تبريز و شهداي محراب


شهداي محراب 5 نفر مي‌باشند كه عبارتند از :
2- سيد اسدالله مدني تبريزي
 3- سيد محمدعلي قاضي طباطبائي
 4- سيدعبدالحسين دستغيب
 5- محمد صدوقي
 6- عطاءالله اشرفي اصفهاني.
دوتن از نخستين شهداي محراب يعني آيات عظام سيد اسدالله مدني تبريزي و سيد محمدعلي قاضي طباطبائي از خطه تبريز بوده‌اند . مقاله حاضر به شرح مختصري از زندگي شهيد آيت الله مدنی پرداخته است .

زندگی نامه شهيد آيت الله مدنی
يكي از روزهاي سال 1292 شمسي (1323 ق) در خانه با صفاي آقا ميرعلي از سادات محترم آذر شهر - كودكي پا به عرصه زندگي گذاشت كه بعدها خدمات گرانقدري به اسلام و مسلمين كرد. عشق و ارادت پدرش به امير مؤمنان علي (ع) او را بر آن داشت تا براي فرزندش يكي از القاب آن حضرت يعني (اسدالله) را نام بگذارد.
اسدالله در چهار سالگي مادر خود را از دست داد و در كنار پدر و در دامان نامادري پرورش يافت . هر چه بود روزهاي سخت و حساس كودكيش سپري شد ، و او در جوار پدر روز به روز قد كشيد و با تربيتي اسلامي پا به دنياي نوجواني گذاشت. در آن روزها آقا ميرعلي در بازارچه بزازان (آذرشهر) مغازه كوچكي داشت كه از راه آن امرار معاش مي كرد. او هر چند گاه دست اين نوجوان را مي گرفت و در كتاب خود مي نشاند و براي او از رنج و درد روزگار گذشته حكايتها مي گفت.

اندوه پدر
هنوز شانزده بهار از عمر سيد اسدالله سپري نشده بود كه چراغ زندگي پدر نيز به خاموشي گراييد و او در ميان امواج متلاطم درياي مشكلات تنها ماند و لبخند شادي، مدتها از چهره اش رخت بربست ، سيد اسدالله در آن سنين نوجواني ناچار مسؤوليت اداره زندگي نامادري و سه كودك يتيم را به عهده گرفت او از آن پس ، بسياري از اوقات خود را در مغازه پدر سپري مي كرد و براي گذران زندگي بر تلاش شبانه روزي اش مي افزود.

 در سلك سالكان
سيد اسدالله در اوايل جواني بود كه به سلك طالبان علم و كمال راه يافت ، هر چند در زمان حيات پدر خواندن و نوشتن را در حد ابتدايي در مدرسه طالبيه تبريز فرا گرفته بود، اما مرگ پدر و گيردار مشكلات زندگي مدتها او را از اين راه باز داشت . سيد در دوراني كه ديگر سايه مهر پدر بر سر او و خانواده اش نبود، در كنار سامان بخشيدن به وضع معيشتي خانواده ، با پشتكاري وافر به تحصيل علوم مي پرداخت .

 هجرت
زماني كه سيد براي تحصيل علم تصميم به هجرت گرفت ، اسلام و روحانيت روزگار سختي را مي گذراندند، از يك سو رضاخان پهلوي در اوج قدرت و استبداد، فعاليت علماي اسلام را محدود ساخته بود و از سويي ديگر ظهور روشنفكران غربگرا و سرسپرده به فرهنگ بيگانه در ايران، عرصه تلاش براي تبليغ احكام و ارزشهاي اسلام را تنگ تر مي نمود. سيد در چنين روزگاري حجره بزازي پدر را رها كرد و در حاليكه زندگي نيز به كامش شيرين بود، دوباره با رنج و محنت غربت همنشين گرديد و هيچگاه اوضاع سخت زمان و ملامت دوستان در او اثر منفي نبخشيد. وقتي دوستانش به او مي گويند:‌اكنون وقت اين سفر نيست چرا كه رضاخان علما را نمي گذارد فعاليت و تبليغ داشته باشند،‌سيد در پاسخشان جواب مي گويد: (حداقل كه براي خودم ملا و واعظ مي شوم) و اين را بزرگ مي شمارد.

حوزه علميه قم
قلب لبريز از عشق و شعف به معارف اسلامي او را واداشت كه سالها در جوار بارگاه فاطمه معصومه(س)‌ماندگار شود و از محضر بزرگان دانش فقه،‌اصول و فلسفه بهره مند گردد. سيد مدني در مدتي كه در اين شهر بود در پاي درس آيت الله حجت كوه كمري و آيت الله سيد محمدتقي خوانساري حاضر مي شد و روز به روز به اندوخته هاي علمي خود مي افزود و با شرايط سخت اقتصادي و فقر مالي آن عصر حوزه علميه قم ،‌در دروس خود پيشرفت قابل توجهي مي نمود.

