پیمان سعد آباد ؛ نگاه از درون

محسن اسماعیلی


نمايندگان مجلس شوراي ملي روز 25 بهمن 1316 پيمان عدم تعرض و همكاري خاورميانه، موسوم به «پيمان سعدآباد» را تصويب كردند. اين پيمان روز 17 تيرماه همان سال در تهران ميان نمايندگان دولت‌هاي ايران، افغانستان، عراق، عربستان و تركيه منعقد شده بود و اين كشورها بر اساس آن متعهد شدند در امور داخلي هم دخالت نكنند، مرزهاي يكديگر را محترم بشمارند، عليه يكديگر به عمليات نظامي دست نزنند و خاك خود را عليه ساير كشورهاي عضو در اختيار طرف ثالث قرار ندهند. رضاشاه دو ماه پس از امضاي اين معاهده، در مراسم افتتاح يازدهمين دوره مجلس شوراي ملي گفت: «پيمان سعدآباد در مشرق‌زمين بي‌سابقه بوده و در اين هنگام كه امور عالم مشوش است، مدد بزرگي به بقاي صلح جهان خواهد بود». اما گذشت زمان نشان داد كه پيمان سعدآباد، تا آنجا كه به ايران مربوط مي‌شد، در هنگامه جنگ به كار نيامد. در شهريور 1320 كه قواي متفقين به خاك ايران حمله كردند، نه تنها هيچ‌يك از هم‌پيمانان به نفع كشور ما به فعاليتي وارد نشدند، بلكه حتي عراق خاك خود را در اختيار بريتانيا قرار داد تا از آنجا به ايران حمله كند.
روابط
پيمان سعدآباد زاييده شرايط پس از جنگ جهاني اول بود. در اين سال‌ها بريتانيا بر ايران و بخش بزرگي از خاورميانه نفوذ و تسلط داشت. عراق و فلسطين پس از فروپاشي امپراتوري عثماني، تحت قيموميت انگلستان قرار گرفتند. ايران، عربستان سعودي، مصر و افغانستان نيز به مراتب مختلف تحت نفوذ بريتانيا بودند. در اين شرايط سياست دولت انگلستان در خاورميانه دو اولويت اصلي داشت: ايجاد سد حفاظتي براي هندوستان (در برابر نفوذ اتحاد شوروي) و نگهداري از مناطق نفت‌خيز. انعقاد يك پيمان دفاعي ميان كشورهاي خاورميانه مي‌توانست هر دوي اين اهداف را با كمترين هزينه تأمين كند، بنابراين دولت بريتانيا پس از جنگ كوشيد با سروسامان دادن به اوضاع داخلي هر يك از كشورهاي منطقه و حل و فصل اختلافات ميان آنها زمينه انعقاد اين پيمان منطقه‌اي را فراهم كند.
در اين ميان افغان‌ها پس از چهار بار جنگ با قواي بريتانيا توانستند در خردادماه 1298 به پيمان صلحي دست يابند كه بر مبناي آن قيموميت انگلستان بر افغانستان خاتمه مي‌يافت. افغانستان دو سال بعد سرانجام استقلال كامل خود را به دست آورد و امان‌الله‌خان پادشاه افغانستان شد. دولت ايران فوراً استقلال همسايه شرقي را به رسميت شناخت، در كابل سفارتخانه ايجاد كرد و با دولت جديدالتأسيس افغانستان پيمان مودّت بست. امان‌الله خان در سال 1307 پس از سفر به اروپا و تركيه، به ايران آمد و در بازگشت به كشورش دست به اصلاحاتي زد كه به شورش عشاير متعصّب صفحات شمال به رهبري بچه‌سقّا انجاميد. بچه‌سقّا، امان‌الله‌خان را شكست داد و او را از كشور بيرون راند، اما حدود يك سال بعد، محمدنادرخان (وزير مختار سابق افغانستان در فرانسه) بچه‌سقّا را شكست داد و خود به عنوان «محمدنادرشاه» در كابل به تخت نشست. دولت ايران نيز فوري حكومت او را به رسميت شناخت، سطح روابط خود را با كابل ارتقاء داد و اختلافات مرزي را حل كرد. بنابراين روابط دو كشور در آستانه انعقاد پيمان سعدآباد كاملاً دوستانه بود.
