پیمان بغداد ،بی ثمر و با پیامدهای ناگوار

آذرنگ ، عبدالحسین

از وقایع 28 مرداد 1332 و سقوط حکومت مصدق بیش از دو سال نگذشته بود كه نظامیان برخی از اهرمهای قدرت را به دست داشتند، و دادگاههای نظامی یا سرگرم محاکمه سران مخالف حکومت بودند یا برای رسیدگی به پرونده‏های آنان در آستانه تشکیل نخستین سالهای شکست جنبش ملّی و آغاز عصر دیگری از حکومت استبدادی بود، و ملت خسته‏ای را که نهضتش را در هم شکسته و کشتی آرمان و تلاشش را به گل نشانده بودند، برای پذیرفتن مصالحه دیگری آماده می‏کردند.
پاکستان، کشور دوست، همسایه و با مناسبات بسیار نزدیک با ایران، در آخر شهریور 1334 رسما به پیمان بغداد پیوست، و خبری که از مدتی پیش زمزمه‏اش در مطبوعات ایران آغاز شده بود، روز بعد بر پیشانی روزنامه‏های رسمی ظاهر گردید.اکنون سه کشور همسایه ایران: عراق، ترکیه و پاکستان، پیمان را امضا کرده بودند و زنجیره‏ای که در اصل در برابر خطرها و تهدیدات اتحاد شوروی و اقمار و متحدانش کشیده شده بود، به حلقه دیگری برای تکمیل ، نیاز داشت. ایران در آن زمان، این حلقه بود.
از اول مهرماه 1334، خبرهای راجع به پیمان در روزنامه‏ها چاپ و از رادیو پخش می‏شد. پیدا بود که ذهنها را برای خبر دیگری آماده می‏ساختند. در 15 مهر روزنامه اطلاعات برای نخستین بار عنوان اول خود را به پیمان اختصاص داد و این جمله طولانی را در صدر روزنامه چاپ کرد:
دولت ایران به زودی طی یک یادداشت رسمی به دول ملحق شده به پیمان دفاعی خاورمیانه اطلاع می‏دهد که با پیمان دفاعی خاورمیانه موافق است.
این خبر به اندازه کافی گویا و صریح بود، و در عین حال از اخبار پشت پرده حکایت داشت. چهار روز بعد حسین علاء، نخست‏وزیر، ماده واحده‏ای را به مجلس سنا تقدیم و با قید یک فوریّت، تصویب آن را تقاضا نمود. متن این ماده از این قرار بود :
ماده واحده الحاق دولت ایران به پیمان همکاری متقابل، مورخ 24 فوریه 1955، منعقده بین دولت پادشاهی عراق و دولت جمهوری ترکیه، مشتمل بر 8 ماده، که دولت انگلستان در تاریخ 23 سپتامبر 1955 به آن ملحق شده ، تصویب می‏شود.
نخست‏وزیر حسین علاء  رئیس دولت، در نامه‏ای که همراه ماده واحده برای رئیس مجلس سنا فرستاده بود، دو نکته اصلی را مبنای استدلال برای پیوستن به پیمان قرار داده بود: صلح وامنیت جهانی که همواره مورد توجه دولت بوده است، و دیگری صلح خاورمیانه که دولت «قهرا» نمی‏تواند نسبت به آن بی‏علاقه بماند. متن این نامه از این قرار است:
ریاست محترم مجلس سنا نظر به اینکه استقرار صلح و امنیت در جهان همیشه مورد توجه و علاقه خاص دولت شاهنشاهی ایران بوده و در موارد مقتضی و متعدد از بذل هیچ گونه مساعی خودداری ننموده، و نظر به اینکه ماده 52 منشور ملل متحد، اعضای سازمان را مجاز ساخته که برای حفظ صلح و امنیت نواحی مختلفه، پیمانهای ناحیه‏ای، که بالنتیجه متضمن تأمین صلح و امنیت جهانی است، با یکدیگر منعقد سازند، و اخیرا بین دولت ترکیه و عراق پیمانی جهت تأمین منظور فوق و طبق مقررات منشور ملل متحد منعقد گشته که دول پاکستان و انگستان بدان ملحق شده‏اند، و ماده 5 قرارداد مزبور پیمان را برای الحاق سایر دولی که به امنیت و صلح خاورمیانه علاقه‏مند هستند باز گذاشته است، و انعقاد این گونه پیمانها هدفی جز دفاع در برابر تجاوز و استقرار صلح و امنیت ندارد؛ و نظر به اینکه دولت ایران نیز قهرا نمی‏تواند نسبت به صلح خاورمیانه بی‏علاقه بماند، لذا ماده واحده زیر تقدیم و تقاضای تصویب آن را با قید یک فوریت می‏نماید.
