قرارداد 1919 در مقابل 5 جناح مخالف

مصطفي لعل شاطري

قرارداد 1919 يک سال بعد از روي کار آمدن کابينه ميرزا حسن وثوق الدوله که از طرفداران جدي و واقعي انگليسي ها و غلام حلقه به گوش آنان بود، بين دولت ايران و انگليس منعقد گرديد. وثوق الدوله از مخالفان سرسخت نهضت جنگل به شمار مي رفت. او مردان جنگل را که نسبت به سياست هاي انگليسي ها خوش بين نبودند، تحت فشار قرار داد. «سردار معظم خراساني» (عبدالحسين تيمورتاش) را که مردي لاابالي، خوش گذران، جاه طلب و فاسد بود، با هدف مبارزه با ميرزا کوچک خان جنگلي، به عنوان حاکم گيلان تعيين نمود. دسيسه هاي اين سردار، بين رهبران و بزرگان نهضت جدايي انداخت. اين کار سبب گرديد تا «دکتر حشمت» را از صفوف جنگليان جدا نمايد. سردار معظم، علي رغم تعهدي که براي مصونيت او داده بود، وي را اعدام کرد. اين قرارداد که اساس آن به صورت پنهاني بين وثوق الدوله و وزير مختار انگليس در تهران، گذاشته شد، به صورت ناگهاني در روزنامه هاي داخلي و خارجي منتشر گرديد، به نحوي که حتي احمدشاه قاجار را نيز در بهت فرو برد و بازتاب گسترده اي در داخل و خارج ايران داشت. مواد قرارداد به شرح زير بود:
1 - تعهد دولت انگليس براي احترام مطلق به استقلال و تماميت ايران
2 - موافقت دولت انگليس براي استخدام مستشاران خود در ادارات مختلف ايران، با هزينه دولت قاجار
3 - تعهد دولت انگليس براي سامان دهي وضع نيروي نظامي ايران و حفظ نظم در داخل کشور و سرحدات آن با خرج دولت احمدشاه
4 - موافقت دولت بريتانيا به منظور واگذاري يک قرضه به ايران؛ براي تحقق بخشيدن به مفاد دوم و سوم قرارداد و تهيه وسايل کار
5 - تعهد دولت انگليس براي تأمين نيازهاي فوري ايران در زمينه هاي حمل و نقل، خطوط راه آهن، توسعه تجارت و جلوگيري از قحطي
6 - تشکيل کميته مشترک به منظور تجديدنظر در بحث گمرکي و تطبيق آن با منافع حقه مملکتي
با توجه به مفاد مقدمه قرارداد، انگليسي ها به ظاهر چند هدف اصلي را دنبال مي کردند:
الف- تحکيم و تثبيت روابط مشترک بين دولت ايران و انگليس
ب- زمينه سازي براي ترقي و سعادت ايران
ج- توجه به منافع مشترک دو دولت و تحکيم روابط دوستي بين طرفين
تأمل در موارد قرارداد و اهداف انگليسي ها، به ظاهر حاکي از آن است که حق ايران رعايت شده و آنها به قصد همکاري منصفانه و دوستانه به ميدان آمده اند. در صورتي که براي سياست استعماري بريتانيا امکان نداشت که بتواند کوچکترين منافع خود را به خاطر ايران از دست بدهد.
با بررسي مواد قرارداد مي توان دريافت که با اين شيوه، دولت انگليس سيطره خود را بر ارتش ايران که از حساسيت ويژه اي برخوردار بود، تثبيت کرده است و با ورود مستشاران انگليسي در سازمان هاي اداري و دولتي ايران، نفوذ خويش را در بخش هاي مختلف رسميت بخشيده و در عين حال گسترش داد. از طرف ديگر با صدور کالاهاي خود به ايران و گنجاندن فصلي براي تقليل تعرفه هاي گمرکي، قصد داشت تا علاوه بر دريافت سود کلان از بابت فروش کالاهاي صادراتي به ايران، از محل تعرفه ها نيز منافع