قيموميت انگلستان بر عراق نيز در سال 1310 پايان يافت و حكومت مستقل عراق به پادشاهي ملك فيصل اوّل، زمام امور اين سرزمين را به دست گرفت. مهمترين اختلاف عراق و ايران به حقوق كشتيراني در شط‌العرب مربوط مي‌شد كه دولت عراق در سال 1313 (هنگامي كه هنوز تحت قيموميت بريتانيا بود) در مورد آن به جامعه ملل شكايت برده بود. جامعه ملل دو كشور را به گفت‌وگوي دوجانبه دعوت كرد كه سرانجام در 13 تيرماه 1316 (تنها چهار روز قبل از انعقاد پيمان دفاعي سعدآباد) به امضاي قراردادي انجاميد كه عملاً به سود طرف عراقي بود. اين قرارداد تحت فشار بريتانيا و به قصد آماده كردن شرايط انعقاد پيمان سعدآباد، به ايران تحميل شد و مبناي كشمكش‌هاي دو طرف طي دهه‌هاي بعدي بود.
روابط ايران و عربستان سعودي نيز از ابتداي سلطنت عبدالعزيز ابن سعود مناسب بود. ابن سعود در سال 1304 حسين‌بن‌علي، نخستين پادشاه حجاز و نجد را شكست داد و «عربستان سعودي» را تأسيس كرد. او در سال 1308 هيأت حسن نيتي به سرپرستي پسرش به تهران فرستاد و مدتي بعد پيمان مودّت ميان دو كشور امضاء شد.
دولت ايران در مورد جمهوري تركيه نيز از ابتداي تشكيل نظري مساعد داشت. سردارسپه (نخست‌وزير وقت) بلافاصله پس از اعلام تشكيل جمهوري تركيه، هدايايي براي مصطفي‌كمال (آتاتورك) فرستاد و رياست جمهوري او را تبريك گفت. روابط رضاشاه با آتاتورك هميشه در نهايت دوستي بود و تركيه تنها كشوري بود كه رضاشاه در دوران سلطنت به آن سفر كرد.
با اين اوصاف زمينه انعقاد پيمان دفاعي خاورميانه در تابستان 1316 و در شرايطي كه خطر درگرفتن جنگ دوم جهاني محسوس بود، آماده شد.
مفاد
دكتر توفيق رشدي آرس وزيرخارجه تركيه، دكتر ناجي‌الاصيل وزيرخارجه عراق، سردار فيض محمدخان وزيرخارجه افغانستان در خرداد 1316 در تهران حضور يافتند تا پيمان سعدآباد را امضاء كنند. مفاد موضوعات اصلي اين پيمان از اين قرار بود: ماده يك دولت‌هاي امضاءكننده را از دخالت در امور داخلي يكديگر منع مي‌كرد. ماده دو آنها را به محترم شمردن مرزها متعهد مي‌كرد. دولت‌هاي امضاءكننده در ماده سه مي‌پذيرفتند در اختلاف‌هاي بين‌المللي با يكديگر مشورت كنند. ماده چهار امضاءكنندگان را از تجاوز به يكديگر منع مي‌كرد (معناي تجاوز و موارد استثناء در اين ماده تشريح شده بود). ماده پنج بر اين امر دلالت داشت كه چنانچه يكي از امضاءكنندگان به ديگري تجاوز كند، دولت مورد تجاوز ضمن دفاع از خود بايد مسئله را به جامعه ملل ارجاع دهد. ماده هفت امضاءكنندگان را متعهد مي‌كرد جلوي تشكيل كانون فتنه عليه ساير دولت‌هاي عضو را در خاك خود بگيرند.