کمیسیون مجلس سنا، ماده واحده پیشنهادی دولت را در 23 مهر تصویب کرد. سه روز بعد، در 26 مهر، نمایندگان مجلس سنا با 39 رأی موافق در برابر 4 رأی مخالف، الحاق ایران به پیمان بغداد را تصویب کردند، و چهار روز بعد مصوبه مجلس سنا در 30 مهر به اتفاق آراء و بدون هیچ گونه مخالفت جدّی، در مجلس شورای ملی به تصویب رسید و صورت قانونی به خود گرفت. در اين ميان دولت اتحاد شوروی، در جریان طرح مطلب و مراحل تصویب، نارضایتی و مخالفت خود را از راههای مختلف ابراز داشت و یادداشت اعتراضیه‏ای رسما به کاردار ایران در مسکو تسلیم نمود. ایران هم به اعتراض پاسخ داد و متن پاسخها را در جراید روز انتشار داد . دولت ايران  پیوستن به پیمان را دفاع از حق حاکمیت خود تلقی کرد و آن را در چارچوب مقررات بین‏المللی و موافق منشور ملل متّحد دانست و تاکید کرد که هدف دولت جز تحکیم مبانی صلح و امنیت در منطقه خاورمیانه نیست. با این وصف، دولت ایران از مجاری رسمی و غیر رسمی سعی ‏کرد که به مقامات شوروی اطمینان خاطر دهد و بد گمانی و سوء نظر آنها را برنیانگیزد. اما دولت شوروی نسبت به این پیمان به شدت حساس بود و در برابر هر خبر، واکنشهای صریح، سریع، و حتی تند و پرخاشگرانه نشان می‏داد.
پیمان بغداد، به رغم اعتراضهای اتحاد شوروی و زمزمه‏های مخالف در داخل، از تصویب مجلسین گذشت، در روز سوم آبان 1334 به امضای شاه ایران رسید، در روز 6 آبان برای اجرا به دولت ابلاغ شد و روز 10 آبان، اسناد الحاق ایران به پیمان، به ستاد آن، که در بغداد مستقر بود، ارسال شد. نخستین شورای وزیران کشورهای عضو پیمان در آستانه تشکیل بود، و نمایندگان ایران خود را برای شرکت در اجلاس این شورا آماده می‏کردند.
در 25 آبان به مناسبت درگذشت یکی از نمایندگان مجلس، مجلس ختمی در مسجد شاه تهران (مسجد امام خمینی) بر پا بود.حسین علا در این مجلس شرکت کرد و در شبستان مسجد گلوله‏ای به سوی او شلیک شد که به وی برخورد نکرد و گلوله دوم در لوله هفت‏تیر گیر کرد. ضارب، مظفر علی ذوالقدر، و از اعضای فداییان اسلام، که تیراندازی را نافرجام دید، با خود هفت‏تیر به حسین علا حمله برد و بر صورت او ضربه‏ای وارد کرد، اما محافظان مانع از حملات دیگر شدند و حسین علا را نجات دادند و ضارب را دستگیر کردند. چند روز بعد فرمانداری نظامی تهران طی اطلاعیه‏ای رسمی اعلام داشت که این سوء قصد به دستور نواب صفوی رهبر فداییان اسلام بوده است. موج دستگیری رهبران و همکاران فداییان اسلام، که مخالفت آشکار و شدید خود را با انعقاد پیمان، با شلیک گلوله در سکوت سنگین آن روزها نشان داده بودند، آغاز شد و سرانجام در 27 دی 1334، با تیر باران نواب صفوی، خلیل طهماسبی قاتل سپهبد رزم‏آرا، و مظفر ذوالقدر ضارب علا، در مقر لشگر دو زرهی فرو نشست.
حسین علا پس از سوء قصد با سرو کله باندپیچی شده راهی بغداد شد، در اجلاس وزیران شرکت کرد و با همان هیئتش شاهد مجسم تاوانی بود که دولت ایران در ازای امضای پیمان پرداخت کرده بود. سوء قصد به نخست‏وزیر ایران، ولو نافرجام، از نارضایتی و اعتراض داخلی حکایت می‏کرد.اما وضع کشورهای دیگر، بویژه عراق، بهتر از ایران نبود  و رویدادهای بعدی، خاصه تحولات زیر و زبر ساز عراق، ثابت کرد که ناخرسندی از پیمان، چه در آن کشور و چه در سایر کشورهای عربی، تا چه حدّ عمیق بوده است.
پیمان بغداد چرا بسته شد، چه هدفی را دنبال می‏کرد، و کشورهای عضو به چه دلایلی آن را امضا کرده بودند؟ در این مقاله سعی می‏شود به این پرسشها پاسخ گفته شود.
