وضعيت جمعيت‌هاي زنان در دوران رضاخان

دستيابي رضاخان به قدرت و تأسيس سلسه پهلوي با توجه به ماهيت حكومت و انديشه حاكم بر آن كه به سياست‌هاي دولت‌هاي غربي وابسته بود، سبب شد كه برنامه‌ريزي‌هاي تجددگرايي در رأس سياست‌هاي حكومت قرار بگيرد. بخش عمده اين تجددگرايي به زندگي اجتماعي زنان، اختصاص مي‌يافت. اصلي‌ترين برنامه سوق دادن زن ايراني به سمت فرهنگ غربي، خط‌مشي برداشتن حجاب بود كه با اجراي آن زندگي زن ايراني، تغييرات عمده‌اي را پذيرا شد: در نخستين گام، با تغيير شكل پوشش، در زمره مصرف‌كنندگان كالاهاي غربي درآمد؛ چرا كه تغيير در پوشش، تحولات بسياري را در جوانب زندگي فردي و اجتماعي به وجود آورده و در مراحل گسترش اين طرح، زنان به عرصه فعاليت‌هاي اجتماعي، اعم از صنعتي (صنايع مونتاژ وابسته) و خدماتي راه يافتند. به منظور پيشبرد سياست‌هاي ضد حجاب، ابزارهاي متفاوتي به خدمت گرفته شدند كه تحت عناوين آزادي، تمدن، اجراي حقوق زنان، اين برنامه را تبليغ مي‌كردند. مهم‌ترين ابزارها، جمعيت‌هاي زنان بودند كه از ابتداي قدرت‌گيري رضاشاه از سوي وي حمايت شده بودند و در اجراي برنامه‌هاي كشف حجاب، به ارائه خدمات تبليغاتي و آموزشي پرداختند. علاوه بر اين، روزنامه‌ها و مجلات به ابزارهاي تبليغاتي سياست‌هاي حكومت تبديل شدند و در اوايل دوران پهلوي رشد فزاينده‌اي پيدا كردند. برخي از آنان نيز در اختيار جمعيت‌ها قرار گرفتند. جمعيت‌هايي كه در مرحله نخست حيات با شعارهاي حفظ شعائر اسلامي در ارتقاي فرهنگي زنان ايران مشروعيت اجتماعي خود را به دست آورده بودند، به سرعت تغيير جهت داده و جذب فعاليت‌هاي تبليغاتي در طرح‌هاي حكومتي شدند. پس از مدتي، حكومت با هدف تجهيز بيشتر نيروهاي تجددخواه و رسميت بخشيدن به حركت‌هاي تجددخواهي، اقدام به تأسيس كانون بانوان كرد. اين اولين جمعيت زنان بود كه از طرف حكومت حمايت علني مي‌شد. در كنار تأسيس اين كانون، حركت‌هاي ضد حجاب از طرف حكومت آغاز شد. نيروهاي كانون، اغلب زنان طرفدار الگوبرداري از غرب و تجددخواهي بودند. به اين ترتيب، از يك سو زور و ارعاب حكومت و از سوي ديگر، فعاليت‌هاي تبليغاتي جمعيت‌ها و مطبوعات در مقابل افكار مذهبي مردم قرار گرفت و سياست حجاب‌برداري بر جامعه تحميل شد. اگرچه با وجود تجهيز امكانات بسيار، تنها بخش محدودي از جامعه را در برگرفت، ولي اهميت نقش تبليغاتي زنان براي دولت روشن شد. از آن پس در طول حكومت پهلوي، زنان تجددخواه و غربگرا، نيروي قابل ملاحظه‌اي براي پيشبرد اهداف سياسي به‌شمار مي‌رفتند.
با روي كار آمدن رضاخان و تأسيس حكومت پهلوي، جمعيت‌هاي زنان تحولات بسياري را پذيرا شدند. رضاخان كه طرح‌هاي دگرگون‌سازي نهادهاي فرهنگي و اجتماعي با استفاده از مظاهر غربي را در راس سياستهاي خود قرار داده بود، از افرادي كمك گرفت كه نسبت به تعهدات اسلامي اعتقادي نداشتند و تنها راه پيشرفت و تمدن را اقتباس از الگوهاي غربي مي‌دانستند.   سياست‌هاي مذكور، نهادها، سازمان‌ها و مراكز متعددي را مي‌طلبيد تا در سطح جامعه مذهبي ايران، زمينه‌هاي تحقق و اجرا را بيابند. يكي از اين نهادها، جمعيت‌هاي زنان بودند كه مي‌توانستند به شكل كارآمد در ميان زنان نفوذ پيدا كنند. در حقيقت، تنها نهاد كارآمد براي ايجاد تحولات در جامعه ايراني و در ميان زنان، جمعيت‌هاي خاص آنان بود.