 زمینه‌های شکل‌گیری پیمان:
  سیاست خارجی ایران قبل از جنگ جهانی دوم و در زمان رضاخان، بر مبنای استوار ساختن موقعیت خود در برابر دو قدرت شوروی و انگلیس بود. در همین راستا، می‌توان نزدیکی ایران به آلمان را در دوره رضاخان تحلیل کرد؛ اما، این سیاست (یعنی استوار سازی موقعیت در مقابل دو قدرت بزرگ شوروی و انگلیس) تنها با نزدیکی به آلمان تحقق پیدا نمی‌کرد، به همین خاطر رضاخان برقراری روابط دوستانه با دولت‌های همجوار و قدرت‌های منطقه‌ای را در دستورکار قرار داد و در ادامه همبن سیاست بود که پیمان سعدآباد منعقد شد.
کشورهای عضو پیمان (ایران، ترکیه، افغانستان، عراق):
  ترکیه یکی از جمله کشورهایی بود که ایران به روابط دوستانه با او روی آورد. برقراری روابط دوستانه با ترکیه برای ایران دستاورد بزرگی محسوب می‌شد، چرا که در اثر همین برقراری روابط بود که آزادی مناطق شمالی ایران از سیطره کامل شوروی میسر می‌شد. ایران از طریق ترکیه دسترسی بیشتری به غرب پیدا کرد.
  از دیگر عوامل نزدیکی ایران به ترکیه مسئله مشترک آنان در باب ناآرامی عشایر کرد، در مرزهایشان بود.  پس از استقرار این روابط دوستانه بود که رضاخان بنا به دعوت رئیس جمهور ترکیه (مصطفی آتاتورک) در خرداد 1313 به این کشور سفر  کرد.
  افغانستان دیگر کشوری بود که ایران با توجه به سیاست مذکور با میانجی‌گری ترکیه بر سر رفع اختلافات مرزی، روابطش با ایران در سال 1313 به نحو چشم‌گیری بهبود یافت.
  تلاش‌هایی نیز برای برقراری روابط با کشور عراق، علی‌رغم اینکه مشکلات و مسائل میان این دو کشور بیش از بقیه کشورها بود، صورت گرفت.
   در مجموع سیاست حسن روابط با کشورهای همسایه در تیرماه 1316 با انعقاد پیمانی امنیتی میان کشورهای مذکور به نتیجه رسید که به پیمان سعدآباد معروف گردید. به مناسبت امضای پیمان مزبور، از طرف رضاخان تلگراف‌های تبریکی در تاریخ 19 تیرماه 1316 به محمدشاه پادشاه افغانستان، ملک غازی پادشاه عراق و مصطفی آتاتورک رئیس جمهوری ترکیه مخابره شد.
اهداف پیمان:
  طی این قرارداد دولت‌های عضو، ضمن تعهد در مقابله با خطر کمونیسم و همچنین تعهد بر عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر، قید کردند که در کلیه اختلافات بین‌المللی که با منافع آنها در ارتباط بود، مشورت بکنند و علیه یکدیگر، عملیات متجاوزانه‌ای انجام ندهند.
نقش قدرت‌های بزرگ در شکل‌گیری پیمان:
  برخی این پیمان را ساخته و پرداخته دست بریتانیا دانسته و معتقدند که ایران در این دوره تحت نفوذ استعار انگلیس بوده و انگلیسی ‌ها همواره از  نفوذ روسها به کشورهای تحت سلطه خود هراس داشتند و به دنبال بستن راه نفوذ آنها در منطقه بودند؛ و به خاطر همین طرح انعقاد چنین قراردادی را در دستور کار قرار دادند. برخی دیگر نیز دست شوروی را در انعقاد این پیمان مشاهده می‌کنند و عده‌ای دیگر انعقاد پیمان سعدآباد را نتیجه ذکاوت و دوراندیشی دولت‌های متعاهد دانسته‌اند.
