جمشيد آموزگار در اسناد وزارت خارجه آمريكا در سال 1979

تاريخ: 10 سپتامبر 1958 ـ 19/6/37
از: سفارت آمريكا در تهران ـ مرسله شماره 195 به: وزارت امورخارجه، واشنگتن
موضوع: گفتگوهايى با وزيركار، جمشيد آموزگار
     دو يادداشتى كه به پيوست مى‏آيد توسط دبير دوم سفارت، جى. سى. ميكلاس، در رابطه با گفتگوهاى اخيرش با جمشيد آموزگار تهيه شده است. در زمان گفتگوى اول، جمشيد آموزگار معاون وزير بهدارى ايران بود و هنگامى كه گفتگوى دوم صورت مى‏گرفت، به سمت وزارت كار منصوب شده بود. آموزگار يكى از زرنگ‏ترين، باهوش‏ترين و جاه‏طلب‏ترين مردان ايران به شمار مى‏رود. از نظر سياسى در مسيرى گام برمى‏دارد كه احتمالاً خواهد توانست از مراحم شاه برخوردار شده و در هر تغييرى كه در دولت
صورت مى‏گيرد، نقش قابل ملاحظه‏اى ايفا نمايد. آموزگار به ويژه در وزارت امورخارجه آمريكا به عنوان يك نماينده بسيار تواناى ايران در نشست‏هاى كميسيون اقتصادى پيمان بغداد مشهور شده است.       يادداشت‏هاى ضميمه، الف: چندين نگرش محتاطانه در مورد اوضاع سياسى اخير و ب: تصويرى جالب از نيروهاى پنهان و غير مستقيمى كه در تغييرات پست‏هاى كابينه نقش دارند، را ارائه مى‏كند. احتمالاً آموزگار در گفتگوهاى خود يا نيمى از حقايق را و يا حتى كمتر از نيمى از آنها را در مورد تغييرات كابينه و همچنين ارتقاى پست خود مطرح مى‏نمايد.براى سفير جان دبليو. باولينگ دبير اول سفارت   ضمايم: طبق آنچه گفته شد.رونوشت به: كنسولگريهاى آمريكا در اصفهان، مشهد، تبريز، خرمشهر يادداشت ادارى
تاريخ: 23 اوت 1958 ـ 1/6/37 خيلى محرمانه از: جى. سى. ميكلاس به: قائم‏مقام هيئت نمايندگى
موضوع: گفتگوهايى با معاون وزير بهدارى جمشيد آموزگار      من تنها مهمانى بودم كه در ضيافت ناهار روز 19 اوت، كه توسط دكتر آموزگار ترتيب داده شده بود، شركت داشتم. در خلال اين مهمانى ناهار وى فرصت يافت تا در مورد موضوعات بسيار متنوعى كه در مورد آنها ديدگاههاى مسلطى از خود نشان مى‏داد، به بحث بنشيند. 1ـ سازمان برنامه
     دكتر آموزگار گفت ابتهاج همسر خوبى را كه بيش از بيست سال بود با وى ازدواج كرده بود، از دست داد تا بتواند با فاحشه‏اى معروف ازدواج كند كه در پى به چنگ آوردن سهمى از قراردادهاى فراوان سازمان برنامه بوده است. دكتر آموزگار به ويژه از مورد كوچصفهانى ياد كرد و گفت كه كوچصفهانى حدود دو هفته پيش مدارك مناسبى را برعليه ابتهاج گردآورى كرده بود و ابتهاج را تهديد نموده بود كه هر آنچه را در مورد فعاليت‏هاى همسر وى مى‏داند افشاء خواهد كرد. كوچصفهانى مدعى است كه همسر جديد ابتهاج همان فردى است كه وى را وادار نمود تا از شركت ليچفيلد ويتينگ  (Litchfield Whiting)تقاضاى رشوه نمايد. دكتر آموزگار خاطرنشان كرد كه وى يكى از مشاوران شركت ليچفيلد ويتينگ در بعضى از مسائل مهندسى (يعنى حوزه تخصصى وى) مى‏باشد. 2ـ تغيير وزرا
     دكتر آموزگار اظهار داشت كه احتمال دارد وزير راه وزيركار به زودى تعويض گردند، زيرا در مورد هر دو نفر آنها به عنوان افرادى كارآمد و لايق قضاوت نمى‏شود. آموزگار گفت كه شاه احتمالاً تاكنون بختيار (وزيركار) را به خاطر اين نگهداشته بود كه پس از طلاق دادن ملكه ثريا نمى‏خواست با اخراج وزيركار آن موقع يعنى بختيار اين تصور به وجود آيد كه وى مى‏خواهد تمامى خاندان بختيار را كنار بگذارد. دكتر آموزگار گفت كه احتمالاً رسوايى بزرگى در رابطه با رشوه‏گيرى وزير كشور از شركت‏هاى خارجى و نقشى كه وزير كشور در قضيه معروف به «جاده سوم به شميران» (كه به گفته آموزگار اين طرح منتفى است) داشت، علنى گردد و به همين دلايل نيز ممكن است وزير كشور در كابينه تعويض گردد. 3ـ نيروهاى نظامى ايران
     دكتر آموزگار گفت كه شاه را بايد متقاعد نمود كه به نيروهاى نظامى بيشترى احتياج ندارد و همچنين شاه بايد متقاعد گردد كه وجود يك ارتش كوچك و وفادار و خوب آموزش ديده كه تنها علت وجوديش حفاظت از شاه در مقابل خطرات داخلى باشد، امرى عاقلانه به نظر مى‏رسد. آموزگار اظهار داشت كه  اه
مى‏داند كه 1) ارتش ايران هر چقدر بزرگ باشد هرگز نخواهد توانست به نوعى دفاع در مقابل تهاجم شوروى دست يازد، و 2) ارتشى در ابعاد بزرگ براى حمايت ايران در مقابل تهاجمات هريك از كشورهاى منطقه خاورميانه نظير تركيه ضرورى نيست به اين دليل كه سازمان ملل ثابت كرده است كه در حمايت از كشورها در مقابل تهاجمات خارجى نقش مؤثرى ايفا نموده است، و براى نمونه قضيه كانال سوئز را طرح كرد، و 3) يك ارتش بزرگ فقط اين امكان را در اختيار مردمى قرار مى‏دهد كه ممكن است  روزى خواهان سرنگونى شاه باشند. وى گفت كه كيا، هدايت و بختيار دائما براى ايفاى نقش مسلط و كسب قدرت بيشتر در ارتش در حال منازعه و كشمكش هستند. آموزگار در ضمن فكر مى‏كرد كه مسئله قره‏نى عمدتا توطئه و دوزوكلك بود و قره‏نى كه افسرى شايسته است در حقيقت قربانى جنگ قدرت داخل ارتش شد. آموزگار مى‏گفت كه به خاطر وجود اين جنگ قدرت در ارتش، بايد در انتظار توطئه‏هاى بيشترى نيز بود. وى مى‏گويد كه شاه بيش از حد به ارتش براى مشاوره در مورد جنبه‏هاى مختلف سياست دولت تكيه مى‏كند و بعضى اوقات در حوزه‏هايى اين مشاوره صورت مى‏گيرد كه ارتشى‏ها مطلقا صلاحيت اظهارنظر ندارند.
4ـ مشاوران غيرنظامى شاه       دكتر آموزگار گفت كه وى مذاكراتى طولانى با علا وزير دربار شاه داشته مبنى بر اينكه شاه به مشاوران نظامى تكيه كرده و توجهى در مشاوره با غيرنظامى‏ها از خود نشان نمى‏دهد و اين رفتار شاه باعث شده است كه انبوهى از مردم تحصيلكرده عليرغم دستاوردهاى بعد از بازگشت شاه در سال 1953، هنوز ناراضى باشند. آموزگار قرار بود كه در بعدازظهر 20 اوت به حضور شاه رسيده و اين نظرات را به اطلاع شاه برساند و تلاش كند كه شاه را متقاعد سازد با 4 يا 5 مشاور غيرنظامى در امورى غير از مسائل نظامى مشورت نمايد.
5ـ برنامه سازمان بين‏المللى ارتباطات  
    دكتر آموزگار احساس مى‏كند كه برنامه اصل 4 ترومن براى مواجهه با مسائل كشور ايران كاملاً مناسب انتخاب نشده است. او همچنين مى‏گويد كه اين برنامه زياده از حد وارد جزئيات شده و پروژه‏هاى بسيارى را تحت پوشش در آورده است، حال آن كه بهتر مى‏بود كه اين برنامه تلاش خود را در مورد 5 يا 6
پروژه مشخص مؤثر متمركز نمايد. او با روانشناسى عمومى حاكم بر برنامه سازمان همكاريهاى بين‏المللى يعنى افزايش تدريجى سطح زندگى در همه بخشها مخالفتى نداشت. هرچند اين فلسفه و  نگرش از ديدگاه آموزگار با وضعيت ويژه امروزى ايران تطابق واقع گرايانه‏اى ندارد و اين معلول شرايط كلى
خاورميانه و تغييرات سريعى است كه در كشورهاى مجاور جريان دارد. اظهار نظر:
     به استثناى نفرت آشكار از ابتهاج كه هنگام سخن گفتن از وى مش ود بود، در بقيه اوقات گفتگو دكتر
آموزگار نقطه نظرات خود را كاملاً متين و به روشى كاملاً بى‏غرضانه و بى‏طرف آرام طرح مى‏كرد و در من
اين احساس را بوجود آورد كه وى نسبت به شاه وفادار بوده و در مورد آينده كشورش علاقه‏مند و نگران مى‏باشد. دلايل اين كه چرا وى نظراتش در مورد چنين مسائل متنوعى را با من طرح مى‏كند احتمالاً برمى‏گردد به 1) روابط شخصى خوبى كه ما با همديگر داريم، 2) ما را متوجه اين نكته گرداند كه به همراهى و برخورد وى با شاه، احتمالاً با اين اميد صورت مى‏گيرد كه اگر شاه به‏طور مطلوبى واكنش نشان دهد، حمايت آمريكا از خود را درپى خواهد داشت. در آغاز تصور كردم كه هدف وى دستيابى به موقعيت شغلى ابتهاج مى‏باشد، اما اكنون تصور مى‏كنم چيز ديگرى مثلاً به دست آوردن شغل وزير مشاور و يا مثلاً
موقعيتى رسمى يا غير رسمى به‏عنوان مشاور شاه را مدنظر دارد. به اين جمع‏بندى رسيدم كه وى حمايت قوى علا، وزير دربار شاه، و حمايت تعدادى از نمايندگان مجلس را با خود دارد. (البته پدر آموزگار نيز
سناتور مى‏باشد.) طبيعتا دكتر آموزگار مسائل مطروحه را به مثابه حركتى در جهت كسب قدرت بيشتر طرح نمى‏كرد، اما من قويا مطمئنم كه قضيه چيزى غير از كسب قدرت بيشتر نيست.      باتوجه به اظهارات آموزگار، در صورتى كه وى در ايجاد روابط نزديكتر با شاه و كسب قدرت بيشتر موفق شود در آن صورت من فكر مى‏كنم كه خيلى دقيق و حساس به روابط خود با ابتهاج و حمايت آشكارى كه از شخص ابتهاج مى‏كنيم، برخورد نماييم. دور از انتظار نيست اگر گفته شود كه ممكن است بتوان با اين كار به يك همبستگى واقعى دست يابيم. پايان ضميمه اول  گزارش ادارى
تاريخ: 30 اوت 1958خيلى محرمانه
از: جى. سى. ميكلاسبه: قائم‏مقام هيئت نمايندگى
موضوع: گفتگو با وزيركار، جمشيد آموزگار و معاون وزارت دارايى، رضا انصارى
     در 29 اوت، پيرو ملاقاتى كه آموزگار در 20 اوت با شاه كرده بود، با آموزگار ملاقاتى داشتم (به يادداشتهاى من به تاريخ 23 اوت رجوع كنيد)
     دكتر آموزگار گفت كه وى حدود 3 ساعت با شاه ملاقات داشت و درباره شرايط عمومى كشور به گفتگو پرداخته بودند. آموزگار در اين ملاقات صريحا و به طور جدى بعضى از وزراى كابينه را به باد انتقاد گرفته و سياست‏هاى آنها را نيز به نقد كشيده بود. آموزگار اظهار مى‏داشت كه شاه در تمام اين مدت با دقت به صحبت‏ها گوش مى‏كرد و هيچ‏گونه اعتراضى به انتقاداتى كه از جانب وى طرح مى‏شد، نداشت. در مورد بعضى از نكات، شاه نظراتى مبهم و غير صريح ارائه مى‏كرد، اما در كليت به نظر مى‏رسيد كه با اين نظر آموزگار كه مردم از دولت خشنود نيستند و حركتى اساسى و سازنده بايد صورت گيرد تا اين وضعيت را بهبود بخشد، موافق بود.
     ظاهرا شاه در هنگام ملاقات هيچ نشانه‏اى از كارهايى كه قصد انجام آنها را دارد، از خود بروز نداده بود به استثناى اين كه در پاسخ به انتقادات آموزگار در مورد ابتهاج، اظهار داشته بود كه وى احساس مى‏كند كه نمى‏تواند ابتهاج را بركنار كند زيرا ممكن است بعدها گفته شود كه درست هنگامى كه ابتهاج شروع كرده بود تا سازمان برنامه را به مسير صحيح بيندازد، شاه وى را از كار بركنار كرد. شاه اظهار داشته بود كه ترجيح مى‏دهد تا پايان برنامه 7 ساله دوم، ابتهاج در سازمان برنامه باقى بماند و تا آن موقع ابتهاج لياقت با بى‏لياقتى خود را اثبات خواهند كرد. آموزگار فكر مى‏كرد كه اين تجربه‏اى گران خواهد بود اما در شرايط حاضر باتوجه به اظهارات شاه، آموزگار ديگر قصد نداشت كه بر حملات خود عليه ابتهاج ادامه دهد. استنباط مى‏كنم كه حدود يك هفته طول كشيد تا شاه قبل از تصميم به جايگزينى بختيار توسط آموزگار در مورد نظرات آموزگار فكر كند و با اين انتصاب آموزگار بتواند به بعضى از افكار خود جامه عمل بپوشاند. آموزگار مى‏گفت هنگامى كه اقبال (نخست‏وزير) تصميم شاه را به اطلاع وى رساند،
همچنين گفته بود كه آموزگار بايد به حزب ملّيون بپيوندد. آموزگار گفت در آغاز از اين امر هراس داشت، ولى بعدا با تفكر بيشتر به اين نتيجه رسيد كه اگر پست جديد را مى‏خواهد، احتمالاً چاره‏اى جز پيوستن به اين حزب را ندارد. من از آموزگار پرسيدم كه اگر اقبال قرار باشد بركنار شود، وضعيت وى چه خواهد شد.
او پاسخ داد كه هيچ نگرانى خاصى در اين مورد وجود ندارد زيرا كه شاه وى را به اين پست منصوب كرده و
نه اقبال و اگر كماكان شاه از وى راضى باشد جايگاهى هم براى وى در نظر مى‏گيرد.در اوايل گفتگوى من و جمشيد آموزگار بود كه رضا انصارى، معاون وزير اقتصاد، به جمع ما پيوست و به آموزگار به خاطر پست جديدش تبريك گفت. به نظر مى‏رسد كه انصارى عضو «گروهى» است كه آموزگار در صحبت‏هاى خود مكررا را به آن اشاره مى‏كرد. اين گروه شامل 20 نفر ايرانى جوان مى‏باشد كه عمدتا در دستگاه دولتى مشغول به كار هستند و تمايل دارند كه عناصر فاسد و بى‏كفايت را تصفيه كنند، يعنى وزرا و عناصر رده پايين‏تر دستگاه دولتى كه از نظر اين گروه ناتوان و فاسد مى‏باشند. به هر حال اين تصفيه قرار است كه به
آرامى صورت پذيرد زيرا كه آموزگار براى توضيح آن از كلمه تغييرات تدريجى و اصلاح به جاى كلمه انقلاب استفاده كرد. اين گروه بيادآورنده گروه شبه سياسى كوچكتر «ايران نوين» است كه حدود 4 سال پيش تشكيل شد. همه افراد و يا تقريبا همه آنها اعضاى سابق گروه «ايران نوين» بودند. يك محفل كوچكتر متشكل از 6 نفر در درون اين گروه قرار دارد كه عبارتند از آموزگار، رضا انصارى و پيرنيا از وزارت اقتصاد و دارايى، افشار و ميرفخرايى از وزارت امورخارجه و آرام سفير كنونى ايران در ژاپن. چنين احساس مى‏كنم كه آموزگار كم‏وبيش رهبرى اين گروه را به‏عهده دارد و از آنها به‏عنوان مشاور استفاده مى‏كند. در من اين احساس مشخص نيز شكل گرفته است كه آموزگار، افراد گروه را در جريان فعاليت‏هاى خود براى كسب قدرت قرار نمى‏دهد. مثلاً وقتى كه من و آموزگار داشتيم راجع به ملاقات وى با شاه صحبت مى‏كرديم انصارى وارد شد و بلافاصله آموزگار موضوع بحث را تغيير داد و تا موقعى كه انصارى در آنجا حضور داشت، ديگر به ملاقات خود با شاه هيچ اشاره‏اى نكرد.
     بخش عمده‏اى از صحبت آموزگار و انصارى به اقداماتى اختصاص داشت كه قرار است كه آموزگار در پست جديدش انجام دهد.
     از محتواى كلى بحث اين طور به نظر مى‏رسيد كه آموزگار قصد دارد در آغاز به كارى شاخص و برجسته يازد تا بتواند توده مردم را سريعا و به نحو مطلوبى تحت تأثير قرار دهد (بدون طرح آن با شاه). اين امر به توجهى نسبتا درازمدت به پروژه‏هاى مسكن‏سازى براى كارگران و تعيين احتمالى منابع مالى آن و مناطقى كه قرار است اين طرح‏ها در آنها اجرا شود، هدايت مى‏شد. من نيز اين مسئله را طرح كردم كه به
نظر به من يكى از مهم‏ترين مشكلات اساسى كشور ايران عدم هماهنگى تمامى فعاليت‏هاى نهادهاى رسمى و غيررسمى در رابطه با توسعه اقتصادى كشور مى‏باشد كه هر دوى آنها تأييد كردند كه مطمئنا اين يكى از مشكلات آنها مى‏باشد و انصارى ادامه داد كه هم‏اكنون وزارت دارايى تلاش مى‏كند تا فعاليت‏هاى سرمايه‏گذارى و توسعه وزارتخانه‏هاى مختلف را از مخارج عمومى دستگاههاى ادارى مجزا نمايد و يك بار كه اين كار صورت گيرد امكانپذير خواهد شد كه بتوانيم اين برنامه‏ها را مطالعه نموده و معين نماييم كه در كجا اين طرح‏ها متناقض با يكديگر بوده و كدام يك از آنها از لحاظ اقتصادى درست به نظر مى‏رسند. اظهارنظر:
     به نظر من اعتراض به موقع آموزگار نزد شاه با وقوف به اين امر كه بختيار در حال كنار رفتن است
(چون در حقيقت آموزگار يك هفته قبل همين موضوع را نزد من پيش‏بينى كرده بود) جاى تعجب دارد. با تأثيرى مطلوب كه وى بر شاه داشت طبيعى بود كه به‏عنوان جانشين بختيار انتخاب گردد. آموزگار تقريبا جاه‏طلبى‏هاى بى حد و اندازه‏اى دارد و تاكنون به نظر مى‏رسد كه نقش‏هاى بى‏نهايت زيركانه‏اى را بازى كرده تا جاه‏طلبى‏هايش تحقق يابند. من احساس مى‏كنم كه او نسبت به محدوديتهاى خود و موانع بيرونى در جهت رشد و ارتقاى سريع (كه سرعت اين رشد را همه چيز مى‏توان ناميد غير از «كند») آگاه باشد و به نظرم مى‏رسد كه اگر وى اين مسير را ادامه دهد به احتمال زياد پيشرفت‏هاى بيشترى خواهد داشت و هيچ شكى ندارم كه آموزگار شغل جديد را به‏عنوان وسيله‏اى براى نيل به پيشرفت‏هاى بعدى در نظر مى‏گيرد. پايان ضميمه دوم

سند بعدي
تاريخ: 20 سپتامبر 1958 ـ 29/6/37 خيلى محرمانه مرسله سرويس خارجى ـ مرسله شماره 220
از: سفارت آمريكا ـ تهران به: وزارت امورخارجه، واشنگتن
عطف به: تلگرام سفارت 35 G مورخ 4 سپتامبر 48 و 42  Gمورخ 11 سپتامبر 58
موضوع: اطلاعات بيوگرافيك در مورد وزراى كابينه
     اطلاعات بيوگرافيك در مورد وزير جديد كار ايران، دكتر جمشيد آموزگار، و وزير مشاور جديد، دكتر نصرت‏اللّه‏ كاظمى، به شرح زير است: وزارتخانه از قبل اطلاعات بيوگرافيك كاملى در مورد سومين انتصاب كابينه يعنى سپهبد نادر باتمانقليچ، وزيركشور، دريافت كرده است (به گزارش بيوگرافيك سرّى در مرسله شماره 545 مورخ 8 ژانويه 1957 رجوع كنيد.)

آموزگار، دكتر جمشيد
زمان و مكان تولد: تهران 1923
تحصيلات :
     تحصيلات ابتدايى و متوسطه در تهران
     در دانشكده فنى و حقوق دانشگاه تهران تحصيل كرده است.
     1947 ـ 1943: ليسانس و فوق‏ليسانس مهندسى بهداشت و بهداشت عمومى از دانشگاه كرنل
     1949 ـ 1947: دكتراى مهندسى هيدورليك از دانشگاه واشنگتن، سياتل، واشنگتن.

زبانها:
     فارسى، انگليسى (بسيار عالى)، آلمانى.

مشاغل:
     1949: براى يك شركت آب‏وبرق در كاليفرنيا كار كرده است.
     1950: تكنسين و استاديار مهندسى هيدورليك، دانشگاه كرنل
     1951: توسط هيئت اجرايى ايالات متحده (USOM) در ايران استخدام شد. رئيس اداره مهندسى
               بهداشت و تعاون بهداشت عمومى، وزارت بهدارى.
     مه 1955: به معاونت بهداشت عمومى وزارت بهدارى منصوب شد.
     1956: عضو هيئت اعزامى ايران به كميته اقتصادى پيمان بغداد بود.
     مه 1957: رئيس هيئت اعزامى ايران در كميته اقتصادى پيمان بغداد در كراچى شد.
     ژانويه 1958: عضو هيئت اعزامى ايران در اجلاسيه پيمان بغداد در آنكارا بود.
     ژوئيه 1958: عضو هيئت اعزامى به شوراى وزيران پيمان بغداد در لندن، رئيس كميته اقتصادى پيمان
               بغداد در لندن.
     اوت 1958: به سمت وزير كار در كابينه اقبال منصوب شد.
عضويت در سازمانها:
     عضو و مشاور شوراى مديران كلوپ تهران.
     عضو شاخه تهران سازمان جهانى برادرى.

اطلاعات شخصى:
     آموزگار فرزند سناتور حبيب‏اللّه‏ آموزگار كه نويسنده‏اى فعال در تمامى زمينه‏ها بود، مى‏باشد. جمشيد سه برادر دارد: جهانگير و كورس كه آنها نيز در ايالات متحده تحصيل كرده‏اند و هوشنگ كه در انگليس تحصيل كرده و هم‏اكنون براى بانك ملى كار مى‏كند. آموزگار با يك دختر آلمانى كه انگليسى را به خوبى تكلم مى‏كند، ازدواج كرد. آنها فرزندى ندارند.
     آموزگار با 6 فوت قد و اندامى معمولى مانند همه ايرانيان رنگ مو و چشم قهوه‏اى معمولى و به‏طور كلى زيتونى دارد. وى ظاهرى آرام، چهره‏اى جذاب و گرم و شخصيتى دلپذير دارد. وى در مورد هر موضوعى گفتگو مى‏كند و همواره تصويرى از مردى با افكار روشن و منطقى از خود ارائه مى‏دهد. وى بدون ترديد يكى از باهوش‏ترين، زيرك‏ترين و جاه‏طلب‏ترين افراد ايرانى مى‏باشد. وى حريم خود را حفظ مى‏كند و از آن خط‏مشى سياسى تبعيت مى‏كند كه احتمالاً وى را قادر سازد از حمايت شاه برخوردار شود و در عين حال در صورت سرنگونى شاه در دولت كودتا قدرت قابل توجهى داشته باشد.      آموزگار در عادات اجتماعى خود نسبتا يك «گرگ تنها» مى‏باشد. وى يا او و همسرش معمولاً تنها در رستوران و يا كلوپ تهران مشاهده مى‏شوند. به نظر نمى‏رسد وى آن‏طور كه معمول ساير ايرانيان است،
گروهى از دوستان نزديك به خود را داشته باشد و ساعات فراغت خود را با آنان بگذارند. جداى از همكاران سياسى وى كه ليست آنها در زير آمده است، ظاهرا يكى از نزديكترين دوستان وى على‏نقى فرمانفرمائيان باشد كه يكى از كارمندان سابق وزارت خارجه بوده و در حال حاضر براى سازمان برنامه كار مى‏كند.
ملاحظات :
     آموزگار براى وزارت خارجه آمريكا شايد به بهترين وجه شناخته شده باشد، زيرا وى رئيس مقتدر كميته اقتصادى پيمان بغداد بود كه اجلاسيه آن امسال در آنكارا برگزار شد. وى در آنجا اين موقعيت را داشت تا توانائيهاى گسترده خود را در سازماندهى نشان دهد.
     آموزگار قطعا طرفدار آمريكا مى‏باشد، ليكن در بروز احساسات خود را يك مخالف نشان مى‏دهد. همچنين تصور مى‏شود وى يكى از تواناترين افراد ايرانى آموزش ديده در زمينه مهندسى بهداشت است و
مدير آمريكايى سابق PHCO وى را «تنها مهندس بهداشت رقيب در ايران» تصور مى‏كرد.
گرايشات :
     آموزگار شديدا منتقد ابوالحسن ابتهاج، مدير سازمان برنامه و بخصوص همسر وى مى‏باشد، زيرا به عقيده آموزگار او از بسيارى از قراردادهايى كه سازمان برنامه منعقد مى‏كند، سهمى مى‏گيرد. وى همچنين خاطرنشان كرده است كه احترام كمى براى منوچهر اقبال، نخست‏وزير ايران، قائل است.
     آموزگار معتقد است شاه در مورد تمامى جنبه‏هاى سياسى دولت، بيش از حد به مردان نظامى خود براى مشاوره متكى است و تصور مى‏كند شاه بايستى چهار تا پنج مشاور غيرنظامى را انتخاب كند تا در مورد تمام موضوعات به غير از موضوعات نظامى مورد مشورت قرار گيرند.
     در رابطه با ارتش ايران، آموزگار معتقد است شاه بايد متقاعد شود كه به سربازان بيشتر نياز ندارد، وى
عقيده دارد: 1) ارتش ايران هرچقدر بزرگ باشد، هرگز نمى‏تواند اميدوار باشد از كشور در مقابل هجوم  شوروى دفاع نمايد. 2) سازمان ملل كارآيى خود را در حفاظت از كشورهايى كه از خارج مورد هجوم قرار گرفته‏اند به اثبات رسانده است و اين نياز ايران را به يك ارتش بزرگ براى حفاظت در مقابل ساير كشورهاى خاورميانه نظير تركيه مرتفع مى‏سازد، و 3) يك ارتش بزرگ فقط قدرت را در اختيار كسانى قرار مى‏دهد كه ممكن است روزى خواهان سرنگونى شاه شوند.
     آموزگار به اعضاى سفارت گفته است احساس مى‏كند برنامه اصل چهار براى حل مشكلات در ايران كاملاً مناسب نمى‏باشد. وى معتقد است كه بهتر مى‏باشد برنامه اصل چهار به جاى كار بر روى پروژه‏هاى
زياد و توسعه برنامه‏هايش به صورت جزئى، بر روى 5 يا 6 پروژه خاص با كارآيى بالا متمركز شود.
فعاليت‏هاى سياسى :
     آموزگار ظاهرا عضو گروهى شامل 20 ايرانى جوان مى‏باشد كه اكثر آنها در دستگاه دولتى بوده و حذف فساد و وزراى نالايق و ساير مقامات نالايق دولتى را به‏عنوان هدف خود برگزيده‏اند. اين گروه شاخه كوچكى از يك گروه سياسى به نام «ايران نوين» است كه چهار سال قبل تشكيل گرديد. تقريبا تمام گروههاى فعلى اعضاى ايران نوين مى‏باشند. در دخل گروه فعلى يك محفل كوچكتر داخلى با 6 عضو وجود دارد: آموزگار، رضا انصارى، معاونت خزانه‏دارى در وزارت دارايى، باقر پيرنيا، كفيل معاونت
وزارت دارايى كه اخيرا به‏عنوان وابسته اقتصادى در ايالات متحده منصوب شده است، اميرخسرو
افشارقاسملو، مديركل امور سياسى در وزارت امورخارجه، محمود ميرفخرايى، مديركل امور ادارى در
وزارت امورخارجه و عباس آرام، سفير ايران در توكيو. ظاهرا آموزگار رهبر اين گروه مى‏باشد و كم‏وبيش
سايرين را به‏عنوان مشاور مورد استفاده قرار مى‏دهد.

