جهانگير آموزگار در اسناد وزارت خارجه آمريكا در سال 1979

 تاريخ: 20 ژوئن 1961 ـ 30/3/40 محرمانه
از: بخش اقتصادى، 1535به: وزارت امورخارجه، واشنگتن
     دكتر جهانگير آموزگار كه به سمت وزير بازرگانى منصوب شده جانشين پورهمايون مى‏شود كه اكنون معاون نخست‏وزير است. آموزگار 38 ساله، برادر جمشيد آموزگار، وزير كار و وزير كشاورزى سابق مى‏باشد. ظاهرا داراى يك درجه دكترا (اقتصاد) از دانشگاه كاليفرنيا است. وى در دانشگاه ميشيگان، اكسيدنتال و مدرسه زبان نظامى كاليفرنيا تدريس كرده است. با دريافت يك بورس مطالعاتى از مؤسسه بروكينگز، مدت يك سال و نيم است كه در ايران به بررسى مشكلات اقتصادى كشورهاى كمتر توسعه يافته مشغول است. همسرش آمريكايى است. در سال 1960 به‏عنوان نماينده مجلس انتخاب شد و عضو حزب ملّيون فارس است. به عنوان فردى طرفدار آمريكا، صادق و توانا معروف است. اين‏طور پنداشته شده كه وى «منصوب سفارت آمريكا» از طريق سلسله مراتب دولتى است. سفارت آمريكا در تهران معتقد است كه نخست‏وزير، اداره گمركات را تحت كنترل وزارت بازرگانى درخواهد آورد.
بخش اقتصادى: كلى فورث / دبليو. اف. لونى

سند بعدي
تاريخ: 22 ژوئن 1961 ـ 1/4/40 خيلى محرمانه
از: سفارت آمريكا، تهران ـ مرسله 687 به: وزارت امورخارجه، واشنگتن
موضوع: صورت مذاكرات با جهانگير آموزگار
     به پيوست صورت مذاكرات بين ادوارد جى. ويلت كارمند سياسى اين سفارت و جهانگير آموزگار كه جديدا به سمت وزير بازرگانى منصوب شده است، مى‏آيد. براى سفير استيوارت دبليو. راكول وزير ـ رايزن خيلى محرمانه  زمان: 20 ژوئن 1961 ـ 30/3/40مكان: مراسم تدفين پدر سيروس سميعى
صورت مذاكرات شركت‏كنندگان: جهانگير آموزگار، وزير جديدالانتصاب وزارت بازرگانى ادوار جى. ويلت، وابسته سفارت 
     آموزگار اين گفتگو را با اظهار اين مطلب كه از انتصاب خود راضى است، شروع نمود. «امروز فقط به افراد وزارتخانه معرفى شدم، اما فكر مى‏كنم خيلى بد نخواهد بود. هنگامى كه امينى براى اولين بار به صدارت رسيد، خيلى شيفته وى نبودم، ولى با كمى تفكر جدى‏تر به اين نتيجه رسيدم كه شايد هيچ كس ديگرى كه بتواند به اندازه او و به خوبى او كار كند، وجود نداشته باشد.      همان‏طور كه مى‏دانيد در دولت‏هاى شريف‏امامى و اقبال نيز مناصبى به من پيشنهاد شد، اما من نمى‏خواستم با آنها و اطرافيان آنها همكارى داشته باشم. به نظر من اقبال فقط يك احمق ساده مى‏باشد و شريف‏امامى زيرك اما ضعيف است. آنها توسط فاسدترين افراد احاطه شده‏اند. حال اگر امينى فقط براى يك ماه در مصدر قدرت بماند، خواهم توانست درآينده با افتخار از همكارى با دولت وى ياد كنم. حتى از نقطه‏نظر تبليغاتى، اينكه وى به خارج رفته است نيز كاملاً خوب به نظر مى‏رسد. در مورد كابينه و ساير انتصابات وى بسيار خوشوقتم  ادآورى كنم در عين حالى كه ممكن است سروصداها و ياوه‏سرايى‏هايى وجود داشته باشد، در ميان آنان كسى وجود ندارد كه به عقيده من به هر صورتى شخصا فرد فاسدى باشد. ارسنجانى به غير مسئولانه‏ترين روش صحبت مى‏كند، درخشش حماقت‏هاى كمترى به خرج مى‏دهد و فقط سروصدا مى‏كند. ولى آنها در هيچ موردى، هيچ كارى در سطح كشور انجام نداده‏اند كه به ضرر دولت تمام شود.»
