کاپیتولاسیون و تبعید امام خمینی به ترکیه

امام خمینی از علما و سران کشورهای اسلامی دعوت کردند به کمک ملت ایرانبیایند و به شدت از ابرقدرتهای وقت انتقاد کردند:«آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر، همه ازهم بدتر، همه از هم پلیدتر؛ اما امروز سر و کار ما با این خبیثهاست! باآمریکاست! رئیس جمهور آمریکا بداند، بداند این معنا را که منفورترین افراددنیاست پیش ملت ما!».
امام خمینی در ادامه، از وضعیت کشور انتقاد و اداره کنندگان را افرادی بی لیاقتمعرفی کردند و از این که رجال وطنخواه در رأس کارها نیستند انتقاد نمودند و به ارتشیانهشدار دادند که با این اقدامات رژیم ارزش آنها بسیار پایین آمده: «یک آشپز آمریکاییبر یک ارتشبد ما مقدم میشود در ایران! دیگر برای شما آبرو باقی ماند؟ اگر من بودماستعفا میکردم، اگر من نظامی بودم استعفا میکردم؛ من این ننگ را قبول نمیکردم...»
در تاریخ ۲۱ مهر ماه سال ۱۳۴۲ ه .ش، دولت حسنعلی منصور لایحه مصونیت مستشاران آمریکایی را به مجلس فرستاد و مجلس آن را تصویب کرد.
● متن لایحه:
«ماده واحده با توجه به لایحهی شمارهی ۱۸-۲۲۹۱-۷-۲۱۵-۲۵-۱۱-۱۳۴۲ دولت وضمائم آن در تاریخ ۲۱/۱۱/۴۲ به مجلس سنا تقدیم شد. به دولت اجازه داده میشود که رئیسو اعضای هیئتهای مستشاری نظامی ایالات متحده را در ایران که به موجب موافقت نامههایمربوط در استخدام دولت شاهنشاهی میباشند، از مصونیت و معافیتهایی که شامل کارمنداناداری وقت موصوف در بند و مادهی اول قرارداد وین که در تاریخ ۱۸ آوریل ۱۹۶۱ مطابق ۲۹فروردین ۱۳۴۰ به امضا رسیده است، میباشد، برخوردار نماید».
به دلیل ماهیت استعماری و ضدملی این لایحه، رژیم سعی کرد از انتشار خبرتصویب لایحه و بازتاب آن جلوگیری کند و سانسور شدیدی بر رسانهها حاکم شد. امام خمینی از طریق بعضی افراد از کمّ و کیف لایحه باخبر شدند؛ شهید مهدی عراقی در اینباره میگوید:
«در اواخر شهریور بود که یکی از رفقایی که ما در مجلس داشتیم به ما اطلاع دادکه یک لایحه را دولت میخواهد بیاورد در مجلس و مصونیت بدهد به ۱۷۰۰مستشار امریکایی که بعداً به همین نام لایحهی کاپیتولاسیون مشهور شد. اینمسئله آمد با آقا ]امام خمینی[ مطرح شد. آقا این جوری قبول نکردند، گفتند تامدرک نباشد ما نمیتوانیم روی آن حرفی بزنیم. شما اگر بتوانید مدرکش را تهیهبکنید. تا این شد که لایحه آمد در مجلس و عدهای مخالفت کردند با لایحه؛ مافرستادیم صورت جلسهای که در مجلس بود از روی آن صورت جلسه فتوکپیکردند. متن صورت جلسه را خارج کردیم و هم از مجلس شورا و هم از مجلسسنا، جفت این صورت جلسهها را در اختیار آقا گذاشتیم».
امام خمینی بعد از آگاهی از ماهیت لایحه و عواقب ننگین و اسارتبار آن، تصمیمگرفتند در یک سخنرانی در روز ۴ آبان ماه در روز تولد حضرت فاطمه (س) در منزل خویش علیه این اقدام اسارت بار سخنرانی کنند. همزمان نیز پیکهایی به شهرستانهااعزام کردند و تصمیم خود را مبنی بر سخنرانی به اطلاع علما و مردم رساندند و ایناقدام امام واکنش رژیم را برانگیخت. حجةالاسلام سیداحمد خمینی دربارهی واکنش رژیم نسبت به این تصمیم این چنین میگویند:
«قرار شد این خبر برای مردم قم و دیگر شهرها اعلام شود. رژیم سراسیمه فردیرا به قم میفرستد تا امام را با تهدید از این اقدام بازدارد؛ اما امام او را نمیپذیرد،وی در دیدار با برادر شهیدم، حاج آقا مصطفی صریحاً به عواقب وخیم هرگونهمواضع ضد امریکایی هشدار میدهد. این تهدیدها هیچ گونه تأثیری در عزم امامخمینی نداشت».