سند بعدي
زمان: 21 ژوئيه 1959 ـ 30/4/1338مكان : وزارت كار
صورت مذاكرات با دكتر جمشيد آموزگار، وزيركارخيلى محرمانه
شركت‏كنندگان: دكتر آموزگار، وزيركار، جرج كيو، سفارت آمريكا، رابرت اسكات، سفارت آمريكا،
ژوزف سالتزمن، سفارت آمريكا
1ـ خانه‏سازى دولتى:
     آموزگار گفت كه وى از جانب نخست‏وزير به‏عنوان هماهنگ‏كننده كليه برنامه‏هاى خانه‏سازى در
جريان و يا در دست برنامه‏ريزى از طرف بانكها و سازمانهاى مختلف دولتى ايرانى، منصوب شده است.
سازمان وى سازمان ملى مسكن ناميده مى‏شود و هدف آن ايجاد توازن در امر خانه‏سازى همگام با منابع
ايران است و خواهان آن است كه خانه‏ها ارزان قيمت و متناسب با نيازها ساخته شوند. آموزگار سپس شروع به انتقاد از اصل 4 نمود و اظهار داشت كه وى در تلاشهايش براى كسب مساعدت و هميارى، مواجه با مسائل بوروكراتيك و عدم تفاهم گرديده است. وى سپس به وام 23 ميليون دلارى آمريكا كه چندين سال پيش به ايران داده شده بود و قرار بود سرمايه چندين بانك منجمله بانك رهنى را تشكيل دهد، اشاره كرد. ظاهرا در نتيجه استفاده از منابع مالى ديگر، از اين پول آن استفاده‏اى كه انتظار مى‏رفت به عمل نيامد و براساس گفته آموزگار اينك در حسابى تحت اختيار وزير دارايى عاطل مانده است. اين منابع مالى ديگر از فروش كالاهاى آمريكايى توسط تجار و دلالهاى داخلى ايجاد شده بودند.
     آيا طبق گفته وزير 60 ميليون تومان در اين حساب است. وى مى‏خواهد از اين پول براى ساختن آپارتمان استفاده نمايد. برنامه اوليه او ساختن 1000 واحد در هر سال (5000 واحد در كل) از طريق به كارگيرى اين منبع به علاوه ديگر سرمايه‏هاى داخلى و خارجى بود. براساس گفته آموزگار سازمان بين‏المللى ارتباطات واشنگتن تصميم گرفته است كه وى نمى‏تواند از اين منابع به همراه ديگر سرمايه‏هاى
كه از طريق شركت‏هاى خارجى، يعنى شركت‏هايى به غير از شركت‏هاى آمريكايى، تأمين شده است براى خانه‏سازى استفاده نمايد.
     در حالى كه آموزگار اين سخن را مردود نمى‏شمارد، ولى از اين كه چرا ما اين‏گونه قيود سياسى را به
وامهايمان پيوند مى‏زنيم، متعجب است، وى افزود به ويژه اين كه منافع ما اقتضاء مى‏كند مسئله كمبود مسكن كه اكنون حادتر شده و به‏طور جدى بر ثبات سياسى ايران اثر گذاشته است را سروسامانى بدهيم. وى درخصوص اصل 4، از عدم توانايى براى تصميم‏گيرى به موقع در اينجا انتقاد كرد و اشاره نمود كه تا چه حد تناقض در گفته‏هاى مستشاران اصل 4 وجود دارد، چون به ايرانيان مى‏گويند كه بايستى به عدم تمركز روى بياورند، ولى خودشان درخصوص هر مورد كوچك و بسيار جزئى مجبورند از واشنگتن كسب تكليف كنند. وى گفت سه هفته طول كشيد تا به سؤالى در مورد تورم‏زا بودن يا عدم تورم‏زايى اين طرح پاسخ داده شود.      آموزگار گفت كه شاخص قيمت‏هاى بانك ملى نشان‏دهنده اين است كه سال گذشته اجاره بها 28% افزايش داشته است. او پرسيد آيا تنها حفظ وضع نامساعد كنونى نمى‏تواند تورم‏زا باشد؟ او گفت هزينه پروژه كه 30 تا 50 ميليون تومان است نمى‏تواند در مقايسه با كل رقم بودجه (6000 ميليون تومان) قابل توجه باشد. او متذكر شد كه فقط در تهران به تنهايى 39 هزار كارمند دولت فاقد مسكن وجود دارند كه بسيارى از آنان معلمين مى‏باشند. اگر اين معلمين ناراضى باشند و كودكان ايرانى را در موقعيت فعلى روحى كه دارند تعليم دهند، نتيجه مى‏تواند وخيم باشد. او سپس گفت كه آقاى نايت از سازمان بين‏المللى ارتباطات واشنگتن به تازگى وارد ايران شده و به وى توصيه كرده است كه برنامه 250 واحد آپارتمان دو اتاق خوابه را همچنان به پيش ببرد. آموزگار گفت كه وى مى‏داند توانايى ساخت هزار واحد آپارتمان را در صورتى كه ديگران مى‏توانند ساليانه چندين برابر آن را در نقاط ديگر بنا كنند، دارد. وى متذكر شد براى خانواده‏هاى ايرانى با ميانگين تعداد 5 تا 8 نفر، آپارتمان‏هاى دو اتاقه مناسب نيست و گفت كه وى آپارتمانهاى 4 اتاقه را ترجيح مى‏دهد. وزير فكر مى‏كند مشاورين آمريكايى، خصائص فكرى ايرانيان را متوجه نيستند و با آن سرعتى كه مى‏آيند و مى‏روند، فرصت بسيار كمى براى مطالعه احوال ايرانيان دارند. او گفت به آنها گفته است ظرف يك هفته به وى اعلام نمايند كه آيا مى‏تواند با اين پول 1000 واحد را بسازد يا خير، كه در صورت منفى بودن به تأمين وجوهات از طريق منابع ديگر اقدام نمايد.
آموزگا عنوان نمود كه آنها 50 درصد هزينه‏هاى پروژه را افزايش داده‏اند، خريداران 20% پيش پرداخت داده‏اند، شاه زمين آن را تأمين كرده است. زمين 10 ميليون تومان قيمت دارد. پروژه شامل 30 مجموعه آپارتمانى مى‏باشد كه هزينه هر واحد معادل 4000 دلار است، كه اين مبلغ طى 15 سال و با نرخ بهره 5 در سال و قسط ماهيانه 2000 ريال پرداخت خواهد شد و اين رقم معادل 20 تا 25 درصد حقوق خريداران
طبقه متوسط است كه با 50 اجاره‏اى كه هم‏اكنون مى‏پردازند قابل قياس نيست. 2ـ بازگشت دانشجويان خارج از كشور       وزير اعلام نمود كه وى به عنوان هماهنگ‏كننده فعاليت‏هاى كاريابى براى دانشجويانى كه از خارج باز مى‏گردند تعيين شده است. وى گفت كه در اين رابطه مشكلاتى وجود دارد:     الف ـ مشكلات خانوادگى: خيلى از دانشجويان همسر خارجى دارند و نمى‏توانند با آداب و رسوم و روش زندگى ايرانى خود بگيرند.
     ب ـ مشكل كافى نبودن ظريفت دانشگاه تهران.
وزير گفت ظرفيت دانشگاه خيلى پايين است و تدريس از كيفيت خوبى برخوردار نمى‏باشد. مواد درسى به
سبك سيستم فرانسوى ميل دارند و استادان تعليم ديده فرانسه هستند. آنان با حسادت در مقابل رخنه نفوذ آمريكائيان مقاومت مى‏كند. اين افراد دوست ندارند كه كسى با قدرت تفكر و انديشه بهتر به آنان بپيوندد. به گفته وزير، به طور مثال برادر او كه اكنون در كالج اكسيدنتال تدريس مى‏نمايد، هرگز نمى‏تواند به خاطر اين طرز تفكر در دانشگاه تهران تدريس نمايد. چيزى كه ايران بدان نياز دارد دانشگاه ديگرى است مثلاً دبيرستان البرز كه به سبك آمريكايى اداره مى‏شود. اين امر باعث مى‏شود كه كليه دانشجويان مازاد جذب بشوند و تمامى آنها احساس نخواهند كرد كه مجبورند براى تحصيل به خارج از كشور بروند و ضمنا باعث افزايش توان علمى تدريس خواهد شد.
     ج ـ گرايشات و مواضع دانشجويان : آموزگار تأكيد ورزيد كه دانشجويان اكثرا از نقطه‏نظر آموزشى آماده كار در ايران نيستند. تمامى آنها مى‏خواهند كه دكتر يا مهندس باشند. هيچيك ميل ندارند كه مثلاً حسابدار حرفه‏اى يا موسيقى‏دان بشوند، چون كه اين عناوين در ايران تداعى لفظى بدى دارند. وى اضافه كرد علاوه بر اين وقتى دانشجويان از خارج باز مى‏گردند، انتظارات زيادى دارند و در عين حال كه حاضر هستند در شركتى در خارج از كشور كار كنند، ولى تماما انتظار دارند كه به مجرد ورود به ايران وزير شوند. خيلى از آنان آرزوى مشاغل دولتى را دارند كه ممكن است پرستيژ بيشتر و كار كمترى را بطلبد، ليكن حقوق بسيار كمى خواهد داشت. اكثر دانشجويان آن نوع كارى كه در بخش خصوصى صنعتى رو به تزايد است و براى كشور منافع زيادى در بردارد را نمى‏پذيرند. وزير گفت كه دانشجويان هنوز وى را به عنوان فردى مطلع از احوالات آنان مى‏شناسند. او به آنها توصيه مى‏نمايد كه در بخش خصوصى مشغول شوند. او هرگز از احساسات آنها نسبت به ساواك بهره‏بردارى منفى نمى‏نمايد، هر چند كه آنها گاهگاهى نظ يات
بسيار افراطى ابراز مى‏دارند.
     آموزگار سپس در مورد موضوع ديگرى گفتگو كرد كه زمانى كه خود وى از آمريكا بازگشته بود بدانها فكر مى‏كرد مبنى بر اين كه بايستى در ايران آزادى انتخابات، آزادى سياسى و غيره وجود داشته باشد.      او اضافه كرد كه دانشجويان اكثرا متأثر از دمكراسى در آمريكا به ايران باز مى‏گردند، ليكن اكثرا نمى‏فهمند كه در آمريكا دموكراسى چگونه به اجرا گذارده مى‏شود. براى مثال آنها هيچ چيزى راجع به گروههاى ذينفع پشت پرده (TAMMANY: نام سازمانى است كه مقر آن در نيويورك مى‏باشد و به دنبال كسب قدرت سياسى و اجرايى از طريق اعمال روشهايى است كه عمدتا همراه با فساد و پرداخت رشوه  و ساير شيوه‏هاى ارعاب و تحميل مى‏باشند ـ مترجم) و اين كه بدون حمايت احزاب و پول آنها يك كانديداى مستقل و واجد بهترين شرايط هيچ شانسى براى موفقيت ندارد، نمى‏دانند. او اغلب به افرادى كه مى‏توانند دانشجويان را تحت نفوذ خود قرار دهند مى‏گويد كه ايران هنوز آماده براى انتخابات آزاد كامل و تمام عيار نمى‏باشد، او در خصوص گفتگو با دانشجويان در مورد اين موضوع بسيار ملاحظه‏كار است،
زيرا نمى‏خواهد به عنوان افشاءكننده اسرار دولتى شناخته شود.
    آموزگار گفت كه اگر انتخابات آزادى برگزار شود هيچ فرد مسئولى انتخاب نمى‏شود و فقط آنهايى كه از طرف ملاها و بازاريان معرفى مى‏شوند، برنده خواهند شد. (تذكر: معلوم نيست كه منظور او چپى‏ها يا كمونيست‏ها هستند.) او تأكيد نمود كه فقط آنهايى كه با دو حزب سياسى شناخته شده و قانونى  روكار
دارند، بايستى مجاز به تبليغات براى انتخابات آينده باشند. او معتقد بود چنانچه احزاب كانديداهاى خوبى را برگزيده و انتخابات كمابيش آزادانه برگزار شود، به عبارتى مى‏تواند انتخابات آزاد ناميده شود. او گفت كه اين نكته براساس طرح شاه است كه البته وى با آن موافقت دارد. او اضافه نمود كه اين امر به احزاب سياسى بستگى دارد كه امور خود را بتوانند مسئولانه اداره كنند و در نتيجه آن، اعتماد عامه را جلب نمايند. او قبول داشت كه زمان حق رأى براى كليه مردان هنوز فرا نرسيده است و به محض اين كه در قانون اساسى ذكرى از آن به ميان آيد، امكان لغو آن بدون قلمداد شدن به عنوان اقدامى ارتجاعى ميسر نخواهد شد.       وزير اين حقيقت را ابراز داشت كه مشاورين امور دانشجويى كه در اروپا و آمريكا فعاليت دارند، منتصبين سياسى شاه هستند كه واجد شرايط نبوده و فقط در ارتباط با مشاغل خود خواهان حقوق‏هاى بالا مى‏باشند. آنان شرايط روحى و روانى دانشجويان را درك نمى‏نمايند و فى‏الواقع با اعمال احمقانه‏شان دانشجويان را بيگانه‏تر ساخته و تنفر آنها را نسبت به كشورشان با اين نوع نمودها بيشتر مى‏سازند. او متذكر شد كه در نتيجه اين افراد به جاى اينكه دانشجويان را ترغيب به بازگشت به كشورشان بنمايند، تأثير مغايرى بر جاى خواهند گذاشت. افرادى كه شاه منصوب نموده است عليه بهترين منافع او عمل مى‏نمايند.      براى مثال، زمانى كه صحبت از خنثى‏سازى تبليغات شوروى و احساسات ضد رژيم مطرح بود، به اين مشاورين گفته شد كه قدمهايى براى جلب حمايت از شاه بردارند. آنان صرفا به گرد آوردن دانشجويان ايرانى براى صرف چاى و ارائه سخنرانى‏هاى بى‏محتوا اكتفاء نمودند. اين امر باعث شد كه دانشجويان را نسبت به موضوع سرد نمود و تنفر آنان را تشديد نمايند. آنان احساس مى‏كردند كه به هوش و درايتشان توهين شده است. اين مشاورين مى‏بايستى اطلاعاتى در مورد سابقه ذهنى و مشكلات شخصى هر يك از دانشجويان داشته باشند تا در نتيجه آن بتوانند شخصا به آنان دستيابى پيدا كنند و از اعتماد آنها بهره جويند. از اين طريق آنها مى‏توانند سودمند باشند و در عين حال حمايت دانشجويان را از شاه بيشتر جلب نمايند.

3ـ پركردن خلاء بين دانشجويان و دولت :
در گذشته دانشجويان خارج از كشور احساس مى‏كردند از جانب دولت ناديده گرفته مى‏شوند. شايد آنان
مايل بودند پس از فراغت از تحصيل، در ايران مشغول كار شوند، ولى از اين كه چگونه به اين تمايل جامه عمل بپوشانند، دچار آشفتگى و سردرگمى بودند.
     آنان نسبت به دولت احساس عدم اطمينان و ضديت داشتند و از عدم وجود دلبستگى نسبت به كشورشان احساس انزجار مى‏نمودند و در پى آن به اين نتيجه مى‏رسيدند كه در خارج از كشور باقى بمانند. آنها اين كار را با ازدواج با خارجيان و يافتن شغلى در خارج انجام دادند. اكنون دولت طبق تمايلات شاه مصمم به دست زدن به اقدامى مثبت مى‏باشد. براى هريك از دانشجويان پرسش‏نامه‏اى فرستاده مى‏شود و وزارت كار بر طبق شرايط دانشجو متعهد مى‏گردد او را به كارى بگمارد. هدف كسب همكارى دانشجو در برنامه توسعه ايران است.

اظهارنظر:
     وزير مدعى است كه وى از جانب شاه، كه مى‏خواهد تا پاييز برنامه خانه‏سازى را به پايان برساند، تحت فشار قرار دارد. پروژه 1000 واحدى اوليه براساس اصل چهار حدود 5 ميليون دلارى هزينه دارد. اصل چهار تصريح دارد كه طرح درازمدت در ارتباط با شركت‏هاى خارجى با هيچ برنامه يا فهرست بهائى انطباق ندارد. اصل چهار در ابتدا، سخنان غيررسمى آموزگار را مبنى بر اين كه وى برنامه خانه‏سازى را در 20 ژوئيه مورد بررسى قرار داده است، دريافت داشتند. آنها (كارمندان اصل چهار) ابراز مى‏دارند كه نظرات وزير مبنى بر تأخيرات و بوروكراسى، بدون اساس و پايه هستند. آنها تصريح مى‏نمايند كه با تخصيص منابع براى خانه‏سازى به طور اصولى موافقت به عمل آمده بود، مشروط بر آن كه برنامه‏اى براى خانه‏سازى ارائه شود. با قسمتى از برنامه براى احداث خانه‏هاى سازمانى جهت كاركنان دولت در نواحى چهارده‏گانه شهردارى موافقت شده بود.       آن‏گونه كه آموزگار طرح اوليه را ارائه داده بود، قرار بود با تأمين اعتبار 50 درصد از بودجه توسط بانك ملى و پس از انعقاد موافقت‏نامه‏اى در مورد زمين، آقاى نايت به ايران بيايد. اكنون اين‏طور استنباط مى‏شود كه بانك ملى با تأمين اعتبار 50 درصد موافقت نكرده و زمين نيز آماده نيست. در حال حاضر دو زمين ديگر براى خانه‏سازى تحت بررسى هستند.
     اصل چهار بر اين باور است كه اگر زمينى يافت شود، 50 درصد مبلغ لازم براى احداث 1000 واحد مسكونى از اين وام و مابقى از محل پيش‏پرداخت‏هاى خريداران به علاوه منابع تخصيص يافته توسط دولت ايران تأمين خواهد شد و هزينه خريد زمين نيز توسط دولت تخصيص خواهد يافت. اصل چهار بر دريافت اطلاعات مرتبط با طرحها، آب، روشنايى و مشخصات سيستم فاضلاب چه به صورت مناقصه يا امانى و كار و نيز جزئيات تأمين مالى و هزينه‏هاى نگهدارى تأكيد مى‏ورزد. اصل چهار اظهار مى‏دارد كه با در نظر گرفتن ارقام آموزگار، يك خانه چهار اتاقه 5500 دلار تمام مى‏شود كه بدين معناست كه خريداران مى‏بايست تقريبا 50 درصد حقوقشان را براى تأمين هزينه خريد خانه بپردازند. آموزگار به رسم ايرانى عنوان مى‏نمايد كه درخواست براى جزئيات گمراه‏كننده است و البته اين اظهار واقعيت ندارد. اصل 4 بنا دارد به آموزگار كمك نمايد و به وى يارى دهد تا پروژه هزار واحدى را به نحوى شايسته و عالى به انجام رساند.
سند بعدي
تاريخ: 29 ژوئيه 1959 ـ 7/5/1338 خيلى محرمانه
از: سفارت آمريكا، تهران ـ مرسله شماره 57به: وزارت امورخارجه، واشنگتن
موضوع: صورت مذاكره با جمشيد آموزگار
بيوگرافى:
     دكتر جمشيد آموزگار، وزير كار، فردى بسيار باهوش، بسيار دقيق و بسيار جاه‏طلب مى‏باشد.       از زمان عضويت وى در كابينه در سال قبل، به تدريج عناوين و مناصب ديگرى علاوه بر وزارت كسب نموده  ست. او متخصص اقتصادى اصلى دولت در پيمان بغداد مى‏باشد و در كليه جلسات اخير آن شركت  داشته و در تعدادى از پروژه‏هاى اصلى اقتصادى داخلى نيز درگير بوده است. طبق اين مذاكره، وى اكنون نيز در زمينه خانه‏سازى و امور دانشجويان خارج از كشور مسئوليت‏هايى دارد. ستاره بخت او به روشنى در حال طلوع است.  خلاصه مذاكره:
     آموزگار گفت كه به‏عنوان مسئول كليه طرحهاى عمرانى خانه‏سازى دولتى منصوب گرديده است و اولين هدفش احداث 1000 واحد مسكونى در تهران براى امسال مى‏باشد. به هر حال او احساس مى‏كند كه بوروكراسى ادارى اصل چهار به‏طور جدى برايش مانع ايجاد كرده است. آنچه او در نظر دارد اين است كه مى‏خواهد از بودجه‏هاى برگشتى كه مشتركا توسط وزير اقتصاد و اصل چهار نگهدارى مى‏شود، استفاده كند.       به هر حال وى تاكنون نتوانسته در مورد اصل چهار اين نكته را دريابد كه آيا استفاده از اين سرمايه
براى طرح‏هاى خانه‏سازى مجاز خواهد بود يا خير. آموزگار گفت آمريكائيها از درك اهميت ابعاد سياسى و اقتصادى كمبود مسكن در ايران عاجزند. آنچه آموزگار به انجام آن اميدوار است ساختن خانه‏هايى با قيمت نسبتا كم ولى داراى فضاى كافى براى راضى كردن يك خانواده متوسط كارمندى است. اميد او فقط آن است كه اصل چهار به نحوى بتواند براى استفاده از پول تصميم بگيرد.      آموزگار گفت مسئوليت جديد او هماهنگ كردن امور دانشجويان ايرانى خارج از كشور است. مشكل اصلى موجود در اين زمينه اين است كه از يك طرف دانشجويان به علت عدم وجود امكانات كافى در ايران مجبورند براى تحصيلات لازمه به خارج سفر كنند، ولى از طرف ديگر بسيارى از آنها هرگز باز نمى‏گردند. آنها به كشور باز نمى‏گردند زيرا با خارجيان ازدواج كرده‏اند، زيرا به نظر مى‏رسد شانس يافتن شغل مناسبى را در ايران ندارند، زيرا احساس مى‏كنند دولت ايران ديگر به آنها احتياجى ندارد و يا بدليل رهبرى كسل‏كننده افراد بى‏شعور سياسى كه به عنوان مشاور دانشجويان خارج از كشور خدمت مى‏كنند. آموزگار اميد به اصلاح اين مشكلات از طريق برنامه‏اى دارد كه اجازه توجه به مسائل فرد فرد دانشجويان، خصوصا با مساعدت دولت در زمينه ايجاد شغل، را مى‏دهد.      آموزگار به طور معترضه، نظرش را درباره وضعيت دموكراسى در ايران ارائه داد و به وضوح جريان
برنامه‏ريزى شده كنونى مبنى بر اجازه وجود دو حزب كنترل شده را تأييد كرد. و احساس مى‏كرد كه ايران
هنوز براى بيش از اين آماده نيست.
     درباره پروژه خانه‏سازى توجه به اين موضوع لازم است كه اصل چهار جهت همكارى آماده است،
ولى فقط منتظر يك طرح مدون و مشخص توسط دولت ايران مى‏باشد.