     «از اين كه فهميدم امينى حمايت توده مردم را براى خود كسب كرده است، بسيار خوشحال شدم. نمى‏دانم كه واقعا درست است يا نه، اما به من گفته‏اند كه وى هر روز حمايت‏هاى مردمى بيشترى به  ست مى‏آورد. علت اين امر تا حدى مربوط به انتصابهاى بسيار عالى وى مى‏باشد. گنجى كار فوق‏العاده‏اى در وزارت راه انجام داده است. يكى از دوستان وكيل من، روز گذشته به من گفت كه وى در طول 35 سال
تجربه كارى خود هرگز انتصابات فوق‏العاده‏اى كه الموتى در دادگسترى انجام داده را نداده است. بله، فكر مى‏كنم مى‏توانم با صداقت تمام بگويم، تقريبا بدون در نظر گرفتن نتيجه كار، هموار قادر خواهم بود با غرور به همكارى خود با چنين افرادى اشاره كنم ـ ـ چون هرگز نتوانسته‏ام همكارى با اقبال يا شريف‏امامى يا «كهنه‏كارها» را زيرسيبيلى در كنم. در مورد تمايل به همكارى، كس ديگرى به جز طالقانى ـ هر چند وى را  ه خوبى نمى‏شناسم ـ و شايد صالح را نمى‏توانم در نظر بياورم.»      «امينى شخصا مرد خوبى است كه اعتماد به‏نفس و تا حد خاصى روحيه فداكارى به وجود مى‏آورد هر چند هرگز صميمى نبوده‏ايم، ولى چندين سال است كه وى را مى‏شناسم و تاكنون چندين گفتگوى طولانى با وى داشته‏ام. وى صريح، جدى و بى‏ريا مى‏باشد. وى تشخيص مى‏دهد كه كارى به‏عهده دارد و در مورد انجام آن جدى است. اگر موقعيتى در اختيار وى قرار گيرد و بتوان بعضى از حرفهاى بيهوده و غيرمسئولانه (از جانب اشخاصى نظير ارسنجانى و درخشش) را قطع نمود، فكر كنم وى نمونه خوبى از موفقيت را به منصه ظهور بگذارد. امروز به هنگام معارفه من در وزارتخانه، سخنرانى خوبى ايراد كرد كه به دلپذيرترين وجه مرا تحت تأثير قرار داد. مضمون سخنان وى مستحكم و تاجرمآبانه بود. وى بدون استفاده از كلمات تعارف‏آميز گفت فداكارى از جانب مردم ثروتمند اين كشور مورد نياز بوده و خواهد بود و ضرورت دارد و با در نظر گرفتن دارايى‏هاى آنها كار چندان بدى نيست و نوعى بيمه محسوب مى‏شود كه در صورت بروز ناآراميهايى در آينده جان و اموال آنها را حفظ خواهد نمود. وى گفت وظيفه دولت اين است كه براى تأمين رفاه كشور و خودشان، مردم را به سمتى هدايت نمايد كه فداكارى كنند و هيچ ترديد ندارد كه دولت در انجام چنين كارى موفق نخواهد شد.»      «من فكر مى‏كنم موضع امينى كاملاً خوب است و تصور مى‏كنم وى خواهد توانست كارهاى بزرگى را به انجام برساند. در مورد اقدامات مهمى كه وى انجام داده است نمى‏توانم موردى را بيابم كه تأييد نكنم و فكر مى‏كنم چنانچه او امنيت بيشترى بيابد خواهد توانست كارهاى به مراتب بيشترى انجام دهد. برخلاف تمام شايعات، باور نمى‏كنم كه شاه عليه امينى «توطئه‏چينى» مى‏كند. هر چند بايستى تصديق كنم كه شاه در گذشته اقدامات احمقانه بسيارى انجام داده و كاملاً مسئول كشاندن كشور به وضع نابسامان كنونى است، و در عين حال كه باور نمى‏كنم شاه «تازه متوجه قضايا شده باشد»، هنوز قبول ندارم كه وى ممكن است آن‏قدر احمق باشد كه در چنين موقعيتى عليه امنيتى توطئه‏چينى كند. شايد بعد از شش ماه، ولى نه اكنون به اين كار اقدام نمايد. وى براى اين كه چيزهاى خاصى به دست آورد امينى را منصوب كرده است، نه حداقل چيزى كه مساعدت‏هاى مالى آمريكا باشد. تا زمانى كه وى  مامى اينها، منجمله كمك‏هاى قابل توجه بيشترى از جانب شما به دست نياورد و تا زمانى كه آنچه را كه مى‏خواهد از امينى نگيرد، تصور نمى‏كنم عليه امينى اقدام نمايد. در عين حالى كه هنوز از تمام فعاليت‏هاى پشت پرده آگاهى نيافته‏ام، تقريبا مطمئن هستم كه روابط امينى با شاه، اگرچه مسئله‏اى ظريف و حساس مى‏باشد، نسبتا خوب است و امينى چنين احساس را منعكس مى‏كند.»
     «تأييد مى‏كنم كه بسيارى تصور مى‏كنند كه امينى قدرت كامل نداشته و از اعتماد كامل شاه نيز  رخوردار نمى‏باشد، زيرا «افراد شاه» هنوز كنترل وزارتخانه‏هاى امورخارجه، دفاع و كشور را در اختيار دارند.  ما از يك سو هنوز هيچ تحرك بخصوصى در هيچ يك از اين زمينه‏ها صورت نگرفته و از سوى ديگر امينى تعدادى از فرمانداران (استانداران) بعضى از استانها را عوض كرده است و هيچ ترديدى وجود ندارد كه از بين انتصابات جديد، حداقل (دكتر شمس‏الدين) جزايرى انتخاب شخص امينى براى خراسان بوده است.»
