شکل‎گیری ستاد جنگ‌های نامنظم به روایت مسوول دفتر شهید چمران


 

 از کاخ سعدآباد تا جبهه‌ سوسنگرد
مهندس سیداحمد کاویانی در کسوت مسوول دفتر شهید به واکاوی و بررسی رابطه شهید دکتر مصطفی چمران با نهضت آزادی و جبهه ملی می‌پردازد و روز‌های سخت نبرد چریک مبارز در سرزمین تَف‎دیده جنوب را در قامت معاون ستاد جنگ‌های نامنظم روایت می‌کند.
 
 
ستاد جنگ‌های نامنظم چگونه به‎وجود آمد؟
 
دکتر شهید چمران وقتی در سال ۵۷، بعد از پیروزی انقلاب وارد ایران شدند، با کسب اجازه از حضرت امام خمینی(رحمت‎الله‎علیه) به‎دنبال تشکیلاتی با ساختار نظامی بودند. بعد شدند معاون نخست‎وزیر در امور انقلاب، تا اینکه واقعه تسخیر لانه جاسوسی رخ داد و دولت مهندس بازرگان استعفا داد، در واقع انقلاب را رها کردند و رفتند. ما در نخست‎وزیری مستقر بودیم و صبح روز چهاردهم آبان که در دفتر حاضر شدیم، دستور دولت موقت را دیدیم که گفته بودند همه افراد کار‌ها را ر‌ها کنند و بروند، چون دولت استعفا داده است. دکتر آمد و ما خبر را به ایشان دادیم. دکتر گفت: «خب شما هم بساط‌تان را جمع کنید و بروید.»
 
ما شروع کردیم به جمع‎آوری وسایل‎مان و دفتر، دکتر هم رفت. حدود ساعت ۴ یا ۵ عصر بود که دکتر برگشت. من رفتم گزارش جمع‎آوری وسایل و دفتر را به دکتر بدهم که ایشان به بنده فرمود: «عزیز، نمی‌‎خواهد ادامه بدهید.» پرسیدم: «موضوع چیست؟» دکتر چمران این کلام تاریخی را بر زبان آوردند که «من امام را تنها نمی‌‎گذارم» بنابراین ما همان‎جا ماندیم و به کار ادامه دادیم.
 
اینکه نهضت آزادی‌ها می‌گویند شهید چمران از ما بود یک دروغ است. من یادم هست، نهضت آزادی یک دفتری در خیابان شهید مطهری داشتند که زنگ می‌زدند و دکتر را دعوت می‌کردند. شهید چمران هم یک، دو بار به جلسات‌شان رفتند، اما هر دو بار که از جلسه بر می‌گشتند خیلی ناراحت بودند تا اینکه به من گفتند که هر وقت از دفتر نهضت آزادی تماس گرفتند، دعوتشان را قبول نکنید. شهید چمران تا قبل از انقلاب به‎خاطر مباحث مبارزاتی، گاهی با نهضت آزادی همکاری می‌کردند، اما وقتی که وارد ایران شدند صراحتا گفتند که راه من از بازرگان جداست. خاطره دیگرم از نحوه برخورد ایشان با عناصر نهضت آزادی برمی‎گردد به قصه پاوه، وقتی درگیری‌های کردستان شروع شد از دفتر مهندس بازرگان مکرر با من تماس می‌گرفتند که به دکتر چمران بگویید از پاوه برگردد. چون آن زمان می‌خواستند غائله کردستان را از طریق سیاسی و گفت‌وگو حل کنند، به همین‎خاطر هیات حسن نیت از طرف دولت موقت مامور انجام گفت‌وگو‌ها شد. یادم هست روزی که آیت‎الله طالقانی (رحمت‎الله علیه) را در بهشت‌زهرا (سلام‌الله‌علی‌ها) غسل می‌دادند، دکتر چمران خودش را با هلی‌کوپتر رساند بهشت زهرا. ایشان با‌‌ همان لباس رزم پلنگی که بر تن داشتند آمدند وارد غسالخانه شدند. مهندس بازرگان هم بود‌‌ همان جا روی تخت غسالخانه یک بحثی مهندس بازرگان با دکتر چمران کردند. مهندس بازرگان به دکتر چمران می‌گفت: این‎قدر دارم بهت می‌گم برگرد! چرا بر نمی‎گردی؟ ایشان هم به بازرگان می‌گفتند: آخه مهندس! من دارم قضیه کردستان را تمام می‌کنم، آن وقت شما می‌گویید برگرد بگذارید غائله کردستان را با روش خودمان تمام کنیم، اما بازرگان زیر بار نمی‌‎رفت و می‌گفت: شما نباید بجنگید و باید برگردید. شهید چمران معتقد بود که جواب جنگ را باید با جنگ داد.
 