تصمیم امام خمینی مبنی بر ایراد سخنرانی در منزل، بیانگر هوشیاری امام خمینی درآن مقطع است.آیت الله طاهری خرم آبادی درباره ی این تصمیم هوشیارانه ی امام میگویند:
«امام تصمیم گرفتند که روزمیلاد حضرت زهرا (علیهالسلام) صحبت کنند؛ و اینصحبت هم قرار بود که در منزلشان انجام گیرد. دلیلش را من الان نمیدانم شایداز نظر جنبهی امنیتی بوده است. معمولاً صحبت امام در مسجد اعظم ایراد شده است... این بار هم اگر امام میخواست در سر درس صحبت بکنند، جمعیت زیادی جمع نمیشدند و جمعیت منحصر میشد به طلبه هایی که در درس امام شرکت میکردند؛ در حالی که امام میخواستند مردم در این سخنرانیحضورداشته باشند و قشرها مختلف مردم نیز صحبتهای ایشان را بشنوند. اگرامام میخواستند این سخنرانی عمومی را در مسجد اعظم ایراد کنند شاید دولت ممانعت میکرد و مأمور میگذاشت و در مسجد را میبست و این خیلی خوب نبود. به نظر میرسید که امام در مورد محل و زمان سخنرانی بهترین انتخاب راکرده اند. چون سخنرانی در روز عید انجام میگرفت و این یک چیز طبیعی بود،مردم در روزهای عید به دیدن امام میآمدند؛ به مردم هم اطلاع دادند، البته نه به صورت اطلاعیه و یا مثلاً درج در جرایدو روزنامه ها».
بنابراین امام خمینی در انبوه جمعیتی که از قم و سایر شهرستانها به منزل ایشانآمده بودند سخنرانی خویش را بر علیه اقدامات رژیم و اوضاع نابسامان مملکت ایرادفرمودند. سخنرانی امام به زبانی ساده و با دیدی کامل و همه جانبه ماهیت لایحه رامشخص کرد و ابعاد مختلف آن را مورد انتقاد قرار داد و بدون هیچ گونه ترس و واهمه ای از شاه و قدرتهای خارجی، به وظیفه ی شرعی خود عمل نمود.
«این اقدام امام تمامی محاسبات و تحلیلهای رژیم و آمریکا را بر هم زد، زیراآنان انتظار نداشتند که حضرت امام (ره)؛ آمریکا و اسرائیل را مستقیماً محکوم کرده و خائن، جنایتکار و منفور بداند. با این نطق ملت ایران بطور مستقمی رودر روی آمریکا قرار گرفت.
سخنرانی امام حاوی یک مطلب معمولی و تکراری نبود، بلکه در واقعاستراتژی بلند مدت مبارزات اسلامی را تبیین و پیوند سه عنصر اسلام، امام وامت را پایه گذاری کرد. این سخنرانی در واقع صریحاً، سقوط سلطنت تاپایهگذاری نظام اسلامی، قطع نفوذ آمریکا از ایران و در دراز مدت از کشورهایاسلامی، نابودی اسرائیل غاصب و ایجاد یک کشور فلسطینی را در برنامهیمبارزات امام و پیروانش قرار داد. «به این دلیل اگر رژیم تاکنون امام را در مقابل سیاستهای داخلی خود میدید، اکنون او و مردم را علیه موجودیت شاه وآمریکا در ایران میبیند. اگر زندان و محدودیت، ممنوع المنبر کردن و جلوگیری از صدور اعلامیه تا این مرحله میتوانست کارساز باشد، از این به بعد نمیتواندتأثیر تعیین کنندهای در تغییر و نابودی این حرکت داشته باشد».
