ریشه یابی نام تبریز

زمان پیدایش و موقعیت اولیه‎ی تبریز تاکنون مشخص نشده است. در منابع علمی و تاریخی به نظرات متفاوتی پیرامون این مسئله برخورد می‎کنیم. صرف نظر از این که بسیاری از منابع سده‎های میانه، بنای تبریز را مربوط به زبیده خاتون همسر هارون الرشید دانسته‎اند، مسئله‎ی پیدایش آن همواره محل بحث بوده است.
تاورنیه و شاردن اکباتان قدیم ماد را و سبئوس مورّخ ارمنی سده‎ی میانی، شهر کازا را به عنوان تبریز حساب کرده‎اند. گیز سفیر انگلیس که در 1801 همراه سرجان ملکم به ایران آمده بود، نوشته است که تبریز همان شهر قدیمی کازا است. تقریباً چهل سال بعد از گیز، فلاندن که از طرف دولت فرانسه به ایران آمده بود، ضمن بحث از تاریخ باستان این گونه بیان کرده که کسانی نام قدیم تبریز را به صورت کابریک، اکباتان و کازا ذکر نموده‎اند.
نویسندگانی که نامشان در بالا آمده، موقعیت تبریز را به درستی مشخص نمی‎کنند. در واقع تبریز در دامنه‎ی کوه سرخاب جای می‎گیرد. کوه سرخاب با بلندی 400- 500 به رنگ قرمز از طرف شمال و شمال شرق تبریز را احاطه کرده است. شهر با آب رودهای آجی چای و مهران چای آبیاری می‎شد. مهران چایی از وسط شهر جاری بود. در کتیبه‎ی سارگن دوم آمده است که شهر با کانال‎هایی پر از آب احاطه شده است. احتمالاً این کانال‎ها از آب مهران چای و آجی چای پر می‎شدند.
درباره‎ی زمان بنای تبریز نظرات مختلفی ارائه شده است. نادرمیرزا با انتساب بنای تبریز به دوره‎ی ساسانیان می‎نویسد: «شدنی است که اساس تبریز را خسرو نهاده، بعدها به ویرانی گراییده و به روستایی بدل شده است.» محمد حسن خان صنیع الدوله و ولادیمیر مینورسکی با نظر نادرمیرزا موافق هستند.
فاوستوس مورخ ارمنی که حوادث سده‎ی چهارم را تا 387 م. در اثر خود آورده، جنگ شاهپور دوم ساسانی (379-309) را با واساگ سردار ارمنی در سال‎های 6-375 در تبریز به تصویر کشیده است: «... پادشاه ایران با سپاهیان خود به ارمنستان و سپس آترو پاتنه هجومی ترتیب داد. ارتش ایران در تاورژ اردو زد. واساگ با سپاه 200 هزار نفری خود، قرارگاه پادشاه ایران را در آنجا آتش زد. در آنجا تصویر پادشاه را یافته و با پیکان آن را درید.»
سطرهایی که به نقل از فاوستوس بوزاندی آورده شد، وجود تبریز را به عنوان شهری بزرگ در سده‎ی چهارم ثابت می‎کند. سپاهیان ایران و ارمنستان در اینجا جنگیدند. به دلیل اهمیت نظامی تبریز، قرارگاه شاهی و قسمت اصلی ارتش ایران در آنجا مستقر بود. بی‎تردید شهری که در سده‎ی چهارم بزرگ بوده، می‎باید خیلی پیشتر بنا شده باشد.
جکسون استاد آداب، رسوم، دین و ادبیات ایران در دانشگاه کلمبیا که در 1903 به تبریز آمده، می‎نویسد:
«تبریز چنان شهری است که تاریخ بنای آن دانسته نیست. ولی رقم هزار سال را می‎توان برای سن آن جزئی شمرد. ایرانیان ادعا می‎کنند که زبیده خاتون همسر هارون الرشید بنای شهر را نهاده است. بدین ترتیب آنان قدمت آن را نادیده می‎گیرند. درست است که چشمه‎ای به نام زبیده در تبریز وجود دارد. با اینحال این شهر در دوره‎ی ساسانیان یعنی 400 سال قبل از زبیده موجود بوده است.» جکسون کمی بعد می‎نویسد: «در تبریز از زیر زمین سکه‎هایی بیرون می‎آید. من یک مهر و چند سکه مربوط به دوره‎ی ساسانی و پارفیا را دیدم. این مهر را قطعاً می‎توان به دوره‎ی هخامنشیان مربوط دانست... مهر به شکل تخم مرغ بود. اندازه‎ی آن 25 میلی متر بود. در این مهر سنگ سرخ یاقوتی بود که بر آن تصویر شاه یا جنگاوری حک شده بود. او با خنجری دو تیغه‎ای در حال کشتن حیوان وحشی عجیب الخلقه‎ای بود. این تصویر به تصاویر روی سنگ‎ها تخت جمشید شبیه است.» جکسون ادامه می‎دهد: «ظریف کاری روی این مهر ثابت می‎کند که این مهر بعدها بر اساس تصاویر دیگر ساخته نشده است. هیچ دلیلی برای جعلی بودن آن وجود ندارد.»