چنان‌كه ذكر شد، انديشه غالب بر حكومت رضاشاه، حركت به سمت تمدن غربي بود. به همين دليل در رأس سياست‌هاي تجددگرايانه حكومت، تحول در اصلي‌ترين مظهر قومي و ملي، يعني لباس و پوشش زنان و مردان قرار گرفت كه برداشتن حجاب زنان، سرلوحه آن بود. در اين مرحله، نه‌تنها رضاخان، بلكه سياست بين‌المللي نيز در گام‌هايي هماهنگ، خواستار اين تحول بودند. مهم‌ترين سد در مقابل اين سياست، انديشه مذهبي ايرانيان بود كه سبب شد حكومت براي رسيدن به مقصود از نهادها و عوامل اجرايي متعددي استفاده كند. نگرشي اجمالي به سياست‌گذاري‌هاي بين‌المللي و تجددگرايي رضاشاه، از يك‌سو، ارتباط دو عامل مذكور را با يكديگر نشان مي‌دهد و از سوي ديگر، روند تغيير ماهيت و اهداف جمعيت‌هاي زنان را در راستاي سياست‌هاي دولت روشن مي‌سازد. لذا به ذكر نكات برجسته‌اي از اين جريانات مي‌پردازيم.
در 10 سپتامبر 1930م / 8 شهريور 1309، يازدهمين مجمع بين‌المللي سازمان ملل آغاز به كار كرد كه در آن، هشت نخست‌وزير و بيست و دو وزير امور خارجه شركت داشتند. رفتار شرقيان در دستور كار اين مجمع قرار گرفت. به دنبال آن در سال 1310 مجلس شوراي ملي، قانون ورود كميسيوني از طرف جامعه بين‌الملل را براي جلوگيري از تجاوز به حقوق زن در شرق، تصويب كرد.   از اين پس، نخستين سياست‌گذاري‌هاي حكومت در زمينه كشف حجاب تحقق يافت. ترتيب جشن‌هاي مختلف در مدارس دخترانه و حضور مردان و زنان در آن جشن‌ها، اجراي برنامه‌هاي مختلف توسط دختران بدون حجاب، اولين گام به سمت حضور زنان بي‌حجاب در اجتماعات مختلط بود. 
اين سياست‌ها به تدريج، از طرف دولت تقويت شد تا آنجا كه آموزگاران و دختران دانش‌آموز دبستان‌ها و دبيرستان‌ها اجازه نداشتند كه با چادر و روبنده به مدارس بروند و همچنين، افسران ارتش هم نمي‌توانستند همراه زن روبسته بيرون بروند و كارمندان دولت به شكل نيمه‌رسمي تشويق مي‌شدند كه خانواده‌هاي خود را با لباس مد جديد بپوشانند! 
در سال 1311 در تالار وزارت فرهنگ در مسعوديه، كنگره اتحاد زنان شرق با حضور نمايندگان ده كشور تشكيل شد. مباحث اين كنگره در مورد ترقيات روزافزون زنان اروپايي و محروميت‌هاي زنان كشورهاي اسلامي و لزوم اقدامات جدي از سوي زنان روشنفكر بود.   اما آنچه نصيب زن ايراني شد، گام‌هاي سريع دولت به سمت كشف حجاب بود. به طوري كه رضاشاه، نخستين دستورات عملي را براي زنان مرفه و سياسيون صادر كرد و به اين طبقه دستور داد تا در منازل خود لباس‌هاي اروپايي بپوشند. 
