بازخواني پيمان سنتو

مهدي جنگروي

با وقوع كودتاي 28 مرداد، شاه و دربار از بحران عبور كردند. كمكهاي مالي امريكا امكان نظاميگري را فراهم كرد و اين گرايش بعدها به مدد سرازير شدن دلارهاي نفتي به اوج رسيد.
پس از انعقاد قرارداد كنسرسيوم در سال 1333 و بركناري دولت كودتا، دوباره دربار رونق گرفت و شاه كه گمان مي‌كرد تنها راه غلبه بر مشكلات داخلي و بحرانهاي منطقه‌اي نظاميگري است اقتصاد نفتي ايران را معطوف به گسترش و توسعه تشكيلات نظامي و خريد تسليحات كرد.
حسين علاء، اين آخرين حلقه از رجال استخواندار قاجار براي چنين روزي برگزيده شده بود. كسي كه به رغم گرايش آشكار به سياستهاي انگلستان، چندي در همراهي با قوام به امريكا نزديك شده بود. علاء به سبب نرمش در موضعگيريها، براي چنين روزي مناسب مي‌نمود.
در آن سالها بيش از آنكه امريكا از نفوذ شوروي در خاورميانه نگران بوده باشد، جمال عبدالناصر زبان مشترك اعراب، انگلستان را به وحشت انداخته بود. براي پيشگيري از نفوذ و گسترش نهضت مصر، ايران مي‌بايست در رأس پيمان نظامي باشد؛ « پيمان بغداد» (كه بعدها با خروج بغداد از آن به « پيمان سنتو» شهرت يافت). كشورهاي ايران، عراق، تركيه و پاكستان زيرنظر انگلستان اعضاي پيمان بغداد بودند.
فرياد مظفرعلي ذوالقدر در شبستان مسجد سپهسالار، پژواك نفرت عمومي مردم از انگلستان بود. از بداقبالي ذوالقدر گلوله در لوله گير كرد و مجلس ختم سيدمصطفي كاشاني مصادف با فوت علاء نشد. ذوالقدر كه خشت را از جاي رفته ديد سراسيمه بر سر و روي علاء يورش آورد. با اين ترور نافرجام پرونده 10 ساله يك گروه مسلح اسلامي بسته شد. سرانجام علاء با سر و روي باندپيچي شده كه نشانِ اعتراض مردم به عضويت ايران در پيمان بغداد بود براي شركت در كنفرانس به بغداد رفت.
دو سال پس از انعقاد پيمان بغداد، در سال 1336 حسين علاء (وزير دربار) خطاب به جان فاستر دالس (وزير امور خارجه امريكا) مي‌گويد: « همان طور كه احتمالاً اطلاع داريد، بيشترين رقم هزينه كشور به تسليحات نظامي اختصاص دارد. ما به عنوان عضو پيمان بغداد، اين ضرورت را نه فقط در مورد امنيت خود بلكه امنيت متحدان و دوستانمان قلمداد مي‌كنيم. در نتيجه از دوستان و همپيمانان خود مي‌خواهيم كه مسائل ما را درك كنند».
درك مسائل ايران بيش از هر چيز به مفهوم اعطاي وامهاي گوناگون به ايران بود.

مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران

Design: Tohid Niknami www.niknami.ir