جکسون نشان می‎دهد که پژوهشگرانی همچون ویلیام هیزوارد دانشمند آمریکایی انتساب این مهر به هخامنشیان را تصدیق می‎کنند. بدین ترتیب انتساب این سکه‎ها به ساسانیان و پارفیا و مهر به هخامنشیان، این امکان را فراهم می‎آورد که احتمال دهیم، تبریز در سده‎های هفتم تا چهارم پیش از میلاد موجود بوده است.
برخی نظرات درباره‎ی قدمت شهر تبریز ابراز شده است. نادرمیرزا می‎نویسد که تبریز بیش از سده‎ی هشتم جایی آباد بوده و حصاری داشته است. مینورسکی با اساس قرار دادن واژه‎ی «داورژ» این شهر را به دوره‎ی پارفیا و حتی پیش از ساسانیان منسوب می‎داند. احمد کسروی تبریز را در فهرست قدیمی‎ترین شهرها آورده است. جمال الدین فقیه دانشمند ایرانی معاصر اشاره می‎کند که تبریز حتی می‎تواند از قدیمی‎ترین و نامدارترین شهرهای مادها به شمار آید.
نظر دانشمندانی که نامشان در بالا آمد، به استثنای جکسون بی اساس بوده و مبتنی بر مدرک و دلیلی نیست. آنچنان که معلوم است هیچ شهری به یکباره پدید نمی‎آید. شرایط اقتصادی و اجتماعی معینی برای پیدایش آن لازم نیست. شهرها با پیدایش طبقات و دولت به وجود می‎آیند. از سوی دیگر از قدیم شهرها در جاهایی مساعد برای دفاع در برابر دشمن ساخته شدند. فردریک انگلس می‎نویسد: «شهر جایی است که حصارهای سنگی، کنگره‎ها، خانه‎های آجری یا سنگی طایفه یا اتحادی از طایفه‎ها را در بر می‎گیرد. این ترقی بسیار بزرگ هنر ساختمان را می‎رساند. ولی هم زمان علامتی از افزایش خواسته‎های دفاعی و خطر است. ثروت به سرعت افزایش می‎یافت ولی مانند ثروت شخص‎های دیگر...»
سخنان انگلس می‎تواند به تبریز نیز مربوط باشد. در سده‎ی هشتم قبل از میلاد، قلعه‎ای با دو لایه استحکامی وجود داشته استاطراف قلعه را خندق‎هایی پر از آب احاطه می‎کرد. دیوارهای دفاعی از قدیم یک علامت تمایز شهر از روستا بوده است. شهرهای قدیم همراه با داشتن نقش (اقرار)، نقش تجارت و هنری نیز دارا بوده‎اند. همچنان که در کتیبه‎ی سارگن دوم دیده می‎شود، در آنجا (تبریز) انبار غله، گله‎ی اسب و ارزاق مختلف وجود داشت. مساحت شهر آنقدر بزرگ شده بود که اهالی اطراف آن نیز به همراه حمله‎ی سارگن در آنجا گرد آمده بودند. تمامی این دلایل ثابت می‎کند که تبریز در سده‎ی هشتم پیش از میلاد شهری بزرگ بوده است. گفتنی است که در دوره‎ی مورد بحث، تبریز شهری در قلمرو دولت ماننا بود. به طور کلی تشکیل شهرها در آذربایجان به اواسط هزاره‎ی دوم پیش از میلاد باز می‎گردد. از کتیبه‎ی سارگن دوم مشخص می‎شود که شهرهایی همچون ایزیرتو، اوشکایا (اسکوی کنونی)، آنیاشتانیا، اولخو و... در اراضی ماننا موجود بوده است.