امام خمینی سخنان خویش را با آیه ی استرجاع آغاز کردند و هدفشان این بود که بهمردم این پیام را بدهند که مصیبتی بزرگ بر کشور ایران وارد شده است و تأثر قلبی خویش را از این قانون اعلام و حضار تحت تأثیر سخنان ایشان شروع به گریه کردند.سپس امام به تشریح قانون «کاپیتولاسیون» پرداختند و درباره ی پیامدهای ننگین وحقارت آمیز این قانون هشدار دادند:
«... اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند مصون هستند! اگر یک خادم آمریکایی، اگریک آشپز آمریکایی، مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترورکند، زیر پا منکوب کند،پلیس ایران حق ندارد جلوی او را بگیرد، دادگاههای ایران حق ندارند محاکمه کنند،بازپرسی کنند، باید برود آمریکا، آن جا در آمریکا اربابها تکلیف را معین کنند». سپس امام به نحوه ی تصویب قانون در مجلس اشاره کردند وا ز دولت و مجلس به شدت انتقادنمودند و در ادامه فرمودند:
ـ «مع ذلک ایران خودش را فروخت برای این دلارها! ایران استقلال ما را فروخت،ما را جزء دول مستعمره حساب کرد، ملت مسلم ایران را پستتر از وحشیها دردنیا معرفی کرد، در ازای دویست میلیون که سیصد میلیون دلار پس بدهند! ما بااین مصیبت چه بکنیم؟ روحانیون با این مطالب چه بکنند؟»
سپس امام خمینی دولت و مجلس را جدا از ملت معرفی و اعمال آنها را بی ارتباط بارأی و نظر ملت دانست و مجلس را «مجلس سر نیزه»، «مجلس غیر منتخب» معرفیکردند.
«سایر ممالک خیال میکنند که ملت ایران است، این ملت ایران است که این قدرخودش را پست کرده است. نمیدانند این دولت ایران است، این مجلس ایراناست، این مجلس است که ارتباط به ملت ندارد. این مجلس، مجلس سر نیزهاست. این مجلس چه ارتباطی به ملت ایران دارد. ملت ایران به اینها رأی ندادند.علمای طراز اول، مراجع بسیاری شان تحریم کردند انتخابات را؛ ملت تبعیتکرد از اینها، رأی نداد، لکن زور سر نیزه اینها را آورد بر این کرسی نشاند».
امام خمینی به توطئه ی رژیم برای قطع نفوذ روحانیت اشاره کردند و از نقشروحانیت در مبارزه با ظلم و فساد سخن گفتند و برای جلوگیری از سوءاستفاده ی رژیم وحفظ اتحاد روحانیت، با کمال تواضع فرمودند:
«روحانیون با هم هستند من باز تمام روحانیین را تعظیم میکنم. دست تمام روحانیینرا میبوسم. آن روز اگر دست مراجع را بوسیدم، امروز دست طلاب را میبوسم]گریهی حضار[.» امام خمینی آنگاه قشرهای مختف ملت را مورد خطاب قرار دادند ونسبت به عواقب این مصوبه اعلام خطر کردند:
ـ «آقا من اعلام خطر میکنم! ای ارتش، من اعلام خطر میکنم، ای سیاسیون ایران،من اعلام خطر میکنم! ای بازرگانان ایران، من اعلام خطر میکنم! ای علمایایران، ای مراجع اسلام ،من اعلام خطر میکنم! ای فضلا، ای طلاب، ای مراجع،ای آقایان، ای نجف، ای قم، ای مشهد، شیراز، من اعلام خطر میکنم! خطرداراست. معلوم میشود زیر پرده ها چیزهایی است و ما نمیدانیم...»
امام خمنیی با زیر سؤال بردن انقلاب سفید شاه، تصویب این قانون را مغایر باشعارهای مطرح شده از سوی رژیم برای پیشرفت و ترقی ملت معرفی کردند و مملکت را در اشغال آمریکا دانسته و از بدبختی مردم در شهرها سخن گفتند. سپس در جواب کسانی که مخالف مبارزه و خواهان سکوت بودند فرمود:
ـ «... آن آقایانی که میگویند باید خفه شد، این جا هم باید خفه شد! این جا همخفه بشویم؟ ما را بفروشند و خفه بشویم؟ قرآن ما را بفروشند و خفه بشویم؟والله گناهکار است کسی که داد نزند، والله مرکتب کبیره است کسی که فریاد نکند]گریه ی شدید حضار[».