     «در مورد سرنگونگى قريب‏الوقوع امينى و به دست گرفتن قدرت توسط سرلشكر تيمور بختيار، مطالبى شنيده‏ام. پذيرش چنين سمتى از جانب من نشانه‏اى است كه من اهميت چندانى به اين شايعات نمى‏دهم. تعجب مى‏كنم كه چه كسانى اين شايعات را راه مى‏اندازند.»      «همان‏طور كه مى‏دانيد انتظار چنين انتصابى را نداشتم. واقعا احساس مى‏كنم كه براى چنين كارىآمادگى ندارم، ولى در عين حال از چنين كارى نيز وحشت نكرده‏ام.»
     اظهارنظر: در حالى كه وى در تعريف از امينى تا حد ستايش از وى مبالغه مى‏كند، فكر مى‏كنم كه اين
يك گفتگوى دوستانه بود و انتظار چنين سخنانى نيز مى‏رفت، زيرا من نزديك به ده سال است كه جهانگير
را مى‏شناسم و ما براى مدتهاى طولانى در مورد مسائل سياسى گفتگو كرده‏ايم. خبر داشتم كه وى در نظر داشت ايران را به مقصد اروپا ترك نمايد و در 17 ژوئن به آمريكا برود. با اين حال مطمئنم كه انتصاب وى
يك اقدام تعجب‏آور بوده است.  سند بعدي
تاريخ: 19 فوريه 1963 ـ 30/11/41محرمانه  از: وزارت امورخارجه، 136 ـ A به: سفارت آمريكا در تهران
موضوع: وضعيت ديپلماتيك و حضور جهانگير آموزگار      از زمان ورود جهانگير آموزگار به واشنگتن به‏عنوان رئيس هيئت جديدالتأسيس اقتصادى ايران در اواسط دسامبر 1962 تاكنون، مذاكرات بى‏نتيجه‏اى در مورد تعيين عنوان و وضعيت ديپلماتيك وى صورت گرفته است. آخرين ارزيابى‏هاى وزارت خارجه در زمينه يافتن يك راه‏حل قابل قبول در يادداشتى كه به‏عنوان ضميمه اين تلگراف از  L\Aبراى U/PR ارسال شده، گنجانده شده است. مشكل در اين است كه دولت ايران دكتر آموزگار را به عنوان «سفير آزاد» مأمور كرده است و اين عنوانى است كه مى‏توان وى را از امتيازات و ويژگيهاى خاص يك مسافر، نه وضعيت و مصونيت ديپلماتيك، برخوردار نمود. تنها راهى كه مى‏توان از طريق آن امتيازات اخير را به وى داد اين است كه دكتر آموزگار به‏عنوان عضو سفارت ايران در آمريكا و با تيتر مورد قبولى مانند «وزير تام‏الاختيار» يا «وزير مشاور» به صورت يك كارمند وابسته به سرپرستى آن هيئت دائمى مأمور گردد، اما دكتر آموزگار از پذيرفتن اين  وش امتناع كرده است، زيرا با موقعيت وى به عنوان وزير كشور سابق سازگارى ندارد.
     طولانى شدن اين مذاكرات موجب افزايش بعضى از سردرگمى‏هاى خاص شده است. مثلاً دكتر آموزگار اخيرا يك تخلف رانندگى جزئى داشته است و سفارت ايران طبق معمول برگ جريمه را براى  U/PRارسال كرده تا در مورد آن اقدام شود، اما به دليل اين كه دكتر آموزگار موقعيت ديپلماتيك ندارد، مشكل مى‏توان چنين مسئله‏اى را حل كرد.       علاوه بر اين دكتر آموزگار اخيرا به وزارت خارجه آمريكا اطلاع داده است كه توسط يكى از ادارات دولت ايران، كه از بردن نام آن خوددارى كرد، از وى سؤال شده است كه آيا اكراه وزارت خارجه آمريكا در مورد اعطاى عنوان ديپلماتيك مناسب به وى نشانه اين نيست كه دولت آمريكا از انتصاب وى خشنود نمى‏باشد. وزارت امورخارجه آمريكا دكتر آموزگار را مطمئن ساخت كه مسئله فقط يك مشكل فنى حقوقى است و چنين منظورى در كار نيست. دكتر آموزگار اظهار داشت كه چنين تضمينى را مى‏پذيرد، اما كاملاً آشكار است كه صبر و تحمل وى به پايان رسيده و تنها به دليل تلاش مصرانه وى در كنترل خود است كه تندخويى ذاتى خود را فرونشانده است، آن تندخويى كه براى آن دسته از مقامات  مريكايى كه به هنگام تصدى وزارت بازرگانى و سپس دارايى توسط وى با او مراوداتى داشته‏اند، كاملاً شناخته شده مى‏باشد.
