ساواک ، افراد را چگونه شکنجه می کرد؟


انواع شكنجه را چندين مرحله بر متهمان اعمال مي كردند و چندين بار آنها را به سلول برمي گرداندند و در وضعيتي دلهره آور در انتظار مرحله بعدي بازجويي و شكنجه نگه مي داشتند .
قانون تشكيل سازمان اطلاعات و امنيت كشور (ساواك) در اسفند 1335 به تصويب مجلسين شوراي ملي و سنا و سپس به اعضاي شاه رسيد. بر اساس ماده اول قانون مذكور، هدف از تأسيس ساواك، حفاظت از امنيت كشور و جلوگيري از هر گونه توطئه عليه مصالح عمومي كشور، بود.
كودتاي 28 مرداد 32 ، تأثيرات زيادي در اوضاع سياسي و امنيتي ايران بر جاي گذاشت كه از جمله آنها مي توان به ارائه تعريف جديدي از " امنيت " ، " اطلاعات " و " ضد اطلاعات " اشاره كرد . آنچه كه آمريكا را براي مشاركت در كودتا در كنار انگلستان قرار داد ، خطر سلطه كمونيسم بر ايران بود كه توسط انگلستان بزرگ نمايي شده بود.
تا پيش از كودتاي 28 مرداد ، در حكومت پهلوي تعريف دقيقي از امنيت ملي وجود نداشت . پس از كودتا به تدريج تعريفي از امنيت ملي شكل گرفت و آمريكا تلاش خود را براي تقويت پايه هاي امنيت حكومت پهلوي به كار گرفت . در اين زمينه در درجه اول دستگاه ضد اطلاعات ارتش را تقويت كرد . سپس با تشكيل فرمانداري نظامي تهران وظيفه كشف ، شناسايي و تعقيب مخالفان نظامي و غير نظامي به آن فرمانداري محول شد.
فرمانداري نظامي كه به دستور آمريكايي ها ايجاد شده بود ، در حقيقت صورت تقويت شده ركن دوم ارتش بود و رياست آن بر عهده يكي از عوامل مؤثر در كودتا يعني تيمور بختيار قرار داشت . فرمانداري نظامي تا زمان تأسيس ساواك به مدت سه سال و نيم با عمليات ويژه به كشف و شناسايي سازمانها و گروههاي مخالف و دستگيري اعضاي آنها پرداخت . در اين مدت ، سازمان افسران حزب توده و سازمان فدائيان اسلام كشف و شناسايي شد ، و اعضا و هواداران آنها تحت تعقيب قرار گرفته و زنداني شدند. شدت عمل فرمانداري نظامي در برخورد با مخالفان سياسي حكومت ، مورد توجه و تشويق آمريكايي ها بود.
قانون تشكيل سازمان اطلاعات و امنيت كشور ( ساواك ) در اسفند 1335 به تصويب مجلسين شوراي ملي و سنا و سپس به اعضاي شاه رسيد . بر اساس ماده اول قانون مذكور ، هدف از تأسيس ساواك ، حفاظت از امنيت كشور و جلوگيري از هر گونه توطئه عليه مصالح عمومي كشور ، بود . ساواك از نظر تشكيلاتي وابسته به نخست وزيري بود و رئيس آن سمت معاونت نخست وزير را داشت و با فرمان شاه منصوب مي شد . در فروردين 1336 ، فرمانداري نظامي منحل شد . ساواك به عنوان دستگاه امنيتي كشور ، رسما فعاليت خود را آغاز كرد. ساواك زائيده شرايط خفقان آور دوران حاكميت فرمانداري نظامي بود . به همان شكل كه آمريكايي ها در ايجاد فرمانداري نظامي نقش اساسي داشتند، ساواك نيز با طرح و برنامه ريزي مستشاران آمريكايي تأسيس شده بود . تيمور بختيار كه تا آن زمان رياست فرمانداري نظامي را بر عهده داشت و نزد مستشاران آمريكايي شاغل در اداره دوم ارتش محبوبيت زيادي بدست آورده بود ، با نظر آمريكايي ها به رياست ساواك منصوب شد . به همراه بختيار تعدادي از افسراني كه در فرمانداري نظامي خدمت مي كردند ، وارد تشكيلات ساواك شدند .