 دهه 1950، دهه اوج «جنگ سرد» بود. جهان  پس از جنگ جهانی دوم به دو اردوگاه متخاصم تبدیل شده بود. «غرب»، به اصطلاح سیاسی کلمه نه جغرافیایی، و«شرق»، نیز در اصطلاح سیاسی، در برابر هم صف‏آرایی کرده بودند. نیروهای نظامی هر دو طرف در سنگرها و در قرارگاهها و پادگانهای نظامی به حالت آماده‏باش در کمین هم نشسته بودند. سلاحهای مرگبار رو به سوی اردوهای یکدیگر نشانه رفته بود. فعالیتهای سیاسی، اقتصادی و تبلیغی آشکار و پشت پرده همان هدفهایی را دنبال می‏کرد که فضای پر تنش و خصم‏آلود جنگ سرد تبلور خارجی آن است. جنگ کره پس از سه سال در 1953 پایان یافت، اما تقسیم کره به دو کشور و با دو نظام سیاسی- اقتصادی متقابل و متخاصم، منطقه جنوب شرقی آسیا را به منطقه‏ای بحرانی مبدّل ساخت.در 1954، ارتش فرانسه در نبرد دین‏بین‏فو شکست خورد و سلطه سیاسی و نظامی فرانسه بر هند و چین (ویتنام) و سراسر منطقه جنوب شرقی آسیا عملا پایان یافت.پیمان سیتو (پیمان آسیای جنوب شرقی) زنجیره دفاعی«غرب»در برابر خطر تهاجم نیروهای «شرق» و وسعت گرفتن دامنه ناآرامیها و جنبشهای ملی‏گرایانه، چپگرایانه و ضد غربی در جنوب شرقی آسیا بود. پیمان ناتو (پیمان آتلانتیک شمالی) زنجیره اتحاد نظامی دیگری بود که از کانادا در شمال قاره امریکا تا یونان و ترکیه در مرزهای جنوب اتحاد شوروی کشیده شده بود. میان این دو زنجیره دفاعی، منطقه خاورمیانه حایل است که در آن سالها دستخوش ناآرامی، آشوب و ناپایداری حکومتها بود. همین حلقه‏های خالی در زنجیره، می‏توانست راه باز و رخنه نفوذ اتحاد شوروی و متحدان، معتقدان، و وابستگان به آن باشد. پیمانهای نظامی یکی از جلوه‏های تلاش بلوك هاي غرب و شرق برای پر کردن مناطق حایل و ایجاد خطی تدافعی بود که اصطلاحا به آن«کمربند امنیتی»می‏گویند.
وخامت اوضاع سیاسی در کشورهای عربی شدت بیشتری داشت.در همین سالها جنبش ملی‏گرایان مصر به رهبری جمال عبد الناصر قدرت را در اين بزرگترین و نیرومندترین کشور عربی و داعیه‏دار رهبری جهان عرب، به دست گرفت. مبارزه برای ملی کردن آبراه سوئز، گذشته از بحرانی که در مناسبات سیاسی مصر با انگلستان، فرانسه و سایر کشورهای غربی همسو با آنها پدید آورد، جنبشهای سیاسی کشورهای عرب را شدت بخشید، و حتی بر مناسبات خارجی آنها با غرب تأثیر گذاشت. در سوریه  حکومت سرهنگ ادیب شیشکلی، که متمایل به غرب بود، در 1945 با براندازی نظامیان متمایل به مصر ساقط شد. نظامیان ملی‏گرای سوری، اینک می‏توانستند مرزهای عراق و ترکیه را ناآرام کنند. نوری سعید، سیاستمدار کهنه‏کار و غربگرای عراقی، که سیزده بار به مقام نخست وزیری رسیده بود، و از رقیبان دیرینه زمامداران مصر و از جمله مدعیان رهبری جهان عرب برای عراق، در همین اوضاع و احوال برای بار چهاردهم به نخست وزیری دست یافت، و هیئت دولت ضد مصری و متمایل به غرب خود را تشکیل داد، و به این ترتیب بر شعله‏های تنش سیاسی در خاورمیانه دامن زد.
ترکیه، همسایه جنوبی اتحاد شوروی که از موقعیت سوق الجیشی خود بیمناک بود، پس از پایان جنگ جهانی دوم عضویت در ناتو را پذیرفته و به یکی از پایگاههای اصلی ضد کمونیسم و سرپلهای همپیمانی با غرب تبدیل شده بود و هر گونه اتحادی با غرب، که امنیت بیشتری را برای این کشور تضمین می‏کرد  با استقبال رهبران ترک روبه‏رو می‏شد. پاکستان، کشور تازه استقلال یافته، گرفتار مشکلات فراوان مالی و فقر اقتصادی، رودرروی همسایه قدرتمندش هند، روبه‏رو با خطر قحط و غلا، و از هر جهت نیازمند کمکهای مالی، مادی و خوراکی غرب، برای برقراری موازنه سیاسی-نظامی باهمسایگانش، و توازن اقتصادی در داخل، از هر پیمانی که گامی در راه تحقّق این هدفها به شمار می‏آمد، استقبال می‏کرد.
