سخن سردبیر

پیروزی گفتمان انقلاب اسلامی در برابر گفتمان استکبارجهانی

درچهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی فرصت مغتنمی بدست آمده تا باردیگر دلایل شکل گیری انقلاب اسلامی و سقوط رژیم شاهنشاهی درافکار عمومی و محافل رسانه ای و علمی بررسی شود. این مساله بویژه در مورد شناخت ابعاد مختلف انقلاب اسلامی که نخستین بار بر اساس اندیشه دینی و اسلامی ، شکل گرفت، اهمیت بیشتری دارد. زیرا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بیشتر نظریه پردازان انقلاب  در جهان ، هرگونه حرکت انقلابی را یا برگرفته از اندیشه های لیبرالیستی انقلاب فرانسه می دانستند و یا بر اساس دیدگاه های مارکسیستی تحلیل می کردند. اما انقلاب اسلامی تجربه منحصر بفردی بود که برپایی یک انقلاب همه جانبه را براساس اندیشه دینی اسلام به همه مسلمانان جهان نوید داد. امری که تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی برای کمتر کسی  باور کردنی بود. اکثر نظریه‌پردازان انقلاب درجهان ، باورهای دینی را مربوط به تجربه های اشخاص می دانستند و به همین دلیل معتقد بودند که باورهای دینی نمی تواند به حرکت جمعی و انقلابی منجر شود. مهم تراینکه اندیشه دینی از نگاه آنها فاقد شرایط لازم برای تشکیل یک نظام سیاسی جدید است. اما تشکیل نظام جمهوری اسلامی خط بطلانی بر این نظرات کشید.
انقلاب سلامی در ایران از طریق  حضور مردم در صحنه مبارزه علیه شاه تحت رهبری امام خمینی و با اتکاء به اسلام به عنوان ایدئولوژی رهایی بخش، از ظلم پهلوی و استیلای آمریکا و متحدانش شکل گرفت  و در سایه پیروزی این انقلاب ، گفتمان انقلاب اسلامی به جهانیان عرضه شد. دراین گفتمان چهار ویژگی بیش ازهر گفتمان دیگر قابل توجه بود:

1- جدایی ناپذیری اسلام از سیاست و حکومت
 تاکید براین واقعیت که اسلام را نمی توان از سیاست جدا کرد. زیرا دین و زندگی انسان ها باید در یک راستا در خدمت تعالی بشر قرار گیرد. درواقع این نظریه، اندیشه سکولاریستی غرب که جدایی دین و سیاست وحکومت را تبلیغ می کرد، به چالش کشید. انقلاب اسلامی با تاکید برجدایی ناپذیری سیاست ازاسلام، اندیشه تشکیل حکومت دینی را درقالب تشکیل جمهوری اسلامی براساس احکام اسلامی به منصه ظهور رساند .

2- مبارزه هم زمان علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی
در مسیر توفنده انقلاب اسلامی علیه رژیم شاه این حرکت  با هدایت هوشمندانه امام خمینی به سمتی هدایت شد که موجِ انقلاب اسلامی را به یک حرکت ضد استکباری و در راس آن ضد آمریکایی تبدیل کرد. در واقع امام خمینی بر اساس تئوری ای که معتقد است استبداد داخلی بدون حمایت استعمار خارجی نمی‌تواند در ایران یا هر کشور دیگری بقا و دوام داشته باشد، انقلاب  را به سمت مبارزه با استکبارجهانی به سرکردگی آمریکا و به تعبیر دقیق امام خمینی "شیطان بزرگ" هدایت کرد. از آنجا که  استبدادِ حکومت پهلوی، خود مولود استعمار خارجی بود؛ نقش قدرت خارجیِ استعمارگر، به ویژه در کودتای اسفند 1299 و بعد در کودتای انگلیسی- آمریکایی 28 مرداد 1332، موجب بنیان گذاری و بازگشت دیکتاتوری به ایران شد. یعنی اگر انگلیس در 1299 کودتا نکرده بود، خاندان پهلوی به قدرت نمی رسید . همچنانکه  در سال 1332 پس از فرار محمدرضا پهلوی از کشور  اگر دخالت آمریکا و انگلیس در حمایت از شاه نبود، او به قدرت برنمی‌گشت و دولت محمد مصدق سرنگون نمی‌شد.
بعد از سال 1332 کار به آنجا رسید که حکومت آمریکا در دوره پهلوی همه‌کاره کشور بود و مداخلات بسیاری در ایران داشت؛ پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم اگر امام جریان مبارزه علیه آمریکا را هدایت نمی کرد ممکن بود آمریکا به کمک هم پیمانان داخلی اش در ایران بتواند با دخالت‌ها و اقداماتش علیه انقلاب، محمدرضا یا پسرش را به قدرت بازگرداند. امام خمینی به منظور پیشگیری از همین اقدام، یک حرکت پیش‌دستانه و بازدارنده ودرعین حال هوشمندانه کرد و آن، مدیریتِ حرکت انقلاب اسلامی  به سمت بیرون راندن آثار و بقایای آمریکا و خشکاندن ریشه‌ استعمارِ در ایران بود.