براى سفير
چارلز سى. استل
رايزن سفارت در امور سياسى
سند بعدي
وزارت خارجه، اكتبر 1959 ـ مهر 1338 سرّى ـ غيرقابل رؤيت براى بيگانگان
جمشيد آموزگار
     دكتر جمشيد آموزگار وزير قبلى كار كه از اواخر اكتبر 1959 به وزارت كشاورزى منصوب گرديده، جوانى است با استعداد كه به نظر مى‏رسد ترقى سريع او در سلسله مراتب رهبرى سياسى ايران شروع شده است. آموزگار كه علاوه بر زيركى، جاه‏طلب نيز مى‏باشد؛ مواضع سياسى خود را اصلاح مى‏نمايد و راهى را انتخاب مى‏كند كه او را قادر سازد از علائق شاه (محمدرضا شاه پهلوى ـ بيوگرافى او را ببينيد) بهره‏بردارى كرده و همزمان توسط ملى‏گراها به‏عنوان حامى اصلاحات شناخته شود. او طبق گزارش، رهبر گروه كوچكى از ايرانيان جوان است كه اكثر آنها در سمت‏هاى دولتى مشغولند و هدفشان زدودن فساد و بى‏كفايتى در دستگاه دولتى است. از جمله اين افراد رضا انصارى، خزانه‏دار و معاون مهم وزير دارايى؛ غلامعباس آرام، وزير امورخارجه؛ و اميرخسرو افشار قاسملو، مديركل امور سياسى وزارت امورخارجه (به زندگينامه آنها رجوع كنيد) را مى‏توان نام برد. اين گروه بدون شك به شاه وفادارند و احتمالاً اين امر، گروه را در تبادل ديدگاهها دچار محدوديت مى‏كند.       آموزگار با اطلاعات وسيع، تيزهوشى و افكار منطقى و توانايى زياد در سازماندهى، مأمورين آمريكايى را تحت تأثير قرار داده است. او از تأكيد شاه مبنى بر ايجاد ارتش بزرگ و گسترده انتقاد مى‏كند و مى‏گويد كه ايران توانايى تأمين قدرت بزرگى كه بتواند از خود در مقابل تجاوز روسيه دفاع كند، ندارد. او به وضوح متقاعد شده است كه ثبات و پيشرفت ايران به فعاليت‏هاى مؤثر سياسى و برنامه اصلاح اقتصادى بستگى دارد. به همين جهت او از سازمان همكاريهاى بين‏المللى انتقاد مى‏نمايد و اذعان مى‏دارد كه به جاى پرداختن به تعداد محدودى پروژه اصلى خود را به جزئيات مشغول كرده است. آموزگار در ايالات متحده تحصيل كرده و قطعا دوست اين كشور مى‏باشد. او در سال 1923 (1302) در تهران متولد شد و فرزند حبيب‏اللّه‏ آموزگار سناتور و وزير سابق فرهنگ مى‏باشد. او تحصيلات مقدمات خود را در تهران به پايان رسانيد و در دانشكده‏هاى حقوق و فنى دانشگاه تهران تحصيلاتش را ادامه داد و در سال 1943 به آمريكا آمد و به دانشگاه كرنل راه يافت. او ليسانس و فوق‏ليسانس خود را در رشته بهداشت عمومى و مهندسى پزشكى در دانشگاه كرنل در سال 1947 به پايان رسانيد، سپس براى اخذ دكتراى مهندسى هيدروليك (در سال 1949) وارد دانشگاه واشنگتن شد. پس از ترك دانشگاه در سال 1949 براى مدتى با يك شركت آب و برق (Utilities) در كاليفرنيا كار كرد و در سال 1950 به عنوان دستيار پروفسور مهندسى هيدروليك به كرنل بازگشت.
     در سالهاى اخير او به ايران بازگشته و به استخدام هيئت اجرايى ايالات متحده (USOM) درآمد. پس از ترك  USOMبه عنوان مسئول بخش مهندسى پزشكى وارد وزارت بهدارى شد و در ماه مه 1955 به سمت معاونت بهداشت عمومى منصوب شد. آموزگار تا سال 1958 كه به وزارت كار منصوب شد در اين پست باقى ماند، ولى در اين مدت فعاليت‏هاى او در وزارت بهدارى محدود نشد. در ژانويه 1956، او يكى از اعضاى هيئت ايرانى شركت‏كننده در كنفرانس اقتصادى در بغداد بود. و در ماه ژوئن همان سال او رهبرى گروه كار كميسيون كنفرانس تهران و در سال 1957، رهبرى هيئت شركت‏كننده از طرف اين كشور در كنفرانس كراچى را به عهده داشت. در ژانويه 1958، عضو اين هيئت در آنكار براى شركت در كنفرانس  مضاى قرارداد مشترك بود و در ماه ژوئيه همان سال با چنين سمتى به لندن سفر كرد. در كنفرانس لندن  به عنوان رهبر كميسيون اقتصادى كه همزمان برگزار شد، فعاليت مى‏كرد.
     انتصاب آموزگار، به سمت وزارت كار از طرف دولت انعكاس توجه شاه به عدم موفقيت دولت، در كسب پشتيبانى نيروهاى كارگرى بود. آموزگار با پشتيبانى شاه اقداماتى در جهت ايجاد آسايش فردى و بهبود سطح زندگى كارگران به عمل آورد. او همچنين براى احياى مجدد سنديكاى كارگران فراخوانده شده است.
     تا اكتبر 1959، نتايج به علت مخالفت مسئولين با تغييرات و رقابتهاى سياسى بين كارگران و تصور شخصى وزارت چندان مطلوب نبود. آموزگار در تلاش خود براى اجراى برنامه‏اش، با بررسى مجدد قوانين اوليه كار، وزارت را بر مبناى ارتباط ادارى بيشتر تجديد سازمان نمود و گروهى از همكاران توانا را در اطراف خود گردآورد.      انتصاب او به وزارت كشاورزى در اكتبر 1959 نمايانگر يك ترفيع بارز در ارتقاى مشاغل اوست. وزارت كشاورزى بيشتر از وزارت كار مورد توجه است، زيرا اتكاى آن بر صادرات اصلى داخلى ايران و
اصلاحات ارضى است. در حالى كه وزير قبل از وى بنا به گزارشى با منوچهر اقبال، نخست‏وزير، نسبت به
برنامه اصلاحات ارضى توافق نداشتند، از آموزگار انتظار مى‏رود كه برنامه مطلوب شاه و اقبال را فعالانه به اجرا گذارد. آموزگار از بدو ورود به دفتر جديدش، با طرح گسترش سازمان متبوعش شروع به ايجاد چندين تغيير در وزارتخانه كرد.      جمشيد آموزگار كه حدود 6 فوت قد دارد فردى ساكت، مؤدب و خوش مشرب و جذاب است. او و همسرش كه دخترى آلمانى است، ولى انگليسى حرف مى‏زند، به نظر نمى‏رسد كه دوستان بسيار نزديكى داشته باشند و بخواهند براى خودشان نگهدارند. آنها فرزند ندارند. آموزگار علاوه بر فارسى به آلمانى و انگليسى خيلى خوب صحبت مى‏كند.
سند بعدي
آقاى شوارتز
     اين مطلب پراكنده نظرات اد ويلت در مورد آموزگار مى‏باشد. از جانب خود بايد بگويم كه آموزگار به نحو فزاينده‏اى به‏عنوان يك فرد جوان با روحيات تهاجمى و متكى به خود شناخته مى‏شود كه بسيار مشتاق است در زمينه مشاغل سياسى خود ترقى نمايد. اما تصور مى‏كنم اِد در مورد اين فرد بسيار شتابزده نظر داده است، زيرا آموزگار در حال حاضر تا حد زيادى بخشى از رژيم شده و با آنچه كه اِد از وى سراغ داشت، تفاوت كرده است. وى جوانى متفكر و جاه‏طلب مى‏باشد كه به دنبال راهى جهت ترقى است، اما هنوز تمايل دارد در مورد نظام موضعى منتقدانه بگيرد. لطفا اين يادداشت را به من برگردانيد.  ميگرين
     مايلز ـ اين نظريات نسبتا پراكنده هستند، زيرا فرصت تنظيم و پاكنويس و حتى يافتن عبارات زيبا را نداشته‏ام. نمى‏دانم در نظردارى با اين يادداشت چه بكنى، در هر صورت اختيار با شماست، اسمى از من نياور.      آموزگار بخصوص از هنگام انتصاب خود به سمت وزارت در سال 1958، چهره‏اى جديد و ناآرام از شخصيت خود را بروز داده است. بدليل ارائه چهره‏اى بسيار جاه‏طلب، اشرافى و غيرقابل اعتماد از خود، عملاً تمامى اطرافيان از وى دورى مى‏كنند. وى بسيارى از آنهايى را كه قبلاً از او به خوبى ياد مى‏كردند، از خود بيزار كرده است. در حالى كه قبلاً آموزگار به عنوان يك جوان روشنفكر و داراى آينده‏اى خوب مورد احترام بود، هم‏اكنون به وى مانند فردى نگريسته مى‏شود كه زيركى چندانى ندارد و خود را به نظام و جاه‏طلبى‏هاى پدرانه پدر خويش «فروخته» است.      موارد: آموزگار به هنگام انتقال از وزارت كار به وزارت كشاورزى، كنترل خود بر شوراى ملى مسكن را حفظ كرد. در اين شورا كه عملاً تاكنون هيچ اجلاسيه‏اى نداشته، آموزگار شيوه‏هاى بسيار خوبى به  مورد اجرا گذاشته است. به‏عنوان مثال، آموزگار تنها پس از مقدماتى‏ترين مباحث شورا، قراردادى براى يك پروژه ساختمانى منعقد نمود. هيچ مناقصه‏اى اعلام نشد و در حقيقت هيچ يك از اعضاى شورا در مورد اين كه چنين قراردادى منعقد شده است، مطلع نشدند. پس از اتمام اجراى قرارداد، آموزگار خواستار تشكيل شورا گرديد. از چنين رفتارى حدس زده مى‏شود كه آموزگار هداياى پولى فوق‏العاده‏اى از موقعيت خود كسب مى‏كند.
     سناتور آموزگار ظاهرا جمشيد را براى كسب اشتهار، جلب محبت و يا كسب درآمدهاى شخصى، تحت فشار قرار مى‏دهد. در طى هفته گذشته فرزند ديگر وى يعنى جهانگير، كه يك استاد كارآمد مسائل اقتصادى از كاليفرنيا مى‏باشد، تحت حمايت ملّيون براى مجلس بيستم انتخاب گرديد. جهانگير در طول تابستان به ايران سفر كرده بود، دو هفته قبل از انتخاب شدن در شيراز، در سواحل درياى خزر دست به «مبارزه انتخاباتى» زده بود و ظاهرا هيچ تمايلى ندارد كه در مجلس مشغول به كار شود و تنها براى دلخوش كردن پدرش اجازه داده است نامش (در ليست كانديداها ـ م) ثبت گردد.       از نظر اجتماعى، آموزگار قبلاً به نظر مى‏رسيد اشتياق پذيرش وظايف اجتماعى كه به عهده معاصران و افرادى نظير وى است را دارد، در حالى كه فعلاً چنين نيست. همسر جهانگير نسبت به وى بيشتر ديده
مى‏شود هر چند تنها و بى‏كس است. (وى سابقا گهگاهى به ميهمانى شام ما مى‏آمد، ولى از زمان تصدى
سمت وزارت، حتى سرى هم به ما نمى‏زند.)
     آموزگار نيروى اصلى گروه به اصطلاح ايران نوين مى‏باشد. اين گروه انجمنى است از افرادى كه اكثرا جوان بوده و تحصيلات آمريكايى و گرايشات ميانه‏روانه، اما انقلابى (يا اصلاح‏طلب) دارند. جمشيد تا زمان دستيابى به وزارت گروه خود را تقويت مى‏كرد. سپس ديگر به آن هيچ احتياجى نداشت و آن را طرد كرد. آن گروه به تدريج از صحنه ناپديد شد و تنها در بين اعضاى سابق خود مقدارى كينه و عداوت به ارث گذاشت. اين افراد خروج ناگهانى آموزگار را نوعى تسليم تلقى مى‏كنند.
     در سال 1960 (زمانى كه آموزگار به سمت وزير كشاورزى منصوب شد) يك ايرانى جوان تحصيلكرده در آمريكا كه اخيرا از آمريكا برگشته بود، خواستار مشاورت شخص آموزگار شد. آموزگار به وى توصيه كرد كه يك شغل دولتى كه ظاهرا در آن زمان براى وى ميسر بود، به دست آورد. طرف مقابل پاسخ داد كه تصور نمى‏كند بتواند با حقوق چنين شغلى زندگى كند و از او پرسيد چگونه آموزگار مى‏تواند با چنين حقوقى ترتيب ساختن يك خانه را بدهد (كارى كه هم‏اكنون انجام مى‏دهد.) آموزگار پاسخ داد كه وى هنوز ماهيانه 50000 ريال حقوق از اصل چهارم (ترومن ـ م) دريافت مى‏كند. (او دريافت نمى‏كند.)      اشتهار آموزگار به اين كه عامل دست آمريكا در كابينه است، قبلاً ذكر گرديد. در اين سمت، هم وى و هم آمريكائيها، حداقل توسط قشر نسبتا بزرگى از جامعه مورد لعن و نفرين قرار مى‏گيرند. هيچ ترديدى وجود ندارد كه آموزگار چنين اشتهارى را به سود خود و به زيان «آمريكائيها» مورد بهره‏بردارى قرار مى‏دهد. به‏عنوان مثال، انتصاب وى به وزارت كشاورزى عمدا به اين منظور صورت گرفت كه زمينه‏هاى اعلام و اجراى «لايحه اصلاحات ارضى» را كه از نظر جهانى هم نامطلوب بود، فراهم شود. بدين ترتيب برچسب لايحه به عنوان يك اقدام آمريكايى قوت گرفت به نحوى كه مسئوليت چنين لايحه‏اى (كه هركسى را ناراحت مى‏كرد و كارى از پيش نمى‏برد) كاملاً متوجه سفارت آمريكا شد. رفتار اشراف‏منشانه و چاپلوسانه آموزگار به خوبى در خدمت جاه‏طلبى‏هاى وى قرار گرفت. همراهى مستمر وى با مقامات رده بالاى سفارت آمريكا (كه در چنين شرايطى بيش از ننگ‏آور مى‏باشد) كمك مى‏كند تا وى موضع خود را به‏عنوان آلت دست آمريكا حفظ كند، در حالى كه اقدامات وى به هيچ‏وجه به گونه‏اى طراحى نشده است تا بر پرستيژ آمريكا بيفزايد و از طرف ديگر اهداف خوب و صداى دولت ايران را به پيش ببرد.      يكى از كارمندان اقتصادى سفارت آمريكا وى را «يكى از بدترين دشمنان ما كه سعى مى‏كند خود را بهترين دوست ما نشدن دهد»، معرفى مى‏كند. من نيز مايل هستم اين طرز تلقى را تأييد كنم.  سند بعدي
خيلى محرمانه  صورت مذاكرات شركت‏كنندگان: بهمن روشن از وزارت‏خارجه، چارلز ان. راسياس، دبير دوم
زمان: 28 ژانويه 1965 ـ 8/11/43مكان: منزل آقاى راسياس       در طى گفتگوهايمان، آقاى روشن مطالب زير را بيان نمود:      1ـ شاه امينى را احضار مى‏كند: او از يك منبع موثق شنيده است كه شاه امينى را فراخوانده است تا در مورد تشكيل احتمالى آتى دولت توسط امينى با وى گفتگو نمايد.
ظاهرا امينى گفته است كه اين كار را مشروط بر موافقت شاه با اجازه انجام دو اقدام، خواهد پذيرفت:     الف) به استثناى وزير جنگ و رئيس ساواك، وزراى تمامى وزارتخانه‏ها را آزادانه انتخاب نمايد، ب) انحلال مجلس و برگزارى انتخابات براى ايجاد پيكره مردمى نمايندگان مجلس. همان‏طور كه انتظار مى‏رفت شاه شرايط امينى را نپذيرفت.       2ـ دولت هويدا: پيش‏بينى روشن اين است كه نخست‏وزير هويدا اجازه خواهد داشت تا پس از نوروز در مصدر كار بماند و دولت جديد احتمالاً تا ماه ژوئيه تشكيل خواهد شد.
     3ـ مدعيان احتمالى بعدى پست نخست‏وزيرى: روشن اعتقاد دارد كه احتمالاً جمشيد آموزگار پس از هويدا نخست‏وزير خواهد شد. شاه مايل است به تظاهر خود در مورد اين كه اجازه مى‏دهد «افراد جوان» امور را اداره كنند، ادامه دهد.      آموزگار زيرك و توانا و دانشجويى عالى بوده است. او جايگاه مشخصى در بين روشنفكران جوان دارد.
     روشن تصور مى‏كند آموزگار «عامل سيا باشد، مانند فرزانگان ديگر». چرا؟ زيرا (1) او به وضوح تمام از ملاقات با خارجيان بخصوص آمريكائيها امتناع مى‏كند، و (2) آموزگار و پدرش (خانواده آموزگار) نسبتا ناگهانى كاملاً مشهور شدند، بدون اينكه روش مشخصى براى رسيدن به اين منظور مشاهده شده باشد. روشن تصور نمى‏كند آموزگار بتواند يك نخست‏وزير قوى يا كارآمد بشود و علت آن پايبندى معمول و كنترل اعمال شده از جانب شاه و اينكه او مانند تمام نخست‏وزيران قبلى پايگاه مردمى ندارد، مى‏باشد.
     4ـ سفير ايران در كويت: روشن گفت كه تقريبا صددرصد مطمئن است كه محمدرضا امير تيمور، رئيس فعلى اداره اول سياسى (امور اعراب و تركيه)، به سفارت ايران در كويت منصوب خواهد شد.      5ـ پيراسته احتمالاً به بغداد باز نمى‏گردد: روشن مى‏گويد هنوز معلوم نيست، ولى به عقيده وى اگر ايران خواستار بهبود روابط با عراق است به نفع ايران نمى‏باشد كه پيراسته را به آن كشور بازگرداند. احتمال قوى آن است كه عباس آرام به‏عنوان سفير به بغداد اعزام شود و احمد اقبال (سفير فعلى ايران در  يوگسلاوى و وزيرمختار در رومانى و بلگراد) به جاى آرام وزير امورخارجه شود.       6ـ عوده كجاست؟ روشن براساس اطلاعات كسب شده از يك منبع معمولاً موثق گفت ساواك رد عوده مصرى را گم كرده است. وى اطلاعات بيشترى ندارد.
     7ـ سخنرانى ششم بهمن شاه: به عقيده روشن اين سخنرانى از ديد اكثر آگاهان سياسى بسيار ضعيف تلقى شد. روشن متوجه شد كه اين سخنرانى پس از سوءقصد به منصور ضبط شده بود. شاه پس از آن كه مشخص گرديد منصور زنده نخواهد بود در رابطه با منصور يك برنامه تلويزيونى كوچك ترتيب داد و اين صحنه بعدا در برنامه اصلى گنجانده شد. روشن گفت به استثناى مطلب مربوط به منصور كه مكتوب بود، شاه از روى يادداشتهاى مختصر صحبت مى‏كرد، اما در حين سخنرانى ظاهرا از ارائه مطالب (مكتوب
خود ـ م) منحرف شده بود.       روشن تصور مى‏كند اين سخنرانى مطالب زير را در برداشت: (1) شاه هر چند با دقت تمام از هر اشاره‏اى به نام مصدق پرهيز مى‏كرد، ولى در عين حال از يك چهره كم اهميت‏تر مانند فاتح نام برد و تصديق كرد «كه آن پيرمرد هنوز وى را مى‏آزارد»، (2) اشاره به اقدامات گذشته انگليس و روسيه لحن بدى داشت و بى‏ربط بود و حساسيت واقعى شاه در مورد اين ادعا كه وى آلت دست خارجيان است را نشان مى‏داد، (3) تأثير كلى اين سخنرانى مبين گيجى افكار و فقدان استدلال بود و بيشتر حاكى از كشمكش روحى و بدون پيوستگى كارتزى بود تا اين كه بيانگر افكار متعالى يك رئيس كشور باشد. روشن گفت در مورد برداشت سايرين نيز بررسى كرده است، زيرا فكر مى‏كرد تعصب ضد رژيمى وى بر عكس‏العمل او نسبت به سخنرانى اثر گذاشته باشد. وى گفت اكثر آنهايى كه مورد پرسش  رار داده است اصولاً با برداشت وى موافقت داشتند. روشن با گفتن جمله‏اى مبنى بر اين كه وى تصور مى‏كند اين سخنرانى بوضوح نشان مى‏دهد كه شاه ارتباط خود را با حقايق از دست داده است، اظهارات خود را جمع‏بندى كرد.

اظهارنظر:      تعداد كمى از رابطين من اخيرا اظهار كرده‏اند كه شاه امينى را ديده است اما در اين‏باره از منابع ديگر هيچ مطلبى به دست نياورده‏ام. روشن معمولاً درباره تحولات وزارت امورخارجه بسيار قابل اعتماد بوده است. اميرتيمور يكى از شايسته‏ترين كارمندان وزارت امورخارجه است و در كويت و همچنين به تصور من در بغداد خدمت كرده است. قسمت سياسى: چارلز ان. راسياس
سند بعدي از: منبع كنترل شده آمريكايى (CAS) به: رئيس بخش اقتصادى
سرّى ـ غيرقابل رؤيت براى بيگانگان ـ فقط براى استفاده داخلى  تاريخ: 10 فوريه 1965 ـ 21/11/43
موضوع: مشكلات كسب مجوز توليد دارو      مطالب زير جهت اطلاع شما و هرگونه استفاده‏اى كه مايليد در محدوده امنيتى تعيين شده از آن به عمل آوريد، مى‏باشد. هر گزارشى از اين اطلاعات بايد كنترل «غيرقابل رؤيت براى بيگانگان» را داشته باشد، ولى نيازى به ذكر (CAS) به‏عنوان منبع نيست.
     1ـ طى دو يا سه هفته اخير، جمشيد آموزگار، وزير بهدارى، چندين مجوز جهت توليد اقلام مختلف دارويى را به شركت داروپخش كه توسط بنياد شاهنشاهى خدمات اجتماعى و بنياد پهلوى مشتركا تأسيس گرديده، اعطا نموده است.       ساير شركت‏هاى دارويى از جمله شركت‏هاى آمريكايى كه در تهران هستند مدت يك سال منتظر صدور مجوز مانده‏اند، بدون آنكه وزارت بهدارى هيچ عملى در رابطه با صدور مجوز توليد براى آنها انجام داده باشد. وزير بهدارى در سفر اخير خود به نواحى خراسان تأكيد كرد كه بيمارستانها و دكترها داروهاى مورد نياز خود را از بخش توزيع و فروش شركت داروپخش خريدارى كنند. شركت داروپخش با همكارى شركت انگليسى (Allen and Hamburys Limited) تأسيس گرديد.
     2ـ بيشتر پزشكان و بيمارستانهاى تهران استفاده از داروهاى ساخت آمريكا را ترجيح مى‏دهند، اما از اين عمل منع مى‏شوند. سپهبد ايادى به دكتر يحيى عدل گفته است كه توليدات شركت داروپخش  نامرغوب هستند. وليكن او براى خريد از شركت داروپخش تحت آنچنان فشارى قرار دارد كه چاره‏اى جز عمل به آن ندارد. سپهبد ايادى مى‏پذيرد كه سالهاى گذشته براى حق ساخت دارو مزايده انجام گرفته است، ولى اظهار مى‏دارد كه وى و وزير بهدارى، قدرت مقاومت در مقابل فشار را ندارند و آنها مجبورند توليدات  داروپخش را خريدارى نمايند.
     3ـ اكثر دكترهاى ايران مى‏دانند كه محصولات داروپخش در حد استانداردهاى آمريكا نيست و اينكه بنياد پهلوى و بنياد شاهنشاهى خدمات اجتماعى هستند كه مانع خريد محصولات ارزان و بهتر ساخت ايران و آمريكا مى‏شوند.      4ـ (اظهارنظر: منبع اظهار مى‏دارد كه شايعه‏اى وجود دارد ـ اين مطلب از گزارشى كه در بالا به صورت يك حقيقت آمده واضح است ـ مبنى براينكه اخيرا توسط شركت داروپخش 4 ميليون تومان به حساب بانكى شاهزاده اشرف واريز شده است.)

سند بعدي
از: منبع كنترل شده آمريكايى (CAS) به: رئيس بخش سياسى
تاريخ: 31 مارس 1965 ـ 11/1/44 سرّى ـ غيرقابل رؤيت براى بيگانگان ـ فقط براى استفاده داخلى موضوع: اظهارات جمشيد آموزگار راجع به دولت و لايحه ماليات       مطالب زير جهت اطلاع شما و هر استفاده‏اى كه مايليد در محدوده امنيتى تعيين شده از آن به عمل آوريد، مى‏باشد. هر گزارشى راجع به اين اطلاعات بايد كنترل «غيرقابل رؤيت براى بيگانگان» را داشته باشد، ولى نيازى به ذكر CAS به عنوان منبع نيست.
     1ـ جمشيد آموزگار وزير بهدارى در تاريخ 24 مارس 1965 اظهار نمود كه او مى‏خواهد كناره‏گيرى كند، اما هنوز نتوانسته است موافقت شاه را جلب نمايد. آموزگار گفت كه از لايحه ماليات در كابينه انتقاد نموده بود و وزراى كابينه اظهار نمودند كه به نظر مى‏رسد او اطلاع كمى از لايحه ماليات دارد و او را دست انداختند. آموزگار گفت كه او اكنون بر روى لايحه جديدى كار مى‏كند. او از بسيارى از وزراى كابينه انتقاد داشت و گفت كه در آينده نزديك احتمالاً 5 وزير از جمله آرام، وزير امورخارجه، تعويض خواهند شد.      2ـ آموزگار همچنين گفت كه شاه از آقاى شادمان، شهردار تهران، ناراضى است. شاه او را خيلى از مسئوليت‏هاى شهردارى از جمله آسفالت خيابانها، كوشش براى كاهش قيمت‏ها، آب و برق و غيره براى تهران دور نگهداشته است. آموزگار براين عقيده بود كه شادمان بزودى تغيير خواهد كرد.بخش اقتصادى  سند بعدي
دكتر جمشيد آموزگارخيلى محرمانه
وزير بهدارى
وزير بهدارى در كابينه منصور ـ 7 مارس 1964
     دكتر آموزگار كه چند سال قبل در دنياى سياست پيشرفت شايان توجهى داشت و با انتصاب متوالى به وزارت كار و سپس كشاورزى در دولت منصور اين پيشرفت به اوج خود رسيد، از شغل مقاطعه‏كارى خصوصى كه گفته مى‏شود كاملاً موفق بود به مشاغل دولتى بازگشت. وى به جاى دكتر طب يك مهندس
بهداشت ماهر است. در چند هفته اخير شايعات و اخبارى به گوش ما رسيده است مبنى بر اين كه آموزگار ممكن است به‏عنوان نخست‏وزير، جانشين هويدا گردد.
     دكتر آموزگار در سال 1923 در تهران در يك خانواده مشهور متولد گرديد. پدر وى يك سناتور و وزير فرهنگ سابق بوده است. وى تحصيلات ابتدايى و متوسطه خود را در تهران گذراند و در دانشكده حقوق و فنى دانشگاه تهران به تحصيل ادامه داد. در سال 1943 به ايالات متحده رفت و در دانشگاه كرنل به تحصيل پرداخت و ليسانس و فوق‏ليسانس خود را در بهداشت عمومى و مهندسى بهداشت دريافت نمود.
     در سال 1949 دكتراى خود را در مهندسى هيدروليك از دانشگاه واشنگتن در سياتل دريافت نمود. وى براى مدت كوتاهى براى يك شركت آب و برق در كاليفرنيا كار كرد و در سال 1950 به عنوان استاديار  تكنسين مهندسى هيدروليك به كرنل بازگشت. در سال 1951 به ايران بازگشت و براى مدت كوتاهى در اداره مهندسى هيئت اجرايى ايالات متحده (USOM) (USAID ـ كمك‏هاى آمريكا) استخدام شد و سپس  ئيس اداره مهندسى بهداشت و تعاون رفاه عمومى در وزارت بهدارى گرديد. تا سال 1955 پيشرفت كرد و به سمت معاون زير بهدارى در امر بهداشت عمومى رسيد. در سالهاى 1956، 1957 و 1958 عضو هيئت اعزامى ايران به اجلاسيه كميته اقتصادى سنتو بود. وى در اين اجلاسيه كه در بخشى از آن رئيس هيئت اعزامى بود به صورت خاصى از لحاظ تيزهوشى و قدرت و مديريت ناظران آمريكا را تحت تأثير قرار داد.
     اوج اين مرحله از مشاغل وى در دولت اقبال بود. در سال 1958 به سمت وزير كار منصوب گرديد. وى با اتكاء بر حمايت شاه، بخصوص در زمينه رفاه اجتماعى، برنامه‏اى را به منظور افزايش استانداردهاى زندگى كارگران آغاز نمود. وى همچنين خواستار تشكيل محتاطانه سنديكاى كارگران گرديد. نتايج آن خيلى درخشان نبود، اما وى توانست قانون كلى را به تصويب مجلس براند. وى وزارتخانه را بر مبناى ارتباط ادارى بيشتر تجديد سازمان نمود و در اطراف خود گروهى از همكاران توانا را جمع كرد. انتصاب وى به سمت وزير كشاورزى در اكتبر 1959 نشانه يك ارتقاء قابل توجه بود. با اين حال هنگامى كه لايحه اصلاحات اراضى كه توسط دولت اقبال ارائه شده بود، توسط مجلس رد شد، استعفا نمود.
     سوابق آمريكايى وى تأثير زيادى بر وى داشته است و او بدون ترديد دوست ايالات متحده و حامى اصلاحات خواهد ماند. با اين حال بعضى از بدگويان وى ادعا مى‏كنند كه بيشتر ايده‏آل‏هاى وى (از بين ـ م) رفته‏اند و به دليل جاه‏طلبى‏هاى مشهور خود، با نظام سازش كرده تا حدى كه خود را از طريق روابط عمومى ثروتمند ساخته است. ما هيچ دليلى مبنى بر صحت اين موضوع در دست نداريم.
وى با دختر آلمانى‏الاصل ازدواج كرده است. وى سه برادر دارد به نام كورس، هوشنگ و جهانگير. نفر آخر وزيرمختار امور اقتصادى در سفارت ايران در واشنگتن مى‏باشد.
قسمت سياسى: چارلز ان: راسياس
28 آوريل 1965 ـ 8/2/44

سند بعدي
6 مى 1965 ـ 16/2/44
جمشيد آموزگار، وزير دارايى 
     جمشيد آموزگار كه در كابينه منوچهر اقبال، نخست‏وزير قبلى، به ترتيب سمت وزارت كار و وزارت كشاورزى را به‏عهده داشت، با كار در هيئت دولت بيگانه نيست. وى كه در دانشگاه كرنل و واشنگتن آموزشهاى بهداشت و مهندسى هيدورليك را ديده است در 7 مارس 1964 در كابينه حسنعلى منصور  نخست‏وزير اسبق، وزير بهدارى گرديد. در مورد كار وى در آن وزارتخانه تعابير مختلفى صورت گرفته است. حاميان وى ادعا مى‏كنند كه او يك مجرى سخت‏كوش بوده، كارها را تا پايان دنبال كرده و نظام ادارى خوبى به وزارتخانه آورده است. به‏عنوان مثال، وى با انجام پروژه‏هاى پر و سروصدايى نظير ساخت بيمارستان و درمانگاه در كردستان و خوزستان كار خود را پيش برده است. بدگويان وى ادعا مى‏كنند كه وى فردى انعطاف‏ناپذير مى‏باشد و مسئوليت‏ها را محول نكرده و اقدامات جزئى وزارتخانه را در اختيار گرفته و با بى‏اعتنايى به نظريات پزشكى دكترهاى متنفذ با آنان مخالفت مى‏نمايد. انتقادات نيز با اعطاى اجازه ساخت دارو به داروپخش مرتفع گرديد. داروپخش شركتى است كه با بنياد پهلوى ارتباط دارد و بر يك شركت داروسازى آمريكايى كه تحت مالكيت و مديريت ايرانى‏ها مى‏باشد، ترجيح داده شده است.
     شايد وزارت دارايى بدترين جنگل بوروكراسى در ايران باشد، ولى براى پيشرفت واقعى اقتصاد ايران اصلاح آن ضرورى است. البته ما هنوز نمى‏دانيم كه آيا آموزگار يك وزير اصلاح‏طلب است يا خير، اما حدس مى‏زنيم تلاش خواهد كرد تا اصلاحاتى را كه در زمان تصدى حكومت هويدا بر وزارتخانه شروع شده بود، به پيش ببرد، ما نمى‏توانيم، درباره موفقيت وى در زمينه هر نوع تلاش اصلاح‏طلبانه‏اى كه انجام مى‏دهد خوش‏بين باشيم.       اولاً، به استثناى مدتى كه وى اخيرا رئيس يك كميته دولتى براى اصلاح مالياتها بوده است، تجربيات وى در رشته مالى محدود مى‏باشد. ثانيا، او خدمات دكتر فرهنگ مهر كه يك معاون وزير توانا است را از دست مى‏دهد. توانايى ايجاد اصلاحات در وزارتخانه، مستلزم برآورده شدن دو نياز اوليه مى‏باشند كه عبارتند از: دانش علوم مالى و شناختن وزارتخانه و متأسفانه به نظر مى‏رسد كه آموزگار در مورد اول چيز كمى مى‏داند و يك زيردست كليدى را كه در مورد دوم آگاه است، از دست خواهد داد. هويدا به هنگام وزارت، و مهر كه از زمان انتصاب هويدا به نخست‏وزيرى سرپرست وزارتخانه بوده و سمت‏هاى بالايى در آنجا داشته است، عليه افراد با سابقه وزارتخانه به پيشرفتهايى دست يافته‏اند. در صورتى كه آموزگار بتواند دستيارانى پيدا كند كه هم در زمينه مالى و هم درباره امورات وزارتخانه كارآزموده باشند، چنين اقدامات اصلاح‏طلبانه‏اى ممكن است تا چند مدتى ادامه داشته باشند. علاوه بر كمبودهاى احتمالى
آموزگار به‏عنوان يك دولتمرد، كه در بالا به آن اشاره شد، عداوتى كه احساس مى‏شود هنوز اعضاى قديمى وزارتخانه عليه اقدامات اصلاحى برادرش جهانگير آموزگار (كه در سال 1961 چند ماهى سمت وزارت داشت) دارند، براين مشكل مى‏افزايد.       تمايلات آموزگار نسبت به ايالات متحده دوستانه است و با گروههاى متجدد كه شامل بسيارى از ايرانيان تحصيل كرده در آمريكا مى‏باشند، ارتباط دارد. بعضى‏ها مى‏گويند وى احساس مى‏كند متعهد است كه تمايلات آمريكايى خود را به حداقل برساند تا اين تصور را كه وى مهره آمريكايى است از بين ببرد. ما باتوجه به اين مطلب كه او نه تنها زبان ما را مى‏داند بلكه منظور ما را نيز مى‏فهمد، حدس مى‏زنيم در زمان تصدى وزارت دارايى روابط خوبى با وى داشته باشيم. اما  اتوجه به اين كه وى مى‏خواهد به صورت
مهره ما جلوه‏گر نشود، نبايد از وى انتظار داشته باشيم در بسيارى از مجادله‏هاى ما به نفع ما وارد عمل شود. سند بعدي
تاريخ: 20 اكتبر 1965 ـ 28/7/1344خيلى محرمانه  از: بخش اقتصادى ـ ال. ميلنر دون به: بخش سياسى ـ بايگانى بيوگرافيك  موضوع: جمشيد آموزگار (وزير بهدارى، 65 ـ 1964)
     آموزگار بنا به گفته مشاوران سازمان مساعدتهاى آمريكا كه از نزديك با او همكارى داشته‏اند، فردى جاه‏طلب، سخت‏كوش، با استعداد و گاهى در برخورد با زيردستانش بى‏رحم است.       براى مثال: در ملاقات با گروهى از پرستاران در حضور مقامات سازمان مساعدتهاى آمريكا از استعداد آنها انتقاد نموده و خطاب به همه آنها گفت كه بهتر از دوازده سال پيش كه با آنها همكارى مى‏كرده، نيستند. او به‏عنوان وزير بهدارى، اغلب حتى براى مسئولين بخش‏هايش قابل دسترس نبود. او تمايل چندانى براى هزينه كردن بودجه در محل تخصيص داده شده نشان نمى‏داد و پس از صرف سرمايه براى پروژه‏هاى مورد توجه‏اش، حقوق پرسنل بيمارستان را براى مدتى پيش از سه ماه به عقب مى‏انداخت و حتى از تأمين مالى بيمارستانها عاجز بود.      (براساس گفتگو با سازمان مساعدتهاى آمريكا در 1965، ويليام ـ اچ. لاركين)