     بردبارى دكتر آموزگار در يك مواجهه ظاهرا غيرعادى در روابطش با دولت هنگامى كه تلاش مى‏كرد موضع قابل توجهى براى خود دست و پا كند، دچار فرسودگى شد.  دكتر آموزگار در موارد متعددى با ادعاى اينكه براساس دستورات تهران عمل مى‏كند، تلاش كرده است تا مذاكراتى را در مورد امور اقتصادى با وزارتخانه شروع نمايد. در مورد يك برنامه جديد  PL- 480لازم شد به اطلاع وى برسد كه درخواست چنين برنامه‏هايى بايستى در ابتدا توسط دولت ايران و از طريق سفارت آمريكا در تهران به جريان گذاشته شود. در يك مورد ديگر در رابطه با تمايل ايران به عدم تداوم نرخ مبادلات امتيازى كه در مورد مبادلات مالى و رسمى آمريكا به كار مى‏رفت، دكتر آموزگار وانمود كرد كه دولت ايران مايل است وى مذاكرات مربوطه را در واشنگتن دنبال نمايد، اما وزارتخانه اطلاع يافت كه وزارت دارايى ايران صراحتا بيان داشته كه مايل است مذاكره در اين مورد را با هيئت نمايندگى ما در تهران انجام دهد. در واكنش نسبت به چنين مواردى از جانب دكتر آموزگار، وزارتخانه مرتبا گيج شده و نمى‏داند
كه آيا دكتر آموزگار تلاش مى‏كند اختياراتى را به خود نسبت دهد كه دولت وى عملاً به او اعطا نكرده است
و يا اينكه خود دولت ايران در مورد نوع اقداماتى كه مى‏خواهد هيئت اقتصادى جديد آن در اينجا انجام دهد، مردد مى‏باشد.      خودخواهى‏هاى شخصى مسلما يكى از مشكلات دكتر آموزگار است، اما در زمينه وضعيت ديپلماتيك وى مشخصا تنها مشكل نمى‏باشد. وزارت خارجه اذعان دارد كه در يك بوروكراسى سنتى و مبتنى بر سلسله مراتب نظير ايران، براى يك وزير سابق اگر غيرممكن نباشد، بسيار مشكل خواهد بود كه يك عنوان تابعه ديپلماتيك را بپذيرد. دكتر آموزگار ممكن است خبر مربوط به ترديد تهران در رابطه با تمايل آمريكا نسبت به خود را جعل كرده باشد، اما با در نظر گرفتن شيوه برخورد ايرانيان با اين‏گونه مسائل، اين خبر ممكن است تا حدى هم موجه باشد.
     وزارت خارجه مايل است از دردسرهاى بيشتر ناشى از اقدامات خلاف معمول در رابطه با وضعيت ديپلماتيك يا مستقل دكتر آموزگار در اينجا پرهيز نمايد. از هر نوع راهنمايى براساس برخورد احتياط‏آميز با مقامات عالى‏رتبه دولت ايران كه بتوان توسط سفارت به مورد اجرا گذاشته شود، عميقا تشكر مى‏گردد.راسك  سند بعدي
جهانگير آموزگار خيلى محرمانه 
     دكتر آموزگار در سال 1919 متولد شد. عضو خانواده‏اى معروف است و پدرش حبيب، قبلاً سناتور بود. در رشته اقتصاد در دانشگاه كاليفرنيا دكترا گرفت و در همانجا به تدريس در رشته اقتصاد مشغول شد. آموزگار يكى از اقتصاددانان برجسته ايرانى است، ولى به جاى اين كه عملگرا باشد تئوريسين است. در مواردى با درگير كردن خود در مسائل جزئى، مسائل و موضوعاتى عمده و مهم را از ياد مى‏برد. قدرى خودبين است و چنانچه با مخالفت يا دست‏كم گرفتن روبرو شود، عصبانى و آتشين مزاج مى‏شود. همسرش آمريكايى است و به زبان انگليسى به روانى تكلم مى‏كند.      در حين اقامت در آمريكا نامزد شركت در انتخابات مجلس شد، ولى از مراجعت به ايران امتناع ورزيد، در كابينه نخست‏وزير امينى به تاريخ 20 ژوئن 1961 وزير بازرگانى شد و در تاريخ 26 مه 1962 و پس از كناره‏گيرى بهنيا در اوايل سال 1962 به سمت وزير دارايى منصوب گرديد. پس از سقوط دولت امينى در ژوئيه 1962، آموزگار مدتى بيكار بود تا اين كه در دسامبر 1962 به عنوان رئيس هيئت جديدالتأسيس اقتصادى ايران به واشنگتن اعزام شد. در آنجا به كار تماس مستقيم با تعدادى از سازمانهاى آمريكايى (بانك صادرات و واردات، وزارت كشاورزى و AID) كه درگير طرح‏هايى در ايران بودند، سرگرم بود.
     در گفتگو با دوستان آمريكايى و ايرانى‏اش، آموزگار با صراحت گفته است كه شاه به مسائل اقتصادى واقف نمى‏باشد. وى همچنين از حاميان سرسخت نخست‏وزير امينى است و به نظر مى‏رسد كه در  خالفت با امينى و گروه اقتصاددانان گمراهش، شاه آموزگار را نيز ناديده نگرفته است. بهترين دوست آموزگار در دولت كنونى علاوه بر برادرش جمشيد، منوچهر گودرزى است. با بسيارى از اقتصاددانان حرفه‏اى دولت تماس نزديك داشته و با مدير بودجه يعنى مجيدى و معاون رئيس كل بانك مركزى، فرمانفرمائيان، نيز
رابطه‏اى تنگاتنگ دارد.      شايد بتوان گفت كه آموزگار به حدى طرفدار آمريكاست كه در شرايط سياسى كنونى به نفع وى نمى‏باشد. همسر آمريكايى‏اش نيز هيچ‏گاه نتوانسته است خود را با شرايط ايران وفق دهد و خود آموزگار نيز متوجه شده كه انطباق‏پذيرى مجددش با شرايط ايران، ناراحتى‏هايى را برايش فراهم ساخته است. مى‏توان گفت كه زياده از حد به انتقاد از كشورش پرداخته و آمريكا را نيز به خاطر عدم تلاش در حمايت از اشخاص مناسب (امينى و آموزگار)، آن هم در زمان مناسب به باد انتقاد مى‏گيرد.