در باره چگونگی انعقاد نطفه پیمان بغداد میان صاحب نظران سیاسی اتفاق رای نیست. به نظر عده‏ای، مذاکرات سیاسی میان زمامداران عراق و ترکیه برای همکاری نظامی و به قصد دفاع در برابر تجاوز خارجی، نخستین گام در راه ایجاد پیمان بود و انگلستان در درجه دوم و کشورهای دیگر در درجه سوم از این اقدام عراق و ترکیه استقبال و استفاده سیاسی کرده‏اند؛ به نظر عده‏ای دیگر، فکر این پیمان از جانب انگلستان بوده که به عراق و ترکیه القا شده است؛ و از دیدگاه برخی دیگر، ابتکار پیمان از آن دولت امریکا، و بالاخص‏جان‏فاستردالس وزیر خارجه و از مخالفان سرسخت کمونیسم و از حامیان جدی سیاستهای تهاجمی امریکا و عقد پیمانهای نظامی است. منافع دولتهای حاکم در آن زمان، دولتهایی که عضویت پیمان یا همکاری با آن را پذیرفته‏اند، در همسویی با یکدیگر بوده است. اکنون ببینیم پیمان چگونه بسته شد.
زمانی که عراق برای همکاری نظامی با ترکیه سرگرم مذاکره بوده، با انگلستان نیز در این باره گفتگو می‏كرد و امریکاییها نیز چه بسا از طریق ترکیه جزئیات مذاکرات را می‏دانسته‏اند. به نظر می‏رسد متن نخستین پیمان در جریان سفر نوری سعید به لندن در سپتامبر 1954/شهریور 1333 نوشته شده باشد. در همان سال موافقتهای همکاری میان عراق و ترکیه به مرحله قطعی رسید و در بهمن ماه/فوریه 1955، عدنان مندرس، نخست‏وزیر ترکیه، به پاکستان سفر کرد و رئوس توافق همکاری میان کشور خود و عراق را به اطلاع مقامات پاکستانی رسانید و نظر موافق آنها را به پیوستن به پیمان جلب کرد. ماه بعد(مارس 1955/اسفند 1333)، انتونی ایدن  وزیر خارجه انگلستان، به منظور بررسی وضع خاورمیانه از نزدیک، گفتگوی جدی تر در باره مسائل نظامی، و همچنین مشارکت با توافقهای همکاری میان عراق و ترکیه وارد بغداد شد. سفر ایدن به منزله علنی شدن همکاری آشکار نظامی انگلستان با عاقدین پیمان بود. پس از بازگشتن ایدن به کشورش، سرهنگ ترینتون  فرستاده ویژه او، همراه با پیشنهادهای تازه‏ای وارد بغداد شد و بر اساس همان پیشنهادها، نوری سعید نخست‏وزیر عراق و برهان الدین باش اعیان وزیر خارجه عراق با مایکل رایت  سفیر انگلستان در عراق مذاکره کردند. سرهنگ ترینتون هم در مذاکرات حضور داشت. نتیجه جلسات، موافقت رسمی انگلستان با پیمان بود. به این ترتیب سه کشور عراق، ترکیه و انگلستان هم پیمان شدند. چند ماه بعد، در 22 سپتامبر 1955/آخر شهریور 1334، پاکستان پیمان را امضا کرد، و همان گونه که پیش از این گفته شد، خبر اینها در روزنامه‏های ایران درج و از رادیو پخش ‏شد و زمینه در ایران برای پذیرفتن پیمان آماده می‏گردید.
در اول آوریل 1956/12 فروردین 1335، دولت عراق ازآمریکا رسما دعوت کرد که به پیمان بغداد بپیوندد. دولت آمريكا بیانیه‏ای رسمی انتشار داد و عدم تمایل خود را به پیوستن ابراز داشت، اما وعده داد که با کشورهای عضو پیمان همکاری، و در جلسات آنها به عنوان ناظر شرکت کند. برای نپیوستن رسمی ایالات متحده دلایلی ذکر کرده‏اند، از جمله با اینکه بخش عمده‏ای از هزینه‏های نظامی را تأمین می‏کرده و گرداننده اصلی پست صحنه به شمار می‏آمد از رویارویی علنی با اتحاد شوروی و شدت یافتن مخالفتهای برخی کشورهای عربی، بویژه مصر، اردن و سوریه پرهیز می‏كرد. دوستی و نزدیکی با کشورهای بزرگ غیر متعهد، بالاخص هند، و با رهبرانی چون نهرو، تیتو، ناصر و نظایر آنها، در آن زمان جزو ملاحظات سیاست خارجی امریکا بوده است. از اینرو، تعهد رسمی این کشور در پیمان، تهدیدی برای مناسبات خارجی امریکا به شمار می‏رفت و مقامات امریکایی محتاطانه از آن اجتناب می‏کردند.