3- استقلال خواهی و نفی هرگونه وابستگی به قدرتهای سلطه جو
گفتمان انقلاب اسلامی بر اساس اندیشه امام خمینی، استقلال‌خواهی و نفی هرگونه وابستگی به غرب و شرق را در دستور کار خود قرار داد و به عنوان یکی از اصول مسلم در روابط با سایر کشورها به مورد اجراء گذاشت.  گرچه اجراء و موفقیت این نظریه را حتی در دوره پیروزی انقلاب اسلامی در ایران هم بسیاری باور نمی‌کردند. زیرا در آن زمان انقلاب‌ها یا گرایش به چپ مارکسیستی داشتند که به شوروی یا چین وابسته می‌شدند، یا اصلاحات گسترده‌ای بودند که براساس اندیشه‌ لیبرالیستی غربی  تئوریزه می‌شدند.
انقلاب اسلامی در قالب نظام جمهوری اسلامی با در پیش گرفتن اصل حکمت در برخورد با تحولات جدید و عزت در رودرویی با قدرتمداران بین المللی و مصلحت در رفتار با بازیگران  منطقه ای و جهانی، در استقلال خواهی عملکرد درخشانی از خود به نمایش گذاشت که دیگران نمی توانند منکر اثربخشی آن در تحولات امروز منطقه و جهان شوند.

4- نفی هرگونه سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری
در ماده 152 قانون اساسی ایران هر گونه سلطه جویی بر سایر کشورها نفی شده همچنانکه پذیرش سلطه هرقدرتی نیز به صراحت رد شده است. بر اساس این اندیشه، انقلاب اسلامی نه قصد سلطه‌جویی بر کشورهای ضعیف را دارد و نه به زیر یوغ قدرت‌های استکباری می‌رود. روشن است که این مولفه مهم در گفتمان انقلاب اسلامی تا چه میزان در تعارض مستقیم با منافع گفتمان استکبار جهانی که اساس آن سلطه جویی است ، قرار دارد.

5-  وحدت همه مسلمانان و مستضعفان جهان بر اساس عدالت‌خواهی و ظلم ستیزی
وحدت مردم  ایران رمز پیروزی انقلاب اسلامی در برابر توطئه های شرق و غرب برای به نتیجه نرسیدن انقلاب اسلامی بود. پس از پیروزی انقلاب نیز ایران با مطرح کردن شعار وحدت جهان اسلام و مسلمانان و دست دادن و کمک رسانی به همه مستضعفان دنیا در عمل جبهه قوی مقاومت را در برابر توسعه طلبی و سلطه جویی آمریکا و متحدانش فراهم ساخت.
بر اساس این پنج  مؤلفه، می توان گفت  گفتمان انقلاب اسلامی گفتمان غرب را به چالش کشید. یعنی حرکت انقلاب اسلامی یک حرکت کاملاً مستقل از آمریکا و شوروی بود که نه تنها منافع ابرقدرت‌های دنیا را به رسمیت نمی‌شناخت، بلکه خود مروّج یک پیام جهانی بود. پیام به مسلمانان و مستضعفان جهان که بدانند اولاً می‌توان بدون اتکا به قدرت‌های خارجی انقلاب کرد و این انقلاب را به ثمر رساند. ثانیاً می‌توان استکبار جهانی را به زانو درآورد.

در گذرستان شماره 46 تلاش شده است مبانی نظری انقلاب اسلام در کنار دلایل فروپاشی نظام شاهنشاهی در ایران و زمینه های شکل گیری انقلاب اسلامی در کنار تاثیر گذاری آن بر تحولات منطقه و جهان بویژه در ارتباط با سلطه جویی استکبارجهانی از دیدگاه های نویسندگان و پژوهشگران صاحب نظر بررسی شود.

Design: Tohid Niknami www.niknami.ir