خلاصه اين كه وى روش برخورد شاه با مسائل اقتصادى را مطلوب نمى‏پندارد و شاه نيز در انتقاد از سياست‏هاى اقتصاد نخست‏وزير امينى، آموزگار را هم از قلم نمى‏اندازد. با اين حال، چنانچه امينى، جمشيد آموزگار يا منوچهر گودرزى يا رضا انصارى نخست‏وزير شوند، ممكن است جهانگير آموزگار نيز به يك  نصب مهم اقتصادى دست پيدا كند. از طرف ديگر به خاطر آمريكايى بودن همسرش، شايد تصميم
بگيرد كه در آمريكا اقامت گزيند. اصولاً او يكى از دوستان آمريكا است كه هميشه آن را ديده انتقاد مى‏نگرد.      تذكر: آموزگار اخيرا كار تأليف كتابى تحت عنوان «كمك فنى در تئورى و عمل، مورد ايران» را به پايان رسانده كه توسط انتشارات فردريك ا. پراگر، شماره 111 خيابان چهارم، نيويورك به چاپ رسيده
است. هيچ يك از اعضاى هيئت نمايندگى USAID در سفارت اين كتاب را هنوز نخوانده‏اند، ولى براى دريافت چند نسخه از آن تقاضانامه فرستاده‏اند.  ال. ام. دون 13 نوامبر 1965 ـ 22/8/44 سند بعدي
خيلى محرمانه 22 نوامبر 1965 ـ 2/9/44، الف ـ 363      جهانگير آموزگار ـ حدودا 46 ساله و وزيرمختار و سرپرست هيئت اقتصادى واشنگتن است. وى داراى درجه دكتراى اقتصاد از دانشگاه كاليفرنيا مى‏باشد و در آنجا به‏عنوان مدرس اقتصاد نيز كار كرده است. همسر آمريكايى دارد. به هنگام اقامت در آمريكا به‏عنوان يكى از كانديداهاى مبارزه انتخاباتى مجلس ايران تعيين شد، ولى از بازگشت به ايران خوددارى نمود. در زمان حكومت امينى در 1961 وزير اقتصاد وى بود و در 1962 وزير دارايى شد. پس از سقوط امينى وى براى سرپرستى هيئت اقتصادى جديدالتأسيس ايران به واشنگتن اعزام شد. آموزگار يك اقتصاددان مترقى ايرانى مى‏باشد، اما در مقايسه با برادرش جمشيد آموزگار، وزيردارايى فعلى، كه سخت‏كوش و عملگرا مى‏باشد، يك تئوريسين است. 
     جهانگير آموزگار به صراحت در مورد عدم درك شاه از مسائل اقتصادى صحبت مى‏كند و به هيئت‏هاى داراى اختيارات بيشتر معتقد است. وى در سمت رسمى خود بيشتر خرده‏گير است و مواردى با معطوف كردن توجه خود به موضوعات كوچك، نسبت به موارد مهم سردرگم مى‏شود. در حال حاضر آموزگار باتوجه به اكراه و عدم تمايل هم شاه و هم امينى، احتمالاً بسيار آمريكايى‏تر از آن است كه در شرايط سياسى فعلى ايران به اهداف خود برسد، اما ممكن است در يك شرايط سياسى متفاوت صاحب قدرت و نفوذ باشد.  سند بعدي
تاريخ: 21 فوريه 1973 ـ 2/12/51 خيلى محرمانه  از: سفارت آمريكا در آتن، 5089 به: وزارت امورخارجه، واشنگتن  موضوع: نامزد ايرانى براى صندوق بين‏المللى پول
     1ـ مينايى، مدير اداره امور امريكايى وزارت امورخارجه، گزارش مى‏دهد كه محمد يگانه، مدير اجرايى على‏البدل كنونى صندوق بين‏المللى پول، از طرف دولت ايران فراخوانده شده تا رئيس بانك مركزى شود. دولت ايران پيشنهاد مى‏كند كه جهانگير آموزگار كه به‏عنوان وزير مختار امور اقتصادى در سفارت ايران در واشنگتن مشغول خدمت است، جانشين او گردد. مينايى خاطرنشان مى‏سازد كه يگانه نماينده كشورهاى غنا، الجزاير، يمن و يونان نيز مى‏باشد. دولت ايران ميل دارد همچنان عضو هيئت مديره صندوق بين‏المللى پول باشد و در نظر دارد به جلب حمايت كشورهاى فوق بپردازد، چون انتخابات براساس توافق  معى صورت خواهد گرفت. مينايى مى‏افزايد كه قبل از آن، صندوق بين‏المللى پول متوجه خواهد شد كه از مشورت با ما در مورد طرز برخورد يونان با قضيه نامزد شدن