 سند بعدي
354 ـ A ، از تهرانمحرمانه
زمان: 13 نوامبر 1965 ـ 22/8/44مكان: وزارت دارايى، تهران
صورت مذاكرات شركت‏كنندگان: عاليجناب دكتر جمشيد آموزگار، وزير دارايى، عاليجناب هارولد. اف. ليندر، رئيس بانك صادرات و واردات، آقاى ويليام جى. ولك، از بانك صادرات و واردات، آقاى رابرت اچ. هارلان، رايزن امور اقتصادى سفارت، آقاى تئودور ال. اليوت پسر، دبير اول سفارت موضوع: اوضاع مالى ايران
     آقاى ليندر با پرسيدن اين مطلب كه ايران چگونه تمامى اقداماتى را كه به تازگى در پيش گرفته است، تأمين مالى خواهد كرد، بحث را شروع نمود.      دكتر آموزگار گفت ايران منابع انسانى و اقلام مورد نياز براى رشد اقتصادى را در اختيار دارد و به شرط برقرارى امنيت، مى‏تواند سريع‏تر از همسايگان خود «جهش» نمايد. با اين حال، ايران به‏طور كلى بسيار كم تحمل است و اين كم‏تحملى ريشه مشكلات عظيمى است كه ايران با دوستان آمريكايى خود دارد. علاوه بر اين در رابطه با كسب راههاى تأمين مالى برنامه‏هاى عمرانى ايران، بزرگترين مشكل همين كم‏تحملى است. اگر قرار باشد ايران از دو درصد نرخ رشد ساليانه راضى باشد، مى‏تواند به‏طور كامل بر منابع خود متكى باشد. ولى آنها از نرخ دو درصد راضى نيستند. خواستار شش درصد هستند. اين خواسته به اين معنى است كه ايران براى ده سال آينده به كمك‏هاى مالى خارجيان نيازمند خواهد بود و پس از آن ايران بايد بتواند از نظر مالى بر روى پاى خود  ايستد، هر چند ممكن است باز هم به كمك‏هاى فنى نياز داشته باشد.
     دكتر آموزگار ادامه داد و گفت كه ظرف چند هفته، دولت قانون مالياتى جديدى به مجلس خواهد برد. اين قانون نظام «جامعى» در زمينه ماليات ارائه خواهد داد و انگيزه‏هايى نيز جهت سرمايه‏گذارى به نحوى كه موجب شود سرمايه‏ها در ايران باقى بمانند، فراهم خواهد نمود. قرار است كمبود درآمدهاى ناشى از تحريك به سرمايه‏گذارى در قانون جديد، از طريق درآمدهاى ناشى از طرح جامع تأمين گردد.      آقاى وزير افزود: علاوه بر اين به نظر مى‏رسد درآمدهاى نفتى ايران تا سال 1970 به حدود يك ميليارد دلار افزايش يابد، كه بر مبناى توليد سالانه 170 ميليون تن نفت خواهد بود. از اين گذشته صادرات در حال افزايش است و بايد به رقم 200 ميليون دلار در طول سال جارى برسد. تلاش گسترده‏اى در حال انجام است تا (كالاهايى ـ م) به شيخ‏نشينان خليج فارس فروخته شود و ايران با استفاده از استانداردهاى بسته‏بندى و  مل‏ونقل بهتر، لبنانيها را از خليج(فارس) براند. ايران در حال حاضر نيز مقدارى كالاهاى ساخته شده را به كشورهاى همسايه و كشورهاى ديوار آهنين صادر مى‏كند.      آقاى وزير گفت جنبه بدبينانه، حسادت ديگران نسبت به موقعيت ايران است. در مقابل چنين حسادتهايى ايران بايستى از خود دفاع كند. وجود ايران بستگى به خوزستان و جزيره خارك دارد و اين مناطق و همچنين فرودگاههاى اصلى ايران در مقابل حملات بشدت آسيب‏پذير هستند. اين خطر باتوجه به اين حقيقت كه نخست‏وزير جديد عراق يك ديوانه مى‏باشد، افزايش يافته است اگر وى خشم بگيرد، بايد متذكر شد كه جنگنده‏هاى اف ـ 5 ايران، سرعت جنگنده‏هاى ميگ ـ21 عراق را ندارند. ايالات متحده نمى‏تواند با سرعت كافى به دفاع از ايران بشتابد و لذا ايران بايستى اقداماتى اتخاذ كند تا خود را حداقل به اندازه همسايگانش قدرتمند نمايد. آقاى وزير اضافه كرد كه حتى افغانستان از نقطه‏نظر پدافند هوايى نسبت به ايران برترى دارد.
     دكتر آموزگار در ادامه گفت هنگامى كه از ايالات متحده درخواست كمك مى‏نماييم گفته مى‏شود ايران كشور ثروتمندى است. كمك‏هاى آمريكا به حد ناچيزى كاهش يافته است و بنابراين ايران بايد تجهيزات نظامى خود را خريدارى نمايد. اين كار به برنامه‏هاى عمرانى ايران آسيب وارد مى‏كند، اما بايد انجام شود. چنين اقدامى موازنه بودجه ما را مشكل مى‏كند، اما اميدواريم بتوانيم كمربندهاى خود را محكم‏تر بسته و با صرفه‏جويى بر هزينه‏هاى خود نظارت كلى بهترى اعمال نماييم. هزينه‏هاى غير ضرورى مانند (خريد ـ م) ماشين‏هاى دولتى كاهش خواهند يافت.     دكتر آموزگار گفت اين مرحله‏اى است كه بانك صادرات و IBRD و شايد كلوپ وام‏دهندگان  مى‏توانند كمك كنند. ايران از مساعدت‏هاى گذشته بانك صادرات تشكر مى‏نمايد. ايران گدايى نمى‏كند، پول را پس خواهيم داد. اما اگر قرار باشد ايران به صورت كشورى قوى و آزاد براى زندگى به سبك غربى درآيد، ده سال آينده سرنوشت‏ساز خواهد بود.
     آقاى ليندر اظهار داشت نگرانيها و خوش‏بينى‏هايى دارد. مسئله بزرگ اين است كه كارهاى زيادى در يك زمان در حال انجام هستند، چگونه مى‏توان آنها را از نظر مالى تأمين نمود. مسائل‏ى نيز در زمينه نفت
وجود دارند كه بعضى تصنعى و بعضى مخاطره‏آميز مى‏باشند. حوزه‏هاى نفتى جديد بسيار بزرگى نظير ايران در ليبى و الجزاير وجود دارند. آيا با اين وجود مى‏توان قيمت‏ها را حفظ كرد؟ بنابراين، اين هزينه‏هاى دفاعى جديد هستند كه بر موازنه پرداختهاى ايران بارى را تحميل مى‏كنند. آقاى ليندر گفت بانك (صادرات و واردات ـ م) اميدوار است بتواند همچنان مفيد واقع شود و شايد بيش از آنچه كه در گذشته انجام داده است، عمل نمايد. اما در مورد آنچه كه بانك مى‏تواند انجام دهد محدوديتى وجود دارد. علاوه بر اين، هدف اصلى بانك پيشبرد تجارت ايالات متحده مى‏باشد، لذا تعهدات آن در قبال هر منطقه‏اى بايد محدود باشد. با اين حال، به طور كلى مى‏تواند همچنان براى ايران مفيد واقع شود.       دكتر آموزگار گفت كه ايرانيان در مورد مسئله بحث مى‏كنند كه آيا با سرعت بيش از حدى به جلو مى‏روند؟ لازم است نسبت به يك طرح توافق داشت. اين احتمال وجود دارد كه لازم شود بعضى از پروژه‏ها نظير خانه‏سازى كاهش يابد.      در مورد آنچه به نفت مربوط مى‏شود، وزير شنيده بود كه ذخاير ليبى ممكن است آن‏قدرها هم بزرگ نباشند. علاوه براين دولت ليبى درباره افزايش قيمت نفت در چهارچوب اوپك مشغول مذاكره است. خوشبختانه با  مك ليبياييها مى‏توان سطح قيمت‏ها را حفظ نمود. در عين حال مصرف در حال افزايش است. علاوه بر اينها، ايران به زودى گاز صادر مى‏نمايد و پروژه خط لوله (انتقال گاز ـ م) به شوروى ظرف چهار سال هزينه خود را در مى‏آورد. نكته مهمى كه دكتر آموزگار برآن تأكيد نمود، ثبات سياسى مى‏باشد. ايران در زمره كشورهاى غربى محسوب مى‏شود و از طريق وابسته كردن اتحاد جماهير شوروى به گاز ايران در حقيقت به غرب خدمت مى‏كند. روسها قبل از شيطنت نسبت به ايران دوبار فكر خواهند كرد.
    در مورد پروژه كارخانه ذوب‏آهن، دكتر آموزگار گفت هزينه ارزى چندانى نخواهد داشت، البته به استثناى اينكه بهاى آن با كالاهايى پرداخت مى‏شود كه ممكن است با ارز نقدى مبادله شوند. در اكثر قراردادهاى تهاترى تجارى با ايران، طرف ديگر قرارداد كالاهايى دريافت مى‏كند كه به هر صورت معمولاً با ارز نقدى به فروش نمى‏رسند. كالاهايى نظير تنباكوى ارزان، چاى نامرغوب و غيره.       دكتر آموزگار در هنگام نتيجه‏گيرى گفت ايران اشتباهاتى مرتكب مى‏شود، ولى از آنها درس مى‏گيرد. كمال مطلق، غيرممكن است، اما ما حداكثر تلاش خود را خواهيم كرد و از اين مهم‏تر روحيه‏اى كه از ابتدا شروع كنيم، داريم بيش از حد عجله نخواهيم كرد و نفت خود را واگذار نخواهيم نمود. ما بايستى در وهله اول از منابع خودمان استفاده كنيم و سپس خواستار كمك‏هاى خارجى شويم. ما در حال ارزيابى مجدد طرح‏ها، چه نظامى و چه اقتصادى و منابع، خود هستيم. ما براى پوشاندن كمبودهاى موجود در منابعى كه براى اجراى طرح‏ها ضرورى هستند، خواستار مساعدت خارجى خواهيم شد. بخش اقتصادى: تى. ال. اليوت
با موافقت و تصديق: آقاى ولك، آقاى هارلان  سند بعدي
از: سفير 29 ژانويه 1966 ـ 9/11/44
     اگر دستورالعمل‏هايى كه به تازگى دريافت كرده‏ايم به حل معضلات مربوط به برنامه  PL - 480(برنامه
كمكى آمريكا در فروش غله به كشورهاى خارجى) كمك كند، آنگاه نيازى نخواهد بود كه مطالبى را ازآقاى آموزگار با تلگراف دريافت كرده‏ايم، براى شما ارسال داريم. من ميل دارم تمام اين موضوعات را به شكلى توسط پست هوايى برايتان بفرستم.       حق با شماست كه نسبت به طرفدارى آموزگار از آمريكا ترديد داشته باشيد. بنده هم كه سابقا او را طرفدار آمريكا مى‏دانستم، اشتباه مى‏كردم. من به خوبى در جريان هستم كه وى عامل و باعث اصلى حذف واژه آمريكا از نام سازمان دانشجويان بازگشته از خارج بود و هم او بود كه شاه را نسبت به مسائل واهى نظير طرح شعار «ايران در چنگ ماست» و مسائل ديگرى از اين قبيل تحريك نموده است.       اما اين قرائن بيشتر از جاه‏طلبى‏هاى سياست آمريكا در خاورميانه حكايت دارند. اين مطلب را من به كرات با دانشجويان  AUBكه انتقادات به مراتب حادترى نسبت به مسائل‏ى از قبيل فلسطين از ما نموده‏اند گوشزد ساخته‏ام. با اين حال آموزگار سالهاى زيادى را در آمريكا گذرانده (همينطور براى سازمان مساعدتهاى آمريكا كار كرده است) كه اين امر خواه‏ناخواه بر روند فكرى وى تأثيراتى بر جاى گذاشته است كه به عقيده من دراز مدت جنبه مثبت خواهد داشت نه جنبه منفى.      ظن من اين است كه اين كينه ضد «آموزگار»ى كه شما به دل گرفته‏ايد تا حدى معلول شستشوى مغزى  ى‏باشد كه مهدى سميعى و همدستان او به شما القاء كرده‏اند. طبعا او و آموزگار رقيب يكديگرند و مسير  رقى و پيشرفت اين دو نيز هراز گاه با هم تصادم و تلاقى‏هايى مى‏يابند. سميعى هم به همان  گردهايى متوسل مى‏شود كه آموزگار معمولاً براى سوءاستفاده از نارسايى كار آمريكائيان بدان‏ها تمسك مى‏جويد. او نيز هر چند وقت يك بار شاه را تحريك مى‏كند كه مورد اعمال محدوديت بر ميزان سرمايه‏گذارى سرمايه‏اى، به هيچ‏وجه از كوچكترين اقدامات وى نبوده است. اما به نظر من او هم مانند آموزگار اساسا يكى از منابعى مى‏باشد كه ما روى آن حساب مى‏كنيم.  تاريخ: 29 ژانويه 1966 ـ 9/11/44 خيلى محرمانه  از: بخش اقتصادى، رابرت اچ. هارلان به: سفير
موضوع: تلگرام شما در مورد گفتگوهايتان با آموزگار      مى‏دانم كه چنين برخوردى با طرح سفيركبير گستاخى است، اما بدلايل زير ما فكر مى‏كنيم كه منافع زيادى در اين امر باشد كه طرح شما به تلگرامى درباره معامله كارخانه ذوب‏آهن و يك تلگرام هوايى در مورد كمك‏هاى فروش غله به كشورهاى خارجى تقسيم شود و اطلاعات ديگرى كه از آموزگار دريافت شده همراه با موضوعاتى كه از منابع ديگر به دست آورده‏ايم، گزارش شود. ضمايم، شامل پيشنهادات ما درباره طرح تلگرام و تلگرام هوايى مورد نظر مى‏باشد. دلايل ما اينهاست:      1ـ كمك‏هاى فروش غله به كشورهاى خارجى: در حال حاضر ما دستورالعمل‏هايى درباره طرح 3ساله كمك‏هاى فروش غله به كشورهاى خارجى دريافت كرده‏ايم.
     2ـ آنچه كه ما از آموزگار مى‏دانيم اين است كه او طرفدار آمريكا نيست (تازه‏ترين بررسى ما را از زندگينامه وى كه ضميمه است مطالعه كنيد.) من اولين بار كه او را به دليل اشتهار به طرفدار آمريكا بودن،
ملاقات كردم، از برخوردهاى ترشرويانه‏اش درباره عدم كارآيى ايالات متحده شگفت‏زده شدم، اما بايگانى غنى زندگينامه‏ها در سفارتخانه، وجود ديدگاههاى كاملاً انتقادى و ناساز را در او، طى 4 ـ 3 ساله اخير تأييد كرد. او بشدت «طرفدار آموزگار» (طرفدار آمريكا ـ م) است و شنيده‏ايم در صورتى كه فكر كند حمله به ما به نفع شخص وى تمام مى‏شود، در انجام آن ـ در درون دولت ـ كوچكترين ترديدى نخواهد كرد.
     3ـ هدف بيشتر مطالبى كه آموزگار مى‏گويد ظاهرا تكذيب نظريات انتقادآميز از شخص وى است كه احتمالاً مى‏داند، از مقامات ديگر شنيده‏ايم. براى مثال، بانك مركزى به كمك صندوق بين‏المللى پول، بانك انگلستان و فدرال رزرو، پيش‏نويس لايحه جديدى در مورد اصلاح عمليات استقراض داخلى ارائه كرده است. گويا آموزگار به اين دليل كه جرئت نمى‏كند اقدامى برعليه منافع مرسوم و مسلم پنداشته شده وزارتخانه‏اش (كه از قوانين فعلى تغذيه مى‏كند) به عمل آورد، چند ماه است اين پيش‏نويس را مسكوت گذاشته است. بدين ترتيب به نظر مى‏رسد انتقادات از او اقدامات دولت در مورد استقراض داخلى در لحظه كنونى، يك ركن اساسى دارد كه عبارت از توجيه اعمال خودش مى‏باشد. ضمنا آموزگار يك لايحه مربوط به مدرنيزه كردن عمليات بانكى را هم مسكوت گذاشته (ظاهرا به اين دليل كه نمى‏خواهد قدرت به طور  ساوى بين وى و رئيس بانك مركزى تقسيم شود و لايحه جديد چنين امرى را مطرح مى‏كند) و در مورد اصلاح امور مالياتى نيز هيچ اقدامى نكرده است و در نتيجه، اين امور همچنان در اختيار مقامات
رشوه‏بگيرى است كه سالها زير دست او كار كرده‏اند.
     4ـ دو نكته درباره «جنون صنعتى شدن» :
     الف ـ آمار و ارقام آموزگار غلط است. سپرده‏ها و وديعه‏هاى مدت‏دار بخش خصوصى در بانك‏هاى ايران مجموعا بالغ بر 550 ميليون دلار است. بنابراين نقطه نظرات وى در مورد قدرت استقراض دولت چندان معقول نيست.      ب ـ در روزهاى اخير ما اطلاعات زيادى درباره طرح‏هاى متنوع ساخت لوله در ايران كسب كرده‏ايم. منجمله بنياد پهلوى ظاهرا دارد درگير اين پروژه مى‏شود. «تام استيو» تحقيقات بيشترى كرده است، ما ميل داريم آنچه را كه آموزگار در تلگرام هوايى راجع به اين موضوع، به شما گفته است مورد استفاده قرار دهيم.
     5ـ در مورد «توهمات مالى»، يك تلگرام هوايى فرستاده‏ايم كه ضميمه است. براى اين كه موضوع همواره مد نظرمان باشد، مانده‏ايم كه آيا از بخشى از اطلاعاتى كه آموزگار به شما داده است در تلگرام بعدى استفاده كنيم يا در گزارش اقتصادى دو هفته يك بارمان.       بالاخره، شما احتمالاً به اظهارنظر ضميمه شده در مورد تلگرام ذوب‏آهن داير بر اينكه ممكن است اظهارنظرهاى آموزگار انعكاس حسادت او نسبت به عاليخانى باشد كه توانسته معامله ذوب‏آهن با روس‏ها را به انجام برساند، تمايل داريد. عاليخانى شايد رقيب بالقوه عمده آموزگار در كابينه براى كسب مقام نخست‏وزيرى در فرصت بعدى باشد.بخش اقتصادى: تى. ال. اليوت / آر. اچ. هارلان  سند بعدي
تاريخ: 1 فوريه 1966 ـ 12/11/44خيلى محرمانه  از: سفارت آمريكا، تهران، 526 ـ Aبه: وزارت امورخارجه، واشنگتن  موضوع: نقطه‏نظرات وزير دارايى ايران درباره اوضاع مالى فعلى ايران
     جمشيد آموزگار، وزير دارايى، در 28 ژانويه تقريبا به‏طور مفصل درباره وضعيت مالى ايران صحبت كرد.      آموزگار با نظر من در مورد اين كه تمايل فعلى شاه و دولت وى براين است كه به تمام معنى از شرّ گزارشات متملقانه در مورد نامحدود بودن عملى ذخاير ايران آسوده شود، موافقت نمود. آموزگار يادآور شد كه درآمدهاى سال 1965 از محل كنسرسيوم نفتى كمتر از 540 ميليون دلارى بود كه دولت ايران حدس مى‏زد و فقط به 512 ميليون دلار رسيد (بند اول گزارش 504)، زيرا افزايش توليد در سال گذشته به جاى رقم رويايى 12 تا 17 درصد فقط به 9 درصد رسيد. على‏رغم اين حقيقت، بودجه سال آينده ايران براساس يك درآمد 600 ميليون دلارى از نفت تهيه شده است. آموزگار خاطرنشان نمود كه حتى 10 درصد افزايش درآمدها نسبت به سال گذشته، تنها مبلغ 560 ميليون دلار به همراه خواهد داشت، ولى كسى گوش نمى‏دهد.      آموزگار همچنين به صورت كاملاً محرمانه‏اى گفت كه وى حتى به اندازه كافى پول ندارد تا عيدى نوروز كارمندان دولت را در ماه مارس بپردازد. وى يادآور شد كه دولت هويدا به‏عنوان يك اقدام  ياسى
از طريق كاهش بهاى نان، نفت و غيره هزينه‏هاى زندگى را كاهش داده است، اما تأثير كلى آن برابر است  ا از دست رفتن 8 ميليون دلار از درآمدهاى دولت. در عين حال آموزگار با يك اقدام غيرمنتظره از طريق اعمال ماليات‏هاى مستقيم، درآمد دولت را تا 20 ميليون دلار افزايش داد و اين عمل سبب شد تا شاه، آموزگار را به‏عنوان بهترين وزير دارايى كه تا به حال داشته است، مورد تمجيد قرار دهد.
     من به آموزگار اطمينان دادم كه ما در تلاشهايش براى ممانعت از مخارج بسيار گسترده در ايران، بخصوص در زمينه‏هاى نظامى، همراه هستيم. وى نسبت به مسئله آگاهى داشت و در مورد آن  پاسگزارى نمود.       آموزگار همچنين گفت فشارى كه وى به عنوان وزير دارايى احساس مى‏كند، آن‏قدر  يرقابل تحمل  است كه چندين بار استعفاى خود را تقديم كرده است. من گفتم هم وى و هم شركت‏هاى نفتى معمولاً بار را به دوش مى‏كشند.      اظهارنظر: اگر آموزگار واقعا به نيروهايى در دولت پيوسته باشد كه اصرار مى‏كنند تا دولت كمربندها را محكم ببندد، يك تحول خشنودكننده مى‏باشد و اميد به داشتن سال مالى خوبى در سال آينده را افزايش مى‏دهد. از طرف ديگر آموزگار مكن است مطلع باشد كه ما انتقادات مربوط به سياست‏هاى وى و روش اداره وزارت دارايى را از منابع ديگر (در وهله نخست بانك مركزى) شنيده‏ايم و ممكن است بيان چنين نظرياتى براى من تا حدى براى مقابله با چنين انتقاداتى باشد. تلگرام مرجع زمينه‏هايى در مورد نگرانيهاى خاصى كه توسط آموزگار مطرح شده است را فراهم مى‏نمايد.  آرمين اچ. ماير
سفير آمريكا 
سند بعديتاريخ: 3 فوريه 1966 ـ 14/11/44خيلى محرمانه
از: بخش اقتصادى، رابرت اچ. هارلان يادداشت جهت بايگانى
موضوع: تغييرات مجدد كاركنان در وزارت دارايى در مورد 480 ـ زس (كمك‏هاى فروش غله به
كشورهاى خارجى) ـ نارضايتى از آموزگار
     آقاى احمدعلى رجايى كه اخيرا در وزارت دارايى عهده‏دار مشاغل گوناگونى از جمله امور 480 ـ PL شده است، امروز صبح به من تلفن زد. اين گفتگو بسيار غيرعادى بود.      آقاى رجايى از عدم پاسخگويى سريع به تعيين وقت ملاقاتمان براى بحث پيرامون برنامه سه ساله جديد 480 ـ زس عذرخواهى نمود، ولى گفت كه وزير وى را به دنبال كارهاى ديگرى فرستاده بود و در هر صورت ديروز را در وزارت خارجه گذرانده و انتظار داشته است تا تأييديه هيئت وزيران را در خصوص انتقال وى به آن وزارتخانه بگيرد.
     رجايى چنين ادامه داد كه فكر مى‏كند كنار آمدن با رئيس جديدش غيرممكن باشد و به نظر مى‏رسد  که وى بيشتر متخصصى در زمينه امور بهداشتى باشد تا هر چيز ديگرى او اضافه نمود فكر نمى‏كند در اين لحظه وزير در دفترش حضور داشته باشد (او اين پاسخ را در جواب به سؤال من درخصوص اين كه  رخواستم براى ديدار وى فعلاً در چه مرحله‏اى قرار دارد، ارائه نمود) و گفت كه اين امر به‏طور مكرر اتفاق مى‏افتد. چون آموزگار عملاً هيچ معاونى ندارد، تلاش مى‏نمايد كه همه امور را شخصا اداره نمايد و هر روز
تعهدات زيادى مى‏نمايد كه فرداى آن روز همه را از خاطر مى‏برد. در هر صورت رجايى تصور مى‏كرد كه بهترين رويه براى ما ادامه برنامه حل‏وفصل امور به صورت مستقيم با خود وزير مى‏باشد، چون هيچ شخص ديگرى در وزارتخانه نيست كه در خصوص مسائل مربوط به 480 ـ زس ما اقدام نمايد و فى‏الواقع هيچ فرد مطلع ديگرى نيز وجود ندارد.      رجايى گفت كه وى از آخرين روز حضورش در محل كار استفاده مى‏نمايد تا مطمئن شود پرونده‏اى كامل در خصوص موضوع 480 ـ زس كه منعكس‏كننده وضعيت فعلى وقايع است  جود دارد تا هركس كه
در جاى وى قرار گيرد، بتواند فورا ميزان پيشرفت امور را متوجه گردد. او گفت آقاى راهدارى را كه سرپرست غفارى در گروه غله است به‏طور كامل توجيه نموده و اين شخص احتمالاً دومين فرد در هرم قدرت است. به هر تقدير وى اصلاً انگليسى نمى‏داند. رجايى گفت نمى‏داند كه وى در وزارت امورخارجه چه شغلى را خواهد داشت، ولى با ما در تماس خواهد بود و مقام جديد و شماره تلفن خود را به اطلاع  ن
خواهد رسانيد.      اظهارنظر: ظاهرا رجايى از دفتر كارش به من تلفن مى‏كرد و من تا حدودى از لحن صحبت وى متعجب شدم. من فكر مى‏كنم كه ممكن است موضوع ناراحت‏كننده‏اى در ميان بوده باشد، چون تجربه ما در مدت 3 الى 4 هفته گذشته مبين اين است كه رجايى زياد حرف مى‏زند ولى در عمل بسيار ضعيف است. بسيار تعجب‏آور بود كه مشاهده نموديم فقط چند روز قبل آموزگار تنها تغييرات پرسنلى را در انتصاب رجايى، اين مرد جوان باهوش، براى مساعدت و يارى به خودش به عمل آورد كه بسيار جالب توجه به نظر مى‏آمد. ترك خدمت رجايى ما را براى جمع‏وجور كردن مسائل مربوط به 480 ـ زس در وضعيتى مشابه وضعيت حدود چند ماه پيش قرار مى‏دهد. متخصصين مسائل 480 ـ زس در وزارت دارايى يعنى مهر، نجم‏آبادى و به نظر مى‏رسد كه اكنون رجايى، به سرعت از كارشان كناره گرفتند.

