و كويتى و ريال عربستان سعودى و ساير ارزهاى خارجى براى سرويس تهيه و در اختيار قرار مى‏دهند.
نمونه بسيار جذاب و خواندنى ديگر در اين زمينه، ويكتور مناحيم جاسوس يهودى عراقى‏الاصل است كه به عنوان مأمور موساد در ايران و عراق شبكه جاسوسى داير كرده بود و به فعاليت‏هاى اطلاعاتى و جاسوسى مبادرت مى‏ورزيد:
به: تيمسار مديريت كل اداره هشتم
از: اداره دوم عمليات 821  موضوع: ويكتور (فيكتور) مناحيم
محترما به استحضار عالى مى‏رساند:
نامبرده فوق طى تقاضاى پيوست درخواست نموده چون احتياج به معالجه دارد لسه‏پاسه براى وى به منظور مسافرت به اسرائيل صادر گردد.
سابقه:
مشاراليه از پناهندگان عراقى است كه داراى سوابق به شرح زير مى‏باشد:
الف‏ـ نامبرده اولين بار با گذرنامه عراقى در تاريخ 30/10/2514 [1334 ]از طريق مهرآباد به ايران وارد و تحت عنوان انجام امور بازرگانى و تجارت پروانه اقامت تحصيل و چندين بار با اخذ رواديد خروج از كشور خارج و مجددا به ايران مراجعت مى‏نمايد. آخرين بار در تاريخ 7/1/2522 [1342 ]از كشور خارج و در 18/8/2524 [1344] بطور غيرمجاز از طريق مرز خرمشهر به ايران وارد و دفترچه اقامت مهاجرين و پناهندگان برايش صادر مى‏شود و بعد از پناهنده  شدن به ايران چندين بار بالسه‏پاسه به منظور ديدن اقوامش به اسرائيل مسافرت نموده است.
ب‏ـ در تاريخ 30/4/2527 [1347] اداره كل دوم طى اطلاعيه‏اى اعلام داشت دو شبكه جاسوسى در عراق (بصره) كشف گرديد كه افراد دستگير شده 23 نفر بوده‏اند و اسناد بدست آمده از آنان فيلم‏هاى ارتشى، نقشه‏هاى نظامى، فيلم‏هاى كداك و رمز بوده است رئيس اين شبكه ويكتور عذرا مناحيم مقيم ايران مى‏باشد و برادرش ناجى مناحيم اموال قاچاق و اطلاعات را به وسيله زنان به ايران مى‏فرستاده است و نامه‏هاى حاوى مرموزات به وسيله زنى به نام فاطمه جعفر و مردى به نام يعقوب يوسف جاسم در جعبه حلوايى كه مخصوص اين كار درست شده بود ارسال مى‏شده است و يكى از مأمورين اين شبكه در عراق كه اطلاعات مربوط به پايگاههاى زمينى و نقشه‏هاى نظامى را در اختيار قرار مى‏داده به 25 سال زندان محكوم گرديده است. متعاقب كشف اين شبكه شخصى به نام فجرعبداله كه تماس اطلاعاتى با مرزهاى ايران و عراق داشته دستگير و پس از دستگيرى اين شخص خانه‏اى در خيابان 14 رمعان در كوى افسران در عراق كه پوشش آرايشگاه زنانه داشته كشف مى‏شود كه از اين منزل مقادير زيادى وسايل مورد نياز
جاسوسى بدست مى‏آيد.
