بازنگري فاجعه ايرباس

 روز يكشنبه 12 تير 1367 مطابق با 3 ژوئيه 1988 هواپيماى ايرباس ‍ هواپيمايى جمهورى اسلامى ايران با 257 مسافر و 16 خدمه فرودگاه بندرعباس را به مقصد دوبى ترك گفت . سطح پرواز اين هواپيما 14000 پا تعيين شده بود. در ساعت 24:10 به وقت محلى ، سطح پروازى 12000 پا را گزارش نمود و از آن لحظه به بعد ديگر تماسى از طرف خلبان گرفته نشد. در واقع از اين لحظه به بعد هواپيما مورد اصابت 2 فروند موشك سطح به هواى ناو وينسنس ايالات متحده آمريكا قرار گرفته و در نزديكى تنگه هرمز بين شارجه و بندرعباس در نزديكى جزيره ايرانى ((هنگام )) منفجره و سقوط كرده بود.
  در اين فاجعه تمامى سرنشينان هواپيما به شهادت رسيدند و نيز 66 كودك زير 12 سال و 52 زن در ميان قربانيان بودند و 46 تبعه كشورهاى يوگسلاوى ، كويت ، افغانستان ، هندوستان ، پاكستان ، ايتاليا، شارجه و دوبى از جمله وابسته نظامى پاكستان در ايران و خانواده اش در ميان كشته شدگان بودند.
شرح حادثه 
يك سال پس از تجاوز رژيم عراق عليه ايران در سال 1360 حمله به كشتيهاى تجارى در خليج فارس آغاز شد و با اعلام مين گذارى سواحل بندر امام خمينى (ره) و حمله به دو كشتى تجارى در 21/10/1360  امنيت خليج فارس توسط عراق مختل شد و به دنبال تحويل هواپيماهاى سوپراتاندار و اين حملات كه عراق به صراحت مسئوليت آن را بر عهده مى گرفت ، شوراى امنيت عكس العمل مناسبى نشان نداد، ولى متعاقب انتساب چند حمله به ايران و شكايت شوراى همكارى خليج فارس ، شوراى امنيت در 11/ 3 /1363 مطابق با اول ژوئن 1984 مبادرت به صدور قطعنامه 552 نمود و در آن خواستار توقف اين حملات شد.
از آغاز جنگ تا 10 ژوئيه 1984، 112 كشتى در خليج فارس مورد حمله موشكى قرار گرفت . جمهورى اسلامى ايران در ژانويه 1985 به دبير كل وقت سازمان ملل اعلام داشت كه از هر گونه اقدامى براى تامين آزادى و امنيت كشتيرانى كه در خليج فارس صورت گيرد حمايت و استقبال خواهد كرد، اما حملات به كشتيها ادامه يافت . تا تير 1366 حدود 5/8 ميليون تن كالا از محوله هاى كشتيها در خليج فارس به زير آب رفت . 41 كشتى كاملا نابود، و به 34 تن محوله كالا آسيب وارد، و بيش از 200 تن از ملوانان كشورهاى مختلف به قتل رسيدند و به همين تعداد نيز مجروح شدند.
بدين ترتيب عراق در هدف خود مبنى بر بين المللي كردن جنگ خليج فارس تا اندازه زيادى موفق شد و قدرتهاى غربى و در راس آنها آمريكا حضور گسترده و تهديدآميزى در خليج فارس يافتند و بالاخره كشتى هاى كويتى با پرچم آمريكا در خليج فارس حركت كردند و اسكورت نظامى نفتكشها و كشتى هاى تجارى مورد نظر آمريكا در خليج فارس آغاز شد. 21 سپتامبر 1987 كشتى (ايران اجر) مورد حمله نيروهاى نظامى آمريكا واقع شد. همچين حملات نظامى آمريكا به سكوهاى نفتى ايران دخالت آشكار آن دولت در منطقه به نفع عراق و عليه جمهورى اسلامى ايران را به وضوح نشان داد.
يكى از نتايج شوم اين همه تشنج آفرينى رژيم عراق و دامن زدن ايالات متحده به ناامنى در خليج فارس ، حمله به هواپيماى مسافربرى جمهورى اسلامى ايران بود كه در مورخه 12/4/1367 مطابق با 3 ژوئيه 1988 برفراز آبهاى سرزمينى ايران و در آبهاى حوالى جزيره هنگام توسط دو موشك از ناو آمريكايى وينسنس - كه خود به آبهاى سرزمينى ايران تجاوز كرده و در آن مستقر بود - شليك و تمامى مسافران و خدمه هواپيما به وضع اسفناكى به شهادت رسيدند.