 فرجام پیمان:
  در عمل، این پیمان راه به جایی نبرد، چرا که ایران در عمل تمایل به آلمانی داشت که شریک شوروی بود. کارشناسان آلمانی در بسیار از مؤسسات ایران، از جمله راه‌ آهن، مخابرات، حمل و نقل و اسلحه سازی خدمت می‌کردند. از همین رو،ناکارآمدی پیمان مزبور در شهریور 1320 ظاهر گشت. چرا که ایران از سمت شمال و جنوب مورد تجاوز قدرت‌های خارجی قرار گرفت و کشورهای هم پیمان نه تنها کمکی به ایران نکردند بلکه از اظهار تآسف هم خودداری کردند.
پیمان سعدآباد توطئه دیگر لندن بر ضد تهران بود
 در اين روز در سال 1316 (1937ميلادي) ميان ايران، تركيه، عراق و افغانستان يك پيمان عدم تجاوز امضاء شد كه چون دركاخ سعد آباد (تجريش) امضاء شده بود به پيمان سعد آباد معروف شده است. وزيران امور خارجه افغانستان، تركيه و عراق براي اين منظور به تهران آمده بودند (در آن زمان هنوز پاكستان تاسيس نشده بود كه وارد اين پيمان شود).
    رسانه هاي آلمان دو سال بعد و پس از آغاز جنگ جهاني دوم مدعي شدند كه اين پيمان طبق نقشه انگليسيها منعقد شده بود تا رضا شاه در اجراي انديشه «احياء ايران زمين»، با كمك گرفتن از آلمان و سازش با مسكو و آنکارا، در صدد ضميمه كردن افغانستان و شرق رود دجله به ايران برنيايد.
     مورخان معاصر در تاليفات خود، نزديك شدن بعدي افغانستان به روسيه را هم يك نقشه لندن به منظور رهانيدن خود از كابوس وحدت ايران و افغانستان ذكر كرده اند. سياست هاي انگلستان در آسياي جنوبي عامل اصلي تجزيه ايران زمين و جدا شدن تدريجي افغانستان بود. بيش از دو قرن است که انگلستان نسبت به افغانستان حساسيت ويژه از خود نشان داده است!.
پیمان سعدآباد از نگاهی دیگر:
عصر روز سه شنبه 31 فروردین ماه 1317 شمسی قراردادهای مفصلی بین دولت های ایران وترکیه به امضاء رسید و از این رو ابلاغیه ای به شرح زیر بین وزیر امورخارجه ایران و رئیس هیئت نمایندگی ترکیه امضاء شد . بنابر متن این قرارداد درتعقیب مذاکرات ایران وترکیه، مذاکراتی که از چندی پیش بین دولت ایران از یک طرف وهیئت نمایندگی ترکیه از طرف دیگر جریان داشت با موفقیت خاتمه یافت و به امضای قراردادهای ذیل منتهی شد.
  1 -قرارداد اقامت 2- قرارداد امنیت منطقه سرحدی و تسویه حوادث واختلافاتی که در منطقه مزبور به ظهور می رسد.3- قرارداد تعاون قضائی درمسائل حقوقی وتجارتی4- عهدنامة استرداد مقصرین وتعاون قضائی دراموراجرائی 5- موافقت نامه برای تنظیم طرز عمل ادامه گمرکات ایران وترکیه که درسرحد دائر خواهد شد.6- موافقت نامه مخصوص راجع به دا ئر کردن پاره ای خطوط تلگرافی وتلفونی بین دولتین 7- قرارداد هوائی 8- موافقت نامه مربوط به تسهیل و ازدیاد تزانزیت، حمل ونقل مال التجاره ومسافر ازطریق طرابوزان – تبریز- تهران و بالعکس 9- قرارداد دام پزشکی 10- عهدنامه دریانوردی و تجارت.