در هر حال، کشورهای امضا کننده پیمان، همکاری خود را در چارچوب مواد پیمان آغاز کردند.فرستادگان ایالات متحده در نشستهای نظامی و اقتصادی اعضا شرکت می‏کردند. پیمان بغداد، همان گونه که متن آن را در این مقاله می‏بینید، از هشت ماده تشکیل شده است. ماده 1 در باره امور دفاعی و امنیتی؛ ماده 2 پیش‏بینی تشکیل هیئتهای اجرایی؛ ماده 3 تعهد عدم مداخله کشورهای عضو در امور داخلی یکدیگر؛ ماده 4 تصریح به سازگاری مواد با میثاقها و قراردادهای بین‏المللی؛ ماده 5 امکان پیوستن کشورهای دیگر به پیمان؛ ماده 6 پیش‏بینی تشکیل شورای دایمی پیمان با حضور وزرای کشورهای عضو؛ ماده 7 پیش‏بینی مدت پنج سال برای پیمان و امکان تمدید آن؛ و ماده 8 راجع به امضای پیمان است. پیمان بغداد، یک مقدمه و دو یادداشت دارد که کشورهای عضو، آنها را نیز امضا کرده‏اند. متن پیمان به سه زبان عربی، ترکی استانبولی و انگلیسی نوشته شده، که ترجمه فارسی آن در پایان مقاله آمده است.
هنوز موعد پنجساله پیش‏بینی شده در پیمان بغداد (ماده 7) فرانرسیده بود که اوضاع سیاسی در عراق دگرگون شد.گروهی از نظامیان عراقی به فرماندهی عبد الکریم قاسم در روزهای 13 و 14 ژوئیه 1958/22 و 23 تیرماه 1337 نظام سلطنتی را در عراق برانداختند و به جای سیاست متمایل به غرب، مشی ملی‏گرایانه، و گاه نیز غرب‏ستیزانه، در پیش گرفتند. نظامیان حاکم در آغاز گفتند که همه تعهدات خارجی و بین‏المللی عراق را محترم می‏دارند، اما از شرکت در جلسات پیمان عملا خودداری ورزیدند. حتی گفته شد خصومت خود را با پیمان پنهان نگاه نداشته و برای جلب دوستی و تفاهم مصر، اسناد سرّی و محرمانه پیمان را برای بهره‏برداریهای سیاسی و تبلیغاتی در اختیار مقامات مصری گذاشته‏اند. سرانجام نیز مخالفت عراق با پیمان در مارس 1959/فروردین 1338، یعنی چند ماه پس از براندازی، با خروج رسمی عراق از آن، آشکار شد.در اوت همان سال/ مرداد 1338، مقر پیمان از بغداد به آنکارا، پایتخت ترکیه، انتقال و نام آن به پیمان سنتو (سازمان پیمان مرکزی) تغییر یافت.
حکومت جدید در عراق از سوی همه طرفداران اتحاد عربی و ملی‏گرایان، و همچنین از جانب نیروهای کمونیست، که در آن زمان در عراق قدرتمند بودند و با هر گونه اتحاد با غرب مخالفت می‏کردند، به شدت تحت فشار بود تا پیمان بغداد  را لغو و عراق را از آن خارج کند. استدلال مخالفان پیمان هم این بود که ماهیت نظامی آن و تعهدی که برای عراق ایجاد می‏کند، با اصل بیطرفی و عدم وابستگی مغایرت دارد. در هر حال خروج عراق از پیمان، بیرون رفتن یک عضو ساده نبود که اعضای دیگر به سادگی بتوانند جای آن را پر یا عضو دیگری را به عوض آن وارد کنند.خروج عراق در حقیقت بیرون رفتن یک کشور عربی، تغییر محور، مقر، و حتی نام پیمان بود؛ گو اینکه پیمان جانشین آن، اهمیت نظامی و سیاسی خود را از دست داد و به همکاریهای اقتصادی و اجتماعی روی آورد.
پیمان بغداد، آماج انواع انتقادها قرار گرفت. دیده نشده که هیچ یک از منابع موثق بیطرف و غیر تبلیغاتی، پیامدهای آن را مثبت تلقی کرده و تاثیرهای آن را به سود کشورهای عضو دانسته باشند. پیمان بغداد نه تنها از تنشهای جنگ سرد نکاست، بلكه بر شدت آن نیز افزود. دولت شوروی که پس از مرگ استالین در 1953/1331 ش مصمم شده بود سیاست همزیستی مسالمت‏آمیز را دنبال کند، خود را ناگزیر دید که در دسته‏بندیهای سیاسی نظامی فعالانه‏تر شرکت کند. در اوضاع و احوالی که هنوز تهدیدهای موشکی به وجود نیامده بود، استفاده از خاک کشورهای همسایه و نزدیک به شوروی برای تحرکات نظامی، و استقرار ایستگاههای تبلیغات رادیویی ضد شوروی و به منظور فعالیت کارشناسان نظامی و عوامل مخفی، در آن زمان تهدیدی جدّی به شمار می‏رفت و روسها نسبت به آن واکنشهای تند نشان می‏دادند.