متعاقب اين تجاوز آشكار، جمهورى اسلامى ايران ، در روز 14 تير 1367 طى نامه اى به رئيس شوراى امنيت خواستار تشكيل جلسه فورى شورا براى رسيدگى به موضوع شد. روز 25 تير 1367 مطابق با 16 ژوئيه 1988 شورا تشكيل جلسه داد. از سوى جمهورى اسلامى ايران دكتر ولايتى وزير امور خارجه وقت ايران و از جانب آمريكا جرج بوش معاون وقت رئيس ‍ جمهورى در جلسه حضور داشتند. وزير خارجه جمهورى اسلامى ايران در فرازى از سخنان خود عنوان كرد:
حضور نظامى آمريكا در خليج فارس تنها منادى مرگ و بى قانونى و شرارت بوده و جز ناامنى چيزى به ارمغان نياورده است . عمل جنايتكارانه آمريكا در حمله به هواپيماى كشورى به هيچ وجه در قالب دفاع مشروع قابل توجيه نيست .
شوراى امنيت پس از استماع سخنان دكتر ولايتى و جرج بوش در جلسه شماره 2821 خود در تاريخ 20 ژوئيه 1988 (29/4/1367) قطعنامه شماره 616 را تصويب كرد. متن قطعنامه به شرح زير است :
«شوراى امنيت ، با بررسى نامه مورخه 5 ژوئيه 1988 جانشين نماينده دائم جمهورى اسلامى ايران خطاب به رئيس شوراى امنيت و با استماع بيانات نماينده جمهورى اسلامى ايران ، وزير امور خارجه على اكبر ولايتى و سخنان نماينده ايالات متحده آمريكا معاون رئيس جمهور جرج بوش ، با ابراز تاسف عميق از اين كه يك هواپيماى غير نظامى « ايران اير »  در پرواز برنامه ريزى شده بين المللى 655، در پرواز بر فراز تنگه هرمز به وسيله موشك شليك شده از ناو جنگى ايالات متحده آمريكا (وينسنس ) منهدم گرديد، با تاكيد بر ضرورت تبيين حقايق سانحه توسط بازرسى بى طرفانه ، با اضطراب عميق از تشنج دائم التزايد در منطقه خليج (فارس )،
1 - تاسف عميق خود را از ساقط ساختن هواپيماى غير نظامى ايران به وسيله موشكى كه از يك ناو جنگى آمريكا شليك شده و تسليت عميق خود را به خاطر از دست رفتن غم انگيز جان انسانهاى بى گناه ابراز مى دارد.
2 - همدردى صميمانه خود را به خانواده هاى قربانيان سانحه غم انگيز و دولتها و كشورهاى آنان اعلام مى دارد.
3 - از تصميم سازمان بين المللى هواپيمايى كشورى در پاسخ به درخواست جمهورى اسلامى ايران مبنى بر ايجاد گروه تحقيق براى بررسى تمام حقايق موجود و جنبه هاى فنى زنجيره حوادث مربوط به اين پرواز و انهدام هواپيما و همچنين از اعلام ايالات متحده آمريكا و جمهورى اسلامى ايران مبنى بر تصميمشان براى همكارى با بررسى سازمان هواپيمايى كشورى استقبال مى كند.
4 - از تمامى اعضاى كنوانسيون 1944 شيكاگو در مورد هواپيماى كشورى بين المللى درخواست مى كند كه در همه شرايط مقررات و رويه هاى سلامت هوانوردى كشورى بويژه ضمائم آن كنوانسيون به منظور جلوگيرى از چنين پيشامدهايى را دقيقا مراعات نمايند.
5 - لزوم اجراى فورى و كامل قطعنامه 598 شورا را به عنوان تنها مبناى حل جامع ، عادلانه ، شرافتمندانه و پايدار منازعه ميان ايران و عراق ابراز و پشتيبانى خود را از دبير كل براى اجراى اين قطعنامه اعلام و خود را ملتزم به همكارى با دبير كل براى تسريع در اجراى طرح اجرايى او مى نمايد.»
در بررسى اين قطعنامه ، صرف نظر از كاربرد نام ناقصى به جاى خليج فارس ‍ و قطع نظر از ارتباطى كه در قطعنامه بين مساله جنگ و ساقط ساختن هواپيماى ايرانى ايجاد شده و ياپيشى بينى نشدن محكوميت و جبران خسارت وارده و ساير مسئوليتهاى ناشى از حمله مشاهده مى شود كه شوراى امنيت از شوراى ايكائو با آن كه يك مرجع فنى و تكنيكى و بالاترين ارگان مسئول امنيت و سلامت پروازهاى بين المللى است ، به دنبال در خواست جمهورى اسلامى ايران براى تشكيل جلسه رسيدگى به موضوع و پس از بررسى در تاريخ 23/4/1367 (14 ژوئيه 1988) به صدور بيانيه بسنده كرد و در آن ضمن ابراز تاسف عميق و همدردى و با تاكيد بر اصل عدم كاربرد زور عليه هواپيماهاى غير نظامى كاربرد سلاح عليه يك هواپيماى مسافرى (بدون ذكر جزئيات ) را تقبيح كرد و هياتى را مامور رسيدگى به موضوع نمود. قطعنامه شوراى امنيت از نظر محتوا و كلمات به كار رفته در آن ، از بيانيه شوراى ايكائو قوى تر و محكم تر است . مضافا اين كه با توجه به ساختار شوراى امنيت و جو فشار و تهديدى كه در هنگام تصويب قطعنامه 616 عليه جمهورى اسلامى ايران وجود داشت و نيز وضعيت جبهه هاى جنگ ، مى توان صدور قطعنامه 616 را نوعى موفقيت براى جمهورى اسلامى ايران به حساب آورد. جمهورى اسلامى ايران علاوه بر شوراى امنيت و شوراى ايكائو شكايت خود را در ديوان بين المللى دادگسترى لاهه نيز مطرح كرد.