سند بعدي
21 مارس 1966 ـ 1/1/45خيلى محرمانه ـ غيرقابل رؤيت براى بيگانگان 
جمشيد آموزگار ـ وزير دارايى
     جمشيد آموزگار در دوم ماه مى 1965 جانشين وزير قبلى اميرعباس هويدا به‏عنوان وزير دارايى شد. او وزير سخت‏كوشى است كه وضعيت اداره سه وزارتخانه كار، كشاورزى و بهدارى، كه قبلاً در آن كار كرده بود را بهبود بخشيد. به هر حال او به دليل انعطاف‏ناپذيرى، امتناع از واگذارى مسئوليت به زيردستان و مقاومت در برابر پذيرش پيشنهاد متخصصين مورد انتقاد قرار گرفته است. او كه زيرك، متين و جاه‏طلب است به نظر مى‏رسد آينده سياسى روشنى داشته باشد. اگرچه تكبر و بى‏رحمى‏اش بعضى از مردم را  يزار كرده، اما با قدرتش احترام ديگران را كسب نموده است. او به خاطر تجددطلبى و صداقت فردى و انتقاد از فساد و بى‏كفايتى شهرت يافته است. او اظهار مى‏دارد شخصيت مقامات رژيم كنونى را دوست ندارد، ولى خود را مورد اعتماد شاه قرار داده و ممكن است يكى از مطلع‏ترين افراد در صحنه سياسى باشد.      آموزگار در آمريكا تحصيل كرده است و علاقه‏مند به همكارى صادقانه با ايرانيان تجددگراى تحصيل‏كرده آمريكا مى‏باشد كه در واقع بسيارى از آنها دوستان او هستند.  در سال 1960 موقتا پيشرفتش كند شد كه يكى از علل آن همكارى نزديك با آمريكا بود. او در سالهاى اخير در نظر دارد اين ارتباط را به حداقل برساند. اگرچه دوست آمريكا است، كوشش مى‏كند از هر عملى كه باعث شود به عنوان مهره آمريكا قلمداد شود، پرهيز كند. او به‏طور قابل توجهى مفيد براى منافع آمريكا نبوده است.
     آموزگار در وزارت دارايى با مشكلات عديده‏اى مواجه است. او در رشته مهندسى تحصيل كرده و تجربه كمى در امور اقتصادى مالى دارد. برادر اقتصاددان او جهانگير در مدت كوتاه تصدى وزارت دارايى در سال 1962، به دليل كوشش‏هاى اصلاح‏طلبانه‏اش، دشمنانى براى خود تراشيد. وزارت دارايى احتمالاً بدترين پيچ و خمهاى بوروكراسى در دولت را داراست. هويدا و معاونش فرهنگ مهر شروع به يافتن راههايى براى اصلاح كردند، اما مهر همزمان با هويدا وزارتخانه را ترك كرد و آموزگار از داشتن دستيارى با ارزش محروم شد. با اين حال، آموزگار قدرتمندانه با حذف مشاورين وزارت در اوت 1965 شروع به زدودن مشكلات كرد.
     آموزگار كه فرزند سناتور سابق حبيب‏اللّه‏ آموزگار است در سال 1923 ميلادى در تهران متولد شد. پس از تحصيل در رشته‏هاى حقوق و مهندسى در دانشگاه تهران در سال 1943 عازم آمريكا شد و ليسانس و فوق‏ليسانس خود را در رشته بهداشت عمومى و مهندسى پزشكى از دانشگاه كرنل گرفت و در سال 1949 درجه دكتراى مهندسى هيدورليك خود را از دانشگاه واشنگتن دريافت نمود.
     آموزگار به مدت يك سال در دانشگاه كرنل و در سال 1950 براى شركت آب و برق كاليفرنيا
(California Utilities Company) كار كرد و سپس به عنوان متخصص آبهاى زيرزمينى به سازمان ملل پيوست. در سال 1951 براى اجراى پروژه سه ماهه سازمان ملل به ايران بازگشت و سپس به پروژه اصل چهار در ايران كه به تازگى تشكيل شده بود، به عنوان مسئول بخش مهندسى بهداشت پيوست. در سال 1953 به سمت معاونت مدير همكاريهاى بهداشت عمومى، كه پروژه مشترك ايران و آمريكا تحت‏نظر وزارت بهدارى بود، منصوب شد.
     در سال 1955 به‏عنوان معاون وزارت بهدارى برگزيده شد. انتصاب او به دو دليل لياقت خودش و جلب پشتيبانى پدرش در مجلس سنا از بعضى برنامه‏هاى وزارتخانه بود. آموزگار عضو ثابت هيئت‏هاى شركت‏كننده در كميسيون پيمان اقتصادى بغداد بود و در سال 1965 رهبرى گروه كار كميسيون را به‏عهده داشت. روشن‏بينى، حضور قدرتمندانه و نقطه‏نظرهاى مترقيانه‏اش برجستگى او را نشان داد. وى همچنين كميته را در كنفرانس 1958 آنكارا رهبرى نمود و در نهمين و يازدهمين كنگره جهانى بهداشت شركت جست. در 31 اوت 1958، براى اولين بار به‏عنوان وزيركار به كابينه منوچهر اقبال راه يافت. وى وزارتخانه را كه مدتها فاسدترين و بى‏كفايت‏ترين نهاد دولتى بود مجددا سازماندهى كرد، قانون اساسى كار را با اصرار بر تأمين خدمات اجتماعى مورد تجديدنظر قرارداد و دلگرمى‏هايى براى تشكيل محتاطانه
سنديكاهاى كارگرى داد. او به شركتش در كنفرانس پيمان بغداد و بعد سنتو ادامه داد و در سال 1959 رهبرى هيئت شركت‏كننده در سازمان جهانى كار در ژنو را به‏عهده داشت.       در هنگام تصدى وزارت كار، آموزگار شروع به درگير كردن خود در ديگر فعاليت‏ها نمود. وى به‏عنوان متخصص اقتصاد در امور پيمان بغداد، مديريت طرح خانه‏سازى دولتى و هماهنگ‏كننده امور دانشجويان ايرانى خارج از كشور عمل كرد و در بسيارى از پروژه‏هاى بزرگ اقتصادى داخلى شركت نمود.
     در اكتبر 1959 در يك جابجايى در كابينه به سمت وزارت كشاورزى ارتقاء يافت. او اين وزارتخانه را نيز مجددا سازماندهى كرد و قبل از خروجش از كابينه در سپتامبر 1960، موفق به تصويب لايحه مهم تقسيم اراضى، كه يكى از اولين گامها به سمت اصلاحات ارضى بود، شد. آموزگار اگرچه از نظر سياستمداران كهنه‏كار، سياستمدارى نوپا تلقى مى‏شد، روابط خوبى بين او و اقبال نخست‏وزير، برقرار شد (كه چنين رابطه‏اى با وزير سابق كشاورزى وجود نداشت) و شهرت خوبى به‏عنوان مديرى كارآ داشت. او در كميته اجرايى حزب دولتى ملّيون خدمت نمود.  آموزگار در سال 1960 به مهندسى بخش خصوصى بازگشت و به‏عنوان مهندس مشاور تا سال 1964 به كار اشتغال داشت. او هيئت ايرانى شركت‏كننده در سازمان جهانى كار (ILO) در سال 1961 را رهبرى كرد.
     در سال 1964 به وزارت بهدارى منصوب گرديد. وزارت را از نوسازماندهى كرد و قسمت ماشين‏آلات بهدارى را بنيان نهاد. در ژانويه 1965 در كنفرانس سازمان بهداشت جهانى در اروپا شركت جست.
     جمشيد آموزگار حدودا 6 فوت قد و جثه‏اى متوسط دارد. او مردى ساكت، مؤدب و داراى شخصيتى پسنديده و خوش مشرب است. توانايى صحبت هوشيارانه و منطقى پيرامون تقريبا هر موضوعى را دارد. وى و همسرش كه زنى آلمانى‏الاصل اهل دانزيگ است و به انگليسى صحبت مى‏كند، فرزندى ندارند. آنها زياد اجتماعى نيستند و معمولاً با هم مى‏باشند و تعداد كمى دوست نزديك دارند. آموزگار عضو و مشاور قانونى هيئت مديران كلوپ تهران و عضو سازمان جهانى برادرى شاخه تهران مى‏باشد. وى سه برادر دارد: جهانگير كه وزير سابق كابينه بوده و هم‏اكنون به‏عنوان نماينده اقتصادى سفارت ايران در واشنگتن خدمت مى‏كند، كورس، معاون وزارت مسكن و شهرسازى و هوشنگ كه فارغ‏التحصيل انگليس و كارمند بانك
ملى است. جمشيد آموزگار علاوه بر فارسى به زبان آلمانى و انگليسى به روانى صحبت مى‏كند.

سند بعدي
تاريخ: 24 مارس 1966 ـ 4/1/45محرمانه ـ غيرقابل رؤيت براى بيگانگان
از: سفارت آمريكا، تهران، 646 ـ Aبه وزارت امورخارجه، واشنگتن
موضوع : سخنرانى آموزگار، وزير دارايى، براى گروه دانشكده ملى جنگ
     به پيوست يادداشت گزارشى است در مورد بازديد آموزگار وزير دارايى از گروه دانشكده ملى جنگ به تاريخ 20 مارس 1966.      سخنرانى نسبت به خطى كه در هفته‏هاى اخير توسط مقامات ايران از شاه به پايين به صورت مكرر دنبال شده بود، لحن وفادارانه‏اى داشت. مضمون اصلى اين سخنرانى را مى‏توان در اين ضرب‏المثل قديمى ايرانيان كه اخيرا در مقاله‏اى در روزنامه پيغام امروز درج شده خلاصه نمود: «به هنگام دوستى از توقعات خود كم كن و برآنچه كه مى‏توانى ارائه دهى بيفزايى».
باتوجه به اينكه به دكتر آموزگار اطمينان داده شده بود كه سخنرانى وى غيررسمى بوده و ضبط نخواهد شد، مايه امتنان خواهد بود اگر تمامى خوانندگان به اين محدوديت توجه داشته و از اين سخنرانى وزير
دارايى مطلبى نقل قول نكنند.

براى سفير
رابرت اچ. هارلان
رايزن امور اقتصادى سفارت

ضميمه: صورت مذاكرات، 20 مارس 1966

محرمانه ـ غيرقابل رؤيت براى بيگانگان
تاريخ: 20 مارس 1966 ـ 29/12/44مكان: USAFOOM، تهران
صورت مذاكرات
ايران در درك متحدين خود (عمدتا به معنى سياست كمك‏هاى ايالات متحده)
موضوع : سخنرانى آموزگار، وزير دارايى ايران، براى گروه دانشكده ملى جنگ درباره عدم توانايى      دكتر جمشيد آموزگار، وزير دارايى ايران، در يك سخنرانى بليغ ضبط نشده كه در عصر 20 مارس 1966 در مقابل 37 نفر از بازديدكنندگان دانشكده ملى جنگ صورت گرفت، اوضاع فعلى اقتصاد ايران را  تشريح نمود. وى بر عدم توانايى ايران در درك متحدين خود، بخصوص سياستهاى ارائه مساعدتهاى ايالات متحده بشدت تأكيد نمود. به هنگام اين كار، صادقانه اظهارات علنى و خصوصى شاه را در هفته‏هاى اخير منعكس كرد.
     وى سخنان خود را با تشبيه ايران به يك جزيره در خاورميانه شروع كرد. در حالى كه با همسايگان خود مشكلات معمولى دارد، با اين وجود تنها مى‏باشد. ممكن است مذهب مشتركى با همسايگان عرب داشته باشد، ولى آرزوهاى آنان عميقا متفاوت است. آنها اصولاً نسبت به همديگر مظنون هستند. نسبت به افغانستان، ايران خصوصيات فكرى و فرهنگى برترى دارد و افغانها داراى خصوصيات فكرى و فرهنگى پايين‏ترى هستند. اتحاد جماهير شوروى، همسايه بزرگ شمالى، داراى يك سيستم دولتى مى‏باشد كه با سيستم ايران كاملاً ناسازگار است. تركيه متحد ايران مى‏باشد، اما ايران مجبور است برآنچه كه تركيه در ناتو به آن تسليم مى‏شود، نظارت دقيق داشته باشد. تركها دائما دانشجويان ايرانى در آذربايجان (منطقه‏اى كه زبان تركى به‏طور گسترده رايج است) را اغوا مى‏كنند و ايران مجبور است كاملاً مراقب اعمال تركها در رابطه با دانشجويان ايرانى باشد. از نظر نژادى، ايران مخلوطى از تمام همسايگان خود مى‏باشد. با اين وجود شايد لازم باشد براى اين ضريب هوشى، شكرگزارى كرد (و بنابراين، از تفوق خصوصيات فكرى و فرهنگى.) آنها امور را به نحوى اداره كرده‏اند تا در طول هشت سال گذشته به نرخ رشد سريعى دست پيدا كنند و در طى سال اخير (1344: 20 مارس 1965 تا 21 مارس 1966) رشد توليد ناخالص داخلى به بيش از 10 درصد رسيده است. وى گفت اين رقم از طريق كالاهاى مصرفى و توليدى مورد ارزيابى قرار گرفت و با اين وجود در هر كدام از روش‏هاى ارزيابى به رقم 10 درصد رسيديم. وى اضافه كرد كه رشد توليد ناخالص داخلى ايران در طى سه سال گذشته به 32 درصد رسيده است. (تذكر تهيه‏كننده: ما در مورد چگونگى رسيدن به اين رقم، هيچ نظرى نداريم.)      با اشاره به سياست كمك‏هاى اقتصادى ايالات متحده، وى متذكر گرديد كه معيارهاى اصلى امريكايى همواره براى ارائه اين كمك‏ها ضرورى بوده است. وى با آن مخالفتى نداشت و ارزش‏هاى
اخلاقى و انسانى آن را تأييد نمود و قبول كرد كه اين كار با شيوه زندگى آمريكايى كاملاً سازگار است، اما
سؤال نمود آيا بذل توجه بيش از حد به اين معيارها منجر به ايجاد يك متحد قوى خواهد شد يا «نمايشى از
دموكراسى» در خارج از ايالات متحده خواهد بود. وى با اشاره به هندوستان به عنوان يك نمونه گفت مشاهده كرده است كه اين كشور در سالهاى اخير نرخ رشد سالانه‏اى معادل 4 درصد داشته است در صورتى كه نرخ رشد جمعيت آن سالانه حدود 5/2 درصد مى‏باشد و بنابراين نرخ رشد ساليانه آن به ازاى هر نفر برابر 5/1 درصد خواهد شد. درآمد سرانه هند حدود 60 دلار در سال مى‏باشد و به اين معنى است كه درآمد سالانه براى هر نفر حدود 90 سنت افزايش يافته است. باتوجه به اين نرخ چند سال طول خواهد كشيد تا هند بتواند به درآمد سرانه حداقل 500 دلار برسد؟ اين رقمى است كه گفته مى‏شود كشورهاى  در حال رشد را از كشورهاى پيشرفته مجزا مى‏كند. (اين درآمد در مقايسه با 1500 دلار درآمد سرانه هر
سال در اروپاى غربى و 3500 دلار درآمد سرانه در ايالات متحده هيچ حساب مى‏شود.)
     در ايران نرخ رشد به مراتب بيشتر بوده است و همان‏طور كه اشاره شد در سالى كه تازه به پايان رسيد برابر 10 درصد بوده است و دولت ايران در نظر دارد اين شتاب را حفظ نمايد. بنابراين هركسى مى‏تواند تصور كند ايران مكان خوبى خواهد بود كه مى‏توان اطمينان داشت كمك‏هاى آمريكا در راههاى توليدى استفاده مى‏شود (مكان خوبى براى به «نمايش گذاشتن دموكراسى»).
     اما چه اتفاقى افتاد؟ چند سال پيش تمامى كمك‏هاى اعطايى ايالات متحده قطع گرديد. در حال حاضر حتى وام جديدى هم وجود ندارد. براى مدتى كالاهاى 480 ـ ز س (كمك‏هاى فروش غله به كشورهاى خارجى) با پرداخت ريال در اختيار ايران قرار مى‏گرفت. هم‏اكنون اين كار متوقف گرديده است و براى پرداخت آن دلار خواسته مى‏شود. جانسون، رئيس جمهور آمريكا، در پيام خود تحت عنوان برنامه «غذا براى آزادى» به جاى برنامه «غذا بر صلح»، برنامه جديدى پيشنهاد نمود و در آن برتمايل ايالات متحده بر فروش هر چه سريعتر كالاهاى كشاورزى براساس اصول تجارى اشاره كرد. اما ايالات متحده هنوز به ارائه مواد غذايى اضافه به كشورهايى نظير هند ادامه مى‏دهد. اين كشورها حداقل تا اين اواخر هيچ تلاش جدى براى افزايش محصولات كشاورزى خود انجام نداده‏اند بلكه به جاى آن بر توليدات صنعتى متمركز شده‏اند و همواره به ايران پاسخ داده‏اند كه «شما درآمدهاى نفتى خود را داريد.»
     وزير دارايى در ادامه گفت كه ايران براى پذيرش اين تغييرات آماده است، اما همچنان مصمم است شتاب رشد خود را حفظ نمايد. با پذيرش اين حقيقت كه ايران نمى‏تواند براى هميشه به درآمدهاى نفت متكى باشد، بايد به سختى تلاش نمايد تا ساير منابع خود را گسترش دهد و اقتصادى بسازد كه بتواند مستقل از نفت باشد. با اين حال هنگامى كه به دنبال كمك اقتصادى هستيم، گفته مى‏شود «شما درآمدهاى نفتى خود را داريد.» اما هنگامى كه در صدد افزايش اين درآمدهاى نفتى، كه براى حفظ سرعت انجام كارهاى عمرانى ضرورى است، برمى‏آئيم، شركت‏هاى نفتى غربى (آمريكايى، انگليسى، آلمانى و
سايرين) ظاهرا چنين ضرورتى را نمى‏پذيرند. آنها ظاهرا ترجيح مى‏دهند. توليد را در ساير كشورهاى خاورميانه افزايش دهند، كشورهايى كه جمعيت قابل توجهى نداشته و 95 ـ 90 درصد و شايد 99 درصد عايدات آنها صرف هزينه‏هاى جارى نظير ماشين‏هاى بزرگتر و حرم‏سراهاى گسترده‏تر مى‏شود. برعكس در ايران، يعنى كشورى كه از تمام كشورهاى خاورميانه جمعيت بيشترى دارد، درآمدها براى اهداف توسعه اقتصادى صرف مى‏گردند، امسال 75 درصد درآمد نفتى ايران مستقيما به سازمان برنامه مى‏رود. دكتر آموزگار گفت كه اين سياست را درك نمى‏كند، سياستى كه از يك طرف به بهانه اينكه ايران درآمدهاى خارجى خود را دارد (درآمدهاى نفتى)، از ارائه هر نوع مساعدت مالى بيشتر خوددارى مى‏كند، اما از طرف ديگر احتياج ايران را به افزايش اين درآمدهاى نفتى به هيچ‏وجه نمى‏پذيرد. وى گفت مى‏داند كه دولت ايالات متحده عنوان مى‏كند هيچ رابطه‏اى با شركت‏هاى نفتى ندارد و نمى‏تواند در مورد رفتارشان به آنها دستورى بدهد، اما اضافه كرد كه بايد كلمه‏اى جادويى وجود داشته باشد تا دولت بتواند گاهى براى شركت‏ها زمزمه نمايد، زيرا متوجه شده كه در ساير كشورهاى توليدكننده نفت افزايش ناگهانى و سريعى در توليد نفت صورت گرفته است كه به نظر مى‏رسد به نحوى ناشى از تمايلات دولت ايالات متحده باشد.
     دكتر آموزگار گفت طى چند سال گذشته، مشكل ايران با ورود عنصر جديد پيچيده‏تر شده است. تا  حدود دو سال قبل وى مى‏توانست بگويد مشكلات ايران صرفا اقتصادى هستند. حال وى بايد بگويد كه مشكلات هم اقتصادى و هم دفاعى مى‏باشند، زيرا با ساخت تجهيزات توزيع نفت خام در جزيره خارك (يك طرح 250 ميليون دلارى كه نيمى از هزينه آن را ايران تقبل كرده است)، ايران يكى از بهترين تجهيزات را در جهان دارد، تجهيزاتى كه آسيب‏پذيرترين هم مى‏باشند. تجهيزاتى كه در حال حاضر ايران در دفاع از آن كاملاً ناتوان است. يك هواپيما مى‏تواند جزيره را بمباران كند و تهران تا پس از انجام اين كار را از آن مطلع نخواهد شد. يك قايق با چند بسته ديناميت مى‏تواند به اين تجهيزات نزديك شود و هيچ ترسى از دستگيرى نداشته باشد، زيرا در حال حاضر هيچ ترتيبات پدافندى در اطراف آن مستقر نشده است.
     تا اين اواخر دوستان آمريكايى ايران از فهميدن اين كه تهديدى يا خطرى متوجه (خارك ـ م) است امتناع مى‏ورزيدند، اما اخيرا شاه به وى گفته است كه آمريكائيها هم‏اكنون پذيرفته‏اند كه چنين خطرى وجود دارد و به نظر مى‏رسد ايران اجازه خواهد داشت پولهاى خود را براى خريد تجهيزات دفاعى مورد نياز خود مورد استفاده قرار دهد. اين موضوع نيز به مقدار زيادى مشكلات وى را به عنوان وزير دارايى افزايش مى‏دهد.
     دكتر آموزگار در ادامه گفت ايران از تجربه پاكستان در تابستان گذشته و به هنگام مناقشه هند و پاكستان بسيار متعجب شده است. اين مسئله براى پاكستان تجربه تلخى بود كه مشاهده كند عليرغم  تحاد با دو گروه مختلف به هنگام بروز مناقشات منطقه‏اى، چنين اتحادى هيچ ارزشى ندارد و اين در حالى بود كه طرف ديگر اين مناقشه به اصطلاح يك كشور «بى‏طرف» بود كه براى پيوستن به چنين اتحاديه‏هايى
تمايل نداشت. تمامى اين جريانات به سادگى نشانگر ضرورت نياز ايران به تأمين دفاع از خود در مناقشات منطقه‏اى مى‏باشد. وزير دارايى مى‏گويد با چنين فشارهاى اضافه‏اى بر اقتصاد ايران، اگر قرار باشد هيچ مساعدت مالى دريافت نكند، اين كشور ناچار شد جستجو براى يافتن اقلام ارزانتر را شروع نمايد، حتى اگر اين اقلام از نظر كيفيت به‏طور قابل ملاحظه‏اى نامرغوب باشند. چطور مى‏توان در ازاى هر تراكتور مسى فرگوسن، مبلغ 5000 دلار نقد پرداخت نمود در حالى كه مى‏توان 15000 تراكتور رومانيانى را به قيمت 1500 دلار براى هركدام با يك وام هفت ساله به نرخ بهره 5/2 درصد خريدارى نمود؟ وى گفت چنين  يشنهادى توسط دولت رومانى ارائه شده است. اين تراكتورها از طرف رومانى و با تأمين مالى شوروى براى فروش به چين كمونيست توليد شده بود، ولى معامله آن برهم خورده و تراكتورها هم‏اكنون آماده مى‏باشند. دكتر آموزگار در ادامه سوالات صريح خود پرسيد عليرغم اين كه مى‏داند تراكتورهاى رومانيايى به خوبى تراكتورهاى به جاى يك تراكتور ولى آيا وى به‏عنوان وزير دارايى مى‏تواند از تأييد خريد سه تراكتور آمريكايى نيستند، آن هم با وامهاى كم بهره‏خوددارى نمايد؟ وى گفت ايران به واسطه سياست‏هاى غربى، بخصوص سياست ايالات متحده، به صورت غيرمستقيم مجبور شده است در اين زمينه به سمت شرق تغيير جهت دهد. همين ملاحظات در مورد كارخانه ذوب آهن نيز مدنظر قرار گرفتند. وى گفت مى‏تواند از جانب دولت ايران و به عقيده خودش از جانب شاه اعلام نمايد كه آنها (شاه و دولت ـ م) براى ساخت كارخانه ذوب‏آهن با اكراه به اتحاد جماهير شوروى روى آورده‏اند. اين كار فقط در زمانى صورت گرفت كه آمريكائيها، فرانسويها، آلمانيها و ساير غربى‏ها، هر سال علاقه ايران به داشتن يك كارخانه ذوب‏آهن را سركوب كردند.       دكتر آموزگار در ادامه ادعا كرد كه ايران براى اجراى برنامه‏اى عمرانى اقتصادى خود چندين راه جايگزين را پيش‏رو دارد. وى تذكر داد كه دولت وى در حقيقت براى سال آتى با شرايط بودجه‏اى سختى مواجه مى‏باشد. چنين شرايطى شامل وام 180 ميليون دلارى (توضيح: عملاً 190 ميليون دلارى) براى تأسيسات نفتى فلات قاره ايران كه بهار گذشته گرفته شد، نمى‏باشد. اين (تأسيسات ـ م) در سالى كه اخيرا خاتمه يافت با شرايط ناگوارى مواجه بوده‏اند. يكى راههاى جبرانى، كاهش هزينه‏هاى دولت است. وى از نقطه‏نظر نظام بودجه‏اى سعى كرده است شديدترين نظم را به كار ببرد. در بودجه سال 1945 به جز مسائل
دفاعى، فقط سه درصد افزايش در بودجه عملياتى دولت وجود داشته است. براى امور دفاعى، افزايش 60 ميليون دلار (توضيح: 21 درصد بيش از سال 1944) اجتناب‏ناپذير بوده است. بنابراين در اين مورد، محل چندانى براى سخت گرفتن به منظور صرفه‏جويى وجود ندارد. تنها محل در بودجه‏هاى عمرانى مى‏باشد و ايران مصمم است سرعت برنامه‏هاى عمرانى را حفظ نمايد. راه دوم عبارتست از افزودن بردرآمدهاى نفتى، اشاره به اين مطلب وى را به مسئله افزايش درآمدهاى نفتى برگرداند، كه به نظر مى‏رسد به نحو روزافزونى براى پيشرفت آتى ايران حياتى مى‏باشد. آموزگار احتمال قرض گرفتن سرمايه توسط ايران از ساير منابع را به‏طور جدى منتفى دانست.
     دكتر آموزگار با لحنى نسبتا مزاج‏گونه، اما حاكى از احساسات قابل ملاحظه‏اى، مساعدت‏هاى فنى گسترده‏اى را كه ايران در اختيار ايالات متحده قرار داده است، تشريح نمود. وى گزارش داد كه در حال حاضر تعدادى در حدود يك هزار نفر از پزشكان ايرانى كه اكثر آنها تحصيلات مقدماتى خود را در آموزشگاههاى ايران گذرانده‏اند، در آمريكا مشغول طبابت مى‏باشند. وى گفت ايجاد چنين شرايطى مستلزم دهها هزار دلار سرمايه‏گذارى مى‏باشد.       دكتر آموزگار وزير دارايى ايران در فاصله زمانى سؤال و جواب، در پاسخ به سؤالى درباره نقش بخش  خصوصى، به‏طور مفصل درباره تأكيدى كه دولتش بر بخش خصوصى دارد صحبت كرد. وى گفت منظورش اين نيست كه اظهارات خود را ناديده گرفته است و افزود كه منظور وى در مورد 10 درصد رشد توليد ناخالص داخلى و رشد بيشتر و كار بيشتر به اين معنى نيست كه چنين كارى توسط دولت به اجرا درخواهد آمد و در بخش دولتى پياده خواهد شد. وى سپس مالياتهاى تشويق‏كننده را يادآورى نمود. وى در مورد اين مالياتها كه هم‏اكنون در مورد سرمايه‏گذاريهاى بخش  صوصى اعمال مى‏شود، به تشريح عوامل تشويق‏كننده مطلوبترى كه در قانون مالياتى وجود دارد، پرداخت و گفت كه چنين قانونى را چند هفته قبل تقديم مجلس كرده است.
     دكتر آموزگار در حين سخنرانى خود چندين بار با صداى بلند خنديد. وى ادعا كرد كه ايران به نقطه جهش اقتصادى رسيده است و اقتصاد ايران همچون يك هواپيماى جت مى‏باشد كه به انتهاى باند پرواز رسيده است و بايستى يا پرواز كند و يا سرنگون شود.  سند بعدي
تاريخ: 12 ژوئن 1966 ـ 22/3/45خيلى محرمانه ـ غيرقابل رؤيت براى بيگانگان  از: چارلز ان. راسياس، دبير دوم سفارت به: بايگانى بيوگرافى‏ها  موضوع : جمشيد آموزگار و انجمن فارغ‏التحصيلان دانشگاههاى آمريكا      اردشير مولوى، مهندس پتروشيمى جوان مؤسسه تحقيقاتى شركت ملى نفت ايران در دانشگاه تهران و عضو فعال حزب مردم، اخيرا به نقل از كورش آموزگار برادر جمشيد آموزگار گفت كه برادرش خود به فكر تغيير نام اين انجمن (AGAU) به نامى گسترده‏تر كه فارغ‏التحصيلان مؤسسات غيرآمريكايى را نيز در برگيرد، افتاده است. شاه اين موضوع را به جمشيد پيشنهاد نكرده بود. عملاً آموزگار مى‏خواهد خودش را نزديك به آمريكائيان نشان ندهد و اين احساس مى‏شود كه شاه چندى قبل به وى فهمانده بود كه واقعا سياست مستقلانه‏ترى از آمريكا را دنبال نمايد. بنابراين تغيير نام انجام (AGAU) اشاره‏اى براى توجه دادن به عدم وابستگى به آمريكائيان است. در جلسه‏اى كه جمشيد پيشنهاد تغيير نام انجمن را نمود، با چنان تكبر و نخوتى برخورد كرد كه تعدادى از حضار با تعجب غيرقابل باورى گفتند كه آيا جمشيد واقعا در آمريكا تحصيل نموده، براى اين كه به نظر مى‏رسد رفتار دموكراتيك و مناسب را فراموش كرده است.  مولوى گفت تا جايى كه او مى‏داند AGAU هنوز به همان صورت هست و شكل يا نامش تغيير نيافته است. او گفت كه بيشتر اعضا از جمله خودش با تغيير نام مخالفند.بخش سياسى: چارلز ان. راسياس سند بعدي
تاريخ: 1 اكتبر 1966 ـ 9/7/45خيلى محرمانه ـ غيرقابل رؤيت براى بيگانگان  از: منبع كنترل شده آمريكايى (CAS)به: رئيس بخش اقتصادى  موضوع : قبول اين مطلب توسط شاه كه آموزگار، وزير دارايى به مسائل مربوط به اختصاص بودجه دفاعى نيز بپردازد
     مطالب زير جهت اطلاع شما و هرگونه استفاده‏اى كه مايليد در محدوده امنيتى تعيين شده از آن به  مل آوريد، مى‏باشد. هر گزارشى از اين اطلاعات بايد كنترل «غيرقابل رؤيت براى بيگانگان» را داشته باشد،
ولى نيازى به ذكر CAS به عنوان منبع نيست.      1ـ طى ملاقات با مسئولان بانك مركزى در اواخر سپتامبر 1966، شاه با تمجيد از عملكرد جمشيد آموزگار، وزير دارايى گفت كه وى مخصوصا بايد به خاطر نحوه اداره امور مربوط به تخصيص بودجه دفاعى مورد تمجيد قرار گيرد. شاه گفت كه براى اولين بار در سالهاى اخير، وزارت دارايى منابع مورد نياز را به موقع در اختيار وزارت جنگ قرار داده و در واقع اين وزارت جنگ است كه به خزانه دولت مقروض است.
     2ـ (اظهارنظر: رئيس  بانك مركزى خداداد فرمانفرمائيان در تاريخ 28 سپتامبر اعلام نمود كه موزگار با مسائل مربوط به بودجه وزارت دفاع آنچنان برخورد مؤثرى دارد كه در حال حاضر خزانه ولت در مورد بخش غيرنظامى دولت 3 ميليارد تومان ديون معوقه دارد (400 ميليون دلار). در نتيجه روژه‏هاى عمرانى با كندى پيشرفت كرده و پيمانكاران دولتى نيز ديگر صبر و حوصله‏اى ندارند.) خش سياسى

سند بعدي ادداشت براى بايگانى خيلى محرمانه
از: بخش سياسى ـ چارلز ان. راسياس 4 ژانويه 1967 ـ 14/10/45  موضوع: جمشيد آموزگار، وزير دارايى       شاهرخ فيروز يك تاجر، هتلدار و غيره، سه‏شنبه گذشته (31 دسامبر) به من گفت كه شنيده به  مشيد موزگار تفهيم شده است كه وى يك مقررى 25000 ريالى از جانب سرمايه‏گذاريهاى لاجوردى  ريافت ى‏نمايد. همچنين مشهور است كه وى مقررى كمترى (10 ـ 15 هزار ريال) نيز از جانب جعفر ريف‏امامى، رئيس مجلس سنا، دريافت مى‏كند.       فيروز كه نشان مى‏داد به قابليتهاى بالاى آموزگار  حترام مى‏گذارد، گفت اگر چنين گزارشى صحيح  اشد، نمى‏تواند درك كند كه آموزگار چگونه چنين اشتباهى را مرتكب شده است. وى گفت بدون ترديد
وزارت دارايى به همراه وزارتخانه‏هاى آموزش و پرورش و دادگسترى از بدترين عملكرد و فاسدترين حيط برخوردار مى‏باشند و اقدامات آموزگار براى تجديد بناى آن مى‏بايستى قهرمانانه بوده باشد. هر  وع اشاره‏اى به فساد در مورد آموزگار كه سعى مى‏كند وزير پر انرژى و اصلاح‏طلبى قلمداد شود، منجر به رابى و نابودى سياسى وى مى‏گردد. منابع فيروز همچنين گزارش مى‏دهند كه اگر آموزگار بركنار شود،به  احتمال زياد توسط على‏نقى عاليخانى، وزير اقتصاد فعلى جايگزين خواهد شد. اين منابع همچنين اطرنشان مى‏كنند كه وزارت اقتصاد بار ديگر به هم خواهد ريخت.
     فيروز در مورد اين كه عبدالرضا انصارى از وزارت كشور بركنار و وزير دارايى شود، اظهار ترديد نمود.