 علاوه برقراردادهای مذکور، موافقت نامه هائی نیز در مسائل مختلفی که مربوط به منافع مشترک دو کشور و اسباب مزید همکاری فیمابین است، حاصل گردید. درتمام جریان مذاکرات، محیط صدق و صفا که حاکی از روح مودت و الفت فی مابین است حکمفرما بود و نمایندگان طرفین با ایمان به لزوم تشیید علائق برادری دو ملت ایران و ترک، تعاطی نظر می نمودند.
  عنایت الله سمیعی وزیر امور خارجه ایران و جمال حسنی  رییس هیات نمایندگی ترکیه  این قرارداد را امضا کردند. یقین است که باعقد قراردادهای جدید، مناسبات دوستی و یگانگی ایران وترکیه که نتیجه رای دوربین و توانای دو قائد عظیم الشان دو ملت برادر است، براساس تزلزل ناپذیری استوار ، و معاضدت وهمکاری ایران وترک از هر جهت بیش از پیش فراهم خواهد شد.
  برحسب دعوتی که از وزیر امورخارجه عراق شده بود، آقای ناجی الاصیل روز پنجشنبه دهم تیرماه به تهران وارد شده، به قصر صاحبقرانیه رفته و عصر یکشنبه 13 تیرماه، عهدنامه تحدید حدود ایران و عراق وحل اختلافات راجع به شط العرب درعمارت وزارت امورخارجه توسط عنایت الله سمیعی وزیرامورخارجه  و ناجی الاصیل وزیرامورخارجه  عراق امضاء و ابلاغیه ذیل ازطرف نمایندگان دو  دولت منتشر شد.
  دولت ایران درباره این سفر ابلاغیه منتشر کرد. مذاکراتی که از چندی پیش بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت پادشاهی عراق راجع به سرحدات مشترک دولتین، و موضوع شط العرب ادامه داشت با موفقیت خاتمه یافته و منتهی به عهدنامه سرحدی و پروتکل ضمیمه آن گردید:
با انعقاد این عهدنامه اختلافاتی که از سالیان دراز بین ایران وعراق موجود بود مرتفع و جای نهایت مسرت است که اینک تحت توجهات اعلیحضرت همایون شاهنشاه ایران و اعلیحضرت پادشاه عراق دو قائد عظیم الشان دو
کشور دوست وهمسایه محیط حسن تفاهم واقعی و صدق وصفا که حاکی از روح مودت و الفت فیمابین است در مناسبات دو دولت حکمفرما شده و موجبات تشیید روابط برادرانه بین دو ملتی که دارای علائق بیشمار مادی و معنوی می باشند فراهم گردیده و زمینه همکاری دو کشور را درطریق معاضدت برای تحکیم مبانی صلح براساس متینی استوار ساخته است.
  پس از این دیدار، آقای فیض محمدخان، وزیرامورخارجه افغانستان نیز روز چهارشنبه 16 تیر به تهران وارد و صبح پنجشنبه با شاه دیدار کرد ونهار مهمان وی بود. ساعت 5 بعد از ظهر پنجشنبه 17 تیر، پیمان عم تعرض بین چهار دولت ایران، افغانستان ،عراق و ترکیه درکاخ سعد آباد به امضاء رسید. متن کامل این عهدنامه به شرح زیر است:
  عهدنامه عدم تعرض
نظر به تمایلی که از فراهم ساختن موجبات حفظ روابط و دادیه و حسن تفاهم بین خود، با تمام وسائل موجوده خود دارند و برای تامین و استقرار صلح و امنیت درشرق نزدیک به وسیله تضمینات تکمیله در حدود میثاق جامعه ملل و برای کمک به صلح عمومی و برای ایفاء وظایفی که به موجب عـهدنامه تحریم جنگ مورخه 27 اوت 1928 پاریس وعهود دیگر که درآنها شرکت نموده اند متقبل شده اند و تماماً با میثاق جامعه ملل وعهدنامه تحریم جنگ موافقت دارد تصمیم نمودند که این عهدنامه را منعقد نمایند و برای این منظور نمایندگان مختار خود را به قرار زیر:
  اعلیحضرت شاهنشاه ایران: جناب آقای عنایت الله سمیعی، وزیرامورخارجه ایران.