سازماندهي ساواك توسط مستشاران آمريكايي و بر اساس سازمان " سيا "  انجام گرفته بود ، با اين تفاوت كه " سيا " تنها وظيفه بررسي اطلاعات خارجي را بر عهده دارد و وظيفه امنيت داخلي آمريكا بر عهده اف . بي . آي  است ، اما ساواك هم اطلاعات خارجي و هم امنيت داخلي را در حيطه وظيفه و اختيار خود داشت. در حقيقت ساواك از نظر كاركرد ، تركيبي از وظايف دو سازمان " سيا " و اف . بي . آي را بر عهده داشت . با تأسيس ساواك فعاليت هاي ضد براندازي و ضد جاسوسي از عهده شهرباني خارج شد و اداره كل سوم ساواك مشمول ضد براندازي و اداره كل هشتم آن مسئول عمليات ضد جاسوسي شد . گردآوري اطلاعات غيرنظامي از كشورهاي همسايه و كشورهاي هدف ، از عهده ركن دوم ستاد ارتش خارج و به اداره كل دوم ساواك محول شد و اداره كل هفتم ساواك مسئول بررسي اينگونه اطلاعات گردآوري شده، قرار گرفت .
يكي از دلايل تشكيل ساواك، بدنامي فرمانداري نظامي تهران در بكارگيري روش هاي خشن عليه متهمان بود؛ اما با ورود پرسنل فرمانداري نظامي به ساواك، خشونت و شكنجه هاي رايج در فرمانداري نظامي ، در سازمان جديدالتأسيس ساواك تداوم پيدا كرد . هر چند در دوره رياست بختيار بر ساواك هنوز شكنجه سيستماتيك نشده بود ، اما استفاده از خشونت براي اقرار گرفتن از متهمان ، شكنجه را به يك اصل پذيرفته شده در آن سازمان، تبديل كرد. اين امر موجب شد كه نام ساواك تداعي كننده بدرفتاري، خشونت و رفتارهاي غيرانساني باشد . با اين حال روش هاي شكنجه و شدت و ضعف آن در طول فعاليت ساواك يكسان نبوده است.  نكته ديگر در اين رابطه تفاوت در دامنه افرادي است كه مسئول شكنجه مي شدند.
در دوره رياست بختيار بر ساواك، بيشتر كساني مورد شكنجه قرار مي گرفتند كه اطلاعاتي در مورد سازمانهاي مخالف حكومت داشتند، نه كساني كه به جرم خواندن كتب و اوراق ممنوعه دستگير مي شدند. در دوره رياست بختيار، بازجويي هنوز علمي نشده بود و براي اقرار گرفتن از شكنجه استفاده مي شد. فردوست مسئوليت اعمال شكنجه بر متهمان را متوجه تيمور بختيار و مصطفي امجدي ( مدير كل اداره سوم ساواك ) مي داند. اشاره فردوست به عدم مخالفت شاه با شكنجه متهمان گوياي اين واقعيت است كه شاه از اعمال شكنجه بي اطلاع نبوده است. شكنجه به دستور بختيار انجام مي گرفت و زدن ضربات متعدد با شلاق سيمي از جمله اين شكنجه ها بود . سرهنگ زيبايي و مصطفي امجدي از جمله بازجوهاي طراز اول ساواك در اين دوره محسوب مي شوند كه با استفاده از " شلاق و چوب و كتك " از متهمان اعتراف مي گرفتند .