آموزگار براى اين سمت، سود برده است. صندوق بين‏المللى پول ترديدى ندارد كه اين موضوع از حمايت ساير كشورها برخوردار خواهد شد، ولى معتقد است كه شايد دوستى ديرين شاه با كنستانتين، از طرف رژيم يونان به صورت يك نكته منفى عليه نامزد ايران به كار گرفته شود. مينايى مى‏خواهد بداند كه آيا مى‏توانيم در مورد طرز برخورد يونانى‏ها اقدام مؤثرى انجام دهيم تا به دولت ايران نيز كمك شده باشد كه در تضمين پيروزى آموزگار در انتخابات، از تاكتيك‏هاى لازم استفاده كند.      2ـ اقدام مورد تقاضا: چنانچه وزارت‏خارجه و سفارت آمريكا در آتن در مورد طرز برخورد يونان با قضيه نامزدى آموزگار براى احراز اين سمت اطلاعاتى ارائه نمايند، موجب امتنان خواهد شد. هك  سند بعدي
جهانگير آموزگار وزير مختار در امور اقتصادى، سفارت ايران در واشنگتن خيلى محرمانه       جهانگير آموزگار، يكى اقتصادانان برجسته ايران، از دسامبر 1962 در سفارت ايران در واشنگتن عهده‏دار اداره امور اقتصادى بوده است. او دوست دارد كه خود را سفير سيار بداند. آموزگار گاهى سياست‏هاى آمريكا را مورد انتقاد قرار مى‏دهد، اما اصولاً با اين كشور برخوردى دوستانه دارد.
     جهانگير آموزگار در تاريخ 13 ژانويه 1919 در تهران متولد شد. پس از اخذ درجه ليسانس حقوق و
ادبيات از دانشگاه تهران، به آمريكا رفت و در دانشكده اقتصاد دانشگاه كاليفرنيا در لوس‏آنجلس دكترا دريافت نمود. چند سالى را نيز در دانشگاه كاليفرنيا و كالج اكسيدنتال لوس‏آنجلس به تدريس پرداخت.      آموزگار در سال 1961 به‏عنوان عضو تحقيقاتى مؤسسه بروكينگز به ايران بازگشت. مدتى بعد در همان سال وزير بازرگانى شد و از ماه مه تا ژوئيه 1962 وزير دارايى بود. ظرف سال‏هاى 1961 و 1962 رياست شوراى عالى شركت ملى نفت ايران و هيئت مديره شركت تجارت خارجى را برعهده داشت. همچنين در شوراى عالى اقتصادى، شوراى پول و اعتبار و هيئت مديره بانك ملى عضويت داشت. وى در ژوئيه 1973 به عنوان مدير اجرايى صندوق بين‏المللى پول برگزيده شد.       گاهى از اوقات با تمركز بيش از حد بر روى مسائل جزئى، مسائل مهم را از ياد مى‏برد. او خودپسند است و در صورت مواجه شدن با مخالفت يا دست كم گرفتن، عصبانى و آتشين مزاج مى‏شود. آموزگار زبان انگليسى را به روانى صحبت مى‏كند. در رشته تحصيلى‏اش كتب و مقالات متعددى را به رشته تأليف در آورده است. آخرين كتاب وى «ايران: توسعه اقتصادى در شرايط دوگانه (1971)» نام دارد. شماره ژوئيه 1973 نشريه  Foreign Affairsدر برگيرنده مقاله‏اى از اوست كه «داستان نفت: واقعيت‏ها، تخيلات و بازى منصفانه» نام دارد. آموزگار با يك  ن آمريكايى ازدواج كرده كه الينورروث هورن نام دارد. او سه برادر معروف و مهم دارد كه عبارتند از:       جمشيد آموزگار، وزير دارايى؛ كورس آموزگار، وزير مسكن ؛ هوشنگ آموزگار، رئيس اسبق اداره اطلاعاتى دبيرخانه اوپك تا نوامبر 1973. 3 آوريل 1974 ـ 14/1/53 سند بعدي
جهانگير آموزگار وزير مختار در امور اقتصادى، سفارت ايران، واشنگتن خيلى محرمانه  عنوان خطاب: آقاى آموزگار
     جهانگير آموزگار، 56 ساله، از دسامبر 1962 وزيرمختار امور اقتصادى و رئيس هيئت اقتصادى سفارت ايران در واشنگتن بوده است. اگرچه در تئورى از زيردستان سفير زاهدى است، ولى در انجام وظايف و عمليات استقلال دارد. آموزگار گاهى به انتقاد از آمريكا مى‏پردازد، ولى اصولاً از دوستان آن كشور به شمار مى‏رود.