اعلیحضرت پادشاه افغانستان: جناب آقای فیض محمد خان وزیرامورخارجه افغانستان
اعلیحضرت پادشاه عراق: جناب آقای دکتر ناجی الاصیل وزیرامورخارجه عراق
حضرت رئیس جمهور ترکیه: جناب آقای توفیق رشدی اراس وزیرامورخارجه ترکیه تعیین نموده اند و مشارالیهم بعد از ارائه اختیارنامه های خود که به طور منظم مرتب شده بود در مقررات ذیل موافقت حاصل نمودند:
ماده 1- دول متعاهد متعهد می شوند که سیاست عدم مداخله مطلق درامور داخلی یکدیگر را تعقیب نمایند.
ماده 2- دول متعاهد معظمه صریحاً متقبل می شوند که مصونیت حدود مشترک یکدیگر را کاملاً محترم بشمارند.
ماده 3- دول متعاهد معظمه موافقت می نمایند که درکلیه اختلافات بین المللی که با منافع مشترک آنها مربوط باشد با یکدیگر مشورت نمایند.
ماده 4- هریک از دول متعاهد درمقابل متعاهد متقبل می شوند که درهیچ مورد، خواه به تنهایی و خواه به معیت
یک یا چند دولت دیگر، به هیچ گونه عملیات متجاوزانه  برعلیه یکدیگر مبادرت ننمایند.
  عملیات ذیل تجاوز محسوب می شود:
اول- اعلان جنگ
دوم- تهاجم به وسیله قوای مسلح یک مملکت حتی بدون اعلان جنگ به خاک مملکت دیگر.
سوم- حمله به وسیله قوای بری و بحری وهوائی حتی بدون اعلان جنگ به خاک یا سفاین و یا هواپیماهای مملکت دیگر.
چهارم – کمک یا همراهی مستقیم یا غیرمستقیم به تجاوز.
  عملیات ذیل تجاوز محسوب نخواهد شد:
1- اجرای حق دفاع مشروع یعنی مقاومت درمقابل یک اقدام متجاوزانه به طوریکه فوقاً تعریف شد.
2- اقدام در اجرای ماده 16 میثاق جامعه ملل.
3- اقدام در اثر تصمیم متخذه  به توسط مجمع عمومی یا شورای جامعه ملل یا برای اجرای بند 7 ماده پانزدهم میثاق جامعه ملل، مشروط براین که درمورد اخیر این اقدام برضد دولتی به عمل بیاید که بدواً مبادرت به تجاوز نموده باشد.
4- مساعدت به دولتی که مورد حمله و تهاجم یا اعلان جنگ یکی از دول متعاهد، بر خلاف مقررات عهدنامه تحریم جنگ مورخه 27 اولت 1928 پاریس واقع شده باشد.
5- هرگاه یکی از دول متعاهد معتقد شود که ماده چهارم این عهدنامه نقض و یا در شرف نقض می باشد، بلافاصله موضوع را در پیشگاه شورای جامعه ملل مطرح خواهد ساخت. مقررات مذکوره در فوق لطمه ای به حق دولت مزبور دائر به اتخاذ هر گونه رویه که در این موقع لازم بداند وارد نخواهد ساخت.
6- هرگاه یکی از دول متعاهد برعلیه دولت ثالثی مبادرت به تجاوز نماید، طرف دیگر می تواند بدون اطلاع قبلی این عهدنامه را نسبت به تجاوز فسخ نماید.
ماده 7- هریک از دول متعاهد متقبل می شوند که درحدود  سرحدات خود از تشکیل یا عملیات دستجات مسلح و از ایجاد هرگونه هیئت و یاتشکیلات دیگری برای تخریب موسسات موجوده یا اخلال نظم و امنیت هر قسمتی ازخاکم متعاهد دیگر(سرحدی یا غیر سرحدی) و یا برای واژگون ساختن طرز حکومت طرف دیگر جلوگیری نماید.