پس از بركناري بختيار ، رياست ساواك بر عهده پاكروان قرار گرفت و حسين فردوست با عنوان قائم مقام ساواك وارد آن سازمان شد . در اين دوره مأموران ساواك توسط يكي از اساتيد سازمان جاسوسي اسرائيل ( موساد ) ، تحت آموزش " بازجويي " قرار گرفتند . حاصل برگزاري اين دوره آموزش تربيت تعدادي بازجوي متخصص بود . اما متخصص شدن بازجوها در امر بازجويي ، به معني حذف شكنجه در بازجويي ها نبود . نه تنها نمونه هاي زيادي از اعمال شكنجه هاي جسماني ازاين دوره در دست است ، بلكه شكنجه روحي نيز به شكنجه هاي قبلي اضافه شد . موساد در حقيقت از طريق اين آموزش استفاده از جنبه هاي روانشناختي براي تضعيف روحي و درهم شكستن مقاومت متهمان را به مأموران ساواك ، منتقل كرد . منزوي كردن ، تحميل زندان انفرادي ، منتظر گذاشتن متهمان در اتاق بازجويي ، طرح پرسش هاي مكرر و بستن چشم ها از جمله روش هاي جديدي بود كه مأموران ساواك از آموزش هاي موساد آموخته بودند. علاوه بر آن ، پاكروان خود توسط آمريكايي ها به عنوان متخصص جنگ هاي رواني تربيت يافته بود . به همين خاطر استفاده از فشار رواني بر متهمان در دوره رياست او به عنوان يك روش جديد به كار گرفته شد .
به دنبال وقوع قيام 15 خرداد 42 و آشكار شدن ضعف دستگاه امنيتي كشور كه منجر به پاكسازي ساواك از وجود آخرين بازمانده هاي دوره رياست بختيار گرديد ، در تهران حكومت نظامي اعلام و نعمت الله نصيري به عنوان فرماندار نظامي منصوب گرديد . با برقراري حكومت نظامي ، تعداد زيادي از مبارزان و مخالفان حكومت دستگير شدند . شلاق زدن ، ممانعت از خواب و دستبند قپاني زدن از جمله شكنجه هايي بود كه بر روي دستگيرشدگان اعمال مي شد . طيب حاج رضايي ، حاج اسماعيل رضايي و لطف الله ميثمي از جمله كساني بودند كه در اين مقطع زماني شكنجه شدند .
با قرار گرفتن نعمت الله نصيري در رياست ساواك در بهمن ماه 1343 ، شدت برخورد با متهمان و زندانيان بيشتر شد. در اين دوره نيز شكنجه در دستور كار بازجوها قرار داشت و شاه نيز با وجود اطلاعي كه از شكنجه داشته است ، با اين شيوه مخالفتي نكرده است . اوايل رياست نصيري بر ساواك با ترور حسنعلي منصور و بازداشت اعضا و هواداران جمعيت مؤتلفه اسلامي مصادف بود . توكلي قمي و هاشمي رفسنجاني از جمله اين گروه بودند . هاشمي رفسنجاني اتهام ارتباط با مؤتلفه شب هاي متوالي شكنجه كردند .  روش شكنجه چنين بود كه او را روي تخت مي خواباندند ؛ پاهايش را مي بستند و به كف پاهايش شلاق مي زدند . روش ديگر او را دمر مي خواباند و به پشت او شلاق مي زدند . سيلي زدن و پيچاندن دست ها يك روش بسيار معمول بود . متهم را پس از مدتي شكنجه كردن به سلول برمي گرداندند و پس از اينكه كمي دردش آرام و بدنش سرد مي شد ، دوباره به اتاق بازجويي برمي گرداندند و شكنجه مي كردند . ازغندي و استوار ساقي از جمله بازجوهاي اين مقطع بودند و متهمان را در زندان قزل قلعه بازجويي و شكنجه مي كردند .
تهديد بستگان از جمله روش هاي شكنجه در اين دوران به شمار مي رفت . گاهي يكي از بستگان نزديك متهم را در هنگام بازجويي حاضر مي كردند و بازجو تهديد مي كرد كه اگر متهم اقرار نكند ، فرد مورد نظر را تحت آزار قرار خواهند داد . بي خواب نگه داشتن متهمان در اين دوره نيز رواج داشت .
بازجويي هاي توأم با شكنجه گاهي تا حدود 20 ساعت طول مي كشيد . استفاده از شيوه هاي رواني براي خرد كردن اعصاب متهمان از ديگر روش هاي شكنجه بود . از جمله شيوه هاي رواني اين بود كه متهم را تهديد مي كردند كه در صورت اعتراف نكردن ، او را بدست سياحتگر شكنجه گر معروف ساواك خواهند سپرد . چنانچه متهم اعتراف نمي كرد ، چند روز بعد از اين تهديد، بازجويي او توسط سياحتگر شروع مي شد.