ج‏ـ در تاريخ 17/10/2527 [1347] نماينده دوستان زيتون طى نامه‏اى اعلام مى‏دارد كه آقاى زميرى اسرافيلى نامه‏اى از برادرش در بغداد دريافت داشته است برادر او در اين نامه از آقاى زميرى تقاضا كرده كه به آقاى ويكتور مناحيم بگويد زمامداران و مقامات عراقى خيلى مايلند با وى تماس بگيرند و او را به بغداد بياورند تا در داورى چهل نفر يهودى عراقى حضور داشته باشد. در اين نامه همچنين تأكيد شده است كه دو دسته از سازمان امنيت عراق براى ربودن آقاى مناحيم به ايران اعزام شده‏اند. نامه موصوف به انضمام خلاصه‏اى از سوابق ويكتور مناحيم به عرض تيمسار مديريت كل مى‏رسد و در تاريخ 20/10/2528 [1348] با وى مصاحبه مى‏شود. نتيجه مصاحبه بدين شرح بوده است: نامبرده در مصاحبه اظهار مى‏دارد در بصره به شغل فروشندگى لوازم كشاورزى اشتغال داشته يك روز از طرف سازمان امنيت عراق وى را احضار و در مورد نامه‏هايى كه برادرش براى وى ارسال مى‏نموده توضيح مى‏خواهند كه وى عين نامه‏ها را ترجمه مى‏كند و پس از چند روز بازداشت مقامات عراقى در اطراف سوابق او تحقيق مى‏نمايند و چون هيچ‏گونه سابقه‏اى از وى بدست نمى‏آيد آزاد مى‏شود و پس از آزادى مدتى تفكر مى‏نمايد و نتيجه مى‏گيرد كه ماندن در عراق بى‏فايده است زيرا بار ديگر ممكن است خلاصى نداشته باشد و در مصاحبه اضافه مى‏نمايد كه چند ماه قبل از خانمى به نام اوت كه دوستش مى‏باشد و مهاجر عراقى مقيم اسرائيل است نامه‏اى دريافت داشته كه در آن نامه  خانم اوت تقاضا كرده بود كه اجازه بدهد كه آدرسش را در ايران براى يكى از دوستان عراقى برادرش كه مقيم آلمان است بفرستد و تأكيد كرده بود كه اين دوست برادرش خبر مهمى را مى‏خواهد به من بدهد كه در جواب نوشتم موضوع را مسكوت بگذارد و در اين باره چيزى ننويسد و ديگر از موضوع خبرى ندارد.
هـ در تاريخ 12/8/2530 [1350] رابط سرويس زيتون طى تقاضايى عنوان نموده بود كه در نظر دارند براى تماس با يهوديان مقيم عراق و گريزاندن اين افراد از عراق به خارج از وجود  شخصى به نام فردريك رومنس كه چكسلواكى‏الاصل مى‏باشد و داراى گذرنامه عراقى است  استفاده نمايند. قبل از اين تقاضا و بعد از آن نتيجه حاصل از كنترل تلفن دوستان زيتون حاكى بود كه رابط سرويس زيتون با فردريك رومنس و ويكتور مناحيم تلفنى قرار ملاقات تعيين نموده است و چون آقاى فردريك رومنس با اداره 810 همكارى داشت از طريق اداره 810 تحقيق شد  كه نتيجه تحقيقات و شنودهاى تلفنى موصوف مشخص ساخت كه احتمالاً فردريك رومنستوسط ويكتور مناحيم شناسايى و به سرويس زيتون معرفى شده است.
دـ ويكتور مناحيم با نذيرفنصه سردبير مجله الاخاء رابطه دارد و به منزل او رفت و آمد مى‏نمايد كيفيت ارتباطات او با نذيرفنصه به موضوع مشخص نيست.
زـ با ورود به تابعيت برادر سوژه (ناجى مناحيم) بدوا مخالفت شده است ليكن بعدا در سال 2517 [1337] با ضمانت يكى از نمايندگان مجلس شوراى ملى به نام سلطان محمد شيخ‏الاسلامى (سلطانى) با ورود به تابعيت مشاراليه موافقت شده است.
خ‏ـ سوژه در تاريخ 3/2/36 [1356] تقاضاى ورود به تابعيت دولت شاهنشاهى را نمود كه سوابق وى به عرض رسيد و با تقاضاى ورود به تابعيت وى مخالفت شد.
نظريه:مندرجات گزارش فوق مؤيد ارتباط و همكارى نامبرده با سرويس زيتون مى‏باشد با عرض مراتب فوق صدور هرگونه امرى در مورد تقاضاى مشاراليه مبنى بر صدور لسه‏پاسه به منظور  معالجه موكول به نظر عاليست. مراتب جهت استحضار و صدور هر گونه امرى از لحاظ عالى گذشت. 

کتاب استراتژى پيرامونى اسرائيل ، محمدتقى تقى‏پور - موسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى

Design: Tohid Niknami www.niknami.ir