شهر تارویی- تارماکیس (تبریز) در حوزه‎ی آجی چای، جنوب کوه سرخاب، شمال سهند و شرق دریاچه‎ی ارومیه به میدان جنگ تبدیل شده بود. پیش از شرح کتیبه‎ی سارگن دوم، موقعیت جغرافیایی تبریز را در این دوره به صورت مختصر مرور می‎کنیم. به هنگام تشکیل دولت ماننا سه نیم ناحیه در حوزه‎ی دریاچه‎ی اورمیه موجود بود. یکی از آنها «قیلزان» در سواحل غرب دریاچه بود. دومی ناحیه‎ی جنوب دریاچه با مرکزیت زاموا بود. همین ناحیه اساس حیات اقتصادی ماننا را در خود داشت. سومین ناحیه در شرق دریاچه‎ی اورمیه قرار داشت. کوه سهند این ناحیه را به دو قسمت تقسیم می‎کرد. جنوب سهند «اویشدیش» (تقریباً غرب مراغه) در قلمرو ماننا بود. قسمتی که شامل تبریز کنونی بود یعنی منطقه‎ی آجی چای، به صورت مستقل محل زندگی طایفه‎ی دامی بود. این قسمت به نسبت دو ناحیه‎ی دیگر از نظر اقتصادی بسیار پیشرفت کرده بود. در اینجا باغداری و صیفی کاری به صورت گسترده وجود داشت.در آن اراضی که دولت اورارتو اشغال کرده بود، کانال‎ها کشیده شدند. آشوریان مانع این کار بودند. در سده‎ی هشتم پیش از میلاد، دولت ماننا تابع اورارتو و آشور نبوده و خود به صورت مستقل عمل می‎کرد.در دوره‎ی حاکمیت ایرانزو، شهر ایزیرتو یا ایزیرتا به عنوان پایتخت ماننا از نظر اقتصادی و نظامی مرکزیت داشت. ولی کشمکش‎های داخلی پس از مرگ ایرانزو به سستی و ضعف آن انجامید. سارگن دوم با استفاده از فرصت به ماننا لشکر کشید. در کتیبه‎ای که نبردهای سارگن دوم را به زبان آشوری در سال 714 پیش از میلاد به تصویر کشیده، نام 21 شهر آمده است. سارگن دوم در هفتمین سال پادشاهی‎اش (سال 717 پ. م) به قلمرو ماننا داخل می‎شود. او پس از تصرف اوشکایا به قلعه‎ی استحکام یافته‎ی تارویی- تارماکیس می‎رسد. این قلعه که در منطقه‎ی باری قرار داشت، بسیار استوار بود. از کتیبه‎ی سارگن پیداست که دالی‎ها در شهر می‎زیستند. سارگن دوم به اوشکایا در مرز اورارتو می‎رسد. او پس از تصرف اوشکایا و آنیاشتانیا، قلعه‎های تارویی-تارماکیس را در محل تبریز کنونی یا کمی آن طرفتر اشغال می‎کند. سارگن در کتیبه چنین می‎گوید: «دیوارهای دژ تارماکیس دو لایه بود. در اینجا خندقی به اندازه‎ی فرات است و اطراف را جنگل‎هایی پر پشت احاطه کرده‎اند. بناهای زیبایی در شهر وجود دارند.»
شهر در این کتیبه تارویی- تارماکیس نامیده شده و همچنین از اولخو نیز نام برده است.  در این کتیبه به هنگام بحث از بناهای شهر بیان شده است که در این بناها درختان سدر برای ساخت ستون مورد استفاده قرار گرفته‎اند. در اینجا سدهای محکمی وجود دارد. تمامی ارزاق و دواب مورد نیاز سپاه در اینجا نگهداری می‎شد. اسب‎های مورد نیاز سپاه نیز در اینجا پرورش می‎یافتند. ساکنان نواحی اطراف از ترس در اینجا گرد آمده بودند.
«هنگامی که من به شهر تارماکیس یورش بردم اهالی آنجا را ترک گفته و به صحراها گریختند. این سرزمین را به چنگ آوردم. در جاهایی مسکونی که به وضع جنگی استحکام یافته بودند نبرد کردم. دیوارهای همان دژها را تا به پی ویران کرده با خاک یکسان نمودم. خانه‎های داخل دژ را آتش زدم. آذوقه‎ی فراوان ساکنان آنجا را در آتش سوزاندم. انبارها انباشته از جو را گشوده و آذوقه‎ی سپاهیان بی شمارم را تأمین نمودم. 30 روستای اطراف دژ را سوزاندم. دود بر آسمان برخاست.»