سياحتگر متهم را روي تخت مي خواباند ؛ دو نفر مأمور سر و پاي متهم را نگه مي داشتند و او با شلاق آنقدر متهم را مي زد كه آنچه كه ديكته مي شد ، روي كاغذ بنويسد .
به دنبال گسترش اعتصابات و تظاهرات دانشجويان در سالهاي 47 تا 49 ، ناصر مقدم مدير كل وقت اداره كل سوم ساواك براي پيشگيري از تظاهرات دانشجويان در سال تحصيلي 50-49 ، دستور داد كميته اي متشكل از مأموران و بازجويان اداره كل سوم ساواك در محل زندان اوين تشكيل گردد . پيش از تشكيل اين كميته ، تعدادي از كاركنان ساواك كه در زندان قزل قلعه مستقر بودند ، دانشجويان مشكوك به فعاليت هاي سياسي را دستگير مي كردند . در بازجويي از دانشجويان بازداشت شده ، آنها را با استفاده از كابل سيمي شكنجه مي كردند . اين بازداشت ها منجر به كشف ارتباط فعاليت هاي دانشجويان با زندانيان سياسي شد . همچنين گروههاي ماركسيستي نيز شناسايي و اعضاي آنها دستگير شدند . كثرت بازداشت شدگان به حدي بود كه در زندان اوين سلولهاي جديدي براي جا دادن آنها ساخته شد . گروه طوفان ، گروه فلسطين و سازمان آزاديبخش خلق ايران ( سازمان رهايي بخش خلق ايران ) از جمله گروههايي بودند كه در نتيجه فعاليت كميته اوين و كميته قزل قلعه شناسايي شدند . به تدريج تعداد ديگري از مأموران و بازجويان كاركشته ساواك به كميته اوين پيوستند . اين اطلاعات منجر به كشف و شناسايي گروه سياهكل در زمستان 49 شد . اعضاي دستگير شده گروه مذكور به تهران منتقل شدند و در اوين تحت بازجويي و شكنجه قرار گرفتند و در نتيجه شكنجه هاي اعمال شد . دو تن از آنها در زير شكنجه كشته شدند .
در مقابل فشاري كه ساواك بر دستگيرشدگان وارد مي كرد ، عناصر باقيمانده گروههاي مذكور حمله به اماكن دولتي ، ترور مقامات و ربودن بستگان مقامات حكومتي را در دستور كار خود قرار دادند . حكومت پهلوي براي مقابله با اينگونه برنامه ها درصدد ايجاد هماهنگي بين شهرباني و ساواك برآمد كه اين امر نهايتا منجر به شكل گيري كميته مشترك ضد خرابكاري شد . هر چند در اوايل رياست كميته مشترك بر عهده سپهبد صدري رئيس شهرباني كل كشور قرار گرفت ، اما به تدريج ساواك بر مقدرات كميته مشترك مسلط شد . گردآوري اطلاعات و گرفتن اقرار از متهمين از وظايف و اختيارات واحد اطلاعاتي كميته مشترك ضد خرابكاري بود . دوره شش ساله فعاليت كميته مشترك يعني از اواخر سال 1350 تا اوايل سال 1357 يكي از سخت ترين و وحشتناك ترين مقاطع زماني براي مبارزان و مخالفان حكومت پهلوي به شمار مي رود . واحد اطلاعاتي از چهار دايره تشكيل شده بود كه يكي از آنها دايره بازجويي بود . دايره بازجويي از هشت تيم بازجويي تشكيل شده بود كه با روش هاي مختلف به آزار و شكنجه متهمان مي پرداخت ، تا از آنها در مورد فعاليت ها ، سازمان متبوع و همدستانشان اطلاعات بدست آورد . بازجوهاي كميته مشترك از نظر اداري تحت تابعيت واحد اطلاعاتي و زيرمجموعه دايره بازجويي بودند . اكثر بازجوهاي كميته مشترك را مأموراني تشكيل مي دادند كه در زمان شكل گيري كميته هاي پيش از كميته مشترك ( كميته اوين و كميته قزل قلعه ) به بازجويي از اعضاي گروههاي مخالف پرداخته بودند. برخي از بازجوها ، پيش از شروع فعاليت در دايره بازجويي ، دوره 9 ماهه اي را در اداره آموزش ساواك طي مي كردند كه در خلال آن با شيوه هاي بازجويي آشنا مي شدند . پس از طي اين دوره ، آنها به عنوان بازجوي متخصص شناخته مي شدند . بازجوها در اوايل كار خود ، در كنار بازجوهاي كاركشته و با تجربه ، جنبه هاي عملي بازجويي را فرا مي گرفتند . بازجوها در اعمال فشار و شكنجه از مقامات بالا دست خود دستور مي گرفته اند و مقامات مافوق آنها ، از شكنجه ها اطلاع داشته اند. سلسله مراتبي كه بازجوها را به مقامات مافوق ربط مي داد عبارت بود از : سربازجو ، معاون اطلاعاتي كميته مشترك ، رئيس كميته مشترك ، مدير كل اداره سوم ، رئيس ساواك و شاه .