در محضر امام
امام خميني كه از شاگردان برجسته آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حايري به شمار مي رفت . و ساليان دراز در مكتب درسي و اخلاقي ايشان و اساتيد ديگر تلمذ كرده بود در آن زمان خود، از استادان پرآوازه حوزه در فقه و اصول و فلسفه محسوب مي شد. سيد اسدالله مدني چهار سال در محضر امام خميني حضور يافت و از دروس فلسفه، عرفان و اخلاق ايشان بهره فراوان برد و همين درس نيز موجب گشت امام را در مقام عمل بالاتر و برتر از مرز علم بيايد و عشقش نسبت به ايشان فزون يابد.

 به سوي نجف ، شهر بلند آواز
نجف اشرف از شهرهايي است كه پس از اسلام احداث گرديد . در سال چهلم هجري وقتي پيكر پاك امام علي (ع) در اين سرزمين به آغوش خاك سپرده شد، ديار نجف به ديار افلاكيان پيوست و كعبه آمال شيفتگان آن حضرت گرديد. و رفته رفته به صورت شهر بزرگي درآمد و ديار هجرت علما و ابرار شد.در سال 448 (ه.ق) شيخ طوسي به اين شهر هجرت كرد و در آن به تدريس علوم اسلامي مشغول گرديد . و كم كم ديگر دانشمندان اسلامي و شيعيان نيز روي بدان سو نهادند و بدين سان به همت شيخ بزرگ طوسي حوزه علميه نجف اشرف بنيانگذاري شد. از آن پس حوزه نجف از آثار و بركات فراواني برخوردار گرديد . هرچند در طول سالها، ‌حوادت تلخي را از سر گذراند. اما همواره به عنوان پايگاه بزرگ اسلام مطرح بود . اوايل قرن سيزدهم هجري بود كه حضور دانشمنداني چون آيت الله شيخ محمد حسين كاشف الغطا و آيت الله شيخ محمد حسين نجفي (صاحب جواهر) و شيخ انصاري در آن ، بر شكوه اين شهر افزود و از آن پس ،‌نام پرآوازه نجف در هر شهر و ديار اسلامي طنين افكن بود . سيد اسدالله مدني كه جواني طالب كمال بود اين آوازه را سالها پيش ، از دور شنيده بود. او در سال 1363 (چهل سالگي) ‌به زيارت خانه خدا رفت و پس از اتمام مراسم حج ، بي درنگ به سوي نجف اشرف روانه گشت و از همان اوان ورودش به حوزه علميه ، ‌بساط درس و بحث علمي را پهن كرد و در اندك زماني رشد نمود آيت الله مدني به جهت خلاقيت و در عين حال متانت خويش هميشه مورد توجه اساتيد حوزه علميه نجف بود و به دستور آيت الله سيد محسن حكيم در دروس مختلف تدريس مي كرد . او هنوز چند سالي از حضورش در نجف اشرف نگذشته بود كه از اساتيد بزرگ در حوزه علميه نجف بشمار رفت.

اجتهاد و تدريس
اجتهاد در ابواب مختلف فقهي و علوم عقلي كه آرزوي هر طالب علم و كوشا در مسير تحصيل است و سالها حتي در ايام كهولت سن به دنبال آن مي گردد،‌چيزي بود كه آيت الله مدني در دوران جواني بدان رسيده بود، تا جايي كه آيت الله حجت در همان زمان، مقام علمي او را اينگونه توصيف مي كند . (ايشان در منقولا (فقه) و در معقول (علوم اصول و فلسفه)‌مجتهدند..)در حوزه علميه نجف نيز اساتيد و علما از او به عنوان مجتهد داراي دقت نظر و سرعت انتقال مفاهيم علمي ، ياد مي كردند. آيت الله مدني همان گونه كه در مقابل بارگاه قدسي امام علي(ع) زانوي ادب بر زمين مي نهاد و روز و شب به پالايش روح و شكستن (بت نفس) همت مي گماشت، ‌در فضاي آكنده از معنويت حوزه علميه نيز تلاشگري خستگي ناپذير به شمار مي رفت . او كه از دانش و معارف بزرگاني چون آيت الله حكيم و آيت الله سيد الوالحسن اصفهاني و سيد عبدالهادي شيرازي بهره مي برد و مدارج علمي را به سرعت پشت سر مي نهاد،‌روز به روز بر درخشش شخصيت علمي و معنويش نيز افزوده مي شد تا جايي كه به اندك زماني توجه اساتيد بزرگ را به خود معطوف داشته بود آقاي راستي كاشاني كه در آن زمان از دوستان نزديك ايشان به شمار مي رفت در توصيف مقام علمي ايشان چنين مي گويد:‌.. در آن ايام كه ما در خدمتشان بوديم مراحل اجتهاد را طي كرده و مشغول تدريس دروس مختلف بودند و از درس ايشان محصلين زيادي استفاده مي نمودند، به گونه اي كه در نجف از همه درسها، ‌درس ايشان پرجمعيت تر بود، ‌و شاگردانشان با يك عشق و علاقه خاصي در درس ايشان شركت مي جستند. البته عظمت مقام علمي ايشان بر كسي پوشيده نبود اما تقوا و روح پيراسته او هرگز اين اجازه را به وي نمي داد كه او را (آيت الله) خطاب كنند و به اطرافيانش مي گفت: ‌شما چه حجتي داريد كه به من آيت الله مي گوييد ؟!
او خود مي گويد: وقتي در نجف بودم عده اي از من خواستند رساله بنويسم كه مخالفت كردم ، ‌براي اين كه مرجعي چون حضرت آيت الله خميني وجود داشت كه بايد همه از ايشان تقليد مي كرديم)
منبع : سايت جامع فرهنگي مذهبي شهيد آويني