 
دلیل تشکیل ستاد جنگ‌های نامنظم با چنین ساختاری نظامی چه بود؟
 
خود شهید چمران به شخص بنده گفتند: نهضت ملی را با آن سابقه، شعبان بی‎مخ و طرفدارانش، ساقط کردند و اگر کسانی‎که در دولت ملی بودند، ساختاری هرچند کوچک هم داشتند و می‌توانستند مردم را جمع کنند، دولت مصدق سقوط نمی‌‎کرد و کودتای ۲۸ مرداد رخ نمی‌‎داد. شهید چمران می‌گفت ما انقلاب کرده‌ایم، اما الان هیچ تشکیلاتی که متعلق به انقلاب باشد، وجود ندارد، بنابراین من با حضرت امام صحبت کرده‌ام و درخواست کرده‌ام و ایشان هم به من اجازه دادند که چنین ساختاری به‎ وجود بیاید. این ساختار مشابه‌‌ همان تشکیلات کمیته انقلاب اسلامی و سپاه و بسیج بود.
 
بنابراین در اولین اقدام شروع به جذب نیرو کردند و اولین داوطلب‌ها را در کاخ سعدآباد آموزش نظامی دادند. و وقتی اولین مشکلات امنیتی مانند غائله خلق عرب در خرمشهر، غائله کردستان، گنبد در ایران رخ داد، همین جوان‌های آموزش دیده توسط شهید چمران به مناطق درگیری اعزام شدند.
 
 
مدل و الگوی شهید چمران برای به‎وجود آوردن چنین ساختاری برگرفته از کجا بود؟ آیا نشأت گرفته از حضور و تجربه ایشان در لبنان بود یا برگرفته از ساختار ارتش یا سپاه و بسیج؟
 
برگرفته از هیچ جا نبود. مدل شهید چمران مدل یک سازمان چریکی بود. تمام آموزش‌هایی که ایشان تعلیم می‌داد، آموزش‌های چریکی بود یا‌‌ همان جنگ‎ نامنظم چریکی. چون در آن زمان نیروی نظامی قابل‎اعتمادی به آن صورت وجود نداشت.
 
 
این نامنظم بودن به معنی این است که از هیچ قانون و نظمی تبعیت نمی‌‎کنند؟
 
نه، بلکه باید دارای منظم‌ترین ساختار و افراد باشند، چرا که بتواند ماموریت‌های ویژه را به خوبی انجام دهند. اما از ساختار ارتش‌های کلاسیک دنیا تبعیت نمی‌‎کنند. جنگ‌های نامنظم، در واقع یک نوع جنگ منظمی است که از ساختار‌های بزرگ و منظم مانند آنچه در ارتش‌های کلاسیک دیده می‌شود، تبعیت نمی‌‎کند. جنگ‌های پارتیزانی و چریکی را تحت عنوان جنگ‌های نامنظم می‌گویند. از این نوع ساختار مواقعی استفاده می‌شود که یک ارتش بزرگ و قدرتمند در مقابل شما باشد و شما، سازماندهی درستی هم نداشته باشید در این مواقع تنها از جنگ نامنظم استفاده می‌شود. در ستاد جنگ‌های نامنظم از روز اولی که ارتش عراق وارد ایران شد، دو نماینده حضرت امام در شورای عالی دفاع از امام ماموریت گرفتند و عازم اهواز شدند.
 
