سخن نخست

پیمان سعدآباد ،
 برگي از سلسله خيانتهاي پهلوي به ملت ايران
حكومت 50 ساله دودمان پهلوي مشحون از خيانت به ملت ايران و از جمله بي تفاوتي در برابر تلاش دشمنان براي تحديد مرزهاي جغرافيايي ايران بوده است .
در تابستان سال ۱۳۱۶ پیمان مهمی بین نمايندگان چهار کشور عراق‌، افغانستان‌، ترکیه وایران درکاخ سعدآباد تهران به امضاء رسید وبه « پیمان سعدآباد » مشهور شد. این پیمان در زمستان همان سال به تصويب مجلس شوراي ملي و در فروردين سال بعد به امضاي رضاشاه رسيد و قدرت اجرايي يافت . پيمان سعدآباد  در شرایطی میان وزیران امور خارجه کشورهاي مذكور به امضاء رسيد که در افغانستان محمد ظاهرشاه‌، در عراق ملک غازی اول‌، در ترکیه مصطفی کمال (آتاتورک) و در ایران رضاخان حکومت می‌کردند.
معاهده مذكور  وحدت دولتهاي حاكم بر این چهار کشور در منطقه‌ و حمایت متقابل آنان از يكديگر در صورت بروز خطر نسبت به یکی از اعضاء را دنبال می‌کرد. در عين حال دولتهای امضاء کننده، متعهد شدند از مداخله در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند‌، مرزهای مشترک را محترم بشمارند، از هرگونه تجاوز نسبت به یکدیگر خودداری ورزند و از تشکیل جمعیت‌ها و دسته بندی هایی که هدف از آن اخلال در صلح میان کشورهای همجوار و هم پیمان باشد، جلوگیری کنند.
پیمان سعدآباد از جمله قراردادهایی است که انعقاد آن به درخواست انگلستان بود. انگلستان و امریکا، از سالهای دهه ۱۳۱۰ ش. به بعد، با ادعای اوجگیری خطر نفوذ کمونیسم، همواره در تلاش بودند تا برای حفظ مستعمرات خود، دولت‌های آسیایی خط مقدم جبهه شوروی را در یک خط کمربندی دفاعی قرار دهند. هدف این بود که علاوه بر به وجود آوردن قدرتهای متمرکز در منطقه‌، آنان را از طریق پیمانهای سیاسی نظامی به هم پیوند دهند. این روش، هم نیرومندی این قدرتها را در پی داشت و هم دیوار دفاعی محکمی در مقابل پیشروی احتمالی روس‌ها به وجود می‌آورد. پیمان بغداد (منعقده در پنجم اسفند ۱۳۳۳/ فوریه ۱۹۵۵) و پیمان سنتو (منعقده در ۳۰ اسفند ۱۳۳۷/ فوریه ۱۵۵۹) نتیجه همین القائات بود و با هدف شکل‌گیری پیمانهای منطقه‌ای در برابر نفوذ کمونیسم منعقد می‌شد. اينها معاهداتي بودند كه در داخل كشورهاي امضاكننده ، كمتر ضرورت انعقاد آن احساس مي شد و منعقد شدن آنها بيشتر ناشي از فشارهاي خارجي و صلاحديدهاي بيگانگان و در راستاي منافع آنها بوده است .
 پیمان سعدآباد تا ظهور هیتلر در اروپا، تأمین کننده اهداف انگلستان در آسیا بود . اين پيمان نه تنها هيچگاه منشاء خدمتي به مردم و كشور ايران نبود بلكه به خاطر از دست رفتن بخشهايي از آرارات در غرب كشور و محدود شدن اختيارات ايران در امر كشتيراني در اروندرود كه از پيامدهاي اين قرارداد محسوب مي شود ، از پيمان سعدآباد نيز بايد به عنوان برگ ديگري از سلسله خيانتهاي خاندان پهلوي به مردم ايران و به تاريخ كشورمان ياد كرد .
  دفتر حاضر در بر گيرنده مجموعه اي از مقالات نويسندگان مختلف راجع به پيمان سعدآباد است كه از منابع گوناگون گردآوري شده است .

موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي

Design: Tohid Niknami www.niknami.ir