در همين زمان، يكي از اقلام رسمي واردات دولت، كلاه زنانه بود.   در سال 1310 زناني كه مايل بودند، مي‌توانستند چادر از سرشان بردارند و شهرباني از آنها حمايت مي‌كرد.   به اين ترتيب، از يك‌سو، فشار محافل و مجامع بين‌المللي كه در جهت سياست‌هاي هماهنگ‌سازي فرهنگ ملت‌ها و به نفع جهان سرمايه‌داري عمل مي‌كردند و از سوي ديگر، سياست‌هاي تجددگرايانه و وابسته به حكومت در مقابل تفكر مذهبي و ملي ايرانيان قرار گرفت. حكومت با بهره‌گيري از تمامي امكانات و روش‌هاي گوناگون تبليغاتي، جامعه را به شكل بطئي و كند به سمت فرهنگ غربي سوق مي‌داد. اگرچه حكومت تمايل زيادي به تسريع در اجراي منويّات خود در اين جريان داشت، ولي سقوط امان‌ا... خان ــ پادشاه افغانستان ــ به دليل برنامه‌هاي تجددگرايي نشان داد كه در جوامع مذهبي، به‌ويژه جامعه‌اي مانند ايران مي‌بايست بسيار آهسته و محتاط عمل كرد. به همين دليل حكومت ايران با برنامه‌هاي تدوين شده، در مرحله اول از نيروهاي موجود در جامعه ياري گرفت؛ نيروهايي كه خود چندان اعتقادي به مباني اسلامي نداشتند. مدت‌ها قبل از كشف حجاب، روزنامه‌ها و مجلات از آزادي زن غربي، مدل‌هاي لباس، و نوع زندگي غربي سخن مي‌گفتند. در بسياري از روزنامه‌ها مردان صاحب‌منصب، سياسيون يا نويسندگان و فرهنگيان تجددخواه، مقاله‌هايي عليه حجاب مي‌نوشتند. 

در سال 1313، رضاشاه به تركيه سفر كرد و از نزديك با اقدامات تجددگرايانه آتاتورك آشنا شد. شاه در بازگشت از اين سفر، رسماً از علي‌اصغر حكمت ــ وزير فرهنگ وقت ــ خواست تا براي كشف حجاب برنامه‌ريزي كند.   برنامه‌ريزي وزارت فرهنگ در اين راستا با اين عناوين شكل گرفت: 1. اعلام مختلط شدن مدارس تا چهارم ابتدايي؛ 2. برپايي جشن در حضور مردان در مدارس دخترانه؛ 3. تأسيس كانون بانوان.
علاوه بر اين، جمعيت‌هاي زنان با تشكيل سخنراني‌ها و سمينارها به حجاب زنان به عنوان محدوديت و بي‌حقي زنان، خرده مي‌گرفتند و آزادي و حقوق زن را با بي‌حجابي معنا مي‌كردند. به اين ترتيب، افكار تجددخواه حكومتي در جامعه منعكس مي‌شد.
در ارديبهشت 1314، كانون بانوان به رياست شمس پهلوي و با همكاري رسمي وزارت معارف آغاز به كار كرد. اين اولين جمعيت زنان بود كه با حمايت رسمي دولت شكل گرفت. مهم‌ترين وظيفه كانون بانوان، ايجاد شرايط مناسب براي ترك حجاب زنان بود. چنان‌كه بدرالملوك بامداد كه خود از اعضاي هيئت مديره كانون بانوان بود، مي‌نويسد:
ضمن ساير اقدامات، منظور اصلي يعني ترك چادر سياه متدرّجآ پيشرفت مي‌كرد. به اين طريق كه زنان عضو جمعيت با راضي كردن خانواده‌هاي خود يكي به يكي به برداشتن چادر مبادرت مي‌نمودند. 
در بيشتر مجالس سخنراني كانون بانوان، ضديت با حجاب تصريح و عنوان مي‌شد. در صورتي كه اهداف اصلي كانون بانوان در اساسنامه آن چنين ذكر شده بود:
1. تربيت فكري و اخلاقي بانوان و تعليم خانه‌داري و پرورش طفل مطابق قواعد علمي به وسيله خطابه‌ها، نشريات، كلاس‌هاي اكابر و غيره.
2. تشويق به ورزش‌هاي متناسب براي تربيت جسماني با رعايت اصول صحيح.
3. ايجاد مؤسسات خيريه براي امداد به مادران بي‌بضاعت و اطفال بي‌سرپرست.
4. تشويق به سادگي در زندگي و استعمال امتعه وطني. 