پیمان بغداد بر زندگی سیاسی کشورهای عرب تأثیرهای ناگواری گذاشت.در صفوف آنها رخنه به وجود آورد و صف‏آراییها و جبهه‏بندیها را شدت بخشید. مصر و سوریه از جمله کشورهای عربی بودند که به شدت با عراق به مخالفت برخاستند و سیاست خارجی خود را به کشورهای متمایل به شوری و هم پیمان با آن نزدیک تر کردند.دامنه جنگ سرد به خاورمیانه، و به درون همه کشورهای عرب کشیده شد. حضور انگلستان و امریکا در میان ملتهای مسلمان، و در شرایطی که احزاب و گروههای طرفدار اسلامی راهی جز تندروی و توسل به اقدامات خشونت‏آمیز در برابر خود نمی‏دیدند، و در دوره‏ای که قدرت اسرائیل و واکنش کشورهای عرب نسبت بدان، هر دو در افزایش بود، فی نفسه موجب ناآرامیهای بیشتر بود. سیاستهای این دو کشور در همه حال با مطامع سیاسی اسرائیل همسویی داشت و همین سبب می‏شد که اعراب بر مخالفت خود با این کشورها و حکومتهای عرب متمایل به آنها بیفزایند . حاصل این تنش و کشمکش، در سراسر نواحی عرب و منطقه خاورمیانه ناآرامی به بار آورد.
افغانستان، کشور همسایه ایران و پاکستان، با پیمان بغداد مخالف بود، زیرا از یک سو با پاکستان اختلاف مرزی داشت، و از سوی دیگر با  شوروی موافقتنامه همکاری امضا کرده بود و از آن کشور کمکهای تسلیحاتی می‏گرفت. هند، یکی از کشورهای بزرگ غیر متعهد و مخالف پاکستان، نیز با پیمان بغداد مخالف بود. جواهر لعل نهرو، نخست‏وزیر وقت هند، در جریان نطقی در مجلس نمایندگان هند، پیمان بغداد را موجب ضررهای غیر قابل جبران و عامل تیرگی و تشنج مناسبات خارجی دانست. جمال عبد الناصر، رهبر مصر، در سخنرانیها، مصاحبه‏های مطبوعاتی، و گفت‏وگو با سران سیاسی کشورها، از انتقاد صریح به پیمان، خودداری نمی‏کرد. اما لبه تیز حمله‏های تبلیغاتی شوروی، بیشتر متوجه ترکیه و ایران بود. دولت این کشور در جریان بسته شدن پیمان بغداد سه یادداشت اعتراض‏آمیز پی‏درپی به مقامات ایرانی تسلیم کرد. برنامه مسافرت موسیقیدانان روسی به ایران را لغو، و از تحویل گرفتن برنج صادراتی ایران بر اساس قرارداد رسمی تجارتی 1334 ش، منعقده میان ایران و شوروی، خودداری نمود. خروشچف، دبیر کل حزب کمونیست و نخست‏وزیر شوروی، به صراحت گفته بود که پیمان بغداد را علیه اتحاد شوروی می‏داند، اما صبر می‏کند و حوصله به خرج می‏دهد تا خودش مانند حباب صابون بترکد. شاه ایران در جریان دیدارش از شوروی به مقامات آن کشور اطمینان داده بود که اجازه نمی‏دهد از خاک ایران برای تجاوز به خاک آن كشور استفاده شود. در کتاب مأموریت برای وطنم این عبارت آمده است:
به خروشچف قول دادم که تا مدتی که من بر تخت سلطنت هستم، کشور من به هیچ وجه با تقاضای تجاوزکارانه عليه روسیه شوروی موافقت نخواهد کرد و شریک در چنین عملی نخواهد شد(ص 222).
در واقع مسئولان سیاست خارجی ایران سعی و احتیاط می‏کردند که اتحاد شوروی را به مقابله علنی با خود نکشند و پیوستن ایران را به پیمان بغداد عضویتی ساده در قراردادی منطقه‏ای و صرفا با مقاصد دفاعی قلمداد کنند. از همه اینها گذشته، خود پیمان بغداد ساختار سیاسی منسجمی نداشت، میان امضاء کنندگان آن هماهنگی و همکاری واقعی و مؤثر برقرار نبود، به هدفهای اصلیش دست نیافت، در جلوگیری از نفوذ اتحاد شوروی در منطقه توفیقی به چنگ نیاورد، و روی هم رفته اکنون می‏توان گفت که تجربه کامیابی نبود.