در بررسى سانحه مشخص شد كه هواپيماى مسافرى برفراز آبهاى سرزمينى ايران مورد هدف واقع ، و در حوالى جزيره هنگام سقوط كرده و در اين تهاجم ناو وينسنس به آبهاى سرزمينى ايران تجاوز كرده است . قبل از اين واقعه نيز توسط نيروهاى آمريكايى ، به هواپيماهاى گشت ايرانى از لحظه برخاستن از باند بندرعباس تا لحظه فرود اخطار داده مى شد. معناى اين اقدام آن است كه نيروهاى آمريكايى حتى برفراز خاك جمهورى اسلامى ايران نيز هواپيماهاى ايرانى را مورد تهديد قرار مى دادند در 8 ژانويه 1988 امريكاييان مرتكب نقص حريم هوايى ايران براى رهگيرى شدند. از ديگر سو نيروهاى آمريكايى بدون مجوز شوراى امنيت در منطقه حضور پيدا كرده و با نقض بى طرفى در خليج فارس عليه ايران و به نفع عراق عملا در كار بازرسى كشتيها از سوى جمهورى اسلامى ايران ممانعت به عمل مى آوردند و نيز در مقابل تهاجم عراق به كشتيهاى تجارى ساكت و در برابر عمل متقابل ايران عكس العمل نشان مى دادند و تا آنجا پيش رفتند كه سكوهاى نفتى ايران و كشتى ايران «ايران اجر» را مورد حمله قرار داده و به آتش كشيدند.
ماده 2 منشور ملل متحد كليه اعضا را از تهديد به زور يااستعمال زور عليه تماميت ارضى يااستقلال سياسى هر كشورى كه با مقاصد ملل متحد مباينت داشته باشد، منع نموده است . نيروهاى نظامى آمريكا مستقر در آبهاى خليج فارس و درياى عمان در زمان حادثه و قبل از آن عملا تماميت ارضى ايران را با استفاده از انواع ترفندها مورد تجاوز قرار داد و به انحاء مختلف كشتيها و هواپيماهاى ايران را مورد تهديد قرار داد.
حمله آمريكا به هواپيماى مسافرى در حريم هوايى ايران و در مسير هوايى بين المللى مشخص و اعلام شد كه نقض قاعده حقوقى عدم توسل به زور و همچنين نقض آشكار تماميت ارضى يك دولت عضو سازمان ملل مى باشد. همچنين مصداق كامل تجاوز مندرج در بند ((ب )) ماده 3 ضميمه قطعنامه تعريف تجاوز مورخه 1974 مجمع عمومى سازمان ملل مى باشد كه به استناد آن كاربرد هر نوع سلاح توسط يك دولت عليه سرزمين دولت ديگر، محاصره بنادر يا سواحل يك دولت نيروهاى مسلح دولتى ديگر را، از مصاديق تجاوز دانسته است و بالاخره بند ((ت )) ماده مزبور مبين آشكار تجاوز آمريكا به ناوگان هوايى دولت جمهورى اسلامى ايران محسوب مى شود.
هر چند مجمع عمومى سازمان ملل در قطعنامه 3314 توجه شوراى امنيت را به تعريف تجاوز جلب و به آن توصيه كرده است كه در احراز تجاوز، تعريف مزبور را به نحو مقتضى راهنماى خود قرار دهد، اما عملا شوراى امنيت در قضيه مطروحه با جو حاكم بر شورا از كنار قضيه گذشته و دولت ايران را به اجراى قطعنامه 598 سوق داده است و نهايتا حمايت كامل نسبت به ايمنى هواپيماهاى بين المللى و بويژه ممنوعيت مطلق توسل به زور كه در ضميمه دوم كنوانسيون شيكاگو مورد تاكيد قرار گرفته و به صورت قاعده مسلم حقوق بين الملل درآمده است از طرف شوراى امنيت كاملا ناديده گرفته شده است .
عنصر تخصصى سازمان ملل متحد يعنى ايكائو  نيز از مسائل سياسى به دور نمانده و به جاى بررسى فنى و ارائه طريق به شوراى امنيت به ابراز تاسف و تسليت به بازماندگان سانحه پرداخت .
به دليل حاكميت چنين اوضاعى بر سازمان ملل متحد، آمريكا پس از سرنگونى هواپيما اعلام نمود كه در نظر ندارد هيچ تجديد نظرى در دستورات جنگى موجود به عمل آورد و با تشكيل نيروهاى شوراى امنيت براى برقرارى امنيت در خليج فارس بكرات مخالفت كرد.

سايت «انقلاب دوم» ، موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي

Design: Tohid Niknami www.niknami.ir