همزمان با اين اقدامات، طرح تغيير لباس و پوشش مردان نيز به اجرا درآمد.   با آغاز سال 1314، برنامه‌هاي دولت براي اجراي كشف حجاب رسمي‌تر شد. پس از تعطيلات نوروزي همان سال، سي تن از بانوان بدون حجاب در خيابان‌ها ظاهر شدند. اين همايش با نظارت و حمايت دولت صورت گرفت.   به دنبال اين اقدام، در مجلس جشني در يكي از مدارس شيراز، دختران به ورزش ژيمناستيك پرداختند. اين مراسم مورد اعتراض برخي از روحانيان قرار گرفت كه معترضان دستگير و تبعيد شدند. 
كساني كه در رأس هيأت مديره كانون قرار گرفتند، اغلب وابستگان صاحب‌منصبان سياسي، يعني همان كساني بودند كه با رضاخان در طرح‌هاي ضد مذهبي همكاري مي‌كردند. اعضاي كانون در آغاز، بدرالملوك بامداد، هاجر تربيت، عصمت‌الملوك دولتداد، شمس‌الملوك جواهركلام، تاج‌الملوك حكمت، فخرعظمي ارغون، و صديقه دولت‌آبادي، بودند. اين افراد قبل از جريان كشف حجاب در فعاليت‌هاي مطبوعاتي، جمعيت‌هاي زنان، و تأسيس مدارس به سبك جديد، شركت جسته و هر يك، طرز تفكر خود را به نوعي نشان داده بودند. به همين دليل از طرف حكومت و طراحان برنامه كشف حجاب، مناسب تشخيص داده شدند. آنان از بدو تأسيس كانون تا 17 دي ماه 1314 كه مسئله كشف حجاب به طور رسمي از طرف دولت اعلام شد، با تجهيز تمام امكانات به تبليغ در برداشتن حجاب پرداختند. در اعلام كشف حجاب، تصميم گرفته شد كه اقدام به اين كار از طرف خانواده سلطنتي و سياسيون طراز اول كشور، صورت بگيرد. پس در عمارت دانشسراي عالي پسران، برنامه‌اي ترتيب داده شد كه طي آن، همسر و دختران شاه با عده‌اي از زنان رجال سياسي بدون حجاب ظاهر شدند و با نطق رضاخان، كشف حجاب رسمي زنان اعلام شد.   پس از اين برنامه، مسئله بي‌حجاب شدن زنان از محدوده يك طبقه يا گروه خاص، خارج و به صورت اجبار براي تمام مردم پي‌گيري شد. تا جايي كه مقاومت و اعتراض جدي مردم را به وجود آورد. به همين دليل، مأمورين حكومتي اجازه داشتند كه براي برداشتن حجاب از زنان به هر اقدام خشونت‌آميزي متوسل شوند.   واكنش مردم نسبت به اين مسئله و برخورد مأمورين چنان بود كه در مورد آن، كتاب‌هاي بسياري نوشته شده است. اين امر نشان مي‌دهد كه مسئله كشف حجاب تا چه حد از زمينه‌هاي اجتماعي، فرهنگي جامعه فاصله داشت و تنها زناني از اين روند حمايت مي‌كردند كه تحت تأثير جريان‌هاي فكري غربي قرار گرفته و از پيوندهاي مذهبي خود دور ماندند.
پس از 17 دي 1314، از طرف استانداران و رؤساي ادارات در شهرستان‌ها، مهماني‌ها و جشن‌هاي متعددي برگزار شد. در طي اين مراسم، اعضاي ادارات دولتي مجبور بودند كه به همراه همسران بي‌حجاب خود در مراسم حاضر شوند.   پس از كشف حجاب، بسياري از كشورهاي اروپايي، پيام‌هاي تبريك براي شاه ايران فرستادند و حمايت خود را از وي اعلام كردند. 
مدت كوتاهي پس از كشف حجاب، آزادي ورود دختران به دانشسراي عالي اعلام شد و اولين گروه دوازده نفري دختران كه اغلب متعلق به طبقات سياسي بودند، به دانشسرا وارد شدند.   اين افراد، بعدها رهبران جمعيت‌هاي زنان و حمايت‌كنندگان اصلي سياست‌هاي حكومت پهلوي شدند. در صورتي كه هنوز عموم مردم در مقابل كشف حجاب مقاومت مي‌كردند.