 مستندات بيانگر اين واقعيت است كه بازجويي توأم با شكنجه با اطلاع معاون اطلاعاتي كميته مشترك انجام مي گرفته است . علاوه بر آن ، در بولتن هاي دايره جمع آوري اطلاعات ، گزارش فعاليت روزانه دايره بازجويي درج مي شد . در اين بولتن ها روند كار واحد اطلاعاتي كميته كه شامل فعاليت بازجوها و گزارش آنها از اعتراف متهمان بود ، نوشته مي شد . بولتن ها در هر هفته دوبار تهيه مي شد و غير از رئيس واحد اطلاعاتي ، رئيس كميته مشترك ، مدير كل اداره سوم ساواك ، رئيس ساواك ، دفتر ويژه اطلاعات و شاه نيز آن را دريافت مي كردند . در اين بولتن ها در قسمت گزارش بازجويي از متهمان ، نوشته مي شد كه متهم پس از مدتي مقاومت سرانجام اعتراف كرد . درج اين جمله به معناي استفاده از شكنجه براي گرفتن اعتراف از متهم بود . در هنگام دستگيري متهم اطلاعات اوليه در مورد فعاليت هاي او و سازمان متبوعش وجود داشت . اين اطلاعات اوليه مبناي كار بازجويي قرار مي گرفت . بازجو در مرحله مقدماتي بازجويي ، پس از بررسي پرونده اطلاعاتي متهم از او بازجويي به عمل مي آورد و در صورت مغايرت پاسخ هاي متهم با اطلاعات مندرج در پرونده ، موضوع را به سربازجو گزارش مي كرد . سربازجو پس از دريافت گزارش بازجو ، دستور شكنجه كردن متهم را صادر مي كرد .
در فاصله بازجويي مقدماتي تا مرحله دوم بازجويي و اعمال شكنجه ، متهم در سلول نگهداري مي شد . سپس او را از سلول خارج مي كردند و به اتاق تمشيت كه همان اتاق شكنجه بود انتقال مي دادند . مسئولان اتاق شكنجه ، حسيني شكنجه گر معروف ساواك بود . در اتاق تمشيت پيش از هر كاري دست و پاي متهم را مي بستند . بازجو در كنار متهم قرار مي گرفت و شروع به طرح سؤالات خود مي كرد و چنانچه متهم پاسخ نمي داد يا پاسخ هايش بازجو را قانع نمي كرد ، با اشاره بازجو شكنجه متهم آغاز مي شد . در بسيار از موارد ، بازجو نيز همراه شكنجه گر به ضرب و شتم و شكنجه متهم مي پرداخت . در مورد برخي متهمان ، كار بازجويي به صورت تيمي انجام مي شد و چند نفر بازجو و شكنجه گر ، كار بازجويي و شكنجه را انجام مي دادند . تعيين مرز بين عنوان " بازجو " و " شكنجه گر " مشكل است و مي توان گفت كه همه بازجوهاي كميته مشترك به اين دليل كه در شكنجه متهمان دست داشته اند ، شكنجه گر نيز بوده اند.