زندگي‌نامه شهيد آيت الله قاضي طباطبايي
آيت‌الله سيد محمد علي قاضي، فرزند حاج ميرزا باقر، در 1293 ش در تبريز متولد شد. تحصيلات مقدماتي علوم ديني را از مادر و عموي خود ـ ميرزااسدالله ـ در مدرسة طالبيه تبريز فرا گرفت. در 1316 ش. هنگام قيام مردم تبريز، به اتفاق پدرش و به دليل مبارزه، به تهران تبعيد شد و پس از چند ماه توقف اجباري در تهران و ري، به تبريز بازگشت. در 1318 ش. براي ادامة تحصيل به حوزة علمية قم رفت و از آيات عظام، گلپايگاني، حجت، صدر، بروجردي و امام خميني درس آموخت. در 1328 ش. راهي حوزه علميه نجف اشرف شد و در درس آيات عظام، حكيم، عبدالحسين رشتي، ميرزا باقر زنجاني، بجنوردي و علامه محمد حسين كاشف‌الغطاء شركت كرد و در 1331 ش. مجدداً به تبريز مراجعت نمود. آيت‌الله قاضي در دوران مرجعيت و زعامت امام خميني نمايندة تام‌ الاختيار ايشان بود. با شروع نهضت اسلامي در 1341 ش.مبارزات او عليه رژيم پهلوي اوج گرفت. ابتدا در زندان قزل قلعه زنداني شد و سپس به شهرهاي بافت، كرمان و زنجان تبعيد گرديد. همچنين مدت سه ماه به سبب فشارها و ضربات روحي و جسمي، در يكي از بيمارستانهاي تهران بستري شد. بعد از خارج شدن از بيمارستان به عراق تبعيد شد و يك سال در آنجا ماند. پس از يك سال به ايران بازگشت و به هدايت مردم و تبليغ اسلام پرداخت.
آيت‌الله قاضي طباطبايي به زبان عربي تسلط داشت و آثاري به زبان عربي به چاپ رسانده است:1
1. الاجتهاد و التقليد (عربي، خطي)
2. الفوائد (فقهي، تاريخي)
3. خاندان عبدالوهاب (فارسي، خطي)
4. كتاب في علم الكلام (عربي، خطي)
5. فصل‌الخطاب في تحقيق اهل الكتاب (عربي، خطي)
6. السعاده في الاهتمام علي الزياره (عربي، خطي)
7. اجوبه الشبهات الواهيه (فارسي، خطي)
8. رساله في اثبات وجود الامام «ع» في كل زمان (عربي، خطي)
9. سفرنامه بافت (فارسي، خطي)
10. المباحث الاصوليه (عربي، خطي)
11. حاشيه بر كتاب رسائل شيخ انصاري «ره»
12. حاشيه بر كتاب مكاسب شيخ انصاري «ره»
13. حاشيه بر كتاب كفايه‌الاصول آخوند خراساني
14. تقريرات اصول آيت‌الله حجت كوه‌كمري
15. تاريخ قضا در اسلام
16. صدقات اميرالمؤمنين و صديقه طاهره «عليهماالسلام»
17. حديقه الصالحين
18. رساله در دلالت آيه‌ تطهير بر اهل بيت «عليهم‌‌السلام»
19. رساله در اوقات نماز
20. رساله در مباهله
21. رساله في مساله الترتب
22. رساله در نماز جمعه
23. تعليقات بر كتاب الفردوس الاعلي تأليف علامه شيخ محمد حسين كاشف‌الغطاء (عربي، مطبوع)
24. تحقيق درباره اربعين حضرت سيد‌الشهداء (ع) (فارسي، مطبوعات)
25. تعليقات بر كتاب انوار نعمانيه تأليف سيد نعمت‌‌الله جزايري (عربي، مطبوع)
26. مقدمه و تعليق بر تفسير جوامع الجامع طبرسي (عربي، مطبوع)
27. تعليقات بر كتاب اسلام صراط مستقيم (فارسي، مطبوع)
28. تعليقات بر كتاب كنزالعرفان (عربي، خطي)
29. مقدمه بر كتاب صحائف‌الابرار كاشف الغطاء (عربي، مطبوع)
30. آثار تاريخي آيت‌الله العظمي حكيم (فارسي، مطبوع)
31. مقدمه بر تنقيح الاصول مرحوم حاج ميرزاآقا، متوفي در شهريور
32. مقدمه بر كتاب مرآت الصلوه
33. پيشگفتار بر علم امام علامه طباطبايي
34. مقدمه بر كتاب معجزه و شرائط آن
35. مقدمه بر كتاب جنه‌‌المأوي اثر كاشف الغطاء (عربي، مطبوع)
36. پاورقي بر تعليقات كتاب اللوامع الالهيه في المباحث الكلاميه اثر جما‌ل‌الدين مقداد بن عبدالله الاسدي السيوري الحلي (عربي، مطبوع)
37. مقدمه بر انيس الموحدين نراقي (فارسي، مطبوع)
38. تحقق در ارث زن از دارائي شوهر (فارسي، مطبوع)
39. علم امام عليه‌‌السلام (فارسي، مطبوع)
40. مقدمه بر العقائد الوثنيه في‌الديانه النصرانيه (عربي، مطبوع)
41. ترجمه مسائل قندهاريه از فارسي به عربي اثر كاشف‌الغطاء
42. مقدمه بر تاريخ ابن ابي الثلج بلخي (عربي، خطي)
43. مقالات متعدد چاپ شده در مجلات عربي