امام خمینی از علما و سران کشورهای اسلامی دعوت کردند به کمک ملت ایرانبیایند و به شدت از ابرقدرتهای وقت انتقاد کردند:
ـ «آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر، همه ازهم بدتر، همه از هم پلیدتر؛ اما امروز سر و کار ما با این خبیث هاست! باآمریکاست! رئیس جمهور آمریکا بداند، بداند این معنا را که منفورترین افراددنیاست پیش ملت ما!».
امام خمینی در ادامه، از وضعیت کشور انتقاد و اداره کنندگان را افرادی بی لیاقتمعرفی کردند و از این که رجال وطنخواه در رأس کارها نیستند انتقاد نمودند و به ارتشیانهشدار دادند که با این اقدامات رژیم ارزش آنها بسیار پایین آمده: «یک آشپز آمریکاییبر یک ارتشبد ما مقدم میشود در ایران! دیگر برای شما آبرو باقی ماند؟ اگر من بودماستعفا میکردم، اگر من نظامی بودم استعفا میکردم؛ من این ننگ را قبول نمیکردم...»
امام خمینی سپس از اعمال رژیم در حبس روحانیون و علما سخن به میان آوردند وجرم آنها را دفاع از اسلام معرفی کردند و از توطئهی رژیم برای از بین بردن اسلام سخنگفتند: «باید قطع ید رسولالله از این ملت بشود. اینها، این را میخواهند. این رامیخواهند.» سپس امام خمینی تمام گرفتاریهای مملکت را از آمریکا و اسرائیلدانستند و به نقش سید حسن مدرس در مبارزه با اولتیماتوم روسیه اشاره و برای رفعفسادی که مملکت را در برگرفته بر لزوم آگاهی مردم تأکید کردند:
ـ «آقایان موظف اندملت را آگاه کنند، علما موظف اند ملت را آگاه کنند، ملت موظف اند که در این امر صدادربیاورد. با آرامش ]به[ عرض برساند، به مجلس اعتراض کند؛ به دولت اعتراض کند که چرا یک همچون کاری کردید؟ چرا ما را فروختید»؟
سپس امام، نمایندگان مجلس را خیانتکار و تمامی مصوبه های مجلس را از زمانمشروطه تا زمان حال زیر سؤال بردند و دلیل ایشان این بود که اصل دوم متمم قانوناساسی که باید پنج نفر از علمای طراز اول هر عصر بر مصوبات مجلس نظارت کنندرعایت نشده است. و در خاتمه فرمودند:
ـ «ما این قانونی که گذراندند ـ به اصطلاح خودشان ـ قانون نمیدانیم. ما این مجلس را مجلس نمیدانیم. ما این دولت را دولت نمیدانیم. اینها خائناند به مملکت ایران! خائناند».