 
چرا اهواز و سوسنگرد را انتخاب کردید و چرا به خرمشهر نرفتید؟
 
اهواز مرکز بود و ما تمام جبهه خوزستان را پوشش می‌دادیم به خرمشهر و آبادان هم نیرو اعزام می‌کردیم. از جبهه غرب و شرق تا جنوب اهواز، اما نیرو‌های ستاد جنگ‌های نامنظم در سوسنگرد از دیگر مناطق خوزستان بیشتر حضور داشتند و اینکه ستاد جنگ‌های نامنظم فقط در جبهه بستان - سوسنگرد حضور داشت درست نیست. اولین مقر ستاد جنگ‌های نامنظم در دانشگاه جندی‌شاپور مستقر شد، اما به‎علت کم بودن فضا از دانشگاه به استانداری اهواز انتقال داده شد. قبل از شروع جنگ عراق با ایران شهید چمران و نیرو‌هایش تحت عنوان ستاد جنگ‌های نامنظم فعالیت نمی‌‎کردند، بلکه اسم نیرو‌های ویژه نخست‎وزیری مطرح می‌شد.
 
 
این افراد چگونه انتخاب می‌شدند؟
 
بیشتر بچه‌های انقلابی و نیرو‌های مردمی بودند که جذب می‌شدند.
 
 
غیر از شهید چمران چه‎ کسانی نیرو‌ها را آموزش می‌دادند؟
 
اولین مربیان آموزش‌های نظامی نیرو‌های تحت امر شهید چمران، بچه‌های لبنان بودند که با شهید چمران به ایران آمده بودند، اما کم‎کم خود بچه‌ها و بعضا ارتشی‌ها هم آموزش می‌دادند.
 
 
ساختار ستاد جنگ‌های نا‎منظم به چه صورت بود؟
 
خدمات پرسنلی و اداری یا رکن ۱، اطلاعات یا رکن ۲، عملیات یا رکن ۳، پشتیبانی و لجستیک یا رکن ۴ که هرکدام از این‌ها زیر مجموعه مخصوص به خود را داشتند.
 
 
این ساختار که شبیه ساختار ارتش است؟
 
چون می‌خواستیم ساختار بدهیم و ارتش هم دارای چنین ساختاری بود، از همین ساختار ارتش استفاده کردیم. روابط عمومی را هم مقام معظم رهبری دستور دادند و به ساختار ستاد جنگ‌های نامنظم اضافه شد.
 
 
هزینه‌های ستاد از کجا تامین می‌شد؟
 
ما یک ریال هم از دولت نگرفتیم. هزینه‌های ستاد از کمک‌های مردمی و بازار تامین می‌شد، تنها چیزی که از دولت گرفتیم، اسلحه بود که آن را نمی‌‎شد از جای دیگری تامین کرد. یادم هست عید سال ۵۹ بود که مقام معظم رهبری مبلغ ۳ میلیون تومان که از شهید آیت‎الله صدوقی گرفته بودند، برای ستاد آوردند که ما هم از آن پول، نفری ۲ هزار و ۵۰۰ تومان به بچه‌ها عیدی دادیم که البته برخی هم قبول نکردند.
 
 
ستاد جنگ‌های نامنظم تا چه زمان در جنگ حضور داشت؟
 
بعد از شهادت شهید چمران، آذرماه سال ۶۰، قبل از عملیات طریق‌القدس، ستاد جنگ‌های نامنظم در سپاه ادغام شد و نیرو‌های تحت امر شهید مصطفی چمران، دی‎ماه سال ۱۳۶۰ از ستاد تسویه کردند.
 

هفته‌نامه پنجره

Design: Tohid Niknami www.niknami.ir