شهادت
آيت‌الله قاضي طباطبايي در دهم آبان 1358 مصادف با عيد سعيد قربان، نماز عيد را اقامه كرد. وي در خطبة نماز گفت «مرا تهديد به قتل مي‌كنند، من از شهادت نمي‌ترسم و آماده‌ام. از خدا مي‌خواهم.»2
در همان روز، بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء در راه مراجعت به منزل توسط يكي از اعضاء گروهك فرقان در خيابان مورد حمله قرار گرفت و به شهادت رسيد و نامش به عنوان اولين شهيد محراب در كنار نام شهداي انقلاب اسلامي به ثبت رسيد و گروهك فرقان مسئوليت اين ترور را بر عهده گرفت. 3

پيام امام خميني
پس از شهادت آيت‌الله قاضي طباطبايي امام خميني پيامي صادر كردند: با كمال تأسف ضايعة ناگوار شهادت عالم مجاهد، حجت‌الاسلام و المسلمين آقاي حاج سيد محمد علي قاضي طباطبايي ـ رحمت‌الله عليه ـ را به عموم مسلمانان متعهد و علماي اعلام مجاهد و مردم غيور و مجاهد آذربايجان و خصوص بازماندگان اين شهيد سعيد تسليت عرض و از خداوند متعال صبر انقلابي براي مجاهدين راه حق و اسلام خواستارم.
ملت عزيز برومند ايران و آذربايجان غيرتمند عزيز بايد در اين مصيبتهاي بزرگ كه نشانة شكست حتمي دشمنان اسلام و كشور و عجز و ناتواني و خودباختگي آنان است، هر چه بيشتر مصمم و در راه هدف اعلاي اسلام و قرآن مجيد بر مجاهدت خود افزوده و از پاي ننشينند تا احقاق حق مستضعفين از جباران زمان بنمايند.
عزيزان من! در انقلابي كه ابرقدرتها را به عقب رانده و راه چپاولگري آنان را از كشور بزرگ بسته است اين ضايعات و ضايعات بالاتر اجتناب ناپذير است. ما بايد از كنار اين وقايع با تصميم و عزم و خونسردي بگذريم و به راه خود كه راه جهاد في‌سبيل‌الله است، ادامه دهيم. شهادت در راه خداوند زندگي افتخار آميز ابدي و چراغ هدايت براي ملتهاست...4

پي‌نوشت‌ها:
1ـ جلوه محراب، ياران امام به روايت اسناد ساواك، شهيد آيت‌الله سيد محمد علي قاضي طباطبايي، مركز بررسي اسناد تاريخي، صص 7 و 8.
2ـ روزها و رويدادها، مركز فرهنگي تربيتي نور ولايت، انتشارات پيام مهدي، 1379، ص 388.
3ـ غائله چهاردهم اسفند، ظهور و سقوط ضد انقلاب، انتشارات نجات، 1364، ص 99.
4ـ صحيفه‌نور، ج 10، چاپ اول، ص 110.

آرشيو مقالات سايت موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي

Design: Tohid Niknami www.niknami.ir