سند بعدي
يادداشت براى بايگانى خيلى محرمانه
صورت مذاكرات شركت‏كنندگان: جمشيد آموزگار، وزير دارايى، دكتر اليزابت ك. هرتز
زمان: 31 ژانويه 1967 ـ 11/11/45 مكان: اقامتگاه سفارت اطريش
موضوع: اوضاع مالى ايران
     به هنگام صرف نهار در اقامتگاه سفارت اطريش، خانم هرتز و زير دارايى ايران به‏طور اتفاقى در پشت ميز كوچكى قرار گرفتند. تا زمانى كه ساير افراد پشت ميز آنجا را ترك كردند، صحبتها بى‏ربط و بى‏استفاده بودند، ولى پس از آن آموزگار براى مدتى بيش از نيم ساعت با خانم هرتز باقى ماند و مطالب زيادى رد و بدل شد كه خانم هرتز فقط نكات زير را به ياد دارد:
     وزير دارايى گفت اوضاع مالى ايران بشدت مخاطره‏آميز مى‏باشد. وى سعى كرد كه قبل از مسافرت شاه به اطريش اين مطلب را به وى بگويد و شاه اظهار تعجب نمود و اظهار تمايل كرد تا پس از مراجعت به صورت مفصل‏ترى در اين باره گفتگو نمايند. اما آموزگار گفت تمامى اهميت صحبت وى (براى شاه ـ م) هنوز مشخص نشده است و علت اصلى آن اين است كه هويدا نخست‏وزير ايران دائما به شاه مى‏گويد همه چيز مرتب است.
     آنچه كه منصور در پاييز 1964 انجام داد با توجه به نقطه‏نظرات اقتصادى بود نه با در نظر گرفتن امور سياسى و روانشناسى. آموزگار گفت، اما از طرف ديگر ممكن است آنچه كه هويدا هم‏اكنون انجام  ى‏دهد
در كوتاه مدت سياستمدارانه و روانشناسانه به نظر آيد، ولى از نظر اقتصادى هيچ موضوعيتى ندارد، هويدا تسليم هر كسى شده است و هرگز به دولت اجازه انتخاب نداده است. دولت خصوصا با اين حقيقت مواجه
نشده است كه يك كشور نمى‏تواند تورم نداشته باشد، ركود نداشته باشد، مالياتهاى بيشترى نگيرد و با اين
حال بودجه نظامى رو به افزايشى داشته باشد.
     آموزگار گفت در طى سالهايى كه از مرگ منصور مى‏گذرد، وضعيت مالى ايران اساسا دوام آورده است
كه علت آن موفقيت‏هاى حاصل از ثروت بادآورده مى‏باشد. مرحله اول تنها محصول چنين ثروت بادآورده‏اى بود. آنچه كه خصوصا مايه نگرانى آموزگار شده اين است كه وى ترتيبى داده است تا  درآمدهاى مالياتى را 58 درصد افزايش دهد، زيرا وى متوجه صورت حساب‏هاى نادرست و پرداخت‏هاى غيرقانونى ديگر شده است، اما از وى انتظار مى‏رود همان عملكرد را براى سال آتى داشته باشد، كارى كه آموزگار مى‏گويد كاملاً غيرممكن است. آموزگار در ارتباط با موافقت‏نامه اخير كنسرسيوم  كه خانم هرتز آن را يك ثروت بادآورده ديگر خواند، گفت كه اين كار بشدت بى‏فايده است. وى گفت منطقه صرف‏نظر شده ارزش كمى دارد و فقط تصور مى‏شود توليد واقعى از 12 به 5/12 درصد افزايش يابد ولى اين كه ايران قادر باشد نفت خام حاصل از كنسرسيوم را بفروشد، قويا مورد ترديد است.       در ارتباط با اين مسئله آموزگار گفت واقعا مضحك است اگر شخصى فكر كند ايران در شرايطى كه مجاز نيست به مشتريان كنسرسيوم يا روسيه نفت بفروشد، بتواند دو ميليون تن نفت خام را به فروش برساند. وى گفت عاليخانى، وزير اقتصاد ملى، از روى نااميدى «فرق خود را شكافته» زيرا نتوانسته است براى بيش از 200 هزار و يا حداكثر 300 هزار تن نفت مشترى جلب نمايد.       آموزگار مطالب بيشترى گفته بود ولى خانم هرتز بيش از اين به خاطر نمى‏آورد. وى گفت چندين بار مى‏خواست به ساير ميهمانان ملحق شود، ولى آموزگار وى را نگهداشته و اظهار داشته كه مطالبش تمام
نشده است. آموزگار تا حدى در مورد گرفتن ماليات توضيح داده است. ولى خانم هرتز نتوانسته مطلب را درك نمايد. نتيجه سخن آنكه وى گفت حدس مى‏زند ظرف يك سال و نيم آينده و احتمالاً زودتر، يك بحران مالى در ايران بروز خواهد كرد. وى به‏گونه‏اى صحبت مى‏كرد و قصد داشت مطالب خود را منتقل كند كه خانم هرتز آن مكالمه را مانند «جريان آبى از يك سوراخ در سد» توصيف نمود. البته بايد افزود كه مكالمه صددرصد خودجوش نبوده است، زيرا خانم هرتز دوست دارد در مورد ملاحظات حرفه‏اى مردم سؤالاتى بكند و قبلاً نيز به هنگام صرف نهار مسائل متعددى در مورد امور اقتصادى از آموزگار پرسيده بود. آموزگار احتمالاً  صور كرده است كه خانم هرتز فرد مطلعى درباره اين موضوع مى‏باشد. به مجرد اين كه آموزگار سخنان خود را در مواردى كه فوقا گزارش شد به اتمام رساند، به اتفاق خانم آموزگار ميهمانى را ترك كردند.

سند بعدي
خيلى محرمانه
صورت مذاكرات شركت‏كنندگان: جمشيد آموزگار، وزير دارايى جان. آرميتاژ، رايزن سفارت
مكان و زمان: منزل ابونصر عضد، 14 دسامبر 1968 ـ 23/9/47
موضوع: عبدالرضا انصارى، وزير كشور سابق      آموزگار مى‏گفت كه مشكلات انصارى از اكراه يا قصور او در عزل تعدادى از منصوبينش، منجمله چند مقام پايين‏تر از استاندار، كه نامشان در ليست اخراجى‏ها آمده بود، ناشى شده است. آموزگار اظهار مى‏كرد كه شاه از مجارى امنيتى خودش گزارشاتى مبنى بر خطاهاى ادارى تعدادى از اين مقامات دريافت كرده و انصارى را نيز در جريان نارضايتى خودش از عدم شايستگى اين مقامات گذاشته بود. گويا انصارى تا مدت زيادى هنوز به كار آنان نپرداخته بود. آموزگار اشاره كرد كه در رساندن خبر اكراه انصارى در عزل اين مقامات به شاه، هويدا نقشى داشته است. تعدادى از منصوبين انصارى مشخصا بد هستند، آموزگار (مثل ديگران) به استاندار كرمان، هوشنگ انصارى، كه دوست نزديك انصارى شناخته مى‏شود، اشاره و اظهار نظرى نيز در مورد اديب محمدى، معاون پارلمانى وزارتخانه كرد.      آموزگار شك داشت كه علت اصلى عزل انصارى انتصابات او (و اختلافاتش با خسروانى در زمينه انتخابات) باشد. او مى‏گفت كه خليل طالقانى، مهدى پيراسته (سفير ايران در بلژيك كه فعلاً در تهران به سر مى‏برد) و انصارى در منزل طالقانى جمع شده و به اين نتيجه رسيده بودند كه مسائلى در درون حكومت جريان دارد كه ممكن است به تغيير نخست‏وزير بى‏انجامد و در مورد چگونگى اقدامشان در اين قضيه به توافق رسيده بودند.
     آموزگار بدون تأكيد خاصى از هر سه، به‏عنوان نامزد نخست‏وزيرى نام برد. او فكر مى‏كرد كه اين گفتگوها مطمئنا به گوش هويدا رسيده و بدون شك عكس‏العمل او در اين مورد عامل مهمى در عزل انصارى بوده است. آموزگار آنچه را كه ما از مجارى ديگر شنيده‏ايم، يعنى اين كه هنوز هيچ پستى براى انصارى در نظر گرفته نشده و اين گمان كه عدم حمايت از انصارى با گستردگى كنونى حملات دشمنانش عليه وى قوت گرفته است، را تأييد كرد. آموزگار نسبت به شرافت انصارى اظهار اطمينان كرد و گفت كه احتمال نمى‏دهد هيچ اتهام جدى به او بچسبد. خود وى چندبار از انصارى خواسته است كه اجازه ملاقات با شاه را بگيرد و در مورد خودش با صراحت با وى صحبت كند. انصارى از زمان عزل، بيشتر اوقات خود را در رامسر گذرانده است. آموزگار نسبت به اينكه انصارى خواهد توانست خود را، حداقل در محدوده سياسى، جمع‏وجور كند خوشبين است و عقيده دارد كه او از بسيارى از اعضاى فعلى كابينه تواناتر است.
آموزگار فكر مى‏كرد كه براى آمريكائيان تماس با انصارى در اين موقعيت بحرانى مفيد نيست. من از وى خواستم سلام و بهترين درودهاى ما را به انصارى ابلاغ كند.سند بعدي

خيلى محرمانه
صورت مذاكرات شركت‏كنندگان: جمشيد آموزگار، وزير دارايى جان ا. آرميتاژ، رايزن سفارت
مكان و زمان: محل اقامت ابونصر عضد، 14 دسامبر 1968 ـ 23/9/47
موضوع: وضعيت مالى ايران
     آموزگار در يك بحث طولانى، مطالب قابل توجهى در مورد وضعيت اقتصاد ايران ايراد نمود. وى احساس مى‏كند كه وضعيت ذخاير خارجى ايران به شدت روبه وخامت مى‏گذارد و دولت نسبت به تعديل و به حداقل رساندن اثرات «اين بحران» هيچ چاره‏اى نينديشيده است. وى از اين گرايش ابراز تأسف نمود  كه طرحهاى اقتصادى را بدون در نظر گرفتن منبع درآمدى براى هزينه‏هاى غير مترقبه و پيش‏بينى نشده  اجرا مى‏كنند و سپس تمامى بار اين كار را بر اقداماتى به منظور كسب درآمدهاى نفتى بيشتر (كه خود وى مجبور است كسب كند) تحميل مى‏نمايند. وى تصور مى‏كند ايده نرخ رشد 10 تا 11 درصد چيزى به مثابه آزمايشى براى دولت مى‏باشد. دولت نيز شاه را با چنين ايده‏اى تحت تأثير قرار داده است. وى متذكر شد كه در هر صورت مسئله اصلى بر سر دقت اندازه‏گيرى رشد است و به ويژه عدم توانايى براى تعيين رقم مناسب معرف افزايش مصرف در روستاها كه دو سوم جمعيت را دارند. آموزگار گفت وى و عاليخانى، وزير اقتصاد، به هنگام بحث درباره اين موضوع اختلافات متعددى با يكديگر دارند. آموزگار معتقد است كه بايد جريان پول داخلى به سمت بخش خصوصى و بخصوص سازمانهاى تحت مالكيت دولت نسبت به گذشته بيشتر كنترل شود و اعمال محدوديت بر واردات كالاهاى مصرفى يك نياز حتمى است. وى يادآورى نمود كه از رابطه بين واردات اين كالاها و تلاش دولت براى حفظ سطح قيمت‏ها آگاه است، ولى فكر نمى‏كند روند اخير قابل حفظ باشد.       وى تصور مى‏كند درك شاه از حقايق اقتصادى زندگى، تحت تأثير عدم اطلاع كامل در مورد راههاى عملى اقتصادى كه در مقابل دارد مى‏باشد و حتى آماده است تا براى خريدهاى خارجى خود به مقدار ريالهاى موجود به دنبال تضمينهايى باشد. وى به شاه پيشنهاد كرده است تا افزايش قابل ملاحظه‏اى بر ماليات افرادى كه براى تجارت شخصى و يا تفريحى به خارج مى‏روند، صورت گيرد (وى گفت هويدا مخالفت كرده است، زيرا وى از «عدم افزايش قيمتها» يك بت ساخته است و با آنهايى كه با چنين افزايشى مخالفند رابطه برقرار كرده است). آموزگار گفت شاه به لزوم پرهيز از افزايش قيمت‏ها اشاره كرد، ولى او (آموزگار ـ م) تفاوت بين «ماليات» بر موارد رفاهى نظير مسافرت به خارج و افزايش ناخوشايند قيمت نفت و بنزيك (كه در سال 1964 توسط دولت منصور ارائه شد) كه مستقيما بر هر خانواده‏اى منجمله خانواده‏هاى بسيار كم درآمد اثر مى‏گذارد، توضيح داد. وى بر لزوم يك بودجه محدود براى سال 1948 و ضرورت ارزيابى هزينه‏هاى خارجى (وى وانمود كرد كه به هزينه‏هاى نظامى اشاره كرده است) تأكيد نمود. آموزگار اين عقيده را توضيح داد كه هويدا (كه به عقيده وى ابتدايى‏ترين برداشتها را نسبت به مسائل اقتصادى و مالى دارد) به سبك معمول خود و با كمك افراد حقه‏باز سعى دارد با اين شرايط مقابله نمايد. وى سميعى را كه هم‏اكنون مسئول هزينه‏هاى «طرح» مى‏باشد در مقابل فرمانفرمائيان دستيار قديمى خود كه فعلاً مسئول مديريت مالى مى‏باشد، قرار داده است. آموزگار گفت به شاه اصرار كرده است كه بايد هر چه سريعتر كارى انجام شود و اضافه كرده است كه نمى‏خواهد در مورد پنهان كردن فوريت نياز به يك اقدام علاج‏بخش از شاه سلب مسئوليت نمايد. طبق اظهارات آموزگار،  ه نظر رسيده كه شاه به طور كلى
كمى عقب نشسته، ولى تحت تأثير بعضى از نكاتى كه آموزگار اظهار كرده، قرار نگرفته است. شاه گفته
است به مجرد بازگشت، از نخست‏وزير خواهد خواست كل مسئله را مورد بررسى قرار دهد.

سند بعدي
تاريخ: 10 آوريل 1969 (عصر) ـ 21/1/48 خيلى محرمانه
مكان: خانه سيروس فرمانفرمائيان
صورت مذاكرات شركت‏كنندگان: آقاى جمشيد آموزگار، وزير دارايى جان ا. آرميتاژ، رايزن سياسى
سفارت
موضوع : ليست سيا
     آموزگار گمان مى‏كرد عنصرى از فراماسونها در كار فاش ساختن ليست سيا (CIA) دست داشته است. وى گفت كه چندى پيش از او خواسته شده بود به آنها ملحق شود، اما چون نفع ويژه‏اى در اين امر نمى‏ديده، امتناع ورزيده بود.       وى خاطرنشان كرد كه زاهدى، وزير امورخارجه، تا حد زيادى از علنى شدن ليست مزبور، مضطرب است و آن را عملى غيرمسئولانه و بدخواهانه مى‏داند. زاهدى ظاهرا كوشش‏هايى را كه براى كشف منشاء اين قضيه صورت مى‏گيرد، تشويق مى‏كند.
     آموزگار گفت كه نكته جالب نامهايى است كه در هيچ يك از دو ليست (فراماسون يا سيا) نيستند. آشكارا منظور وى علم بود و صراحتا نظر خود را چنين گفت كه علم با مشاهده تضعيف موقعيت هويدا و  طمينان كمتر نسبت به مقام خويش در دربار، براى كسب مقام نخست‏وزيرى مى‏كوشد. وى مستقيما اين نتيجه را نگرفت كه مقام دربارى علم ممكن است تركيبى از موقعيت و نفوذى باشد كه غالبا با بلندپروازيهاى او همساز است، اما براين امر پا مى‏فشرد كه علم خواهان مقام نخست‏وزيرى است. (از آنجايى كه از آموزگار آشكارا به‏عنوان نامزد نخست‏وزيرى نامبرده شده است، ممكن است كه وى هر شخص واقعا با نفوذى را رقيبى براى خود ببيند.)

سند بعدي
تاريخ: 10 آوريل 1969 (عصر) ـ 21/1/48خيلى محرمانه
مكان : منزل سيروس فرمانفرمائيان
صورت مذاكرات شركت‏كنندگان: جمشيد آموزگار، وزير دارايى آقاى جان ا. آرميتاژ، رايزن سياسى
سفارت آمريكا
موضوع : كمبود گوشت
     آموزگار گفت كمبود گوشت قيمت واقعى گوشت را افزايش داده است. وى تصميم هويدا را در مورد پايين نگهداشتن قيمت گوشت بدون در نظر گرفتن ملاحظات اقتصادى مورد انتقاد قرار داد، زيرا حدس مى‏زند كه گوشت وارد بازار سياه خواهد شد. وى گفت مبلغ 78 ريال براى هر كيلو گوشت رقم مناسبى براى روانه كردن گوشت كافى به بازار نيست. گوشت وارداتى از تركيه به قيمت 84 (يا 86) ريال تمام ى‏شود و بندرت مى‏توان آن را به توزيع‏كنندگان فروخت تا به قيمت 78 ريال بفروشند. قيمت واقعى جارى حدود 100 تا 110 ريال مى‏باشد و وى توصيه كرده است اين قيمت مورد تأييد رسمى قرار گيرد تا بدين ترتيب تأمين گوشت به صورت دائم تضمين گردد.

سند بعدي
بيوگرافى جمشيد آموزگار
از : آقاى آرميتاژ27 اوت 1969 ـ 5/6/48
     جمشيد آموزگار از سال 1965 در كابينه و از سال 1964 وزير دارايى بوده است. وى كه تحصيلات امريكايى دارد و محصول اصل چهار (اعطاى بورس فرهنگى برنامه اصل چهار ترومن ـ م) مى‏باشد، معمولاً به‏عنوان يكى از طرفداران امريكا قلمداد مى‏شود، ولى دقيق‏تر است كه گفته شود وى شديدا جاه‏طلب (غالبا از وى به‏عنوان نخست‏وزير احتمالى بعدى ياد مى‏شود) بوده و اقدامات وى در دولت همواره به سود ما نبوده است. وى و همسرش گاهى با خانواده ماير بريج بازى مى‏كنند و آموزگار در صورتى كه از وى درخواست‏شود، هيچ اكراهى از ملاقات با سفير امريكا ندارد. با اين وجود از نقطه‏نظر سنت قديمى سياسى ايران از اين‏كه به‏عنوان «فرد (تحت كنترل) آمريكا» قلمداد گردد، حساس مى‏باشد.       وى ديدگاههاى استوار و محكمى داشته و غالبا در مورد مسائل اقتصادى صريح صحبت مى‏كند. وى كه مجبور است براى برنامه‏هاى جاه‏طلبانه ديگران پول تهيه كند، برخلاف افرادى كه سرشار از خوشبينى نسبت به دورنماى اقتصادى ايران هستند، فردى است كه در ارائه يك ديدگاه بدبينانه از دورنماى اقتصادى ايران به ما كمك مى‏كند. وى به‏عنوان يكى از اعضاى اوپك و وزير دارايى، به خوبى از مذاكرات نفتى با كنسرسيوم اطلاع دارد و در مواردى براى انتقال ملاحظات واقع‏گرايانه در مورد اين مذاكرات به شاه به سفير امريكا كمك كرده است. همچنين مشهور است كه وى به‏طور كلى به صورت نسبتا دوستانه‏اى با شاه صحبت مى‏كند.

سند بعدي
جمشيد آموزگار ـ وزير دارايىخيلى محرمانه
     آموزگار فرزند سناتور سابق حبيب‏اللّه‏ آموزگار، در سال 1933 در تهران متولد گرديد. آموزگار تحصيلات آمريكايى دارد و در رشته مهندسى بهداشت عمومى ليسانس و در رشته مهندسى بهداشت فوق‏ليسانس خود را از دانشگاه كرنل اخذ نمود و در سال 1949 دكتراى مهندسى هيدروليك را از دانشگاه واشنگتن دريافت كرد.
     وى در سال 1952 به ايران بازگشت و چند سال در استخدام برنامه اصل چهار ايالات متحده بود. در سال 1955 در وزارت بهدارى معاون وزير گرديد. آموزگار به هنگام تصدى معاونت وزارتخانه عضو هيئت‏هاى اعزامى براى پيمان بغداد و سازمان بهداشت جهانى بود.      آموزگار در سال 1958 به سمت وزير كار منصوب شد. وى در هنگام تصدى وزارت كار، شروع به درگير كردن خود در ساير فعاليت‏ها نمود. وى متخصص اقتصادى ايران در مسئله پيمان بغداد، مدير طرح خانه‏سازى دولتى، هماهنگ‏كننده امور دانشجويان خارج از كشور بوده و همچنين در چند طرح بزرگ اقتصادى داخلى دست دارد.
     در سال 1959 آموزگار به وزارت كشاورزى منصوب گرديد و به هنگام اشتغال به اين كار وزارتخانه را تجديد سازمان داده و موفق شد قبل از خروجش از هيئت دولت در سپتامبر 1960 لايحه مهم تقسيم اراضى (يكى از اولين گامها به سمت اصلاحات ارضى) را به تصويب برساند.      آموزگار در سال 1960 به شغل مهندسى در بخش خصوصى برگشت و تا سال 1964 به‏عنوان مهندسمشاور كار كرد. وى در مارس  1964 به سمت وزير بهدارى منصوب گرديد و وزارتخانه را تجديد سازمان
كرد و سپاه بهداشت را تأسيس نمود. در مه 1965 آموزگار به اميرعباس هويدا، كه نخست‏وزير شد، به سمت وزير دارايى منصوب گرديد. هر دو نفر آنها يعنى آموزگار و هويدا از سال 1965 تاكنون مناصب خود را حفظ كرده‏اند. آموزگار به‏عنوان وزير دارايى مسئول كسب و تأمين درآمدهاى دولتى مى‏باشد و در اكثر طرحها و مذاكرات مالى درگير است. وى همچنين سرپرستى نهادى را به عهده دارد كه شايد غامض‏ترين پيچيدگى‏هاى بروكراتيك در دولت ايران در آنجا قرار گرفته باشد، اما توانسته است در تنظيم سازمان وزارتخانه موفقيت‏هايى كسب نمايد.
     آموزگار همواره به‏عنوان يكى از نخست‏وزيران احتمالى ايران مطرح بوده است و در واقع عده‏اى تصور مى‏كنند وى بعد از هويدا نخست‏وزير خواهد شد. موفقيت آموزگار در مذاكرات نفتى فوريه 1971، اگرچه وى مراقب بود تا تمامى اعتبار را به شاه اختصاص دهد، ولى يقينا در كسب چنين اشتهارى به وى كمك كرده است. آموزگار باهوش بوده، شمرده صحبت مى‏كند و جاه‏طلب است. وى طرفدار تجدد است و به صداقت شخصى اشتهار دارد و از فساد و عدم كارايى انتقاد مى‏كند. با اين وجود انتقادات زير نيز به آموزگار وارد است: وى انعطاف‏ناپذير نبوده و از واگذارى اختيارات پرهيز مى‏كند و نسبت به پذيرش توصيه متخصصين اكراه دارد و تكبر و بى‏رحمى وى افراد بسيارى را رنجانده است.
     آموزگار در محافل بسيارى مشهور به جانبدارى از آمريكا مى‏باشد و در حقيقت ممكن است به دليل همين اشتهار به تمايلات امريكايى از كابينه شريف‏امامى در سال 1960 كنار گذاشته شده باشد، اما به نظر مى‏رسد در خلال گذشت اين سالها، جاه‏طلبى آموزگار بر دوستى وى نسبت به ايالات متحده برترى يافته باشد. عملكرد وى در دولت همواره در جهت منافع آمريكا نبوده است.
     آموزگار به زبان آلمانى صحبت مى‏كند و انگليسى را به روانى فارسى تكلم مى‏نمايد. وى با يك زن انگليسى زبان آلمانى از دانزيك ازدواج نموده است و فرزندى ندارد. آوريل 1971 ـ فروردين 1350  سند بعدي خيلى محرمانه
صورت مذاكرات شركت‏كنندگان : عاليجناب جمشيد آموزگار، وزير دارايى  داگلاس مك آرتور دوم، سفير ايالات متحده تاريخ: تهران، 14 فوريه 1972 ـ 25/11/50
موضوع : جرائم مالياتى وضع شده براى شركت‏هاى امريكايى و غير امريكايى به دليل عدم تطبيق با ضوابط دولت ايران در زمينه حفظ سوابق تجارى       صبح امروز به هنگام ملاقات خداحافظى با آموزگار، وزير دارايى ايران، به‏طور خصوصى به وى يادآورى كردم كه چندين شركت امريكايى شاغل در ايران توجه مرا به اين نكته جلب كرده‏اند كه آنها براساس يك ارزيابى دلخواه و غيرمنصفانه توسط وزارت دارايى به پرداخت ماليات‏هاى سنگين محكوم شده‏اند و علت آن نيز عدم تطبيق دقيق آنها با تمامى ضوابط دولت ايران در رابطه با حفظ و نگهدارى سوابق تجارى بوده است. در ادامه صحبت افزودم همان‏طور كه آموزگار مى‏داند حداكثر تلاش خود را به كار برده‏ام تا امريكائيها را به سرمايه‏گذارى در ايران ترغيب نمايم. با اين حال شكايات مربوط به ارزيابى نامعقول و بيش از حد مالياتى به شركت‏هايى در آمريكا كه تصور داشتند در ايران سرمايه‏گذارى كنند، رسيده است و موجب ايجاد روحيه منفى قابل دركى گرديده است. لذا اميدوارم وزارت دارايى به هنگام چنين ارزيابى‏هايى، درخواست‏هاى غيرمنصفانه و بيش از حد شركت‏هاى شاغل در ايران نداشته باشد.      وزير دارايى گفت از نكاتى كه مطرح كرده‏ام، قدردانى مى‏نمايد. وى گفت مشكل اصلى اين است كه در گذشته بعضى از شركت‏ها، احتمالاً راهنمائيهاى نادرستى از دوستان و مشاوران ايرانى خود دريافت نموده و تصور كرده‏اند لازم نيست سوابق تجارى خود را مطابق با ضوابط دولت حفظ نمايند و اگر مسئله‏اى بروز كند از طريق شخصى در وزارت دارايى «قابل حل» خواهد بود. در عين حال كه ممكن است چنين مطلبى در گذشته درست بوده باشد، ولى موضوعيت «كارچاق‏كنى» تمام شده است و تلاش پيگيرى به عمل مى‏آيد تا تحت رهبرى‏هاى شاهنشاه، به تمام فسادها، كارچاق‏كنى‏ها، پنج‏درصدى‏ها و غيره و... خاتمه داده شود.
     آموزگار گفت تا جايى كه به آينده مربوط مى‏شود، شركت‏ها لازم نيست مطابق سيستم سال 1932 سوابق خود را بايگانى كنند، بلكه مى‏توانند از طريق سيستم كامپيوتر و مشابه آن بايگانى خود را به صورت مدرنترى تشكيل دهند. علاوه بر اين، وى گفت به مديران اجرايى شركت‏هاى امريكايى اطمينان مى‏دهم كه مشكلات خود را با افراد مناسبى در وزارتخانه مطرح نمايند و اگر احساس مى‏كنند تصميمات اين مقامات بى‏پايه و غيرمعقول است، مى‏توانند مشكل خود را مستقيما با من طرح نمايند و من شخصا پرونده را بررسى خواهم كرد. ابراز قدردانى نموده، گفتم احساس مى‏كنم چنين كارى بسيار مناسب مى‏باشد.داگلاس مك‏آرتور سفير سند بعدي
جمشيد آموزگار، وزير اقتصاد و دارايى سرى
     جمشيد آموزگار از 1964 عضو كابينه و از 1965 وزير اموراقتصادى و دارايى بوده است. او كه محصول اصل چهار (برنامه اعطاى بورس‏هاى فرهنگى اصل 4 ترومن ـ م) مى‏باشد در آمريكا تحصيل كرده است، معمولاً به چشم يكى از طرفداران امريكا نگريسته مى‏شود؛ با اين وجود از اين كه به‏عنوان «فرد (تحت كنترل) امريكائيان» تلقى شود، حساس مى‏باشد.
     وى نقطه نظرات استوار و محكمى داشته و غالبا در مورد مسائل اقتصادى صحبت مى‏كند. او كه مجبور
است براى طرح‏هاى بلندپروازانه ديگران پول تهيه كند، برخلاف افرادى كه سرشار از خوشبينى نسبت به دورنماى اقتصادى ايران هستند، فردى است كه در ارائه جنبه‏هاى بدبينانه اين چشم انداز، براى ما فرد مفيدى است. به‏عنوان يك عضو اوپك و وزير دارايى، از نزديك از مذاكرات مربوط به نفت با كنسرسيوم اطلاع دارد و در مواردى براى انتقال برخى ملاحظات واقع‏گرايانه در مورد اين مذاكرات به شاه، براى ما مثمرثمر بوده است. وى اين شهرت را هم دارد كه به‏طور معمول در گفتگو با شاه، نسبتا صريح است.
     آموزگار در مذاكرات اوپك كه منجر به انعقاد موافقتنامه تهران در فوريه 1971 شد، نقش قاطعى ايفا كرد. در نتيجه به‏طور قابل ملاحظه‏اى به اعتبار او نزد شاه و افكار عمومى افزوده گشت. در صورتى كه شاه
بخواهد براى هويدا از كابينه حاضر جانشين بيابد، وى على‏الظاهر مدعى درجه اول به حساب مى‏آيد. آموزگار كه افتخار مى‏كرد عضو هيچ حزبى نيست در اواخر سال 1971 به حزب ايران نوين پيوست و بدين ترتيب به يكى ديگر از شرايط نخست وزير شدن تحقيق بخشيد.      آموزگار 49 ساله و همسر آلمانى‏الاصلش فرزندى ندارند؛ هردوى آنها به انگليس سليس صحبت
مى‏كنند.مى 1972 ـ ارديبهشت 1351

سند بعدي
تاريخ: 3 دسامبر 1973 ـ 12/9/52 محرمانه
مطالب استخراجى از يادداشت براى بايگانى
از: وزير مختار ـ داگلاس هك
موضوع : شايعات متفرقه
     مطالب زير در ميهمانى شب گذشته از ميان سخنان چند ايرانى كه معمولاً افراد مطلعى هستند، استخراج شده است. به‏عنوان قسمتى از اقدامات ضد فساد شاه و فرامين وى به مقامات ادارى مبنى بر اينكه اگر هنوز افرادى در بخش دولت هستند كه سرمايه‏گذاريهاى شخصى دارند بايد خود را كنار بكشند، گفته مى‏شود تغييرات زير در هيئت دولت صورت خواهد گرفت.       آموزگار (وزير دارايى): هويدا مى‏خواهد وى از هيئت دولت كنار برود، زيرا براى وى يك تهديد محسوب مى‏شود، اما احتمالاً براى كنار گذاشتن وى به اندازه كافى قدرت ندارد. آموزگار آن‏طور كه گفته مى‏شود از طريق يك شركت ساختمانى كه با سازمان برنامه ارتباطاتى دارد، هنوز درگير قضيه مشاركت در بخش خصوصى مى‏باشد.