ماده 8- نظر به این که دول متعاهد میثاق عمومی تحریم جنگ مورخه 28 اوت 1928 را به رسمیت شناخته به
موجب میثاق مزبور تسویه یا حل هر گونه اختلاف یا تنازع، قطع نظر از کیفیت یا منشاء آن که ممکن است که بین آنها بروز نماید باید فقط به وسائل مسالمت آمیز به عمل آید، این مقررات راتائید نموده اعلام می دارند که به هر طریق مسالمت آمیزی که برای این منظور فعلاً بین دول متعاهد موجود و یا در آینده موجود شود متوسل خواهند شد.
ماده 9- هیچ یک از مواد این عهدنامه نمی تواند به هیچ وجه تعهداتی را که دول متعاهد به موجب میثاق جامعه ملل متقبل شده اند تضعیف نمایند.
ماده 10- این عهدنامه که به زبان فرانسه نوشته شده و درچهارنسخه به امضاء رسیده و هریک از دول متعاهد، دریافت یک نسخه آن را اعتراف می نمایند، برای مدت پنج سال منعقد می گردد.
در انقضاء این مدت، عهدنامه مزبور به جز در موردی که یکی از دول متعاهد با اطلاع قبلی شش ماه، فسخ آن را اعلام نماید، برای پنج سال دیگر به خودی خودتجدید خواهد شد و این عمل مرتباً تکرار می گردد تا آن که یک یا چند کشور متعاهد فسخ آن را به اطلاع قبلی شش ماه، فسخ آن را اعلام نماید، برای پنج سال دیگر به خودی خود تجدید خواهد شد و این عمل مرتباً تکرار می گردد تا آن که یک یا چند کشور متعاهد فسخ آن را با اطلاع قبلی شش ماهه اعلام دارند.
این عهدنامه درصورتی هم که توسط یکی دول متعاهد فسخ شود بین دول دیگر معتبر خواهد بود.
این عهدنامه به توسط هریک از دول متعاهد برطبق مقررات قانون اساسی آن مملکت به تصویب خواهد رسید و درجامعه ملل بتوسط دارالانشاء ثبت خواهد شد واز رئیس دارالانشاء تقاضا خواهد شد که آن را به اطلاع سایر دول عضو جامعه برسانند.  اسناد تصویب آن به توسط هریک از دول متعاهد به دولت ایران تسلیم خواهد گردید. به محض این که اسناد تصویب ازطرف دو دولت متعاهد تسلیم شد، این عهدنامه بین آن دو دولت به موقع(اجراء) گذارده خواهد شد. و راجع به دولت ثالث وقتی به مرحله اجرا گذارده می شود که دولت مزبور اسناد تصویب آن را تسلیم نماید و به همین قسم درمورد دولت چهارم نیز رفتار خواهد شد.  به محض تسلیم هریک از اسناد تصویب ، مراتب به فوریت به توسط دولت ایرانبه تمام امضاء کنندگان این عهدنامه اشعار خواهد شد.
 منابع:
1- نوری اسفندیاری، فتح الله؛ رستاخیز ایران، تهران، ابن سینا، 1336، صص 702 – 701 و صص 394 – 392 و صص 495 – 493.
2-   مختاری، حبیب‌الله؛ تاریخ بیداری ایران، تهران، 1326، ص 484 – 482.
3-   توکلی، احمد؛ روابط سیاسی ایران و افغانستان، تهران، 1377، ص 81 و صص 105 – 100.
4- صلح میرزایی، خدیجه؛ اسنادی از روابط ایران و ترکیه (1320 – 1304)، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، تهران، 1382، ص 78.
5- مدنی، سیدجلال الدین؛ دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1361، ص 125.
6-   مکی، حسین؛ تاریخ بیست ساله ایران، ‌تهران، انتشارات علمی، ج 6، 1376، ص 390.

http://esmaeilitarikh.blogfa.com/post-9.aspx

Design: Tohid Niknami www.niknami.ir