نقطه‏نظرات
     نويسنده چند كتاب و مقاله در مورد مسائل اقتصادى است. آخرين كتاب وى «ايران: توسعه اقتصادى تحت شرايط دوگانه» (1971) نام دارد. در مقاله‏اى با عنوان «داستان نفت: واقعيت‏ها، تخيلات و بازى منصفانه» (Foreign Affairs، ژوئيه 1973) وى گفته است كه عرضه‏كنندگان نفت عامل به وجود آمدن كمبود نيستند و اين امر را ناشى از افزايش شديد تقاضا در اروپاى غربى، ژاپن و امريكا مى‏داند. در همان مقاله قيد كرده است كه اعضاى اوپك مى‏دانند كه ذخاير نفت بيش از چند دهه ديگر دوام نخواهند داشت،
بنابراين يا بايد اقتصادهاى خود را توسعه داده و متنوع سازند و يا اين كه در تلاش براى بالا بردن سطح زندگى شكست بخورند.

اطلاعات شخصى
     داراى درجه فوق‏ليسانس اقتصاد از دانشگاه واشنگتن سياتل، دكترا از دانشگاه كاليفرنيا لوس‏آنجلس. گاهى اوقات بى‏صبر و حوصله و با تمركز بيش از حد بر مسائل جزئى و مسائل عمده و مهم را از ياد مى‏برد. خودپسند است و يا در برابر مخالفت‏ها يا دست‏كم گرفتن نيز گاهى عصبانى و آتشين مزاج مى‏شود. به زبان انگليسى به روانى تكلم مى‏كند. سه برادر دارد كه عبارتند از: جمشيد، وزير كشور و  مور خدمات شهرى و نماينده ايران در اوپك، كورس كه اخيرا وزير مسكن شد (تا سال 1974)؛ و هوشنگ، رئيس اداره اطلاعاتى دبيرخانه اوپك (تا سال 1973). با يك زن آمريكايى زيبا و باهوش ازدواج كرده است.  سوابق شغلى       قبل از سال 1961: مدرس، در كالج اكسيدنتال لوس‏آنجلس در دانشگاه كاليفرنيا
     1961: پروفسور تحقيقات، مؤسسه بروكينگز، ايران
     1962 تاكنون: وزيرمختار در امور اقتصادى و رئيس هيئت اقتصاد ايران در واشنگتن
     1973 تاكنون: مدير اجرايى، صندوق بين‏المللى پول.
13 ژوئيه 1975 ـ 22/4/54
سند بعدي
تاريخ: 21 نوامبر 1977 ـ 30/8/56 خيلى محرمانه
از: سفارت آمريكا، تهران ـ 10290 به: وزارت امورخارجه، واشنگتن با اولويت
از وزير مختار براى سفير سوليوان مراجع: الف) تهران 9221، ب) تهران 9336، ج) تهران 9826
موضوع: برنامه‏ريزى اقتصادى ايران
     1ـ طى يك گفتگوى مفصل و جامع با اينجانب و كارمند اقتصادى در مورد وضعيت و دورنماى
اقتصادى جارى و دراز مدت ايران، جهانگير آموزگار، سفير ايران در آمريكا، از طرز فكر موجود در
محافل دولتى ايران حول و حوش برنامه‏ريزى اقتصادى پرده برداشت. او اخيرا بررسى ويژه به عمل آمده
در سازمان برنامه و بودجه را مطالعه نموده و آن را تلاشى در راستاى «شناخت بيمارى و به منظور دور
ساختن ايران از وضعيتى قلمداد نمود كه در آن يك جراح قلب ممكن است مجبور شود به علاج بيمارى
سرطان بشتابد.» وى گفت مقدمات كار فراهم آمده تا گروهى از اعضاى بانك جهانى به بررسى اوضاع
دراز مدت اقتصادى ايران بپردازند و معتقد است كه از همكارى كامل و همه جانبه دولت ايران نيز
برخوردار خواهد گرديد.
     2ـ در تكميل و تأييد مفاد آمده در مراجع (الف) و (ب)، آموزگار اظهار داشت كه هنوز مشخص نيست
كه اسناد برنامه‏ريزيهاى آتى از چه مشكل و محتوايى برخوردار خواهند شد، ولى مى‏داند كه قرار نيست
مجوزهاى چند ساله (يعنى پنج ساله) صادر گردد. آنچه ممكن است در كنار بودجه آتى ظاهر شود،
احتمالاً مقدمه‏اى خواهد بود كه به تصويب مجلس نيازى نخواهد داشت، ولى اهداف عمرانى را حتما
مشخص خواهد نمود.
     3ـ سفير آموزگار همچنين گفت كه همان نحوه برخورد با رهيافت هندوستان يعنى رهيافت
«خودكفايى» در رابطه با برنامه‏ريزى اقتصادى در اينجا هم مطلوب واقع شده، يعنى، هدفى به نام نيازهاى
اساسى انسانى مشخص و براى تحقق هدف مورد نظر، منابع و روش لازم جمع‏بندى و تعيين خواهد
گرديد.
     اظهارنظر: ظاهرا اين هم يكى ديگر از روش‏هاى عنوان كردن «كاهش سطح توقعات» و ايجاد
تناسب‏بين توسعه اقتصادى و توان مادى مى‏باشد.