سند بعدي
جمشيد آموزگار، وزير دارايى خيلى محرمانه
عنوان خطاب: آقاى وزير
     جمشيد آموزگار كه 50 سال دارد، از سال 1965 وزير دارايى بوده است. او كه چهره برجسته بين‏المللى ايران در زمينه نفت مى‏باشد، در ژانويه 1974 به رياست كنفرانس اوپك انتخاب شد. او باهوش، خوش‏بيان و مذاكره‏گرى جذاب و جدى است. او نسبت به ايالات متحده روش دوستانه‏اى دارد ليكن تلاش مى‏نمايد از اتخاذ موضعى كه ممكن است در اثر آن به وى برچسب آمريكايى بودن زده شود،
اجتناب ورزد. وى در سال 1972 از اتحاد جماهير شوروى و ايالات متحده ديدار كرد. آموزگار داراى مدارج تحصيلى در بهداشت عمومى و مهندسى بهداشت از دانشگاه كرنل و يك دكترا در مهندسى هيدروليك از دانشگاه واشنگتن مى‏باشد. وى در مناصب وزارت‏كار، كشاورزى و بهداشت خدمت كرده و در هريك از آن مناصب پويايى، طرفدارى از مدرنيزه كردن و تنفر خود را از فساد نشان داده است. وى به داشتن شخصيتى سالم و قدرتمند شهرت دارد.
     آموزگار،آرام و خوش برخورد و خونگرم مى‏باشد و داراى شخصيت خوشايندى است. او مى‏تواند تقريبا در مورد هر موضوعى باهوش و درايت مباحثه نمايد. او و همسرش كه يك زن آلمانى انگليسى زبان است، فرزندى ندارند. آنها در شمال تهران زندگى مى‏كنند و عضو كلوپ جديد تهران هستند، ليكن به ندرت در مجامع ديده مى‏شوند. آموزگار سه برادر معروف دارد: جهانگير، رايزن اقتصادى سفارت ايران در واشنگتن است، كورس وزير مسكن است و هوشنگ قبل از نوامبر 1972 رئيس بخش اطلاعات دبيرخانه اوپك بود. آموزگار به زبانهاى انگليسى و آلمانى به خوبى صحبت مى‏كند.  18 آوريل 1974 ـ 29/1/53

سند بعدي
جمشيد آموزگار وزير كشور و امور خدمات شهرىخيلى محرمانه
عنوان خطاب: آقاى وزير
     در 27 آوريل 1974، جمشيد آموزگار 50 ساله، وزير كشور و امور خدمات شهرى گرديد. وى قبلاً و از سال 1965 سمت وزير دارايى را عهده‏دار بود. وى از ديرباز از مديران بين‏المللى صنعت نفت ايران و مذاكره‏گر اصلى آن در اوپك بوده است. در ژانويه 1974 به رياست كنفرانس اوپك برگزيده شد. آموزگار باهوش، خوش‏بيان و مذاكره‏گرى جذاب و جدى است. وى نسبت به آمريكا روش دوستانه‏اى دارد، ولى تلاش مى‏نمايد از اتخاذ هر موضعى كه ممكن است در اثر آن به وى برچسب امريكايى بودن زده شود، اجتناب ورزد. وى در سال 1972 از شوروى و آمريكا بازديد نمود.
آموزگار داراى مدارج تحصيلى در بهداشت عمومى و مهندسى بهداشت از دانشگاه كرنل و دكتراى مهندسى هيدورليك از دانشگاه واشنگتن مى‏باشد. وى در مناصب وزارت كار، كشاورزى و بهداشت خدمت كرده و در هر يك از اين مناصب پويايى، طرفدارى از مدرنيزه كردن و تنفر خود را از فساد نشان داده است. وى به داشتن شخصيتى سالم و قدرتمند شهرت دارد.
     آموزگار فردى آرام و خوش برخورد و خونگرم مى‏باشد و داراى شخصيتى خوشايند است. او قادر است در مورد هر موضوعى باهوش و درايت مباحثه كند. او و همسرش كه يك زن آلمانى‏الاصل انگليسى زبان است، فرزندى ندارند. آموزگار سه برادر دارد و هر از چند يك بار از هر چهار نفر آنها براى خدمت در امور دولتى دعوت شده و مى‏شود. جهانگير رايزن امور اقتصادى سفارت ايران در واشنگتن است ؛
كورس اخيرا وزير مسكن شده بود (تا آوريل 1974)؛ و هوشنگ رئيس بخش اطلاعات دبيرخانه اوپك بوده است (تا نوامبر 1973). آموزگار انگليسى را عالى و آلمانى نيز صحبت مى‏كند. 11 اكتبر 1974 ـ 19/7/53

سند بعدي
جمشيد آموزگارخيلى محرمانه
     دريافته‏ام كه آموزگار تا حدى بيش از آنچه بيوگرافى‏هاى ادارى نشان مى‏دهند، حساس‏تر و ملى‏گراتر مى‏باشد. متوجه شده‏ام كه وى نسبت به هرگونه بى‏اعتنايى شخصى احتمالى بشدت حساس مى‏باشد (وى حتى از ديويد راكفلر رنجيده خاطر شده است) و وقتى مسئله‏اى كه از نقطه‏نظر احساسات ملى‏گرايانه وى حساس است، مطرح مى‏شود، ممكن است سريعا حالت متعارف خود را از دست بدهد. گاهى از خود مى‏پرسم آيا ممكن است طرفدارى وى از امريكا نوعى قيافه گرفتن باشد تا خشم نهانى خود را نسبت به نوعى بى‏اعتنايى كه ممكن است در طى دوران تحصيلش در امريكا صورت گرفته باشد،
بپوشاند. آموزگار قيافه‏اى تيره دارد و فكر مى‏كنم در طول مسافرتهايش در داخل ايالات متحده در مواردى با مشكلات نژادى مواجه بوده است. وى نظير تمامى وزراى ديگر، خدمتگذار كوشاى تمايلات شاه مى‏باشد، اما در مواردى كه مى‏توان درباره مسائلى بحث كرد كه شاه هيچ نقطه‏نظرى در آن مورد ندارد و يا مسائلى كه از اهميت چندانى برخوردار نيست، وى نامى از شاه نمى‏برد تا بدين ترتيب براهميت ديدگاههاى خود بيفزايد. يكى از اين موضوعات مشكل قديمى اموال مازاد و يا اجاره‏اى مى‏باشد كه با ايالات متحده درگيرى دارد. اگرچه بارها به صورت مورد به مورد براى وى شرح داده شده است، ولى او از پذيرفتن آن امتناع مى‏ورزد و مطالب خود را تكرار مى‏كند. مطالبى كه بارها عدم صحت آن به صورت مستند براى زيردستان و همكاران وى به اثبات آموزگار رسيده است.
     همچنين با معشوقه‏اش به تفريح مى‏پردازد و تنها چيزى كه در مورد آن مى‏دانم اين است كه چنين شخصى وجود دارد و حتى وجود وى براى همسر آموزگار قابل تحمل مى‏باشد.
لهفلدت، 18 مارس 1975 ـ 27/12/53

سند بعدي
يادداشت براى كاردار12 ژوئن 1975 ـ 22/3/54
موضوع: مصاحبه آقاى رُوان (Rowan) جمشيد آموزگار
     كارل گفت به هنگام مصاحبه با آموزگار، آموزگار به وى گفت منتظر افزايش 20 درصد در قيمت نيز در پاييز امسال باشم. 
     آموزگار همچنين گفته است كه هركسى را در غرب تشويق كرده است تا ثابت نمايند كه ارزش دلار از ابتداى ژانويه 1974 تا سپتامبر 1974 به ميزان 30 درصد كاهش نيافته است. وى از اين جريان به عنوان نمونه‏اى از وخامت قدرت خريد يك بشكه نفت كه بر حسب دلار به فروش مى‏رسد، ياد كرد.       سومين نكته اصلى مطرح شده توسط آموزگار در اين مصاحبه با رُوان: لحن وى با حالتى چون كينه‏نژادى تغيير يافت ؛ به عبارت ديگر، آموزگار با نگاه به رُوان گفت آيا مى‏دانيد آنچه كه واقعا آنها را نسبت به افزايش بهاى نفت و كسب پول از نفت خودمان به‏عنوان يك منبع طبيعى خشمگين مى‏سازد، اين است كه آنها از مشاهده رشد ما و احتمال اين كه آنها را در موضع ضعيفى در جهان قرار دهيم، بيزار هستند. طبق اظهارات كارل، آموزگار به اختلافات بين ما، منظور ايرانيان و اعراب، از يك طرف و نژادهاى چشم آبى و بور در جهان از طرف ديگر اشاره كرد. مارلين و. رميك كفيل كارمند روابط عمومى

سند بعدي
جمشيد آموزگاروزير كشور و امور خدمات شهرى
عنوان خطاب: آقاى وزير
     جمشيد آموزگار كه 52 ساله مى‏باشد از آوريل 1974 تاكنون وزير كشور و امور خدمات شهرى بوده است. وى قبل از آن به مدت 9 سال وزير دارايى بوده است. آموزگار يكى از صاحب‏نظران پيشرو ايران در مورد مسائل بين‏المللى نفت و طرف اصلى مذاكره در سازمان كشورهاى صادركننده نفت (اوپك) مى‏باشد. وى در ژانويه 1974 به‏عنوان رئيس كنفرانس اوپك انتخاب گرديد و در دوم سپتامبر 1975 در زمينه قيمت نفت در مجمع عمومى سازمان ملل سخنرانى نمود.  آموزگار مدارجى تحصيلى در زمينه بهداشت عمومى و مهندسى بهداشت از دانشگاه كرنل و دكتراى مهندسى هيدروليك از دانشگاه واشنگتن دارد. وى تصدى وزارتخانه‏هاى كار، كشاورزى و بهدارى را عهده‏دار بوده و در هر يك از آنها پويايى و حركت به سمت مدرنيزاسيون ايجاد كرده است. آموزگار فردى باهوش، خوش‏بيان و مذاكره‏كننده‏اى جذاب و جدى مى‏باشد. وى به داشتن شخصيتى سالم و قدرتمند اشتهار دارد. نسبت به ايالات متحده نظرات مساعدى دارد.
     آموزگار سه برادر دارد و هرچهار نفر آنها هرازچندگاه براى كار در بخش عمومى دعوت شده و مى‏شوند. جهانگير رايزن امور اقتصادى در سفارت ايران در واشنگتن است ؛ كورس تا اين اواخر (تا آوريل 1974) وزير مسكن بود؛ هوشنگ تا قبل از نوامبر 1973 رئيس بخش اطلاعات دبيرخانه اوپك بوده است. آموزگار در ژوئيه 1975 علاوه بر سمت وزارت و مسئوليت‏هاى بين‏المللى خود به دبيركلى دفتر اجرايى حزب رستاخيز ايران (حزب ايران نوين سابق كه براى بيش از يك دهه حاكم ايران بوده است) برگزيده شد. 
     آموزگار فردى آرام و خوش برخورد با شخصيتى خونگرم و خوشايند مى‏باشد و مى‏تواند در مورد هر موضوعى با درايت گفتگو كند. وى با يك زن آلمانى ازدواج كرده است و فرزندى ندارند. خانواده آموزگار انگليسى را عالى و به زبان آلمانى نيز صحبت مى‏كنند. 18 سپتامبر 1975 ـ 27/6/54 سند بعدي
جمشيد آموزگار وزير مشاور در امور حزب رستاخيز ايران (از اكتبر 1976) خيلى محرمانه عنوان خطاب: آقاى وزير      براى بيش از يك دهه جمشيد آموزگار مناصب بالايى از جمله وزيركار، كشاورزى، بهدارى، دارايى و
كشور، در دولت ايران داشته است. وى همزمان با تصدى اين مشاغل، مشاور اصلى شاه در امور نفتى و طرف مذاكره از جانب كشور خود در اوپك بوده است. وى به‏عنوان سرپرست هيئت اعزامى به اجلاسيه آتى وزرا در كنفرانس همكارى‏هاى بين‏المللى اقتصادى، ديدگاههاى شاه را درباره موضوعات مطروحه منعكس خواهد نمود. موضوعات كنفرانس
     ايران از اين به بعد درصدد حفظ قدرت خريد نفت خود از طريق وضع تعرفه (ارتباط دادن قيمت نفت به تورم) نخواهد بود. خود آموزگار معتقد است كه تعرفه‏هاى قيمت نفت كه يك هدف غير عملى و نامناسب مى‏باشند و روش خوب، دستيابى به موافقتنامه در مورد فرمولى است كه موجبات افزايش تدريجى قيمت نفت را تا رسيدن و يا تساوى با هزينه منابع انرژى جايگزين، فراهم آورد. لذا وى تصور مى‏كند تحقيق براى يافتن چنين منابعى يكى از مهم‏ترين نيازهاى دو دهه آينده خواهد بود. وى يادآور شد كه اگر محرك اقتصادى كمى در اين مورد وجود داشته باشد، چنين تحقيقاتى پيشرفت چندانى نخواهد داشت. به عقيده
وى تنها راه ايجاد چنين محركى، نزديك كردن قيمت نفت به قيمت چنين (منبع انرژى ـ م) جايگزينى مى‏باشد.       آموزگار معتقد است پيشنهاد  UNCTADدر مورد يك صندوق مشترك تأمين مالى خريد
موجودى‏هاى معلق مورد نياز براى حمايت از قيمت‏هاى مورد نظر كالاها، به‏طور كلى ايده خوبى است، ولى موجب مى‏شود ايران سهميه تعهدى خود را به صندوق ويژه اوپك قطع نمايد. وى پيش‏بينى مى‏كند در راه رسيدن به توافق خريد ذخاير معلق، مشكلات بزرگى وجود داشته باشد. به عقيده وى، صندوق مشترك بايستى براى تسهيل مشكلاتى كه در اثر تغيير قيمت كالاها ايجاد مى‏شود، مورد استفاده قرار گيرد.       آموزگار از پيشنهاد امريكا در مورد صندوق انرژى استقبال مى‏كند؛ ولى تكرار مى‏نمايد هر نوع كمكى از جانب ايران، از محل سهميه ايران در صندوق ويژه اوپك كسر خواهد شد. در مورد مسئله ديركرد پرداخت وامها، وى با بخشيدن بدهى‏ها بشدت مخالف است و اظهار مى‏دارد كه سوابق ناخوشايندى به دنبال خواهد داشت، اما انعطاف نشان داده و در مورد «rollover» و يا «تمديد» آن براى كشورهاى پيشرفته كه تحت فشار قرار دارند، ايده خوبى دارد، نهايت اين كه وى با هر تصميمى كه در كنفرانس اتخاذ
گردد، همراهى خواهد نمود.

نقش محلى
     آموزگار در سال 1976 در دومين كنگره حزب رستاخيز ايران (حزب ايران نوين سابق) كه براى بيش از يك دهه حزب حاكم ايران بوده است، به سمت دبيركلى آن انتخاب شد. وى در اين سمت بر 1200 همكار حزبى تمام وقت و 300 دفتر مركز حزبى و 50000 شعبه حزبى نظارت عاليه (حزب حدود 5 ميليون عضو دارد) و در هيئت دولت نيز يك كرسى دارد. با اين حال، چنين موقعيتى به وى يك پايگاه سياسى در صحنه داخلى ايران نداده است ؛ وى اين سمت‏ها را در دست دارد، زيرا علاوه براين كه شاه وى را انتخاب كرده است وى از اعتماد دستگاه سلطنتى برخوردار است.

اطلاعات شخصى
     آموزگار كه بدعتگزار ايده نتيجه‏گرايى مى‏باشد، يكى از تكنوكراتهاى بى‏شمارى است كه شاه براى مدرن كردن ايران مورد استفاده قرار داده است. وى در رشته بهداشت عمومى و مهندسى بهداشت از دانشگاه كرنل مداركى گرفته و دكتراى مهندسى هيدروليك خود را از دانشگاه واشنگتن دريافت كرده است. آموزگار با 53 سال سن، مرد مرتب، آرام و مؤدب مى‏باشد و شخصيتى صميمى و خوشايند دارد. وى مى‏تواند تقريبا درباره هر موضوعى به انگليسى سليس و زبان آلمانى با درايت گفتگو كند.

سوابق برجسته
     65 ـ 1964: وزير بهدارى
     74 ـ 1965: وزير دارايى
     76 ـ 1974: وزير كشور و امور خدمات شهرى
     اكتبر 1974 تاكنون: وزير مشاور در امور حزب رستاخيز ايران
16 مى1977 ـ 26/2/56

سند بعدي
محرمانه
صورت مذاكرات شركت‏كنندگان: جمشيد آموزگار، دبيركل حزب رستاخيز جان دى. استمپل، كارمند
سياسى، پنج رهبر سياسى جوان آمريكايى كه از ايران بازديد مى‏نمايند
زمان و مكان: يكشنبه، 22 مى1977 ـ 1/3/56، دفتر آقاى آموزگار
موضوع: سياست‏هاى ايران ـ نقش حزب رستاخيز
     آموزگار براى تشريح حزب رستاخيز موافقت كرد كه 5 رهبر جوان سياسى آمريكايى را كه از ايران ديدار مى‏كنند، بپذيرد. موضوع بحث به زندگى سياسى ايران، فلسفه سياسى و چشم‏اندازه‏هاى آينده كشيد. آموزگار رك و صريح بود و به سؤالات به خوبى پاسخ گفت. او از خود دانش وسيعى در مورد نحوه عملكرد سيستم احزاب سياسى ايران نشان داد و توجه پنج رهبر جوان سياسى بسيار جلب شده بود. در ذيل نقطه‏نظرات جديد يا برجسته‏اى كه وى ابراز داشت، مى‏آيد.

سازمان حزب
     آموزگار گفت حدود 50000 شعبه حزبى در 468 منطقه تقسيم شده‏اند كه در حال حاضر مشغول انتخاب شوراها مى‏باشند. آموزگار در رابطه با زمانى كه طول خواهد كشيد تا كادر مركزى سازمان حزب تكميل شود، بسيار بدبين‏تر از هريك از مقامات سطح بالاى حزب كه قبلاً با پنج رهبر سياسى جوان ملاقات داشته‏اند، بود. آموزگار تصور مى‏كرد كه ساختار اوليه در يك سال و نيم آينده روشن خواهد شد، ليكن ماشين حزب براى سه تا چهار سال آينده عمل نخواهد كرد. او و رهبران سياسى جوان نظريات بسيار منفى در مورد مشكلات ترغيب افراد به عضويت در يك حزب سياسى ابراز داشتند و عنوان نمودند كه در اين رابطه سيستم تك حزبى ايران خيلى با سيستم دو حزبى ايالات متحده تفاوت نخواهد داشت.

ارتباط دولت با حزب
     آموزگار درگير شدن حزب با دولت از طريق كميته سياسى حزب رستاخيز را تشريح نمود. وى در پاسخ به سؤالى توضيح داد كه چگونه حزب درگيرى فيمابين يك وزير و مجلس راه حل و فصل مى‏نمايد. چنانچه اختلاف شديدى بين يك وزير كابينه و مجلس بر سر قوانين پيشنهادى وجود داشته باشد، موضوع به كميته سياسى حزب رستاخيز كشانده خواهد شد كه تلاش خواهد نمود تا موضوع را حل و فصل نمايد. اگر اين امر غيرممكن شود، كميته موضوع را به اطلاع شاه خواهد رساند و توصيه خود را نيز ارائه خواهد كرد.
     شاه مى‏تواند كه يا به وزير دستور دهد كه اقدام نمايد، يا او را از كار بركنار نمايد و يا تلاش خواهد كرد كه به مجلس بقبولاند كه اشتباه مى‏كند. تأثير حزب رستاخيز
     آموزگار در پاسخ به سؤالى درخصوص تأثيرات حركت از يك سيستم چند حزبى به سوى يك سيستم تك حزبى گفت كه تأثير اصلى كاهش خصومت‏هاى سياسى بوده است، خصوصا در مناطق روستايى كه خصومت‏هاى شخصى در سيستم قديمى به خصومتهاى حزبى تبديل شده بودند. اعضاى حزب مخالف هيچ اميدى به مشاركت در دولت نداشتند، در نتيجه آنها فقط به خاطر نفس مخالفت اقدام به مخالفت مى‏كردند. اكنون اين‏گونه مخالفت صورت نمى‏گيرد و مسائل شخصى به مسائل حزبى تبديل نمى‏شوند، چنانكه يك هرم سازمانى وجود دارد كه اين نوع مباحث را حل و فصل مى‏نمايد و آن را از سيستم سياسى خارج مى‏سازد.

فلسفه سياسى
     آموزگار به آرامى درخصوص اميد شاه به اينكه قبل از ترك سلطنت به نفع پسرش، سياست به صورت نهادى درآيد، صحبت كرد. شاه به آموزگار گفته است كه حزب رستاخيز حداكثر 10 تا 15 سال فرصت دارد تا كشور را آماده مشاركت در جريان حزب سياسى به صورت مؤثرى بنمايد. شاه براى اينكه اجازه دهد ايران به چنگ «افراد حقير» بيفتد كه اصلاً علاقه‏اى به ايران ندارند، هيچ‏گونه قصدى ندارد. بنابراين حزب رستاخيز تلاشى براى استقرار يك چهارچوب آموزشى ـ عملياتى براى تعليم مردم به مشاركت است.
     آموزگار گفت تاكنون نتايج نامنظم بوده است، ولى تفهيم يك چنين هدف جاه‏طلبانه‏اى زمان زيادى مى‏برد. هنگامى كه از آموزگار درخصوص «جناحها» سؤال شد، وى پاسخ داد كه اين امور مربوط به افراد پيشرفته‏ترى مى‏باشد كه ايده‏هايى براى كمك دادن دارند و گفت كه فقط 50000 نفر در دو جناح فعال هستند. او اشاره كرد كه جناحها ايده‏هايى براى 22 كميته حزب رستاخيز ارائه مى‏كنند كه هريك محدوده زندگى ملى مختلفى را دنبال مى‏نمايند و جريان روشنفكرى فعلى حزب رستاخيز را هدايت مى‏نمايد. سند بعدي
آقاى سوليوان عزيزتهران، 16 اوت 1977 ـ 25/5/56
     براى پيامى كه از جانب ونس، وزير امورخارجه، به من رسانديد تشكر مى‏كنم. پاسخ آن را از طريق سفارت خود در واشنگتن ارسال نموده‏ام.       در اين موقعيت مايلم به احترام تمام از تبريكات محبت‏آميز شما قدردانى نموده و بهترين آرزوهاى خود را براى شادى كارمندانتان و موفقيت در پيشبرد پيوندهاى قلبى دوجانبه بين دو كشورمان ابراز نمايم.

دوستدار شما جمشيد آموزگار نخست‏وزيرايران
عاليجناب آقاى ويليام اچ. سوليوان
سفير ايالات متحده آمريكا تهران
سند بعدي
تاريخ: 23 اوت 1977 ـ 1/6/1356سرّى
از: جان سيدليادداشت براى: سفير
موضوع: نظراتى در مورد شخصيت‏هاى كابينه
نظرات زير از منبع موثقى كه دسترسى خوبى به درون كابينه دارد، دريافت شده است
     1ـ آموزگار، نخست‏وزير، يك مدير لايق نيست. براى مثال وى وزارت دارايى را به نحو بدى اداره كرد و بدون توجه به جزئيات يا كارايى حداكثر، تمايل به اجتناب ورزيدن از مشكلات متعارف مديريت و اداره امور وزارتخانه داشت. زمانى كه وى وزير كشور بود، هرگز با استانداران ملاقات نكرد، كه به نحو قابل توجهى چشمگير بود. در زمان دبيركلى حزب رستاخيز، وى شخصا دستاورد بسيار كمى داشت. او باهوش و سخنرانى ماهر و از حمايت قوى برخى افراد برخوردار است و از جانب برخى ديگر مورد تنفر شديد واقع است. زيردستان و همتاهاى وى يا وى را بسيار تحسين مى‏نمايند و يا از وى تنفر دارند. او به هيچ اقدامى كه ممكن است خشم شاه را برانگيزد، دست نمى‏زند و تا آنجايى كه امكان‏پذير است به‏طور كامل و بى هيچ‏گونه انتقادى، كمر به خدمت شاه بسته است. او شخصا «خسيس»، گوشه‏گير و اكثر اوقات مخرب و فرساينده است. وى بدون توجه به سوابق تحصيلى، اصلاً روشنفكر نيست. (نظريه: ممكن است طرفدارى منبع ما از انصارى، بشدت نظر وى در مورد آموزگار را تحت تأثير قرار داده باشد.)

سند بعدي
خيلى محرمانه
گزارش بيوگرافيك جمشيد آموزگار نخست‏وزير جديد ايران
سپتامبر 1977 ـ مهر 1356 اطلاعات امنيت ملى افشاى بدون مجوز، محكوميت جنايى دارد      اين گزارش توسط دفتر مراجعات مركزى تهيه و در مواقع لزوم با سازمان سيا نيز هماهنگ شده است. اساس اين گزارش مبتنى بر گزارش‏هاى وزارت خارجه كه از طريق سفارت آمريكا در تهران ارسال شده است، مى‏باشد. سؤالات خود را براى آقاى ويليام چايد كل ارسال نماييد.

خلاصه بيوگرافى
     جمشيد آموزگار كه 15 سال از 19 سال گذشته را عضو هيئت وزراى ايران و بيش از يك دهه مشاور اصلى شاه در امور نفتى بوده به عنوان مذاكره‏كننده اصلى كشورش در اوپك به صورت يك شخصيت جهانى درآمده است. در داخل كشورش، وى لياقت خود را به‏عنوان يك سازمان‏دهنده و همچنين خدمتگزارى سخت‏كوش در قبال رئيس كشورش به نمايش گذاشته است. انتصاب آموزگار كه تحصيلات آمريكايى و افكار جديدى دارد از نظر داخلى و خارجى نشانه هيچ سياست جديدى نيست، اما تغييراتى در اولويت‏ها را نشان مى‏دهد. اين كار نشانگر تمايل شاه به برخورد فعالانه‏ترى با مشكلات داخلى (عمدتا اقتصادى)، كه در اواسط سالهاى 1970 بروز نموده‏اند، مى‏باشد. باتوجه به اين كه آموزگار به تازگى دوره رياست بر حزب حاكم (و تنها حزب قانونى) ايران را به پايان رسانده، انتصاب وى به نخست‏وزيرى تأكيدى است بر تعهدات رسمى اخير مبنى بر ايجاد يك سيستم سياسى دموكراتيك‏تر. تحت صدارت آموزگار كه گاهى بى‏رحم و متكبر مى‏باشد، ممكن است تغيير روشى نيز در دولت به وجود آيد (كابينه وى شامل چندين وزير مقتدر ديگر بوده و خود نخست‏وزير نيز ماهيتا فرد سازشكارى نيست).