از نوشته‎ی موجود در کتیبه معلوم می‎شود که اهالی تارماکیس در برابر هجوم سپاهیان سارگن دوم ایستادگی جانانه‎ای کرده‎اند. از سوی دیگر گرد آمدن اهالی اطراف در اینجا، وجود انبارهای آذوقه و نیروهای سواره ثابت می‎کند که تارماکیس در سال 714 پ. م شهری بزرگ بوده است. علاوه بر این تارماکیس به دلیل دارا بودن دژها و دیوارهای بزرگ و جای گیری در شمال کوه سهند، اهمیت نظامی فراوانی داشته است. خود دژ با آب محاصره شده و با خندق‎هایی عمیق احاطه شده بود. ملیکیشویلی تارویی- تارماکیس را شهری استحکام یافته می‎نامد. اقرار علیف نیز به درستی تارویی- تارماکیس را تاوریز (تبریز) نامیده است.
در کتیبه از زیبایی بناهای موجود در تارماکیس بحث می‎شود. این نیز پیشرفت معماری آن دوره را نشان می‎دهد. اهالی تارماکیس عبارت از جنگجویان داوطلب بودند. آنان کشت و زرع داشته‎اند. زمین‎های رعیت داخل در زمین‎های اربابی بود. کانال‎های موجود در اینجا تنها برای زمین‎های دولتی به کار نمی‎رفت. صاحبان مزارع خصوصی حتی از کانال‎های اربابی استفاده می‎کردند. بیشتر اسیرانی که از تارماکیس گرفته شده، کارگران باغ‎ها و کارگاه‎های صنعتی شاهی بوده‎اند. چرا که در مراکز انضباطی اورارتو کارگاه‎های صنعتی شاهی بزرگی وجود داشتند.
آنچنان که پیداست شهرها هیچ کدام به یکباره پدید نمی‎آیند. طبق نوشته‎ی کتیبه، از آنجا که تبریز در سده‎ی هشتم پ.م موجود بوده احتمال دارد که این شهر در اواخر هزاره‎ی دوم پ.م شکل یافته باشد. بدین ترتیب با این محاسبه، تبریز به عنوان یک شهر با تاریخی 3 هزار ساله است. در 1960 باستان شناسان انگلیسی در قره تپه (یانیق تپه) در 30 کیلومتری جنوب غرب، خانه‎هایی با دیواره‎های گلی و آجر نپخته مربوط به 2100-1900 پ.م یافتند. در اینجا کارگاه و انبار آذوقه نیز موجود است. این دلایل نشان می‎دهد که اهالی تبریز و اطراف آن از بسیار قدیم به صنعت اشتغال داشتند. بدین ترتیب همچنان که تبریز در سده‎ی هشتم پ.م شهری آباد بوده، در نتیجه‎ی هجوم سارگن دوم تماماً ویران شده، سپس بازسازی شده و در سده‎ی چهارم و سوم به شهری بزرگ تبدیل شده است. جالب است که تقریباً از همان دوره یعنی سده‎های سوم و چهارم پ.م تا اوایل سده‎ی هفتم به نام تبریز در منابع برخورد نمی‎شود. تنها در دوره‎ی هجوم عرب‎ها به آذربایجان، نام تبریز به میان می‎آید. در نیمه‎ی نخست سده‎ی نهم تبریز دژی شده و در اواسط همان سده گسترش یافته و مستحکم شده است. وجناء بن رواد در آنجا دربار و استحکامات دفاعی بر پا کرده بود. احتمالاً تبریز چندین بار در معرض زلزله یا هجوم دشمنان ویران و به قصبه‎ای تبدیل شده و سپس دوباره از نو مرکز تجارت و صنعت شده است.
ریشه‎ی واژه‎ی «تبریز» تاکنون مشخص نشده است. سید احمد کسروی که دیر زمانی پیرامون نام روستاها و شهرهای آذربایجان پژوهش کرده، اعتراف می‎کند که درباره‎ی منشأ واژه‎ی تبریز به نتیجه‎ای نرسیده است. «من پس از جستجویی دور و دراز، معنای واژه‎ی تبریز را متوجه نشدم. از آن رو جستجو را ادامه ندادم.» به نظر کسروی تمامی نوشته‎های موجود در کتاب‎ها یا مسائل مشهور در افواه پیرامون معنای تبریز، از دایره‎ی علم و منطق خارج است. در نهایت این پژوهشگر بی‎نتیجه بودن جستجویش را اذعان می‎کند.