علاوه بر این سخنرانی، امام در همان روز، اعلامیهای خطاب به ملت صادر و از قانونکاپیتولاسیون و اعمال رژیم به شدت انتقاد کردند:
«بسم الله الرحمن الرحیم
لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا»
آیا ملت ایران میداند در این روزها در مجلس چه گذشت؟ میداند بدون اطلاع ملت و به طور قاچاق چه جنایتی واقع شد؟
میداند به پیشنهاد دولت، سند بردگی ملت ایران را امضا کرد، اقرار به مستعمره بودن ایران نمود؟ سند وحشی بودن ملت مسلمان را به آمریکا داد؟ قلم سیاه کشید به جمیع مفاخر اسلامی و ملی ما؟ قلم سرخ کشید بر تمام لاف وگزافهای چندین سالهی سران قوم؟ ایران را از عقب افتاده ترین ممالک دنیاپست تر کرد؟ اهانت به ارتش محترم ایران و صاحب منصبان و درجه داران نمود؟ حیثیت دادگاههای ایران را پایمال کرد؟ آیا ملت ایران میداند که افسرانارتش به جای سوگند به قرآن مجید «سوگند به کتاب آسمانی که به آن اعتقاددارم» یاد کردهاند؟ این همان خطری است که کراراً تذکر داده ام، خطر برای قرآنمجید، برای اسلام عزیز،خطر برای مملکت اسلام، خطر برای استقلال کشور،من نمیدانم دستگاه جبار از قرآن کریم چه بدی دیده است، از پناه به اسلام وقرآن چه ضرری برده است که این قدر پافشاری برای محو اسم آن میکند... اکنون من اعلام میکنم که این رأی ننگین مجلسین، مخالف اسلام و قرآن است وقانونیت ندارد، مخالف رأی ملت مسلمان است، وکلای مجلسین وکیل ملت نیستند، وکلای سرنیزه هستند، رأی آنها در برابر ملت و اسلام و قرآن هیچ ارزشیندارد و اگر اجنبیها بخواهند از این رأی کثیف سوء استفاده کنند تکلیف ملت تعیین خواهد شد... دنیا بداند که هر گرفتاریای که ملت ایران و ملل مسلمیندارند، از اجانب است، از آمریکاست. ملل اسلام از اجانب عموماً از آمریکا متنفراست. بر ملت ایران است که این زنجیرها را پاره کند.
بر ارتش است که اجازه ندهد چنین کارهای ننگینی در ایران واقع شود...».
اعلامیه ی امام توسط اعضای هیئتهای مؤتلفه به سرعت در تهران پخش شد. واین سرعت عمل که خبر از تشکیلات مخفی و گستردهای داشت رژیم را به وحشت انداخت. از طرف دیگر متن اعلامیه ی امام بسیار تند و افشاگرانه بود و پرده ازخیانتهای رژیم برمیداشت و قشرها مختلف را به مبارزه علیه رژیم فرامیخواند. ازاینجاست که رژیم دیگر حضور امام خمینی را در ایران به صلاح ندانست و تصمیم گرفت برای جلوگیری از گسترش مبارزات و جدایی میان رهبری و ملت، ایشان را تبعیدکند؛ بنابراین در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ تحت تدابیر امنیتی بسیار شدید و محاصره ی مراکزحساس شهری در قم و تهران مثل بیوت علما، حرم مطهر حضرت معصومه (س)،مدرسه ی فیضیه، بازار؛ ایشان را دستگیر و به فرودگاه مهرآباد منتقل و به ترکیه تبعیدکرد.
در ضمن سعی کرد از بازتاب آن جلوگیری کند و آن را مسئلهای کم اهمیت جلوه دهد؛ بنابراین با تیتر کوچکی در روزنامه ها نوشتند:
ـ «طبق اطلاع موثق و شواهد و دلایل کافی، چون رویهی آقای خمینی وتحریکات مشارالیه بر علیه منافع ملت و امنیت و استقلال ارضی کشورتشخیص داده شد، لذا در تاریخ ۱۳ آبان ماه ۱۳۴۳ از ایران تبعید گردید».آقای افضلی که از مأمورین رژیم و همراه امام در هواپیما بود در گزارش خود میگوید:
«نامبرده در هواپیما چنین اظهار داشت: «من برای دفاع از وطنم تبعید شدم...»
آیتالله صادق خلخالی دربارهی نقش آمریکا در تبعید امام خمینی میگوید: «این کاربا مشورت آمریکاییها صورت گرفت. من به این مسئله قبلاً هم اشاره کردم. در اسنادلانهی جاسوسی این تصمیم چنین منعکس شده است «این سید را فرستادیم که الان درترکیه آب خنک میخورد». به این ترتیب معلوم میشود که تبعید حضرت امام به دستورمستقیم آمریکا بوده است...»