در كميته مشترك شيوه و نوع شكنجه ها محدود نبود ؛ بلكه از انواع روش هاي شكنجه استفاده مي شد . شخصيت فردي بازجو ، نوع اتهام فرد بازداشت شده ، سابقه فعاليت و درجه وابستگي حزبي يا گروهي او ، شرايط سياسي و موقعيت زماني دستگيري ، در تعيين نوع و ميزان شكنجه تأثير داشت . علاوه بر اين ، اعترافات متهماني كه قبلا دستگير شده بودند ، عمليات آينده حزب با گروه متبوع متهم و نيز ماهيت اطلاعاتي كه بازجو از متهم انتظار گفتن آن را داشت ، نيز در شدت و نوع شكنجه نقش داشت . استفاده از شوك الكتريكي ، استعمال بطري و تخم مرغ ، سوزاندن قسمت هاي مختلف بدن ، آويزان كردن به مدت طولاني ، بي خوابي دادن ، استفاده از دستگاه آپولو و بستن دستها و پاها و زدن ضربات متعدد كابل بر كف پاها ، ادرار كردن در دهان متهمان ، كشيدن ناخن ، فرو كردن سوزن به زير ناخن و داغ كردن سوزن با شعله فندك ، ريختن قطرات آب به طور متوالي روي پيشاني متهم ، به صليب كشيدن ، تجاوز جنسي ، دستبند قپاني زدن و آويزان كردن متهم و زدن او با كابل ، مجبور كردن متهم به دويدن بعد از شكنجه پاها و لگد كردن پاهاي شكنجه شده ، ضربه زدن بر پاها و دستهاي شكنجه شده ، تهديد به قتل ، فحاشي و هتك حرمت متهمان در حضور خانواده هايشان ، منزوي كردن متهم ، نگهداري در سلول انفرادي ، وادار كردن به دويدن و در آوردن صداي سگ ، بستن چشم ها و قرار دادن در كنار هشتي بندهاي كميته مشترك ، فرو كردن سر متهمان در آب سرد در فصل سرما از جمله شكنجه هاي رايج در كميته مشترك ضد خرابكاري بود .
آپولو مجموعه اي از چند دستگاه فلزي بود كه در اتاق تمشيت ( اتاق شكنجه ) قرار داشت و نحوه استفاده از آن چنين بود كه متهم را روي تخت فلزي مي خواباندند ، سپس با استفاده از گيره هايي كه روي دسته هاي تخت قرار داشت ، دست ها و پاهاي او را مي بستند و به وسيله دستگيره اي كه روي دستگاه وجود داشت ، پاهاي متهم را به سمت بالا مي آوردند تا كف پاها رو به بالا قرار گيرد . " كلاه خود " فلزي را كه از سقف آويزان بود ، به سمت پايين مي كشيدند تا سر و شانه هاي متهم را بپوشاند . سپس با كابل كف پاهاي او را مي زدند . و يا با آتش سيگار قسمت هاي بدنش را مي سوزاندند و يا اينكه سوزن در زير ناخن هايش فرو مي كردند و با شعله فندك سوزن را داغ مي كردند . در اين لحظات دردآور صداي فرياد متهم بلند مي شد و داخل " كلاخود " مي پيچيد . هر چه بر شدت شكنجه افزوده مي شد ، صداي فرياد ناشي از درد بيشتر در گوش متهم مي پيچيد و شكنجه گران بدون اينكه صداي متهم را بشنوند به شكنجه او ادامه مي دادند . در اتاق تمشيت حسيني مخصوص اعمال انواع شكنجه ها و مخصوصا تبحر خاصي در شكنجه پاها داشت . كف پاها را به چهل قسمت مساوي تقسيم مي كرد و با پائين آوردن شلاق هر بار قسمتي از كف پا را مي زد به طوري كه هيچ قسمتي از كف پاها از ضربات شلاق و كابل در امان نمي ماند . جز در مواردي كه متهم در بازجويي مقدماتي اعتراف مي كرد ، از يك روش شكنجه استفاده نمي شد ؛ بلكه انواع شكنجه را چندين مرحله بر متهمان اعمال مي كردند و چندين بار آنها را به سلول برمي گرداندند و در وضعيتي دلهره آور در انتظار مرحله بعدي بازجويي و شكنجه نگه مي داشتند .

سایت نداي انقلاب

Design: Tohid Niknami www.niknami.ir