با آغاز جنگ جهاني دوم، پيشرفت سريع آلمان سبب شد كه نيروي مقتدر ديگري در صحنه سياست بين‌المللي ظهور كند، رضاشاه تحت‌تأثير قدرت آلمان، به طرف اين كشور متمايل شد. اما دو قدرت ديرينه روس و انگليس چنين تمايلي را نمي‌پسنديدند و به همين دليل درصدد بركناري رضاشاه برآمدند. اين مسئله مصادف با پيشروي قواي آلمان تا كوه‌هاي قفقاز بود. سپس نيروهاي متفقين به بهانه استفاده از راه‌آهن ايران براي كمك به نيروهاي شوروي وارد خاك ايران شدند. اين امر بحران‌هاي اقتصادي و سياسي متعددي را در ايران به وجود آورد. در نهايت، رضاشاه با دخالت قدرت‌هاي غربي و به نفع پسرش از سلطنت كناره گرفت. با اين تغيير، بسياري از سياست‌هاي تجددگرايانه رضاشاه متوقف شد. و چون كشف حجاب بر بسياري از طبقات مردم تحميل شده بود، زنان در اغلب شهرهاي مذهبي، بار ديگر به حجاب روي آوردند. در اين ميان، جمعيت‌هاي زنان بار ديگر، اهميت و نقش خود را در پيشبرد اهداف سياسي حكومت نشان دادند. جمعيت‌هايي مانند حزب زنان، جمعيت زنان و كانون بانوان با انتشار مقالات در روزنامه‌ها و مجلات سعي در حفظ مظاهر تجدد داشتند. علاوه بر اين، جمعيت‌ها با نامه و يا ديدارهاي خصوصي با سياسيون، سعي در تحكيم موقعيت خود داشتند.
با بركناري رضاخان، فعاليت جمعيت‌هاي زنان همچنان تداوم يافت و با پايان جنگ جهاني دوم سرعت فراواني به لحاظ تعداد، حجم و محتوا گرفت كه نمي‌توان آن را با دوران رضاخان قياس نمود هرچند كه سمت و سوي آنها همانند قبل تجددمآبي و غرب‌گرايانه تعريف مي‌شد.

پی نوشت:

1. . محسن صدر. خاطرات صدرالاشراف. تهران، انتشارات وحيد، 1364. ص29.
2. . مهدي‌قلي‌خان هدايت. خاطرات و خطرات. تهران، زوار،1354. صص 51-459.
3. . ال پي الول ساتن. رضاشاه كبير يا ايران نو. ترجمه عبدالعظيم صبوري. بي‌جا، بي‌نا، 1325. ص 377.
4. . همان كتاب. ص 331.
5. . بدرالملوك بامداد. هدف پرورش زن. تهران، نشريات شركت مطبوعات، 1318، ص60.
6. . محمدرضا پهلوي. مأموريت براي وطنم. تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1348. ص 264.
7. . مهدي‌قلي‌خان هدايت. خاطرات و خطرات،‌ تهران، زوار، 1342. ص 511.
8. . مريت هاكس. ايران، افسانه و واقعيت يا خاطرات سفر به ايران. ترجمه محمدحسين نظري‌نژاد. مشهد، آستان مقدس رضوي، 1368. صص 206و 214.
9. . ال. پي. الول ساتن. همان كتاب. صص 331 و 334.
10. . بدرالملوك بامداد. همان كتاب. ص 87.
11. . علي‌اصغر حكمت. سي خاطره از عصر فرخنده پهلوي. تهران، وحيد، 1355. ص 88.
12. . آينده. ش اول. مهر و آبان 1323. ص 20.
13. . بدرالملوك بامداد. همان كتاب. ص 89.
14. . مهدي‌قلي‌خان هدايت. همان كتاب. ص 519.
15. . سالنامه سازمان زنان ايران. سال 1345. اسفندماه، ص 34.
16. . سينا واحد. قيام گوهرشاد. تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1366. صص 2-142.
17. . بدرالملوك بامداد. همان كتاب. ص 94.
18. . محسن صدر. همان كتاب. ص 98؛ مخبرالسلطنه هدايت. همان كتاب. صص 4 و 7.
19. . فصلنامه تاريخ معاصر ايران. سال اول. شماره دوم. تابستان1376. صص 82-85.
20. . آرشيو اسناد وزارت امور خارجه. اسناد روابط بين‌الملل. سال1315. سند شماره290001752. 
21. . بدرالملوك بامداد. همان كتاب. صص 11-102.

موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران

Design: Tohid Niknami www.niknami.ir