متن پیمان همکاری عراق و ترکیه (منعقد در بغداد، 24 فوریه 1955)
نظر به اینکه روابط دوستانه و برادرانه موجود بین عراق و ترکیه پیوسته در حال توسعه است و به منظور تکمیل عهدنامه دوستی و حسن همجواری منعقد بین اعلیحضرت پادشاه عراق و حضرت رئیس جمهور ترکیه، که در تاریخ 29 مارس 1946 در آنکارا به امضاء رسیده است و به موجب آن طرفین تصدیق نموده‏اند که صلح و امنیت بین دو کشور تفکیک‏ناپذیر از صلح و امنیت جهانی و بخصوص ملل خاورمیانه بوده و این امر اساس سیاست خارجی آنها را تشکیل می‏دهد؛ نظر به اینکه ماده 11 عهدنامه دفاع مشترک و همکاری اقتصادی بین دولتهای جامعه عرب حاکی است که هیچ ماده از آن معاهده به هیچ نحو طوری طرح‏ریزی یا انتخاب نشده که تأثیری در حقوق تعهدات طرفین به مناسبت امضای منشور ملل متحد داشته باشد؛ و با اعتراف به مسئولیتهای بزرگی که از لحاظ عضویت در سازمان ملل متحد به منظور استقرار صلح و امنیت در ناحیه خاورمیانه برای آنها ایجاد شده و انجام اقدامات مقرر در ماده 51 منشور ملل متحد را بر عهده آنها گذاشته است، لزوم انعقاد- یک پیمانی که هدفهای بالا را تأمین کند تشخیص داده و برای این منظور نمایندگان مختار خود را به ترتیب ذیل معین کرده‏اند:
اعلیحضرت فیصل دوم پادشاه عراق ، جناب آقای نوری السعید نخست‏وزیر عراق ، جناب آقای برهان الدین باش اعیان کفیل وزارت امور خارجه تركيه ، حضرت جلال بایار ریاست جمهوری ترکیه ، جناب آقای عدنان مندرس نخست‏وزیرتركيه و جناب آقای پروفسور فؤاد کوپرلو وزیر امور خارجه نمایندگان مزبور پس از مبادله اعتبارنامه‏های خود، که آنها را صحیح و معتبر یافتند، در مراتب ذیل موافقت حاصل کردند:
ماده 1 - با در نظر گرفتن مفاد ماده 51 منشور سازمان ملل متحد، کشورهای امضا کننده این پیمان در امور دفاعی و امنیت خود با یکدیگر همکاری خواهند کرد. اقداماتی که دو کشور مزبور برای انجام این همکاری به عمل خواهند آورد ممکن است موجب عقد پیمانهای مخصوصی بین آنها گردد.
ماده 2 - برای آنکه همکاری بین دو کشور، که در ماده 1 قید شده، صورت حقیقت به خود گیرد و انجام آن عملی گردد، هیئتهای صلاحیت‏دار دو کشور امضا کننده به مجردی که پیمان حاضر وارد مرحله اجرا گردد، اقداماتی را که می‏بایستی انجام پذیرد تعیین خواهند کرد.این اقدامات هنگامی که به تصویب دول کشورهای امضا کننده برسد قابل اجرا خواهند بود.
ماده 3 - کشورهای امضا کننده تعهد می‏کنند که از هر گونه مداخله در امور داخلی یکدیگر اجتناب نمایند.کشورهای مزبور مسائل فیمابین را طبق منشور ملل متحد از طریقی صلح‏آمیز بین خود حل و فصل خواهند کرد.
ماده 4 - کشورهای امضا کننده اعلام می‏کنند که پیمان موجود با سایر تعهدات بین‏المللی، که هر یک از آنها با کشور ثالثی دارند، تناقض ندارد.این پیمان به هیچ وجه از تعهدات بین‏المللی کشورها نکاسته و نخواهد کاست.کشورهای امضا کننده متعهد می‏شوند که به هیچ قرارداد بین‏المللی که با پیمان موجود سازگار نباشد وارد نشوند.
ماده 5 - این پیمان برای قبول عضویت کشورهای عضو جامعه عرب، و یا هر کشور دیگری که جدا در امر صلح و امنیت این منطقه علاقه‏مند باشد و از طرف هر دو کشور امضا کننده به رسمیت شناخته شود، آماده است.عضویت کشورها در پیمان از تاریخی که پذیرش آنها در وزارت خارجه عراق ثبت شود رسمیت خواهد داشت.