خود را تأمين کند. خباثت آنها به حدي بود که آذوقه مورد نياز مردم را خريداري کرده و در انبارهاي خود احتکار کرده و با کم شدن مايحتاج زندگي آنان، خواهان مبارزه با قحطي در ايران مي شدند. اين قرارداد به قدري براي دولت انگليس حياتي بود که براي انعقاد آن، هزاران ليره انگليسي خرج کردند و رشوه دادند. آنها در اولين فرصت «آرميتاژ اسميت» کارشناس برجسته امور مالي خود را براي بررسي اوضاع نظامي قاجاريه و ايجاد ارتش واحد و مجهز به ايران فرستادند، اما به دليل مخالفت هاي عمومي با اصل قرارداد، موفق به حضور طولاني در ايران نشدند و نقشه هاي خائنانه آنان عملي نشد. برخي از مخالفان داخلي و خارجي قرارداد وثوق الدوله را مي توان به شرح زير دسته بندي نمود:
1 - روس ها
2 - نهضت جنگل، به رهبري ميرزا کوچک خان جنگلي
3 - دولت فرانسه و آمريکا و...
4 - شيخ محمد خياباني و قيام دموکراتهاي تبريز
5 - آيت الله شهيد سيدحسن مدرس
6 - صاحب منصبان قزاق
اين مخالفان انگيزه هاي گوناگوني داشتند. بعضي از آنها به دليل عقب ماندن از تسلط انگليسي ها بر ارکان حکومت قاجاريه، زير سلطه قرار دادن اقتصاد، حاکميت اداري، ارتش، گمرک، راه آهن ايران، ناراضي بودند. اين دسته از مخالفان، خواهان عقب نشيني دولت بريتانيا از مواضع خود بودند. دسته دوم مخالفان کساني بودند که براي آزادي ايران، نجات کشور و مردم از ظلم و جور بيگانگان و حفظ حاکميت ميهن خويش به مخالفت برخاستند. حتي تعدادي از آنها در اين راه از جان خود مايه گذاشتند.
احمدشاه قاجار هم دل خوشي از اين قرارداد نداشت. به گواهي اسناد تاريخي، نه تنها وثوق الدوله از بي ميلي شاه خشمگين شد، بلکه بارها از سوي او توبيخ شد. اين موضوع را مي توان در اقدام انگليسي ها بر ضد احمدشاه دريافت. آنها وقتي از نااميدي و ناتواني خود در مقابل مخالفت هاي سرسختانه شاه با قرارداد، اطمينان پيدا کردند و از تحقق نيافتن اهدافشان نااميد شدند، براي خلع شاه قاجار از سلطنت، به دسيسه پرداختند. آنان بي شرمي را به جايي رساندند که گفتند: «حکومت ايران معنايي جز تبعيت از سياست انگليس و تسليم شدن بي چون و چرا به اين سياست» ندارد.
اگرچه انگليسي ها در ابتداي کار از سنگيني بار مصائب قرارداد براي ايران آگاه بودند ولي بعد از به سنگ خوردن تير خود و ناموفق شدن در دستيابي به اهداف و تأمل بيشتر در مفاد آن، سنگيني شرايطي که قرار بود به حکومت ايران تحميل کنند را دقيق تر احساس کردند و حتي بعدها صداي خود آن ها هم درآمد. مستر «ايدن» نخست وزير آن کشور در اين خصوص اظهار داشت: «ما نمي خواهيم بار ديگر در ايران منفور خاص و عام شويم و مانند دوراني که قرارداد 1907 و 1919 منعقد شده بود، در نظر مردم ايران، بي ارزش و منفور باشيم.»
منابع :
1 - روزشمار تاريخ ايران از مشروطه تا انقلاب اسلامي، عاقلي، نشر گفتار، 1372
2 - زندگي سياسي سلطان احمدشاه، مکي، حسين، تهران، امير کبير، 1381
3 - معاهدات تاريخي ايران، رمضاني، عباس، تهران، ترفند، 1387 

روزنامه قدس

Design: Tohid Niknami www.niknami.ir