     4ـ شرح تفصيلى گفتگو متعاقبا ارسال خواهد گرديد. ميكلاس

سند بعدي
مدير اجرايى صندوق بين‏المللى پول، نايب رئيس بانك بين‏المللى عمران و توسعه
عنوان خطاب: آقاى سفير
     جهانگير آموزگار به‏عنوان نماينده اصلى ايران با رتبه سفيرى به‏طور عمده هم در صندوق بين‏المللى پول و هم بانك بين‏المللى عمران و توسعه فعاليت دارد. از سال 1969 در سمت نايب رئيس بانك بين‏المللى عمران و توسعه و از ماه اوت 1973 به عنوان مدير اجرايى صندوق بين‏المللى پول فعاليت داشته است. وى برادر نخست‏وزير اسبق ايران (از اوت 1977 تا اوت 1978)، جمشيد آموزگار است و قبلاً نيز از سال 1962 تا 1976 در سفارت ايران در واشنگتن به عنوان وزير مختار در امور اقتصادى فعاليت نموده است.      آموزگار در رشته اقتصاد از دانشگاه واشنگتن سياتل فوق‏ليسانس و از دانشگاه كاليفرنياى لوس‏آنجلس درجه تخصصى دكترا گرفت. طى سالهاى 57 ـ 1956 مشاور سازمان برنامه ايران بود و طى سال‏هاى 1960 ـ 1958 نيز در كالج اكسيدنتال لوس آنجلس و نيز دانشگاه كاليفرنياى لوس‏آنجلس تدريس مى‏نمود. در ايران نيز به‏عنوان يكى از اساتيد انستيتوى بروكينگز فعاليت داشت تا اين كه در سال 1961 به سمت وزير بازرگانى و گمركات ايران منصوب گرديد. قبل از مشغول به كار شدن در سمت فوق‏الذكر در واشنگتن به سال 1962، مدت كوتاهى نيز به عنوان وزير دارايى فعاليت كرد.      آموزگار مؤلف آثارى است تحت عناوين، «كمك فنى در تئورى و عمل (1966)، تشكيل سرمايه و منابع مالى توسعه (1971)، و ايران: بررسى اقتصادى (1977) ؛ وى همچنين به‏طور مشترك كتاب ديگرى را تحت عنوان «ايران: توسعه اقتصادى تحت شرايط دوگانه» (1971) تأليف نموده است. آموزگار 59 ساله است و به زبانهاى فرانسه و انگليس به روانى تكلم مى‏كند. او با يك آمريكايى ازدواج كرده است. 16 اكتبر 1978 ـ 24/7/57

سند بعدي

خيلى محرمانه
جهانگير آموزگارمدير اجرايى صندوق بين‏المللى پول و نايب رئيس بانك بين‏المللى عمران و توسعه عنوان خطاب: آقاى سفير
     جهانگير آموزگار، برادر نخست‏وزير اسبق ايران (از اوت 1977 تا اوت 1978) از سال 1962 تا سال  1976 وزير مختار امور اقتصادى سفارت ايران در واشنگتن بود. قبل از انتصاب به اين سمت در سال
1962، وى مدت كوتاهى در سمت وزير دارايى فعال بود. آموزگار گهگاه از آمريكا انتقاد مى‏كند، ولى اصولاً با اين كشور برخوردى دوستانه دارد. اگرچه از سال 1973 در صندوق بين‏المللى پول فعاليت داشته است، ولى هنوز هم با تهران روابط كارى بسيار نزديك و صميمانه‏اى دارد. او كه يك اقتصاددان مجرب است، گاهى با تمركز بيش از حد نياز بر مسائل جزئى، موضوعات عمده را ناديده مى‏گيرد. وى فردى خودپسند است و چنانچه با مخالفت يا بى‏اعتنايى مواجه شود، عصبانى و آتشين مزاج مى‏گردد. آموزگار معتقد است كه تنها راه‏حل مسئله بى‏ثباتى پول جهان، عزم راسخ و هماهنگ قدرت‏هاى عمده اقتصادى در راستاى نيل به سياست‏هاى منسجم و بسيط مالى و پولى است كه زمينه‏ساز رشد غير تورم‏زا مى‏گردد. او اعتراف  ى‏كند كه اين‏گونه هماهنگى موجب از دست رفتن بخشى از حاكميت ملى  واهد شد، ولى پيش‏بينى مى‏كند كه در صورت فقدان اين تلاش مشترك، بى‏ثباتى پيوسته مانند پول ملى  ر دوره‏هاى فلاكت و سختى به جريان مى‏افتد. آموزگار، از دانشگاه واشنگتن سياتل و نيز دانشگاه كاليفرنياى لوس‏آنجلس در رشته اقتصاد به ترتيب ليسانس و دكترا گرفت. از سال 1969 تاكنون نايب رئيس بانك بين‏المللى عمران و توسعه بوده است. كتب ذيل را تحت عناوين، كمك فنى در تئورى و عمل (1966)،
تشكيل سرمايه و منابع مالى توسعه (1971)، و ايران: دورنماى اقتصادى (1977) به رشته تأليف در آورده است. او كتاب ايران: توسعه اقتصادى تحت شرايط دوگانه را نيز به صورت مشترك تدوين نموده است
(1971). او به زبان فرانسه و انگليسى تكلم مى‏كند. آموزگار 59 ساله است. 19 اكتبر 1978 ـ 27/7/57

مجموعه اسناد بدست آمده از لانه جاسوسي در تهران – كتاب هشتم

Design: Tohid Niknami www.niknami.ir