فردوست، دربارهی دلایل تبعید امام خمینی و مسائل پشت پرده و دخالت قدرتهای خارجی در تبعید امام خمینی میگوید:
«منصور برنامه های مهمی به سود غرب داشت که یکی از آنها «کاپیتولاسیون»بود که با مقاومت جدی امام خمینی مواجه شد... همان طور که منصور بهدستور آمریکا و با اختیارات ویژه به صدارت رسید، تبعید امام خمینی نیزدستور مستقیم آمریکا بود. تصور من این است که شخص محمدرضا شاه به اینکار تمایلی نداشت و بهتر است بگویم از آن واهمه داشت. شب قبل از تبعید،محمدرضا در کاخ میهمانی داشت و حدد ۲۰۰ نفر مدعو شرکت داشتند.منصور، نخستوزیر، نیز حضور داشت و حدود نیم ساعت با محمدرضا دروسط سالن قدم میزد و من متوجه آنها بودم استنباطم این بود که منصور درموضوعی پافشاری میکند و محمدرضا موافق نیست. یک بار نیز شنیدم کهمحمدرضا به منصور گفت: «چرا اصرار میدارید»؟ بالاخره محمدرضا مراخواست و با بی میلی (چون با ژستهای او آشنا بودم) گفت: «ببینید نخستوزیر چه میخواهد؟» منصور مطرح کرد باید هرچه سریعتر آیت الله خمینی به ترکیه تبعید شود. گفتم باید به پاکروان (رئیس ساواک) گفته شود. گفت: «تلفن کنید» تلفن کردم. پاکروان گفت: «آیا میتوانم با شاه صحبت کنم؟» به محمد رضاگفتم. او به اتاق دیگری رفت و با وی صحبت کرد. دستور صادر شد و همان شب مولوی، رئیس ساواک تهران، به همراه نیروهایی از هوا برد، به قم رفت و ایشانرا به تهران آورد و صبح روز بعد با هواپیما به ترکیه تبعید شدند».
دلایلی که باعث شد رژیم شاه امام خمینی را به کشور ترکیه تبعید نماید، میتوان اینگونه برشمرد:

۱) امام خمینی که مرجع و رهبری بزرگ و از شخصیتهای بلندپایهی حوزه بودند وطرفداران زیادی داشتند، اگر به کشوری غیر وابسته به آمریکا تبعید میشد مورداستقبال قرار میگرفت. به همین دلیل به جایی تبعید شدند که رژیمش ضد مذهب و دینباشد. دولت ترکیه لائیک و شدیداً ضد مذهب بود. به راحتی میتوانست حرکتهای حضرت امام را در کشورش خنثی کند. همچنین دولت ترکیه در راستای اهداف ناتو وآمریکا حرکت میکرد و به شدت فضای خفقان و رعب و وحشت را بر مردم مسلمان ترکیه حاکم کرده بود؛ لذا هرگز اجازه نمیداد مردم ترکیه با امام ارتباط برقرار کنند. ۲) مردم ترکیه سنی بودند و از زمان شاه اسماعیل اول و تشکیل دولت صفوی، بامردم شیعه ی ایران اختلاف داشتند و با این پیشینه ی تاریخی، خطر حضور امام خمینیدر ترکیه برای دولتهای ایران و آمریکا و خودق ترکیه به حداقل میرسید.
۳) زندانی کردن امام در تبعیدگاه کار مشکلی بود که تنها، کشور ترکیه انجام داد.دولتهای ایران و ترکیه هر دو سرسپرده و مزدور آمریکا بودند و در مورد سرکوب حرکتهای اسلامی و اجرای سیاستهای غرب و آمریکا تفاهم کامل داشتند.دولتهای دیگر زیر بار خواست غیر بشری و غیر قانونی دولتین آمریکا و ایران مبنی برسلب آزادی از شخص تبعیدی نمیرفتند. هیچ کشوری قبول نمیکرد که بر خلاف اصولاخلاقی و انسانی و عرف بین المللی برای امام محدودیت تا سر حد یک اسیر و زندانی قایل شود.
با توجه به مباحث مطرح شده به صورت خلاصه میتوان دلایل تبعید امام خمینی رااین چنین بیان کرد:
ـ اصلاحات به شیوهی غرب رژیم شاه، که تحت فشارهای خارجی انجام داده شد، بهدلیل ماهیت برونزا، صوری، عجولانه و ضد ارزشهای اسلامی حاکم بر جامعه ی ایران، واکنش علما و مردم را برانگیخت. از مهمترین دغدغه های علما از دست رفت ناستقلال کشور، تضعیف ارزشهای اسلامی و وابستگی به بیگانگان بود.

مرکز اسناد انقلاب اسلامی

Design: Tohid Niknami www.niknami.ir