اصطلاح «تبریز» از سده‎ی 17 تاکنون توجه نه تنها دانشمندان شرق بلکه دقت دانشمندان اروپایی را برانگیخته است. شاردن در این باره می‎نویسد: «من چنان شهری نمی‎شناسم که نام آن به اندازه‎ی تبریز موجب مباحثه شود.» فلاندن سفیر دولت فرانسه که در سال 1841 به ایران آمده در عرض 16 روزی که در تبریز اقامت داشت به مسئله‎ی نام تبریز در کنار مسائل دیگر توجه کرد. نادر میرزا می‎نویسد که بر ما معلوم نیست نام تبریز از کدام زبان است. در این باره نمی‎توانم سخنی بگویم.
بدین ترتیب برخی پژوهشگران در زمینه‎ی منشأ زبانی تبریز و معنای آن، با دشواری مواجه شده‎اند. همراه با این، کسانی نیز کوشیده‎اند تا این نام جغرافی را از نظر معنا توضیح دهند. کسانی بر این عقیده‎اند که نام تبریز از زبان فارسی و از دو جزء تب  ریز تشکیل یافته است. اینان به این روایت استفاده می‎کنند که گویا زبیده همسر هارون الرشید به تب دچار شده در اینجا بهبود یافته، در اینجا شهری ساخته و نام «تبریز» بر آن نهاده است.
به نظر برخی پژوهشگران این نظریه نخستین بار توسط حمدالله مستوفی در نزهة القلوب مطرح شده است. خاقانی شروانی شاعر آذربایجانی سده‎ی 12 باطل بودن این نظریه را بیان کرده ولی برخی دانشمندان سده‎های میانی به نظریه‎ی قزوینی استناد کرده‎اند. این در حالی است که نویسنده‎ی کتاب «عجایب الدنیا» در اوایل سده‎ی 13 یعنی خیلی پیشتر از قزوینی نظریه‎ی بنای تبریز توسط زبیده را مطرح کرده است.
با مرور منابع عربی سده‎های میانی آشکار می‎شد که زبیده خاتون در آذربایجان نبوده است. از سوی دیگر حمدالله قزوینی ادعا می‎کند که زبیده خاتون در سال 175 هـ (2-791) بنای تبریز را نهاده است. حال آنکه یاقوت حموی ذکر می‎کند که در سال 25 هجری (6-645) در دوره‎ی خلافت عثمان، عبدالله بن شبیل الاحمصی به مغان، تبریز و تیلسان (منطقه‎ی تالش) حمله کرده و غنیمت گرفته است.الیعقوبی نویسنده‎ی سده‎ی نهم در بحث از حوادث سال 141 هـ (9-758) می‎نویسد: «ابوجعفر، یزیدبن اسید السلمی را به ارمنستان، یزید بن حاتم المهلبی را برای آذربایجان والی تعیین کرد. یمانیان را به آذربایجان کوچانید. در بین کوچندگان رواد بن المثنی الازدی نیز بود. رواد از تبریز تا بذ حاکم شد.» از اینجا روشن می‎شود که نام تبریز در سال 25 آمده و نظریه‎ی بنای تبریز در سال 175 توسط زبیده خاتون تماماً اشتباه است. به نظر الیعقوبی نام شهر نه تَبریز بلکه تِبریز است.
کسانی نیز با ارائه‎ی معنی «نورفشان» برای تبریز، تاریخ بنای شهر را بیشتر به عقب برده و به آتش پرستی ارتباط می‎دهند. محمد حسین خلف تبریزی برهان (سده‎ی 17) بنای تبریز را با آتشکده‎ها مربوط دانسته و عنوان کرده که تبریز در گذشته «آذربادگان» (یعنی نگهبان آتش) نامیده می‎شد. شاردن هنگامی که در تبریزبوده، به استناد گفته‎ی میرزا طاهر خزانه‎دار اداره‎ی مالیه‎ی تبریز، معنی این نام را به صورت تاب (نور) + ریز (فشان) (نور فشان) توضیح داده است. سعید نفیسی با ذکر این نکته که شکل نخستین تبریز به صورت تاب و یا تف بوده، اشاره کرده است که این نام با فوران‎های آتشفشانی سهند ارتباط داشته است. برخی منابع ارمنی تبریز را به صورت تاورز و یا تاورژ به معنای محل انتقام ذکر کرده‎اند. آنگونه که مشخص است فاوستوس نوزاندی این نام‎ها را در ارتباط با حوادث اواخر سده‎ی چهارم یعنی زمان زندگی خود ذکر کرده است.