جمشيد آموزگار نخست‏وزير (از 7 اوت 1977) خيلى محرمانه
     جمشيد آموزگار قبل از اينكه شاه وى را به نخست‏وزيرى منصوب نمايد به صورت فعالى در چندين پست دولتى خدمت كرده است، اما نقش وى به عنوان مشاور اصلى شاه در امور نفتى و طرف اصلى مذاكره كشور خود در سازمان كشورهاى صادركننده نفت (اوپك) بوده كه از وى يك چهره بين‏الملى ساخته
است. آموزگار اولين نخست‏وزير ايران است كه در ايالات متحده تحصيل كرده است. وى كه شخصى پويا و بدعتگذار ايده نتيجه‏گرايى است، يكى از تعداد بى‏شمار تكنوكراتهايى است كه شاه براى مدرن كردن كشور مورد استفاده قرار داده است. شاه از آموزگار انتظار دارد با استفاده از قدرت سازماندهى و دانش اقتصادى خود، حمايت عمومى را براى برنامه‏هاى سياسى و اقتصادى داخلى بسيج نمايد.
     نخست‏وزير جديد ايران كه فردى باهوش و با قدرت تمركز غيرمعمول مى‏باشد، مى‏تواند تقريبا درباره هر موضوعى به صورت منطقى و هوشيارانه صحبت كند و غالبا عبارات جديد و غيرمتعارف را به كار مى‏برد. وى در آگاهى از ايده‏هاى كلى و همچنين جزئيات امور از خود مهارت نشان مى‏دهد. وى تحصيلات فنى، تسلط بر اطلاعات و توانايى گفتگوى قاطع را درهم آميخته است، و اين كار در كشورى كه امورات دولتى نسبتا مبهم و قابل چانه‏زدن هستند كار غيرمعمولى است. وى در دستيابى به هدف خاصى، تقريبا نوعى غرور آمريكايى دارد.
     اميرعباس هويدا، نخست‏وزير بركنار شده (كه تقريبا 5/12 سال عهده‏دار اين سمت بود)، وزير دربار شاهنشاهى شده است. وى در چنين سمت مشاوره حساسى، نقشى مهمتر از هر زمان ديگر را ايفا مى‏نمايد و نفوذ نسبى هويدا و آموزگار، بيش از موقعيت خاص دولتى آنها، به شخصيت و محيط آنها بستگى دارد. تغيير نخست‏وزير نشانگر هيچ تغيير اساسى در سياست‏هاى ملى يا بين‏المللى نمى‏باشد.
     به نظر مى‏رسد شاه با انتصاب آموزگار حداقل به سه هدف دست يافته باشد. اولاً، وى توانسته است
هويدا را به جاى اسداللّه‏ علم، كه فرد نامناسبى است، به وزارت دربار شاهنشاهى منصوب نمايد. ثانيا، نسبت به انتقادات اخير در مورد كمبود كالا و نيروى برق به صورت مثبت پاسخ داده است و ثالثا، اين تغيير
گامى است به سوى متحول كردن نظام سياسى ايران كه شاه در صدد انجام آن بوده است، نظامى كه بتواند
بدون به مخاطره انداختن سلطنت بعضى از جلوه‏ها و مزاياى دموكراسى غربى را تأمين نمايد. آموزگار تقريبا 10 ماه تمام به عنوان دبيركل حزب رستاخيز ايران، يعنى تنها حزب سياسى كشور، و همچنين به عنوان وزير مشاور در امور حزب رستاخيز كار كرده است و ارتقاء وى موجب تقويت اظهارات رسمى در زمينه تأكيد بر اهميت حزب رستاخيز مى‏باشد.
     باقى ماندن وزراى مقتدر نظير هوشنگ انصارى (وزير امور اقتصادى و دارايى) در كابينه آموزگار، احتمال بروز اصطكاك در دولت جديد را نشان مى‏دهد. آموزگار، برخلاف هويدا كه مصالحه‏گر متبحرى بود، احتمالاً سعى خواهد كرد همفكران خود را در كابينه تقويت نمايد. اين كار هنگامى صورت مى‏گيرد كه وى بخواهد در اصلاح زمينه‏هاى اقتصادى حساسى چون تلاش براى برچيدن فساد، تجديدنظر در  ساختار مالياتى و متحول كردن سرمايه‏هاى بزرگ از طريق ضوابط مشوقانه دولتى، مداخله نمايد. عدم تمايل آشكارى وى به واگذارى اختيارات و پذيرفتن نظر افراد متخصص، مى‏تواند روابط نخست‏وزير جديد و كابينه را پيچيده نمايد.

موقعيت در اوپك
     آموزگار در سال 1965 به سمت وزير دارايى منصوب گشت و بلافاصله پس از آن در اوپك فعال گرديد. وى در آنجا زمينه‏اى ايده‏آل براى بروز ماهيت توانا و سخت‏كوش خود به دست آورد. وى در فوريه 1971 رئيس هيئت مذاكره‏كننده اوپك بود و در اين زمان از طريق تهديد به توقيف كشتى‏ها در بنادر، شركت‏هاى نفتى را وادار به پذيرش افزايش قابل ملاحظه‏اى در قيمت و عوارض محموله‏هاى نفتى نمود. در طى سالهاى پس از آن، وى به صورت يكى از شاخص‏ترين چهره‏هاى اوپك كه طرفدار افزايش قيمت‏ها مى‏باشد، درآمد.
     آموزگار به هنگام ايراد سخنرانى در مجمع عمومى سازمان ملل در آوريل 1974، از كشورهاى صنعتى به دليل حفظ استانداردهاى زندگى خود به قيمت استفاده بيش از حد و به هدر دادن ذخاير زيرزمينى، انتقاد نمود و ادعا كرد كه اين كشورها نسبت به وضعيت كشورهاى روبه رشد بى‏تفاوت هستند، كشورهايى كه متحمل اثرات سياست‏هاى حفاظتى، تورم، بى‏ثباتى بازار، شرايط نامناسب قراردادهاى تجارى و كمك‏هاى ناچيز مى‏باشند. وى شديدا از افزايش قيمت نفت دفاع نمود و استدلال كرد كه كشورهاى پيشرفته، قيمت نفت (و ساير مواد خام) را به‏طور عمدى پايين نگه مى‏دارند تا استانداردهاى بالاى زندگى خود را حفظ كنند.
     آموزگار در سال 1974، از وزارت دارايى به وزارت كشور و امور خدمات شهرى منصوب گرديد، ولى اداره مذاكرات نفتى توسط وى براى شاه آن‏قدر خوشايند بود كه سبب شد شاه همچنان وى را به‏عنوان مشاور و طرف مذاكره در موضوعات اوپك حفظ نمايد. در دسامبر 1975 هنگامى كه تروريست‏هاى عرب وى و چند تن از اعضاى ديگر اوپك را در اجلاسيه وين به گروگان گرفتند و تهديد كردند كه اگر درخواست‏هايشان عملى نشود آنها را خواهند كشت، امكان داشت زندگى آموزگار به صورت ناگهانى و خشونت‏بارى خاتمه يابد. گروگانها پس از 30 ساعت عذاب و سختى آنها را آزاد كردند.

موقعيت در حزب
     در اكتبر 1976 در كنگره دوم حزب رستاخيز ايران، اعضاى حزب آموزگار را به عنوان دبيركل آن انتخاب نمودند. اين سمت علاوه بر اين كه يك كرسى وزارتى براى وى داشت، سبب شد سرپرستى 1200 عضو تمام وقت حزبى 300 دفتر مركزى حزب و 50000 شعبه حزبى را عهده‏دار شود. (اين حزب 5 ميليون عضو دارد.) با اين حال اين موقعيت يك پايگاه سياسى در ايران براى وى به دنبال نداشت، زيرا براثر اعتماد شاه به چنين موقعيتى دست يافت. وى كه در نظام حزبى امريكا مطالعه كرده بود، ديدگاههاى فعال‏تر و جديدترى براى حزب رستاخيز ايران مطرح كرد. وى همچنين افراد وفادار به خود را در سمت‏هاى كليدى به كار گمارد.   
مردى با قدرت سازماندهى
     جمشيد آموزگار فرزند حبيب‏اللّه‏ آموزگار (نويسنده و سياستمدارى كه بعدها وزير كابينه و سناتور شد) در 25 ژوئن 1923 در تهران متولد گرديد.       پس از تحصيل در رشته حقوق و مهندسى در دانشگاه تهران در سال 1943 به ايالات متحده رفت. وى از دانشگاه كرنل با بورس اعطايى، در رشته‏هاى بهداشت عمومى و مهندسى بهداشت مداركى دريافت نمود و سپس براى يك سال در يك شركت آب و برق در كاليفرنيا كار كرد. وى در سال 1950 به تدريس در كرنل مشغول شد و براى مدت كوتاهى به عنوان متخصص آبهاى زيرزمينى براى سازمان ملل كار كرد. وى در سال 1951 دكتراى مهندسى هيدروليك خود را از دانشگاه واشنگتن دريافت نمود.       آموزگار در همان سال به ايران بازگشت و براى برنامه اصل چهار ايالات متحده در زمينه همكاريهاى بهداشت عمومى كه يك پروژه مشترك ايران ـ آمريكا بود كار كرد. مراودات وى با آمريكائيان و روش‏هاى آمريكايى وى مشكلاتى برايش بوجود آورد و از آن موقع نسبت به اين كه فردى طرفدار امريكا قلمداد گردد، حساس بوده است. با اين وجود هنوز نسبت به ايالات متحده تمايلات دوستانه‏اى دارد.      آموزگار ترقى خود را از سال 1955 با يك سمت دولتى آغاز نمود. وى در آن زمان معاون وزير بهدارى گرديد. با انتصاب به وزارت كار در سال 1958، وزارتخانه را تجديد سازمان داد (وزارتخانه‏اى كه مدتها به‏عنوان فاسدترين و كم‏كارترين وزارتخانه دولت شناخته شده بود). وى متن اصلى قانون كار را كه بر رفاه اجتماعى تأكيد داشت، تهيه نمود و واحدهاى كارگرى را به طور موقت دلگرم كرد. وى در سال 1959 وزير كشاورزى شد. (اين سمت از نظر اهميت يك گام به جلو بود.) وى اين وزارت‏خانه را نيز تجديد سازمان نمود و در تصويب لايحه تقسيم اراضى كرد (كه در زمره اولين اقدامات در جهت اصلاحات
ارضى بود) از مجلس فرد مؤثرى بود. وى از سوى تعدادى از سياستمداران قديمى به‏عنوان فردى تازه به دوران رسيده قلمداد مى‏شد.
     در سال 1960، شاه كابينه را منحل و آموزگار را اخراج كرد. آموزگار نيز مشغول كار مهندسى عمران  گرديد. با اين وجود 4 سال بعد به دولت بازگشت و اين بار به وزارت بهدارى منصوب گرديد. در طى يك سالى كه در اين وزارتخانه بود آنجا را تجديد سازمان داده و سپاه بهداشت را تأسيس نمود. در سال 1965
هنگامى كه هويدا به جاى حسنعلى منصور به نخست‏وزيرى منصوب شد، آموزگار نيز جاى هويدا را به‏عنوان وزير دارايى گرفت.
     آموزگار علاوه بر مسافرت‏هايى كه براى شركت در مجامع اوپك داشته به نقاط بسيار ديگرى به ويژه به‏عنوان وزير دارايى سفر نموده است. وى چند بار براى شركت در مجمع عمومى سازمان ملل و همچنين شركت در هيئت وزارتى صندوق بين‏المللى پول و كميته عمران و بازسازى بانك بين‏المللى به ايالات متحده مسافرت كرده است. وى در سال 1972 به‏طور رسمى به اتحاد جماهير شوروى مسافرت نمود.

اطلاعات شخصى
     آموزگار يك ديپلمات آرام، زرنگ، مؤدب با شخصيتى صميمى و دلپذير مى‏باشد، ولى در عين حال مى‏تواند رك، مقتدر، متكبر و بى‏رحم باشد. وى به زمان آلمانى و انگليسى روان تكلم مى‏كند. نخست‏وزير (آموزگار ـ م) ازدواج كرده و ليلى همسرش يك زن آلمانى‏الاصل از دانزيك (گدانسك فعلى در لهستان) ى‏باشد كه به زبان انگليسى صحبت مى‏كند. از همسرش به‏عنوان يك زن با سليقه ياد مى‏شود كه براى جبران فقدان زيبايى خود، لباسهاى خوبى مى‏پوشد. خانواده آموزگار كه فرزندى ندارند به آرامى در شمال تهران زندگى مى‏كنند و در زمره شيك‏پوشان كلوپ تهران محسوب مى‏شوند. با اين حال از نظر اجتماعى فعال نبوده و معمولاً گوشه‏گير هستند و دوستان نزديك اندكى دارند. آموزگار معشوقه‏اى دارد كه وجود او توسط همسرش تحمل مى‏شود.
     آموزگار سه برادر دارد. جهانگير متولد 1920 و عضو سابق هيئت دولت كه از دسامبر 1962 به سمت رايزن امور اقتصادى و سرپرست هيئت اقتصادى ايران در سفارت ايران در واشنگتن كار كرده است. كورس متولد 1927، يك مهندس عمران كه در طى سالهاى 1970 تا 1974 وزير مسكن بوده است. هوشنگ نيز حداقل از 1969 تا نوامبر 1973 سرپرست اداره اطلاعات دبيرخانه اوپك در وين بوده است. جهانگير و كورس از دانشگاههاى امريكا درجه دكترا دريافت نموده‏اند. اطلاعات در مورد تحصيلات هوشنگ فعلاً در دسترس نمى‏باشد، ولى وى نيز احتمالاً در امريكا تحصيل كرده است. 19 اوت 1977

سند بعدي
جمشيد آموزگار نخست‏وزير (از 7 اوت 1977)خيلى محرمانه
عنوان خطاب: آقاى نخست‏وزير
     جمشيد آموزگار براى مدت نزديك به 20 سال مناصب بالاى دولتى را تصدى و همزمان با آن مشاور اصلى شاه در امور نفت و طرف مذاكره اصلى از جانب دولت ايران در سازمان كشورهاى صادركننده نفت (اوپك) بوده است. وى از اكتبر 1976 تا اوت 1977 دبيركل تنها حزب سياسى ايران، يعنى حزب رستاخيز ايران، بود. اين سمت به وى يك كرسى در دولت تحت‏عنوان وزير مشاور در امور حزب رستاخيز داد. انتصاب وى به نخست‏وزيرى از جمله اقداماتى است كه شاه در نظر دارد براى دگرگونى سيستم سياسى ايران انجام دهد، سيستمى كه بدون به خطر انداختن نظام سلطنتى، بعضى از مزايا و جنبه‏هاى دموكراسى غربى را فراهم خواهد نمود. شاه از آموزگار انتظار دارد با استفاده از توانايى سازماندهى و سوابق اقتصادى خود، حمايت جامعه را براى اجراى برنامه‏هاى سياسى و اقتصادى داخلى جلب نمايد. با اين حال اين واقعيت كه وى دست راست شاه در مسائل مربوط به امور نفت مى‏باشد، آموزگار را براى ايالات متحده فرد مهمى كرده است. وى نسبت به امريكا احساس دوستانه‏اى دارد، ولى سعى مى‏كند از هر موقعيتى كه ممكن است براى وى اشتهار به آمريكايى بودن را همراه داشته باشد، پرهيز نمايد. آموزگار در كنفرانس اوپك يك طرف مذاكره زيرك و هوشيار بوده و شخصيتى صريح و قدرتمند نشان داده است. وى در كنفرانس‏هاى 1971، 1973 و 1974 سمت رياست داشته است. وى در سال 1975 در يك سخنرانى براى مجمع عمومى سازمان ملل اظهار داشت با تعيين بهاى نازل براى مواد خام، نظير نفت، تعداد كمى از كشورها به منظور تأمين استانداردهاى عالى زندگى براى خود، منابع زيرزمينى كشورشان را به نابودى مى‏كشانند. وى ادعا كرد كه نفت ارزان، شكاف بين كشورهاى رو به رشد و توسعه يافته را عميق‏تر مى‏كند. آموزگار يكى از گروگانهايى بود كه در اجلاسيه 1975 اوپك در وين توسط اعراب تروريست دستگير و براى مدت 30 ساعت زندانى شد. وى در اجلاسيه اوپك در دوحه سال 1976: تأكيد ايران بر افزايش 15 درصد بهاى نفت را منعكس كرد.
معرفى و ويژگيها
     آموزگار كه فردى سخت‏كوش و بدعتگذار ايده نتيجه‏گرايى مى‏باشد، يكى از تكنوكراتهاى بى‏شمارى است كه توسط شاه براى مدرن كردن ايران مورد استفاده قرار گرفته است. وى مداركى در رشته‏هاى بهداشت عمومى و مهندسى بهداشت از دانشگاه كرنل و دكتراى مهندسى هيدروليك خود را از دانشگاه واشنگتن دريافت نموده است. وى پويايى، تشويق و انتقاد از فساد را با سمت جديد خود به همراه آورده است.       آموزگار با 54 سال سن، مردى مرتب، آرام و مؤدب بوده و شخصيتى صميمى و خوشايند دارد. وى مى‏تواند تقريبا درباره هر موضوعى با درايت صحبت كند. وى در سال 1972 از اتحاد جماهير شوروى و
ايالات متحده ديدار نمود. وى در اجلاسيه صندوق بين‏المللى پول و بانك توسعه جهانى (IBRD) در سال 1971 (واشنگتن) و 1973 (نايروبى) شركت داشت. در سال 1975 به عراق و پرو مسافرت نمود.      آموزگار با يك زن آلمانى ازدواج كرده و فرزندى ندارند. هر دوى آنها انگليسى را به روانى و زبان آلمانى صحبت مى‏كنند. آموزگار سه برادر دارد كه آنها نيز مناصب شايسته‏اى در دولت داشته‏اند.

سوابق برجسته
59 ـ 1958: وزير كار     60 ـ 1959: وزير كشاورزى      64 ـ 1960: مهندس مشاور
65 ـ 1964: وزير بهدارى      74ـ 1965: وزير دارايى      76 ـ 1974: وزير كشور و امور خدمات شهرى
     از اكتبر 1976 تا اوت 1977: وزير مشاور در امور حزب رستاخيز ايران
     7 اوت 1977: تاكنون نخست‏وزير 19 اكتبر 1977 ـ 27/7/56

سند بعدي
خيلى محرمانه
مكان: اتاق ناهارخورى اختصاصى نخست‏وزير زمان: 7 مه 1978 ـ 17/2/57 صورت مذاكرات شركت‏كنندگان: عاليجناب جمشيد آموزگار، نخست‏وزير ايران، جك سى ـ ميكلاس، رايزن سفارت امريكا در تهران       نخست‏وزير آموزگار به مناسبت عزيمت قريب‏الوقوع من از ايران، مرا به يك ناهار خصوصى دعوت
نمود، پس از گفتگوهاى متعارف ابتدايى و تجديد خاطره در مورد مراودات 22 سال گذشته، از وى درخواست نمودم در صورت امكان، خلاصه‏اى از ارزيابى خود را در مورد حكومت نه ماهه‏اش ارائه نمايد. آن‏طور كه وى مى‏گويد يكى از مشكلات اصلى وى به حركت در آوردن بوروكراسى در ايران مى‏باشد. وى گفت هنگامى كه در رده‏هاى پايين‏تر از معاونت‏ها، سياست‏هايى براى اجرا اتخاذ مى‏گردد با تنبلى، بى‏تفاوتى و عدم كارايى بسيار زياد مواجه مى‏شود. نظام بوروكراتيك در قالب خود ساخته‏اش قرار گرفته و به‏طور اتوماتيك عمل مى‏كند، ولى حتى حركت ابتكارى ناچيزى هم از خود بروز نمى‏دهد. وى تصور مى‏كند سال‏هاى بسيارى طول خواهد كشيد تا براين كمبودها غلبه كنيم.      من سؤال كردم كه وى قصد دارد چه اقدام خاصى انجام دهد. وى گفت محور اصلى تلاش‏هايش ايجاد تغييراتى در ساختار اقتصادى و سازمانى دولت مى‏باشد. به اين معنى كه مثلاً وى در حال زدودن انحصارات مى‏باشد و به‏عنوان نمونه  ورد واردكنندگان فولاد را نام برد. وى گفت قبلاً واردات فولاد تحت كنترل سه يا چهار نفر بود كه خود آنها نيز از توليدكنندگان داخلى فولاد بودند و بدين ترتيب با حفاظت از بازار انحصارى خود منافع بسيارى كسب مى‏كردند. در حال حاضر، گرچه عوارضى بايد به دولت داده شود، ولى هركسى مى‏تواند فولاد وارد كند. اين عوارض قابل توجه نيستند، به نحوى كه هم‏اكنون حدود 250 مقاطعه‏كار وارد تجارت فولاد شده‏اند و هزينه فولاد براى مصرف‏كننده تا حد يك سوم كاهش يافته است. آموزگار در ادامه گفت تلاش مى‏كند تا دولت را از بسيارى از فعاليت‏هاى اقتصادى ديگر خارج نمايد. وى تصور مى‏كند اكثر انحصارات دولتى بيهوده و بيش از حد هزينه در بردارد. وى معتقد است سرمايه‏گذاريهاى خصوصى بايستى اكثر فعاليت‏هاى انحصارى دولت را در دست بگيرند. وى گفت تا جايى كه امكان داشته باشد، بايد سرمايه‏گذارى آزاد، مشخصه اقتصاد ما را در آينده تشكيل دهد.      آموزگار همچنين گفت تلاش مى‏كند ساختار دولت را تغيير دهد و يا حداقل تغييراتى ايجاد كند تا ادارات و سازمانهاى مختلف دولتى تا حد ممكن از لحاظ فيزيكى به حوزه فعاليت‏هاى‏مربوط به خود نزديكتر شوند. وى گفت به عنوان مثال ترتيبى داده است تا شيلات و محيط زيست از تهران خارج و در  منطقه درياى خزر و خليج فارس مستقر شوند. كار مشابهى نيز در رابطه با جنگلبانى صورت گرفته است. وى پيشنهاد بسيارى از همكاران خود در هيئت دولت مبنى بر تأسيس يا توسعه واحدهاى جديد در تهران را رد كرده و به آنها توصيه نموده است كه براى چنين فعاليت‏هايى مكان ديگرى در كشور را پيشنهاد نمايند. در رابطه با مسئله بودجه، وى گفت شاه اجازه داده تا به استثناى بودجه نظامى، هر اقدامى لازم است در زمينه بودجه انجام دهد. وى نيز متعاقبا اولويت‏هايى براى هزينه‏ها تعيين كرده و بسيارى از فعاليت‏هايى كه ممكن است ضرورت داشته باشند، ولى از نقطه‏نظر نيازهاى مردمى فوريتى ندارند، به حالت تعليق درآمده‏اند. وى بار ديگر با ذكر مثالى گفت طرح تئاتر پيشنهادى در اصفهان به حالت تعليق درآمده است. مردم اصفهان سالهاى گذشته را بدون سالن تئاتر سپرى كرده‏اند و حداقل مى‏توانند تا پنج سال ديگر نيز بدون چنين ساختمانى به حيات خود ادامه دهند.
     سؤال كردم كه به عقيده او عناصر مذهبى در اين كشور چه نقشى مى‏توانند داشته باشند و يا  ايستى در آينده اجرا كنند و آيا دولت وى با هيچ يك از رهبران مذهبى در اين مورد صحبت كرده است يا خير. وى گفت دولت عملاً با رهبران مذهبى در تماس مى‏باشد، در حقيقت چند تن از اين رهبران در طى نوروز با وى ملاقات كرده‏اند و بدون كنايه و صريح براى وى مشخص كرده‏اند كه آنها قدرت واقعى در كشور را در اختيار دارند. آموزگار گفت وى نيز در پاسخ گفته كه او هم يك مسلمان خوب است (به هنگام اداى اين  جملات لبخند كوچكى بر لب داشت) و از آيت‏اللّه‏ها پرسيده است كه اگر تا اين حد قدرتمند مى‏باشند چرا بازاريها را مجبور نمى‏كنند تا فعاليت‏هاى اعتبارى خود را بدون ربا انجام دهند. قرآن آنها مى‏گويد گرفتن
سود براى وام گناه است و در حال حاضر هركسى مى‏داند كه نرخ بهره در بازار 25 درصد مى‏باشد. آموزگار در ادامه تذكر داد كه آيت‏اللّه‏ها از پيروان خود خواسته‏اند تا به يادبود كشته‏شدگان قم، در خانه مانده و از برپايى جشن‏هاى بزرگداشت نوروز خوددارى كنند. وى نيز به آيت‏اللّه‏ها تذكر داده است كه در پاسخ به درخواست آنها بيش از چهار ميليون ايرانى براى گذراندن تعطيلات خود كشور را ترك كرده و يا به منطقه ديگرى رفته‏اند. وى نتيجه‏گيرى كرد اين عقيده كه رهبران مذهبى بر بازاريها و توده مردم نفوذ دارند، افسانه بوده و زائيده محافل منزوى دانشگاهى مى‏باشد. وى گفت حقيقت اين است كه وقتى منافع آيت‏اللّه‏ها با  نافع بازاريها در يك جهت مى‏باشد، حمايت بازاريها وجود دارد. هنگامى كه منافع آنها در يك جهت نباشد، مانند دو موردى كه وى يادآورى كرد، عقيده مذهبيون به هيچ گرفته مى‏شود.       آموزگار اين مطلب كه بينوايان بى‏سواد و ناآگاه هنوز تحت تأثير نفوذ مذهبيون مى‏باشند را مسلم دانست. با اين حال وى معتقد است هنگامى كه بخش اعظم جمعيت كشور باسواد شوند و ببينند كه عقايد مذهبيون تا چه حد قديمى و در رابطه با ايران جديد از دور خارج شده مى‏باشد، تغيير خواهند كرد. وى گفت در صورتى كه دولت در زمينه تأمين مسكن مناسب، لباس، غذا، تحصيلات و مراقبت‏هاى پزشكى براى اين گروه به موفقيت‏هايى دست يابد، مشكلات سياسى تا حد قابل اغماضى كاهش خواهند يافت. محافل روشنفكرى و دانشگاهى نيز تا حدى يك اقليت ناچيز، كه از گوشه و كنار نق مى‏زنند و هيچ تأثيرى بر زندگى سياسى يا سرنوشت كشور نخواهند داشت، كاهش مى‏يابند. به عبارت ديگر، آموزگار اين‏گونه القاء كرد كه به عليت اقتصاد، راسخى دارد. در مورد شايعاتى كه در زمينه تغييرات احتمالى كابينه شنيده بوديم، از وى سؤال كردم. وى گفت تنها تغييرى كه ممكن است درآينده نزديكى انجام شود، خسروشاهى وزير بازرگانى مى‏باشد. علت اين است كه قرار است قانونى به اجرا گذاشته شود كه براساس آن از تمامى وزرا و ساير مقامات عاليرتبه دولتى خواسته مى‏شود، داراييهاى خود را علنى نمايند و در شرايطى كه احتمال تقابل اين منافع وجود داشته باشد، داراييهاى خود را به صورت سپرده نگهدارند. وى گفت خسروشاهى بسيار ثروتمند است و سرمايه‏هاى بسيارى دارد و مايل نيست براثر اجراى اين قانون مانعى در مقابل خود ايجاد كند. وى (خسروشاهى) درخواست كرده است تا استثنا قائل شوند، ولى آموزگار پاسخ داده است دولت به سختى مى‏تواند لايحه‏اى را امروز از مجلس بگذارند و بلافاصله در روز بعد براى يك وزير استثنا قائل شود. بنابراين وى تصور مى‏كند كه خسروشاهى استعفا خواهد داد. تا جايى كه وى مى‏داند هيچ يك از وزراى ديگر چنين مشكلى ندارند و آموزگار تصور نمى‏كند به هر دليل ديگرى تغييراتى در كابينه بوجود آيد.
     در خاتمه از وى پرسيدم به عقيده او، چه مدت طول خواهد كشيد تا حكومت وى امور را به آن صورتى كه وى مايل است در اختيار بگيرد. وى گفت حداقل چهار سال. اما وى احساس مى‏كند كه اگر دولت بتواند امور اقتصادى را به نحو معقولى سالم نگهدارد و نيازهاى اقتصادى مردم را به صورت قابل قبولى برآورده سازد، فشارهاى سياسى قابل تحمل و كنترل خواهد بود. ظاهرا وى مطمئن است امور به نحوى پيش مى‏رود كه چنين مطلبى اثبات خواهد شد. سند بعدي
11 ژوئيه 1978 ـ 21/4/57 
عاليجناب دكتر جمشيد آموزگارنخست‏وزير ايران آقاى نخست‏وزير عزيز
     از فرصتى كه براى ملاقات در طول سفر اين جانب به ايران به من داديد، صميمانه تشكر مى‏كنم. لطف شما در پذيرفتن من موجب امتنان است.      كشورهايمان براساس تبادلاتى كه از آن بهره‏مند مى‏شويم، روابط دوستانه و عميقى با يكديگر دارند. چنين مراوداتى نشانه تداوم تعهد دوجانبه ما در همكارى جهت نيل به صلح و ثبات بين‏المللى مى‏باشند. اميدوارم شما را به زودى ملاقات نمايم.دوستدار شما ديويد دى. نيوسام   

مجموعه اسناد بدست آمده از لانه جاسوسي در تهران – كتاب هشتم

Design: Tohid Niknami www.niknami.ir