هر کشوری که وارد پیمان موجود شود می‏تواند بر طبق ماده 1، قراردادهای مخصوصی با یک یا چند کشور عضو پیمان موجود منعقد سازد. هیئتهای صلاحیت‏دار هر یک از کشورهایی که به پیمان ملحق می‏شوند تصمیمات لازمه را طبق ماده 2 اتخاذ خواهند کرد.این تصمیمات به مجردی که مورد تصویب دولتهای مربوطه قرار گیرد قابل اجرا خواهند بود.
ماده 6 - موقعی که اقلا چهار کشور عضویت پیمان را بپذیرند، یک شورای دایمی با عضویت وزرای کشورها، در حدود مقاصد پیمان، تشکیل خواهد یافت.
ماده 7 - این پیمان برای مدت پنج سال قابل اجراست و می‏توان آن را برای دوره‏های پنجساله دیگر تمدید نمود. هر یک از کشورهای امضا کننده می‏تواند با تسلیم اطلاع کتبی شش ماه قبل از انقضای هر یک از دو دوره مذکور در بالا، کناره‏گیری خود را از پیمان اعلام دارد.در این صورت پیمان‏ برای سایر امضا کنندگان معتبر خواهد ماند.
ماده 8 - این پیمان باید به امضای دو کشور عراق و ترکیه برسد و مراسم امضای آن هر چه زودتر در آنکارا انجام گیرد.پیمان مزبور بلافاصله پس از امضای دو طرف قابل اجرا خواهد بود.
برای گواهی مراتب بالا، نمایندگان مختار مذکور، این پیمان را به عربی، ترکی و انگلیسی امضا نمودند.هر سه متن متساویا معتبر هستند و در صورت پیدایش اختلاف، متن انگلیسی مرجع خواهد بود.
تهیه شده در دو نسخه، در بغداد، دومین روز رجب 1373 هجری، مطابق روز بیست و چهارم فوریه  1955 ميلادي 
فهرست منابع
الف - منابع فارسی
- آقایی بهمن؛ علی بابایی غلامرضا، فرهنگ علوم سیاسی، تهران 1366-1368.
- آوری‏[ایوری‏]پیتر، تاریخ معاصر ایران: از کودتای 28 مرداد تا اصلاحات ارضی.ترجمه محمد رفیعی مهرآبادی، تهران، عطایی، 1368.
- ایران.کمیسیون ملی یونسکو، ایرانشهر، تهران، 1342، ج 1.
- ایوانف م.س، .تاریخ نوین ایران، ترجمه هوشنگ تیزابی؛ حسن قائم پناه، استکهلم 1356.
- تدین احمد؛ شهید احمدی(مترجمان)، فرهنگ تاریخ، تهران 1369، ج 1، ص 294- 295.
- تیمر من کنت‏آر، سوداگری مرگ، ترجمه احمد تدین، تهران 1373.
- جعفری ولدانی ، اصغر، بررسی تاریخی اختلافات مرزی ایران و عراق، تهران 1367.
- روزنامه اطلاعات، شماره‏های شهریور- دی 1334.
- عاقلی باقر، روزشمار تاریخ ایران، تهران 1369-1370، ج 2، ص 59.
-  نخست وزیران ایران، تهران 1370، ص 837.
- عبده جلال، چهل سال در صحنه، تهران 1368.
- علی بابایی غلامرضا، فرهنگ تاریخی سیاسی ایران و خاورمیانه، تهران 1374، ج 1، ص 128- 133.
 - «قانون اجازه الحاق دولت ایران به پیمان همکاری متقابل منعقد بین دولتین عراق و ترکیه»، نشریه وزارت امور خارجه، دوره 2، ش 1(فروردین 1353)، ص 64-68.
- گاهنامه پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی:فهرست روزبروز وقایع سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی ایران از 3 اسفند 2479 [1299]تا 30 اسفند 2535[1355].تهران 1355، ج 1، ص 926- 969 .
- پهلوی محمد رضا، مأموریت برای وطنم، ج 3، تهران 1347.
- مدنی سیّد جلال الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، تهران 1361.
- مشایخ فریدنی آذرمیدخت، مسائل مرزی ایران و عراق، تهران 1369.
- هاتف محمود، روابط ایران و عراق، تهران 1371.
- هدایتی محمد علی، مجموعه قراردادهای بین‏المللی چند جانبه ایران، تهران 1345.
- هوشنگ مهدوی عبد الرضا، تاریخ روابط خارجی ایران، تهران 1368.
ب - منابع عربی
- العانی خالد عبد المنعم، موسوعة العراق الحدیث، بغداد 1977.
- الکیالی عبد الوهّاب، موسوعة السیاسیة، بیروت 1979.
- محمد اسود عبد الرزاق، موسوعة العراق السیاسیة، بیروت 1986، ج 6.

مجله « تحقیقات اسلامی » بهار و تابستان 1374، سال دهم - شماره 1 و 2

Design: Tohid Niknami www.niknami.ir