برخی نیز نام تبریز را به معنای «جنبیدن» و «شهر ناراحت» ذکر کرده‎اند. نخستین بار دانشمند روسی مشهور ای. برزین این نظریه را مطرح کرد. او با تعبیراتی چون «شهری که در آن تب می‎ریزد» و یا «نور فشان» موافق نبوده و می‎نویسد که این نام را بهتر می‎بود که در معنای «شهری که ناراحتی می‎آفریند» درست بدانیم. این احتمال از نظر وقوع چندین زلزله در شهر می‎تواند درست باشد. این درست است که زلزله‎های پیاپی شهر را لرزانده‎اند ولی نسبت دادن این نام به زلزله‎ها پایه‎ی علمی ندارد. م. محمدوف از ریشه‎ی ترکی این نام سخن می‎گوید. حال آنکه فعلاً بر جهان علم مشخص نیست که اقوام ترک زبان در جایی که «تاوری»، «تارماکیس» و «تاورژ» نام داشته، سکونت گزیده‎اند.
تارویی- تارماکیس شکل اولیه‎ی نام تبریز است. همچنان که در بالا گفته شد نختسین بار سارگن دوم در کتیبه‎ای که به زبان آشوری و در شرح نبردش با اورارتو در سال 714 پ.م نوشته، در این باره‎ بحث نموده است. دانشمند معروف شوروی ای. دیاکونف و ا. علیف در آثار پژوهشی خود درباره‎ی مادها، پیرامون تبریز نیز اطلاعاتی داده‎اند.
تارویی- تارماکیس یا همان تبریزی که در کتیبه‎ی سارگن از آن نام برده شده، در محل کنونی و یا کمی آن طرف‎تر قرار داشت. بدین ترتیب «تبریز» کنونی نخستین بار به شکل «تارویی- تارماکیس» آمده و بعدها در منابع عربی به صورت «تَبریز» و «تِبریز» و در منابع پارسی «تَبریز»، در منابع پیش از میلاد به گونه‎ی «تاورژ»، «داورژ» و در لهجه‎ی محل آذربایجان به شکل «تربیز» قید شده است.
درباره‎ی «تارویی- تارماکیس» که شکل اولیه‎‎ی «تبریز» است، ملاحظات مشخصی از نظر ریشه شناسی وجود دارد. ای. دیاکونف و ع. فاضلی این واژه را در زبان آشوری قدیم به معنای «قلعه‎ی دو لایه» گرفته‎اند و خ. هیوبرگ و ای. گرانتوفسکی بر مبنای اوستا، آن را در معنای «دیو»ی که با «تائوری» الهی شده آورده‎اند.ولی به نظر ما این نام با توری، نام باستان کوه سرخاب ارتباط دارد. کلاویخو می‎نویسد که «تبریز دشتی در میان دو کوه جای گرفته است. کوه‎های سمت چپ آن تا اطراف شهر گسترده‎اند. در شمال آن نیز رشته کوه‎هایی وجود دارند.»شهر تبریز از سه سمت شرق به سرخاب، غرب به یانیق و جنوب به سهند محدود است.
کنتارینی که نام تبریز را با کوه ارتباط داده، می‎نویسد که: «در نزدیکی این شهر چند کوه سرخ فام مشاهده می‎شود. می‎گویند که کوه‎های توری نامیده می‎شوند.»  به نظر ما این باید کوه سرخاب باشد. توماس هربرت  و آدام اولئاریوس نیز اشاره می‎کنند که نام تبریز از کوهی به نام «تاوروز» برداشته شده است. چرا که این شهر در دامنه‎ی همین کوه است. آدام اولئاریوس می‎نویسد که امروزه تبریز در دامنه‎‎ی کوهی به نام «توروس» واقع شده است.
با در نظر گرفتن موارد فوق این احتمال پیش می‎آید که تارویی نام باستان تبریز با نام تارویی یا توری که نام کوه سرخاب بوده، ارتباط دارد. نام این کوه نیز در گذشته تائوری و یا تووری بوده است. بدین ترتیب با افزودن حرف (ز) به آخر «تارویی» «تاوری» و «تائوری» واژه‎ی «تاورژ»، «داورژ»، «توریز» و «تبریز» به وجود آمده است. بی‎تردید این مطلب در حد یک احتمال است و پژوهش‎های آینده، تکلیف قطعی آن را روشن خواهد کرد.

گردشگری و تفریح

Design: Tohid Niknami www.niknami.ir